تبلیغات
اتاق فکر

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




اتاق فکر

سایت تخصصی اتاق فکر

برای دریافت صوتهای آموزشی به شبکه تلگرام به آدرس زیر بپیوندید.

fekrema@

یا به این شماره پیامک بزنید: 09129400135

تلفن دفتر:88707284

برای خرید  از دکمه فروشگاه بالای  صفحه استفاده کنید.

جلد کتاب اتاق فکر در 10 گام


کتاب  قوز فکری اثر دیگری از  مهندس راهداری مولف کتاب  اتاق فکر در 10 گام  در ابان ماه سال 1393 منتشر شد این کتاب  در حوزه تفکر فردی بوده و دارای تکنیکهای فراوان برای  ایجاد موفقیت فردی از طریق تفکر است.

کتاب قوز فکری به چاب چهارم رسید.




کتاب قوز مالی ازپول کودن تا پول هوشمند منتشر شد

کتابی متفاوت  درباره  پول





کتاب  سلاخی نخبگان

 دردوره قاجار و پهلوی 

از دستگیری ممدریش تا دستگیری باربی

به قلم استاد راهداری منتشرشد.






«شما در این سایت می­توانید از آخرین اطلاعات و آموزش­ها

 درحوزه اتاق فکر  مطلع شوید» 

   


در این سایت هر هفته مطالب جدیدی در باره اتاق فکر گذاشته می شود.

 محصولات  جدید:

                                     


دانلودها 

   دانلود  پاورپوینت  کلاس  آموزش تفکر فرمت pptx

  2- کلیک کنید برا ی دریافت  پاورپونت فرمت pdf

     3- کلیک کنید برا ی دریافت  فهرست دورههای طراحی شده مهارت اندیشه واتاق فکر. فرمت pdf جدید

  4- برنامه آموزش مهارت تفکر شامل: انضباط فکری و ابرهوش و...  در نیمه دوم سال 1393

  5  -برای دانلود رایگان فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری  کلیک کنید.*************جدید****************

6-  فهرست محصولات  جدید 95

تعداد صفحه

نام  کتاب

قیمت

چاپ

سایت

پیامک

655

اتاق فکر

چهل و پنج هزار تومان 

هفتم 

09129400135

02188707284

www.Fekrema.ir

100030900




  نام  کتاب
 قیمت
  توضیحات
 تعداد صفحات
 قوز فکری دو جلد / چاپ دوم
 35 هزارتومان
 تفکر کاربردی
 684




                      








کتاب سلاخی نخبگان

شاید بسیاری  مواقع از خودم می پرسیدم که  چرا جامعه ایران  رشد نمی کند؟ مشکل  کجاست؟ شاید بازیگرانی  به عنوان نخبه در ایران به عنوان موتور حرکت پیشرفت دیده نشده اند.

  کتاب سلاخی نخبگان علل عقب ماندگی  ایرانیان را  کالبد شکافی می کند و مفصلا  توضیح می دهد  که علل  عقب ماندگی ایرانیان  چیست ؟ این کتاب یک کتاب  تحلیلی بوده و  ذهن محاطب را به مسائل  اجتماعی  باز میکند.  اگر شما  می خواهید قوه تفکر شما رشد  کند بایستی  این کتاب را  بخوانید.




کتاب قوزمالی

شاید  روزی  که برای نوشتن این کتاب دست به قلم شدم فکر نمی کردم چنین  کتاب زیبایی شود  من خودم این کتاب را دوست دارم چون به زبانی ساده رازهایی  درباره  پول و ثروت را  توضیح داده و تجربی  است. من خیلی وقت هست که دیگرکتابهای  ترجمه را نمی خوانم  چون فهمیدم این  کتابها الگویی به من می دهند که در ایران قابل پیاده سازی نیست.

 به جرات می گویم اگر شما  دنبال ثروت و پول هستید این کتاب پاسخ خوبی به شما خواهد داد.  در حال حاضر این کتاب  به چاپ دوم رسیده است.  بسیاری از افراد  که این کتاب را خوانده اند بر کامل بودن و بیان جزئیات فراوان  در این کتاب صحه گذاشته اند.




برگزاری سومین دوره قوز مالی

سومین دوره قوز مالی توسط مهندس راهداری روز جمعه 14/3/ 95 در تهران برگزار گردید.



خلاقیت چیست؟

تعریف خلاقیت به زبان ساده

   

شاید تاکنون ده‌ها و صدها بار کلمه خلاقیت را شنیده باشید، بدون اینکه در مورد چیستی آن فکر کرده باشید. در این مقاله می‌خواهیم خلاقیت را به زبان بسیار ساده تعریف کنیم و ببینیم خلاقیت چیست و چه چیزهایی را شامل می‌شود.

خلاقیت نیز مانند سایر اصطلاحات و مفاهیم علوم انسانی، یک تعریف مشخص، دقیق و منحصر به فرد ندارد. هر یک از صاحب نظران جنبه خاصی از خلاقیت را مد نظر گرفته و براساس آن تعریف خود را ارائه نموده اند.

به طوری که اگر این تعاریف را لیست کنیم، به ده‌ها مورد می‌رسد. مسلما برای درک کامل مفهوم خلاقیت باید تمام این تعاریف را مرور کرد. ولی همان طور که گفتم، در این مقاله ما نمی‌خواهیم مسئله را خیلی پیچیده کنیم و بیشتر می‌خواهیم به زبان ساده کلیاتی از مفهوم خلاقیت را یاد بگیریم، تا شاید بتوانیم از آن بیش از پیش در امور روزمره زندگی استفاده کنیم. در مقالات بعدی سعی خواهیم کرد از زوایای دیگری به خلاقیت بپردازیم تا بیشتر با این توانایی بشر آشنا شویم. 

چند نکته مهم در مورد خلاقیت
بسیاری از مردم برداشت‌های و تصورات نادرستی از خلاقیت دارند. این برداشتها باعث شده که آنها خلاقیت را موضوعی پیچیده و دست‌نیافتی تصور کنند. در زیر سه خصوصیت از خلاقیت ارائه شده که در صورت توجه به آنها می‌توان بیشتر با مقوله خلاقیت آشنا و مانوس شد:
1- خلاقیت مختص افراد خاص نیست و همه مردم دارای این توانایی هستند. گرچه سطح آن در افراد مختلف متفاوت است. در واقع خلاقیت چیز عجیب و غریبی نیست، بلکه یکی از خصوصیات و توانایی‌های بشر است و ما حتی برخی اوقات بدون آن که شناختی از خلاقیت داشته باشیم، در حل مسائل‌مان از آن استفاده می‌کنیم.
2- خلاقیت یک مهارت اکتسابی و قابل یادگیری است. افراد با هر سطحی از خلاقیت، قادر به فراگیری و ارتقاء سطح خلاقیت خود هستند.
3- خلاقیت منحصر به امور و فعالیتهای خاص نیست. بعضی از مردم خلاقیت را منحصر به فعالیتهای هنری می‌دانند. برخی نیز آن را مختص فعالیتهای سطح بالا و اختراع و اکتشاف می‌دانند. در صورتی که کاربرد خلاقیت بسیار گسترده بوده و شما می‌توانید از آن در کارها و مسائل کوچک زندگی روزمره تا مسائل بسیار پیچیده علمی و در سطح جهانی استفاده نمایید.


برای روشن‌تر شدن موضوع در زیر دو مثال آورده شده، یکی اتفاق ظاهرا ساده ای در یک روستا و دومی یک موضوع ظاهرا مهم در سطح جهانی: 

 

الاغ و چاه
در روستایی از بد حادثه الاغی به درون چاهی متروک سقوط می‌کند. عمق چاه زیاد بود و دسترسی به الاغ سخت. اهالی دور هم جمع شدند تا چاره‌ای بیندیشند. هر یک راه حلی دادند.

 

یکی گفت: چند نفر برویم داخل چاه و الاغ را بلند کنیم و به بیرون از چاه هدایتش کنیم.
دیگری گفت: می‌توانیم دور کمر الاغ طنابی ببندیم و آن را بالا بکشیم.
سومی گفت: اطراف چاه را بکنیم و یک سطح شیب‌دار درست کنیم تا الاغ از طریق آن بیرون بیاید (یک نظر نسبتا متفاوت و خلاقانه!).
ولی چاه بسیار عمیق بود و الاغ بسیار سنگین و بنابراین هیچ کدام از ایده‌ها عملی نبود. روستائیان وقتی دیدند به هیچ طریقی نمی‌توانند الاغ را از چاه بیرون بیاورند، علیرغم میل‌شان، تصمیم گرفتند الاغ را زنده به گور کنند تا زودتر بمیرد و بیشتر از این زجر نکشد. هر یک بیلی آوردند و با ناراحتی شروع کردند به پر کردن چاه. اما وقتی خاکها روی الاغ می‌ریخت، او خاکهای روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می‌ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می‌آمد سعی می کرد روی خاک‌ها بایستد. روستائیان هر چه بیشتر خاک ریختند، الاغ بالاتر آمد و بالاخره در برابر چشمان حیرت زده روستائیان الاغ بدون مشکل خاصی از چاه بیرون آمد!

 

خلاقیت یعنی توانایی تولید ایده‌ها و راه‌حلهای متعدد، جدید و مناسب برای حل مسائل و مشکلات


این تعریف ضمن ساده بودن، ویژگیهای مهم خلاقیت را نیز بازگو می‌کند. این تعریف از چند قسمت تشکیل شده است:
1- یک مسئله یا مشکلی پیش آمده که می‌خواهیم آن را حل کنیم. 
2- برای حل کردن آن اقدام به تولید تعداد زیادی ایده می‌کنیم.
3- سعی می‌کنیم ایده‌های تولید شده جدید باشند (قبلا برای چنین مشکلی، این ایده‌ها ارائه نشده باشند).
4- ایده‌های تولیدی برای حل مسئله مورد نظر مناسب باشند و بتوان با انتخاب یک یا چند مورد از بهترین ایده‌ها، نسبت به حل مسئله اقدام نمود.


فارغ از مبحث خلاقیت و تعریف فوق، به طور کلی، هر فرد وقتی در زندگی با مشکل و مسئلی روبرو می‌شود، سعی می‌کند راه‌حل مناسبی برای آن پیدا کند. این راه‌حل معمولا یک روش منطقی و معمول است که تقریبا همه مردم از آن برای مسئله مشابه استفاده می‌کنند. ولی وقتی پای خلاقیت به میان می آید، موضوع کمی فرق می کند. در واقع همان گونه که در تعریف بالا ذکر شد، افراد خلاق به یک راه‌حل بسنده نمی‌کنند، حتی اگر آن راه‌حل کاملا منطقی و مناسب مسئله مورد نظر باشد. در واقع افراد خلاق دارای توانایی هستند که می‌توانند مسئله را از جنبه‌های مختلف بررسی کنند و در مدت کوتاهی ایده‌ها و راه‌حلهای متعددی پیشنهاد نمایند که بسیاری از آنها تازگی دارند و قبلا برای حل این مسئله به کار نرفته‌اند. 
ممکن است بعضی از این ایده‌ها غیرمنطقی و یا غیرعملی به نظر برسند، ولی فرد خلاق با نگرش خلاقانه خود به موضوع، با تغییر و ترکیب این ایده‌های به ظاهر غیرمنطقی، راه‌حل یا راه‌حل‌هایی را ارئه می‌دهد که بسیار بهتر و موثرتر از روش معمول، مشکل را حل می‌کند.





نوموفوبیا

نوموفوبیا (Nomophobia)، اصطلاحی است که برای نخستین بار توسط محققان انگلیسی و از سال ۲۰۱۰ رواج پیدا کرده است و به عنوان مخفف عبارت No Mobile Phobia به کار می‌رود. نوموفوبیا  نوعی از بیماری فوبیا است که فرد مبتلا به آن، در صورت دور بودن از گوشی موبایل، اضطراب و نگرانی شدید را تجربه می‌کند.

در بین روانشناسان، در مورد اینکه آیا واقعاً باید این اضطراب شدید را فوبیا دانست یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد. اما به نظر می‌رسد که لااقل با تعریفی که در استاندارد DSM-IV در مورد فوبیا ارائه شده، اضطراب ناشی از دور بودن از موبایل را بتوان به عنوان نوعی از فوبیاهای خاص (Specific Phobia = SP) دانست که ترس‌ و اضطراب غیرطبیعی ناشی از قرار گرفتن در شرایط و موقعیت‌های خاص را شامل می‌شود.

به هر حال، مستقل از اینکه روانشناسان چه طبقه‌بندی‌هایی انجام می‌دهند و چه نامی بر روی این وضعیت می‌گذارند، یک واقعیت وجود دارد و آن اینکه بسیاری از ما، هنگامی که از موبایل خود دور هستیم، نگرانی و اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنیم و احساس خوبی نداریم.

بر اساس مطالعات انجام شده در آمریکا، ۶۵ درصد مردم موبایل خود را هنگام خواب نزدیک خود نگه می‌دارند. اگر چه در ایران آماری در این زمینه وجود ندارد، اما به نظر نمی‌رسد که تفاوت جدی در این زمینه وجود داشته باشد.

اگر چه میزان استرس دور بودن از موبایل یا جاگذاشتن موبایل در خانه، بسته به شرایط می‌تواند بسیار متنوع باشد،‌ اما بررسی‌ها نشان داده است که شدت آن می‌تواند با استرس ناشی از رفتن به مطب دندانپزشک یا حتی استرس ناشی از دغدغه‌های مرتبط با ازدواج برابری کند!

ظاهراً بر اساس مصاحبه‌ها و مطالعات آنجام شده، اگر چه ریشه‌ی شکل گیری نوموفوبیا در افراد مختلف، کاملاً متفاوت است، اما می‌توان موارد زیر را به عنوان برخی از مهم‌ترین ریشه‌ها مد نظر قرار داد:

تعریف نوموفوبیا و بررسی برخی از ریشه‌های آن

در توضیح کامل‌تر موارد فوق می‌توان گفت: برخی از انسانها، احساس می‌کنند که با نبودن موبایل، نمی‌توانند با دیگران صحبت کنند. اگر در خیابان بمانند، اگر گم شوند، اگر برنامه‌هایشان تغییر کند، نمی‌توانند آن را به نزدیکان و دوستان خود اطلاع دهند.

برخی دیگر، معتقدند که Connectedness و وصل بودن به جهان، یکی از نیازهای ماست و کسی که موبایلش در دستش نیست یا خاموش شده است، اتصال خود را با دنیا از دست داده است و در مدتی که موبایل، همراهش نیست در انزوا به سر می‌برد.

بعضی دیگر، موبایل را برای جستجو در اینترنت و دسترسی به سایت‌ها و کسب اطلاعات آب و هوا و چیزهایی از این دست می‌دانند. آنها با دوری از موبایل، احساس می‌کنند گنجینه اطلاعات خود را از دست داده‌اند.

برای برخی دیگر هم، موبایل وسیله‌ی چندکاره‌ای است که وظیفه‌ی ضبط صدا و ثبت تصاویر، تا نوشتن یادداشت و ماشین حساب و چراغ قوه و ده‌ها کارکرد دیگر را بر عهده دارد. نبودن موبایل برای این افراد، به معنای از دست دادن ابزارهای کاربردی و سلب آسایش است.

در میان انواع بحث‌ها و تحقیقات و گزارش‌هایی که در زمینه استفاده از ابزارهای هوشمند امروزی (مانند موبایل‌های هوشمند و تبلت و لپ‌تاپ) منتشر می‌شوند، اکثر تحقیقات به یک نکته کلیدی اشاره دارند





گفتگوی درونی

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در خیابان، با صدای بلند مشغول حرف زدن با خودتان باشید و ناگهان متوجه شوید که فرد دیگری، پشت سر شما یا کنار شما در حال حرکت است و از اینکه مشغول حرف زدن با خود بوده‌اید، شرمنده شوید!

اگر چه بسیاری از ما، چنین رفتارهایی را – خصوصاً در صورت تکرار زیاد – منفی دانسته و آن را به عنوان نشانه‌ی بیماری تلقی می‌کنیم، اما در بسیاری از موارد، گفتگو با خود، یکی از مکانیزم‌های افزایش توجه و تمرکز است. شاید در مورد کودکان این مسئله را بیشتر مشاهده کرده‌ باشید که هنگام انجام دادن یک کار پیچیده یا تعدادی فعالیت متوالی، با خودشان حرف می‌زنند و فعالیت‌های خود را توضیح می‌دهند.


 اما شاید برای شما جالب باشد که در سنین بالاتر هم، حرف زدن با خود می‌تواند مفید و اثربخش باشد. از جمله کسانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند می‌توان به گری لوپیان اشاره کرد. این محقق دانشگاه ویسکانسین که در حوزه‌ی روانشناسی شناختی فعالیت می‌کند، توضیح می‌دهد که بارها و بارها با صدای بلند با خودش صحبت می‌کرده و نهایتاً ترغیب می‌شود که به کمک همکارش دنیل سوینگلی، در این زمینه تحقیقات بیشتری انجام دهد.

او تحقیق خود را به شیوه‌های مختلفی انجام داده است. از جمله اینکه تصویر بیست شیء متفاوت را به افراد مختلف نشان داده و از آنها خواسته که در میان تصاویر، به دنبال یک شیء خاص بگردند. در نیمی از آزمایش‌ها، از فرد تحت آزمایش خواسته شد که نام شیء هدف را به صورت مکرر و با صدای بلند با خود تکرار کند.

شاید برایتان جالب باشد که این افراد، شیء هدف را سریع‌تر از دیگران پیدا کردند.

لوپیان و سوینگلی آزمایش خود را به شیوه‌های دیگری هم انجام دادند و نتیجه گرفتند که تکرار اسم، وقتی بیشترین اثر را دارد که فرد، تصویر دقیقی از شیء در ذهن خودش داشته باشد. به عبارتی تحقیق آنها نشان داد که گفتگوی بلند با خود، به برانگیختن حافظه‌ی بصری کمک می‌کند.

اما شاید برایتان جالب باشد که محققان دیگر که آزمایش‌ها و تجربیات دیگری را در حوزه‌ی گفتگو با خود انجام داده‌اند، گزارش می‌دهند که گفتگو با خود، نقشی بسیار فراتر از تحریک یک بخش مشخص از مغز را در زندگی ما ایفا می‌کند. حرف زدن بلند با خود، ابزاری است که ما به وسیله‌ی آن، می‌توانیم توجه و تمرکز خود را به مدت طولانی‌تری، روی یک موضوع مشخص حفظ کنیم. چیزی که در ادبیات روانشناسی شناختی، به آن Sustained Attention گفته می‌شود.

راستی. تجربه‌ی شما از گفتگو با خود در حل مسائل یا افزایش توجه چیست؟ آیا شما هم تجربیات مشابهی دارید؟





تحلیل رفتار متقابل


اکثر ما راجع به «تحلیل رفتار متقابل» چیزهایی شنیده‌ایم. اگر چه بنیان‌گذار این نظریه را اریک برن می‌دانند، ولی واقعیت این است که اریک برن تا حد زیادی تحت تاثیر فروید بوده و سه مفهوم «کودک»، «بالغ» و «والد» تا حد زیادی با مفاهیم «ID» و «Ego» و «Super-Ego» که فروید مطرح می‌کند مطابقت دارند (اگر چه این مطابقت کامل نیست).

واقعیت این است که تحلیل رفتار متقابل، به دلیل برخی ساده‌سازی‌ها و نیز به دلیل فراگیر شدن بیش از حد که از تبعات اجتناب ناپذیر آن، «ساده انگاری» نیز می‌باشد، آنچنان که انتظار می‌رفته و می‌رود مورد توجه روان‌درمان‌گرها قرار نگرفته و به همین دلیل عملاً مدل «تحلیل رفتار متقابل» از حوزه‌ی «روانشناسی» به حوزه‌ی «ارتباطات» و «مذاکره» و «توسعه مهارتهای فردی» کوچ کرد!

اریک برن ایده اصلی خود در زمینه تحلیل رفتار متقابل را در کتاب Games People Play مطرح کرد که در فارسی آن را به عنوان کتاب بازیها از اریک برن می‌شناسیم.  اگر چه کتاب وضعیت آخر و همینطور کتاب ماندن در وضعیت آخر تامس هریس  نیز به همان اندازه شهرت کسب کرده‌اند.

روش تحلیل رفتار متقابل بعد‌ها به شاخه‌های متعددی تقسیم شد که اکثر آنها در چند مفهوم با یکدیگر مشترک هستند:

تحلیل ساختار: به معنای بررسی مفاهیم «کودک»، «بالغ» و «والد» و سهم هر یک از این نقشها در ساختار شخصیت

تحلیل رفتار متقابل: به معنای بررسی الگوی رفتاری دو فرد در تعامل با یکدیگر

بازیها: به عنوان نقش‌هایی که انسانها در تعامل با یکدیگر در ایفا می‌کنند تا بتوانند در لایه‌ی دیگری، نتیجه‌ی دیگری  را که مد نظر دارند به دست بیاورند.

نمایشنامه زندگی: به معنای داستانهایی از زندگی ما که بارها و بارها تکرار می‌شوند و اگر چه محیط تغییر می‌کند، من و شما هنوز همان نقش قدیمی را در هر نمایشنامه‌ی جدید ایفا می‌کنیم.

امروزه تحلیل رفتار متقابل، نه فقط در مورد «انسانها»، بلکه در مورد «سازمانها»، «برندها» و حتی «دولت‌ها» و «کشورها» نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد و کمک می‌کند تصویر شفاف تری از رفتار آنها و ابزار بهتری برای تحلیل آنها در اختیار داشته باشیم. در نوشته‌های آتی، به بررسی دقیق‌تر دانش «تحلیل رفتار متقابل» می‌پردازیم.


کتابهای متعددی در حوزه تحلیل رفتار متقابل نوشته و منتشر شده است. معمولاً برای کسانی که به تازگی با این حوزه آشنا می‌شوند این سوال وجود دارد که هر یک از کتابهای تالیف یا ترجمه شده در حوزه‌ی تحلیل رفتار متقابل، برای چه کسی و چه کاربردی مفید است؟ فراموش نکنیم که تحلیل رفتار متقابل مخاطبان مختلفی دارد. روان درمانگرها، به شکلی با آن سر و کار دارند و پدر و مادرها به شکل دیگر. معلم به شکلی از آن استفاده می‌کند و دانش آموز به شکلی متفاوت. کاربرد تحلیل رفتار متقابل در رابطه عاطفی با کاربرد آن در رابطه شغلی فرق دارد. اگر چه اصول یکسان است اما مصداقها تفاوت می‌کند و برای کسی که میخواهد کتابی را انتخاب کند، بهتر است قبل از هر چیز، کاربرد کتاب مشخص باشد. در اینجا به بررسی برخی از کتابهای موجود در بازار ایران می‌پردازیم.

از دوستان عزیز هم تقاضا داریم اگر کتاب دیگری را میشناسند که در اینجا معرفی نشده، با شرح مختصری از محتوای کتاب و مخاطب آن، در زیر همین نوشته آن را مطرح کنند تا به اصل متن افزوده شود.

وضعیت آخر - اسماعیل فصیح - تام آ هریسکتاب وضعیت آخر نوشته تام آ. هریس، یکی از معروفترین و قدیمی‌ترین کتابهای این حوزه است که توسط اسماعیل فصیح به فارسی ترجمه شده است. تمام این کتاب حول شش واژه شکل گرفته است: کودک، بالغ، والد، خوب، بد و بازی.

تام هریس کتاب خود را با تمثیل «ضبط صوت» آغاز می‌کند و معتقد است که انسان تمام تجربیات خود را مانند یک ضبط صوت، در درون ذهن خود ثبت و نگهداری می‌کند. تمام آنچه از پدر و مادر (و شاید اطرافیان) دیده می‌شود در قالب «نوار والد» و تمام عکس‌العمل‌های احساسی که در درون ذهن کودک شکل می‌گیرد در قالب «نوار کودک» ثبت و ضبط می‌شود. به تدریج موجودیت سومی به نام «بالغ» شکل می‌گیرد که در مواجهه‌ی کودک و والد،‌ رشد می‌کند. فکر می‌کند. انتخاب می‌کند. تجربه می‌کند و پخته می‌شود…

کار بالغ،‌ ارزیابی مجدد دانسته‌های قبلی، تطبیق آنها با شرایط جدید و بایگانی مجدد آنها در حافظه برای تحلیل‌های بعدی است. یکی از عاملهایی که می‌تواند وقت و انرژی زیادی از «بالغ» بگیرد، مواجهه با تعارض بین واقعیتهای بیرونی و اصول و ارزشهایی است که در دوران کودکی، در نوار والد،‌ ثبت و ضبط شده است.

نگاه تام هریس به بحث تحلیل رفتار متقابل، عمیق و کاربردی است. اما معمولاً روانکاوان و روان درمان‌گرها به عنوان مخاطب اصلی این کتاب فرض می‌شوند. دلیل اصلی این امر،‌ دقت و وسواس کلامی شدید تام هریس در کتاب وضعیت آخر است، که مطالعه آن را برای خواننده‌ی عادی کمی دشوار و شاید خسته کننده می‌نماید.

کتاب ماندن در وضعیت آخر تام آ. هریس ترجمه اسماعیل فصیح

ماندن در وضعیت آخر، کتاب دیگر تام آ. هریس است که آن هم توسط اسماعیل فصیح به فارسی ترجمه شده است. این کتاب که به نوعی ادامه کتاب وضعیت آخر محسوب می‌شود،‌ تحلیل رفتار متقابل را از دیدگاهی دیگر مورد بررسی قرار می‌دهد.

«من خوبم و تو خوبی. اما احساس خوبی ندارم!». این مفهومی است که کتاب با آن آغاز می‌شود. کتاب به واقعیتهای مختلفی در حوزه احساس انسانی میپردازد. اینکه احساسات برای هر فردی منحصر به فرد است. اگر چه ما از واژه‌ها برای بیان آنها استفاده می‌کنیم اما معنای «غم» برای من، ممکن است با معنای «غم» برای تو متفاوت باشد. ریختن احساسات در قالب کلمات،‌ مانند تلاش برای تبدیل یک نقاشی بزرگ، به یک قطعه‌ی موسیقی است. اگر چه چنین کاری، قابل تصور است، اما باید به خاطر داشته باشیم که بخشی از اطلاعات و داده‌ها در این میانه به دست فراموشی سپرده می‌شوند.

تام هریس در «ماندن در وضعیت آخر» به ما یادآوری می‌کنند که احساسها نه «خوب» هستند و نه «بد». آنها فقط واقعی هستند. همین. تنها راه تغییر احساسات، شناخت منشا آنها و واقعیت پشت آنهاست. هریس، هر نوع رفتاری را که از انسان سر میزند، نوعی افشاگری میداند. چیزی که باعث می‌شود نگرش و احساس ما،‌ برای دیگران آشکار شده یا لااقل نشانه‌هایی از آنها پدیدار شود.

گفتگوی درونی، مفهوم دیگری است که در کتاب ماندن در وضعیت آخر، مورد توجه قرار می‌گیرد و به مثالهای مختلفی از آن اشاره می‌شود.

کتاب با فرایند ردیابی احساسات ادامه پیدا می‌کند و کمک می‌کند که احساسات خود را در رابطه با خود و دیگران، بهتر مدیریت و کنترل کنیم. به نظر می‌رسد کتاب «ماندن در وضعیت آخر» در مقایسه با کتاب وضعیت آخر، برای خواننده‌ای که در مراحل اولیه آشنایی با این دانش است، ساده‌تر قابل درک باشد.

تحلیل رفتار متقابل یان استوارت ون جونز دکتر بهمن دادگستراین جملات، از کتاب تحلیل رفتار متقابل نوشته یان استوارت و ون جونز برداشته شده‌اند:

اساسی ترین نظریۀ تحلیل رفتار متقابل این است که انسان ها ذاتا خوب هستند. این بدان معناست که من و تو هردو ارزشمند، محترم، گرامی و گرانقدر هستیم. من خودم را همان طور که هستم می پذیرم و تو را همان طور که هستی. این حالت از نهاد انسان بر می خیزد تا این که به رفتار مربوط شود.

گاهی ممکن است آن چه را که تو انجام می دهی، نه دوست داشته باشم نه قبول داشته باشم ولی همیشه هر چه هستی تو را می پذیرم. نهاد تو به عنوان یک انسان در نظر من گرانقدر است، هر چند که رفتار تو ممکن است چنین نباشد.

دکتر بهمن دادگستر این کتاب را به شکلی روان و قابل فهم ترجمه کرده‌اند. برخی از مهم‌ترین سرفصلهای کتاب شامل این موارد است:

تحلیل رفتار متقابل چیست؟ تصویر سازی شخصیت. نوازش و روابط متقابل. پیش نویس زندگی. بازیهای روانی. قراردادهایی برای تغییر و رشد روانی.

بازیها روانشناسی روابط انسانی اریک برن

بازیها کتاب دیگری در حوزه تحلیل رفتار متقابل است که توسط اریک برن نوشته شده و اسماعیل فصیح آن را به فارسی ترجمه کرده است. روحیه‌ی خاص ما که پیچیدگی و بازیهای روانی و ایفای نقش برایمان جذاب است، باعث شده که این کتاب، به نسبت از اقبال عمومی بهتری برخوردار باشد.

در این کتاب از حدود ۴۶ بازی مختلف نام برده شده که نام برخی از آنها را اینجا با هم مرور می‌کنیم: الکلی، بدهکار، ببین مجبورم کردی چکار کنم، من از تو بدبخت‌ترم و …

اگر چه مفهوم بازی در ادبیات تحلیل رفتار متقابل – به معنای تعدادی رفتار و تعامل هدفمند که یکی پس از دیگری تا دستیابی به یک نتیجه مشخص ادامه پیدا می کنند – بسیار مهم و بنیادی است. اما به نظر می‌رسد آشنایی سطحی با این حوزه‌ی خاص،‌ بیش از آنکه در تحلیل رفتارها و تعاملهای ما اثربخش باشد، به برداشتها و تفسیرهای نادرست و گمراه کننده و تمایل افراطی به برچسب گذاری روی رفتار دیگران منتهی میشود.

به هر حال یک نکته مشخص و قطعی وجود دارد. بازیها در ارتباطات انسانی،‌ زمانی آغاز می‌شوند که ارتباطات در دو لایه شکل بگیرد. شکل ظاهری با هدفی کاملاً منطقی و مقبول و شکل باطنی با هدفی کاملاً متفاوت.





افراد خسته زودتر افسرده میشوند


با وجود این که هم اکنون زندگی ما به صورت ماشینی سپری می شود و دیگر همانند گذشته بسیاری از کارها را با مشقت انجام نمی دهیم اما باز هم خستگی وجودمان را فرا می گیرد.   به خاطر انجام فعالیت و به کارگیری زیاد عضلات خستگی به وجود می آید. در این نوع خستگی…

با وجود این که هم اکنون زندگی ما به صورت ماشینی سپری می شود و دیگر همانند گذشته بسیاری از کارها را با مشقت انجام نمی دهیم اما باز هم خستگی وجودمان را فرا می گیرد.

 


به خاطر انجام فعالیت و به کارگیری زیاد عضلات خستگی به وجود می آید. در این نوع خستگی دی اکسیدکربن و اسیدلاکتیک خون افزایش می یابد که در نهایت سبب تحلیل نیرو و انرژی می شود. ولی در عوض بی حسی لذت بخشی را به دنبال دارد. معمولا بعد از یک راهپیمایی طولانی دچار این خستگی می شوید. از بین بردن آن به طرز ساده و سریعی صورت می گیرد.

کافی است با استراحتی که به بدنتان می دهید انرژی دوباره را به ماهیچه هایتان برگردانید. امروزه خستگی پیش از آن که نتیجه پرکاری و فعالیت زیاد باشد، به کم کاری بدن مربوط می شود. افزایش فعالیت بدنی کمک می کند تا انرژی راکد به جریان بیفتد و همین امر به مقدار زیادی از بروز خستگی جلوگیری می کند.

خستگی ناشی از بیماری نتیجه اختلال بدنی ماست که این اختلال می تواند به علت یک بیماری ساده، نظیر سرماخوردگی و یا ناراحتی جدی تری باشد. البته نشانه های دیگری هم وجود دارند که نشانگر علل واقعی خستگی اند ولی شخصی که مدتی مدید و طولانی احساس ضعف و خستگی کند، حتماً بایستی معاینه دقیق و کامل بدنی شود.

مشکلات ما در زندگی و اختلالات عاطفی، مخصوصاً اضطراب و افسردگی در اکثر موارد، ساده ترین علل خستگی مداومند. این نوع خستگی می تواند یک عامل دفاعی برای روبه رو نشدن و مقابله نکردن با یکی از موارد افسردگی، و یا سرپوشی بر تضادهای عاطفی باشد. به طور مثال اگر شما به شغلتان علاقه ای نداشته باشید و یا از ازدواجی که کرده اید راضی نباشید، معمولا احساس خستگی می کنید. به عبارت دیگر چنانچه احساسات ناخوشایند به طرز روشن و بارزی بیان نشوند، اغلب به صورت نشانه های بدنی که خستگی یکی از عادی ترین آنهاست، بروز می کند.

 افسردگی در کمین است

تحقیقات جدید نشان می دهد بسیاری از افرادی که دچار خستگی مفرطند به هیچ عنوان از افسردگی شان مطلع نیستند آنها قبل از آن که در پی یافتن عامل افسردگی شان باشند بیشتر به خستگی و مسائل جسمی شان فکر می کنند در حالی که نمی دانند این افسردگی است که خستگی را ایجاد می کند.

یکی از نمونه هایی که در این باره وجود دارد بی حوصلگی مادران است. بسیاری از گرفتاران این عارضه، مادران جوانی اند که به سبب نگهداری از کودکانشان، یا گذراندن امور منزل و آشپزی و این که هم صحبت و سرگرمی مناسبی ندارند، دائماً از یکنواختی امور احساس کسالت و خستگی می کنند.

چنین فردی ممکن است در باطن ناراحت باشد و به شاغل بودن همسرش حسادت کند و البته برای داشتن چنین احساساتی خود را سرزنش کند اما از آنجایی که سعی نمی کند مسائلش را حل و فصل کند، دچار خستگی مفرط می شود.

به علاوه امروزه به علت آن که تعداد زیادی از مادران هم شاغلند، این مشکل ممکن است به خاطر نقش ها و مسئولیت های متفاوتی که به عهده شان است بروز کند و اغلب احساس گناه ناشی از عدم مراقبت و توجه کافی به فرزندانشان با خستگی بدنی شان توام می شود.

 مشکل جای دیگری است

از سوی دیگر خستگی عاطفی ایجاد شده ممکن است با ناراحتی های مربوط به خواب، که از تضادهای روانی ریشه گرفته اند همراه شود. به طور مثال فردی ممکن است دچار بیخوابی شود دیگری شاید به اندازه کافی هم بخوابد ولی شب هنگام آن قدر در رختخواب غلت بزند و کابوس ببیند که در نتیجه صبح با کوفتگی و خستگی از رختخواب برخیزد.

پیدا کردن ریشه مشکل عاطفی، نخستین گام اساسی در درمان خستگی روانی است و همین به تنهایی در کاهش آن می تواند نقش مثبتی ایفا کند در غیر این صورت در بعضی موارد روان درمانی لازم می شود. ولی راهی هم وجود دارد که می توانید شخصاً علیه خستگی مداوم و متناوب تان انجام دهید. ویتامین ها و آرام بخش ها اغلب راه حل مساله نیستند. قرص های خواب آور نیز فایده ای ندارند و البته مقدار زیاد کافئین می تواند سهم مهمی در ایجاد و تشدید اضطراب داشته باشد.

 بنابراین می توانید طریق زیر را به عنوان درمان اساسی به کار برید:

در صورتی که صبحانه اندکی می خورید و یا عادت به خوردن غذا در روز ندارید، پس انتظار این را هم داشته باشید که چند ساعت از روز گذشته، خستگی به سراغ تان بیاید و این به علت آن است که مقدار قند خون تان که انرژی مغز و بدن تان وابسته به آن است کاهش می یابد و اگر صبحانه ای با مقدار قند کم ولی پروتئین زیاد مصرف کنید یقیناً در طول ساعات اولیه روز، خون تان ذخیره ای ثابت و مفید از قند خواهد داشت که این شیرینی بتدریج در طی روز مصرف می شود. اضافه وزن نیز عامل دیگری است که موجب خستگی جسم و روان می شود، داشتن وزن نرمال کمک زیادی می کند تا کمتر دچار خستگی شوید.

ورزش کردن حتی به میزان کم به مراتب بیش از قند و شیرینی تولید انرژی می کند. ورزش هایی که روی اصول و قاعده اند، نظیر دویدن، شنا کردن، قدم زدن و دوچرخه سواری به شما کمک می کند تا از عهده کارهای مشکل تر برآیید. به علاوه ورزش احساس آرامشی به انسان می دهد که به یاری آن می توان در برابر هیجانات زندگی، خونسردی و انعطاف بیشتری از خود نشان داد. ورزشی که قبل از خواب انجام شود یقیناً در داشتن خواب راحت موثر است.

در صورتی که خستگی شما به علت کم خوابی است، راه حل بسیار ساده ای وجود دارد: سعی کنید زودتر به رختخواب بروید. برای از بین بردن بی خوابی و دیگر اختلالات خواب به هیچ وجه از قرص های خواب آور و یا دیگر مسکن ها استفاده نکنید، زیرا اینها باعث تشدید ناراحتی می شوند.

اگر برای کارهایی که در آینده قرار است انجام دهید برنامه ریزی می کنید، سعی کنید انجام امور دشوارتر را به زمانی اختصاص دهید که سرحالید. عده زیادی از افراد سحرخیز، هنگام ظهر دیگر تاب و توان چندانی ندارند و خسته اند و بسیاری دیگر عصرها، بیشترین و مفیدترین بازده کاری را دارند. بنابراین خودتان را خسته نکنید بکوشید تا نردبان ترقی و موفقیت را با گام های مثبت و آهسته ای طی کنید. اوقاتی را که انرژی بیشتری برای کار کردن دارید، شناسایی کرده و براساس آن برنامه ریزی کنید. شغل تان هر اندازه هم که جالب و دوست داشتنی است، چنانچه تمدد اعصاب کنید هر چند وقت یک بار به خود استراحتی بدهید، می توانید کارتان را با بازدهی هرچه تمام تر انجام دهید.

ضمن استراحتی که در حین کار به خود می دهید به جای خوردن چای و بیسکویت، به ورزش و قدم زدن و تمرکز نکردن بپردازید و سعی کنید افکار دلنشین را جانشین ناراحتی های زندگی کنید. باشد که با به کار بستن تدابیر ذکر شده روح تازه ای در کالبدتان دمیده شود.

همواره سعی کنید از افرادی که افکار منفی دارند، دوری کنید، چرا که روحیه تان را ضعیف می کنند. روحیه ضعیف به مرور شما را افسرده می کند



درمان تنبلی

تاریخ:یکشنبه 16 مرداد 1390-12:26 ب.ظ

  

بعضی از افراد در انجام كارها امروز وفردا می­كنند وآن را انجام نمی­دهند علت اصلی آن تنبلی وبی­حالی است مثلا دانش آموز در درس خواندن تنبلی می­كند ودر س نمی­خواند .

برای درمان تنبلی افراد، ابتدا باید علت و ریشه تنبلی را شناخت وسپس به درمان آن پرداخت .

علل وریشه های سستی وتنبلی افراد:

1-خود كم بینی :گاهی علل سستی افراد خود كم بینی است . خود كم بینی هم ریشه در عواملی دارد از جمله عوامل فردی وشخصیتی وعوامل محیطی واجتماعی كه همه با هم دست به دست هم می­دهند وفرد نسبت به خود احساس خود كم بینی می­كند .عوامل فردی مثلا از خود توقع دارد كه كاری را به انجام رساند وقتی نمی­تواند به انجام برساند وناقص انجام می­دهد خود كم بین می­شود .

عوامل محیطی پدران ومادران میخواهند از روی دلسوزی فرزندان از نوابغ روزگار باشند اما شیوه برخورد را نمیدانندوبه همین دلیل پیوسته اورا با دیگران مقایسه میكنند واورا تحقیر میكنند وچون فرزند نمیتواند به خواستهای بلند پروازانه پدر ومادر جامه عمل بپوشاند رفته رفته در خود احساس خود كم بینی میكند .

2-عدم آینده نگری :

برخی ها قادر به دیدن آینده نیستند وتنها به فكر حال هستند وفكر میكنند همه چیز برای حال آفریده شده است وفردایی وجود ندارد هرچند باید حال را غنیمت شمرد ولی باید برای آینده هم برنامه­ای داشته باشد و نتیجه­ی آن چیزی جز مادی­گرایی نیست.

3-توقع بیش از حد از خود:

بعضی ها بیش از حد از خود توقع دارند در نتیجه هرگز كار را نمی­توانند به سامان برسانند.

امام علی (ع): به راستی كه زیان كارترین مردم در معامله وناامید ترینشان در تلاش وكوشش، كسی است كه تن خود را در راه بدست آوردن آرزوهای خود فرسوده است  به خواسته های خود نرسیده است چنین كسی با حسرت از این جهان رخت بر می_بندد ودر آخرت هم گرفتار نتیجه كرده_های خویش است

4- آموزش و یادگیری تنبلی :

كودك انسان هر گاه از چیزی نفرت داشته باشد ویا بدش بیاید با جیغ كشیدن وفریاد زدن نا خوشنودی خویش را از آن ابراز می­دارد .اما هرچه بر او زمان میگذرد وبه تدریج بزرگتر وبر تجارب او افزوده میشود و شیوه برخوردبامسائل را تغییر می­دهد مثلا به جای فریاد كشیدن همواره قول می­دهد ولی آنرا انجام نمی­دهد.

5-لذت جویی وراحت طلبی:

بسیاری از تنبلی ها نتیجه لذت جویی آنی است مثلا در شب امتحان به جای اینكه به فكر درس خواندن باشد به شب نشینی وتفریح میپردازد چون از این لذت آنی خوشش میآید.

6-افسردگی:

یكی از عوامل تنبلی افسردگی است ، روبرو شدن با مردم برای انسان افسرده كسالت آور وخسته كننده است.

7-احساس عدم مسئولیت در برابر دیگران :

اگر انسان در برابر دیگران احساس مسئولیت نكند وتنها به فكر خود باشد، در مسئولیتی كه به عهده دارد تنبلی وسستی می­كند.

8-هم نشینی ودوستی باافرادتنبل:

تنبلی وسستی یك بیماری مسری است واز شخصی به شخص دیگر سرایت میكند از این رو اگر دوست انسان تنبل وسست باشد این تنبلی وسستی، او در انسان اثر میگذارد .

9-بی نظمیوبی برنامه­گی:

یكی از عوامل تنبلی وسستی بی نظمیوبی برنامه گی است نداشتن برنامه معین ومشخص در زندگی وبی توجهی به تدبیر وطراحی برای آینده ، كارهایی با حجم بسیار كم در نظر شخص به صورت انبوهی از كارهای انجام نشده مجسم میكند .این حالت باعث میشود تا شخص خود را نا توان از انجام آن كار ببیند ودر انجام آن تنبلی وسستی میكند

10-پذیرش كارهای طاقت فرسا:

گاه انسان به كاری مبادرت می­كند خودش ایجاد  كه از توان او خارج است و چون نمی­تواند آن را به انجام برساند زمینه تنبلی وسستی را در او ایجاد میكند.

11-گاهی از ترس قضاوت دیگران تنبلی می­كند:

می­ترسد از اینكه نتواند کار را به خوبی انجام دهد و دیگران اورا بی عرضه وبی دست وپا بنامند .

12-تجربه نكردن لذتِ تلاش وكوشش.

بعضی ها چون لذت تلاش و کوشش را تجربه نکرده اند و نمی­دانند که تلاش و کوشش چه لذتی دارد همواره تنبلی می­کنند .

نسخه راههای درمان تنبلی وسستی:

1-پرورش روحیه عزم وطلب جدی:

با در نظر گرفتن این آیه كه خداوند نعمتهایش را تغییر نمی­دهد مگر زمانی كه فردخودش اراده تغییر داشته باشد :

قرآن کریم دراین زمینه می­فرماید :

« ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یكُ مُغَیراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏

این، بخاطر آن است كه خداوند، هیچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغییر نمى‏دهد جز آنكه آنها خودشان را تغییر دهند

2-بیان عوارض منفی سستی وتنبلی:

3-پرهیز از توجیه رفتارهای سست :

شخص تنبل راههایی برای اینكه كار خود را توجیه كند دلایلی را نقل می­كند هرچند خودش هم می­داند كه دلایلش قانع كننده نیست .

چنانچه خداوند میفرماید :

الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَةٌ وَ لَوْ أَلْقى‏ مَعاذیرَهُ

انسان بر نفس خویش بینا است ،اگر چه عذر هایی را بتراشد.

شخص تنبل برای درمان خویش بیش از هر چیز باید از عامل تقویت و ماندگار شدن تنبلی خود، یعنی توجیه گرایی، اجتناب ورزد وخود را گول نزند.

راه های پرهیز از توجیه گرایی :

الف - برای موجه جلوه دادن تاخیر در انجام كار ، دلایل گوناگون را دستاویز برای دفاع از خود قرار ندهد.

ب - توجیه دیگران برای فرار از وظیفه را نپذیرد ، تا تنبلی در خود او ودیگران تقویت نشود .

ج - به آدم تنبل واهمال كار گوشزد شود كه ما در برابر برنامه ریزی نادرست او هیچ مسئولیتی نداریم و حتی نمی­خواهیم توجیهات او را بشنویم.

د - باید به توجیه­گر آگاهی دادكه توجیه كردن اشتباه،خود اشتباه دیگری است.

4- دست زدن به اقدام ونترسیدن از عدم نتیجه گیری : اینكه باید به خود باوراند كه ما هم می­توانیم این كار را انجام دهیم .

5- جریمه

برای هر بارانجام ندادن کارجریمه­ای برای خود قرار دهد .

مثلا: یك نفر را میهمان كند ،یا اتاق را تمیز كند،یا به دیگران بیش از حد معمول ،پرداخت مبلغ معینی صدقه پرداخت کند. كمك به كارهای خانه.

اگر در تنبیه كردن به خود اعتماد ندارد دیگری را در جریان كار گذارد ویا مثلا پول خود را نزد او به امانت بسپارد تا هنگام تخطی از قرار خود ،آن شخص پول را به صندوق صدقات واریز كند.

6- تغییر محیط:

گاهی برای رفع تنبلی وسستی افراد باید محیط را تغییر داد .مثلا بسیاری از شاگردان در اطاق بسته نمی­توانند كتاب بخوانند وبعضی در باغ وبستان نمی­توانند كتاب بخوانند....

7- یافتن دوست منضبط:یكی از راههای از بین بردن تنبلی پیدا كردن دوستان با برنامه منضبط است دوستانی كه از جهات مختلف با او هم سنخ وهم سلیقه باشد.

8- كاهش توقعات از خود: باید از توقعات خود كاهش داد وبه اندازه توان واستعداد وامكانات موجود از خود انتظار داشت .

9- وادار كردن خود به انجام كار با استفاده از زور:

توفیق اجباری نسبت به كاری جلب اختیاری به همراه دارد . انسان اگر پیوسته به كاری همت گمارد بالاخره در انجام آن موفق خواهد شد.

امام علی (ع):

امام علی (ع) :

مَن قَرَعَ بابا ولجّ ولج.

هر كه پیوسته دری را بكوبد ناگزیر آن در برویش باز میشود

10- گاهی تنبلی می­كند و وارد كاری نمی­شود تا مورد قضاوت منفی دیگران قرار نگیرد. 



 






دوره شرطی شدن و تغییر

راهداری  چهارشنبه گذشته در فرهنگسرای مشق تهران  برای اولین بار  به اموزش شرطی شدن و تغییر اقدام کرد که مورد استقبال  فراوان قرار گرفت.



درمان تنبلی با راهکارهای عملی


خواب

در مقاله ی قبل با نام «روان‌شناسی تنبل ها!» مطالبی راجع به خصوصیات افراد تنبل و منشاء برخی از سهل انگاری ها بیان کردیم و اکنون نوبت به ارائه ی راهکار برای دور کردن تنبلی از زندگی مان می رسد با ما همراه باشید:

1-به خود پاداش بدهید.

بزرگ‌ترین نیروی انگیزه بخش در جهان، شور و هیجان و رضایت از كاری است كه انجام می‌دهید. اگر احساس كنید كه پاداش تلاش خود را می‌گیرید انگیزه‌ای برای كار بیشتر به دست می‌آورید؛ اما اگر كاری كه می‌كنید هرگز به قدر كافی خوب نباشد ، زندگی، فعالیتی كسل‌كننده و بی‌نشاط می‌شود. اشخاص موفق و مفید اغلب به دلیل كاری كه می‌كنند به خود امتیاز می‌دهند و احساس هیجان دارند.

 

2- قاطعیت نشان دهید.

خیلی‌ها به علت نداشتن قاطعیت و موافقت كردن با انجام كارهایی كه علاقه‌ای به انجام آن ندارند، مسامحه می‌كنند. البته همه ما در مواقعی برای كمك به دیگران تن به انجام كارهایی می‌دهیم كه به آن علاقه‌ای نداریم، اما اگر احساس كنید شما باید همیشه آری بگویید و همه را راضی كنید ، می‌تواند مساله‌ساز شود. ممكن است بیش از حد خود را متعهد كنید و به جای آن كه برخوردی صادقانه داشته باشید ، تن به مسامحه دهید و آنوقت کار مهم تری را با تاخیر انجام دهید.

 

3- از كلمه باید استفاده نكنید.

تنبل‌ها بیشتر به خود می‌گویند: باید آن نامه‌ها را بنویسم ، باید شروع كنم. عبارت‌های بایددار معمولا موثر نیستند، زیرا احساسی از گناه تولید می‌كند و در نتیجه شرایطی فراهم می‌كنند كه شما از انجام آن خودداری می‌كنید. در همان لحظه كه به خود می‌گویید : «باید این كار را بكنم» احتمالا این اندیشه را در سر دارید ...«اما حالا به انجام آن مجبور نیستم، تا فرصتی دیگر صبر می‌كنم.» گاهی اوقات هر چه بیشتر به خود بگویید كه باید كاری صورت دهید، انجامش به همان اندازه دشوار می‌شود.

 

4- مثبت فكر كنید.

 وقتی به كاری كه از انجامش طفره رفته‌اید فكر می‌كنید ، احتمالا ناراحت می‌شوید و ترجیح می‌دهید كار دیگری بكنید. علتش این است كه به خود پیام‌های منفی می‌دهید و در اثر آن خود را گناهكار و شكست خورده می‌بینید. می‌توانید برخورد با این افكار منفی را بیاموزید تا تحت تاثیر آنها قرار نگیرید. این افكار را یادداشت كنید. كار بسیار مهمی است.

اجازه بدهید تكرار كنم. علت طفره‌روی شما از كار این است كه درباره آن به طرزی غیرمنطقی و غیرواقع‌بینانه فكر می‌كنید. وقتی از كاری اجتناب می‌كنید، همیشه درباره چیزی خود را فریب می‌دهید.اگر انام کاری برایتان سخت است ، نگرش خود را نسبت به انجام آن تغییر دهید .

اگر دلتان می‌خواهد دنیا تغییر كند، شكوه و شكایت نكنید،كاری بكنید به جای این كه لحظات خود را با انواع نگرانی‌های اختلال‌آمیز نسبت به كارهای معوق مانده بگذرانید، با این نقطه ضعف فلاكت‌بار مبارزه كنید و پیوسته در لحظه حال زندگی كنید. یك فرد عمل‌كننده باشید، نه آرزوكننده، امیدوار یا انتقادكننده.

5- وقت مشخصی را تعیین كنید.

(مثلا چهارشنبه از ساعت 10 تا 15/10 دقیقه) و این وقت را منحصرا به انجام كاری كه به تعویق انداخته‌اید اختصاص دهید. خواهید دید كه همین 15 دقیقه كوشش، كل مشكل تعلل ورزی شما را از میان برمی‌دارد.

در به عهده گرفتن كاری كه از آن پرهیز دارید شجاع باشید.یك عمل شجاعانه می‌تواند همه ترس‌های شما را از میان ببرد. دیگر به خود نگویید عملكردتان باید خوب باشد. به خاطر داشته باشید كه نفس عمل كردن بسیار مهم‌تر است.

كلمات ای کاش، آرزو و شاید را از فرهنگ لغات خود حذف كنید.این كلمات ابزار به تعویق‌اندازی كارها هستند. هر وقت این كلمات وارد ذهن شما می‌شوند ، جملات تازه‌ای را جانشین آنها كنید. مثلا جمله «امیدوارم كارها رو به راه شوند» را به جمله «آن كار را عملی خواهم كرد» تبدیل كنید و این یكی را به زبان آورید.

 

6- نگاه دقیقی به زندگی خود بیندازید.

ببینید اگر می‌دانستید فقط 6 ماه دیگر زنده خواهید بود، آیا همین روش‌ها و همین كارها را انتخاب می‌كردید؟ اگر نه بهتر است كارهایی كه «می‌خواهید» انجام دهید، زیرا به طور نسبی هر چه دارید همین است. اگر ابدیت زمان را در نظر بگیریم، 30 سال یا 6 ماه فرقی با هم ندارند. زندگی شما لحظه‌ای بیش نیست و تاخیر در هر كاری بی‌معنی است.

 

7-زمان حال را با دقت بررسی كنید.

ببینید اكنون از چه چیزی اجتناب می‌كنید و شروع به مقابله و مبارزه با ترس از زندگی مثبت و سازنده كنید. به تعویق اندازی موجب نگرانی نسبت به امری در آینده می‌شود و این نگرانی جانشین زمان حال شما می‌شود. اگر آن امر به صورت «اكنون» در آید نگرانی نسبت به آینده طبعا باید از بین برود.

اگر دلتان می‌خواهد دنیا تغییر كند، شكوه و شكایت نكنید،كاری بكنید به جای این كه لحظات خود را با انواع نگرانی‌های اختلال‌آمیز نسبت به كارهای معوق مانده بگذرانید، با این نقطه ضعف فلاكت‌بار مبارزه كنید و پیوسته در لحظه حال زندگی كنید. یك فرد عمل‌كننده باشید، نه آرزوكننده، امیدوار یا انتقادكننده.

 





چگونه رفتارهای شرطی مطلوب را تقویت کنیم؟

رفتار شرطی را می توان به وسیله تقویت، محکم و قوی نمود و یا با عدم تقویت آنها را ضعیف کرد. به نظر ((کلارک هال)) کم شدن سائق اساس تقویت رفتار است. همانطور که قبلا ذکر شد، سگ پاولف هنگامی که زنگ چندین مرتبه نواخته شد ولی غذا به اونرسید، از نشان دادن عکس العمل خودداری کرد. در نتیجه رفتار شرطی موقعی ادامه خواهد یافت که فرد هدفی دربر داشته باشد. با در نظر داشتن احتیاج اولیه انسان برای ایمنی، جای تعجب نیست که فرد در مقابل انگیزه ای که تداعی کننده خطر است، عقب نشینی نموده یا پا به فرار بگذارد.

اگر در اثر یادگیری جدید شخص ببیند که آنچه از آن هراس داشت دیگر خطرناک نیست، رفتار وحشت زده خود را عوض می کند.

اغلب افراد بزرگسال ترسهای دوران کودکی خود را در نتیجه یادگرفتن اطلاعات جدید از دست می دهند. بدین معنی که آنان قادرند رفتارهای جدیدتری را در عوض رفتارهای قدیمی قرار دهند، زیرا فهمیده اند رفتارهای قبلی احتیاجات آنها را ارضاء نمی کند.

از طرف دیگر بعضی از افراد به رفتارهای شرطی غیر عادی خود ادامه می دهند، زیرا این رفتارها تنها طرقی است که آنان در ارضاء احتاج خود می شناسند. شرطی کردن رفتارها یکی از مراحل بسیار مهم یادگیری است ولی نمی توان تمام انواع آموختن را بر اساس ان تشریح نمود.

افراد فقط مانند ماشین، به عوامل خارجی عکس العمل نشان نمی دهند، بلکه آنها بر اساس آنچه یاد گرفته اند، با محیط خود رو به رو می شوند. به عبارت دیگر افراد فقط بازیچه عوامل شرطی یادگیری نیستند بلکه خود بر این عوامل تا حدی کنترل دارند و در حقیقت مسائل زندگی را حل می کند.





پروژه بزرگ یک و نیم میلیارد دلاری برای تشخیص مکانیسم مغز انسان!


تأمین مخارج مالی این پروژه عظیم بر عهده اتحادیه اروپا است و هدف اصلی آن ایجاد یک شبیه سازی هوشمند رایانه ای از مغز انسان خواهد بود. پروژه ای که به احتمال زیاد در خلل آن شاهد تشکیل یک پایگاه اطلاعاتی بزرگ متشکل از هزاران مقاله در ارتباط با مغز و اعصاب به صورت سالانه خواهیم بود.


فارنت: به تازگی شاهد کلید خوردن پروژه علمی جالب توجهی هستیم که سعی در تشخیص عملکرد کلی مغز انسان دارد، پس شاید شاهد این باشیم که هرمنوتیک این بار با روشی بسیار مستدل‌تر به پیشرفت خود ادامه دهد. یک پروژه علوم اعصاب با چشم انداز ده ساله و بودجه ای معادل یک میلیارد پوند که هدف آن بررسی تحول درک مغز انسان استو در آن دانشمندان بیش از 135 کشور جهان (بیشتر اروپا) در قالب یک گروه برای این پروژه، که به پروژه مغز انسان یا HBP نیز معروف است، تلاش خواهند کرد.

Human-Brain

تأمین مخارج مالی این پروژه عظیم بر عهده اتحادیه اروپا است و هدف اصلی آن ایجاد یک شبیه سازی هوشمند رایانه ای از مغز انسان خواهد بود. پروژه ای که به احتمال زیاد در خلل آن شاهد تشکیل یک پایگاه اطلاعاتی بزرگ متشکل از هزاران مقاله در ارتباط با مغز و اعصاب به صورت سالانه خواهیم بود.

شناخت

پروفسور هنری مارکرام، رئیس موسسه پلی تکنیک لوزان و مدیر پروژه HBP طی مصاحبه ای اعلام کرد: «پروژه مغز انسان در حقیقت یک تلاش جمعی برای ساخت یک فناوری رایانه نوین خواهد بود که به ما این امکان را می‌دهد تا تمامی اطلاعاتی که ما در طول سالیان متمادی از طریق مغز خود دریافت و ذخیره کرده‌ایم را به صورت رایانه ای جمع‌آوری کنیم. ما در ابتدای امر تلاش خواهیم کرد تا بفهمیم چه چیزی مغز انسان را منحصربه‌فرد ساخته است، باید مکانیسم بسیار جامعی در پس شناخت و رفتار مغز انسان وجود دارد و ما سعی می‌کنیم با دستیابی به این مکانیسم و عینی سازی تشخیص بیماری‌های مغز هم در حوزه پزشکی پیشرفت‌هایی را صورت دهیم و هم فناوری جدیدی را بر اساس نوع عملیات‌های محاسباتی مغز انسان به دنیا معرفی کنیم.».

دانشمندان درگیر در پروژه HBP اتفاق نظر دارند که در حال حاضر رایانه های موجود برای شبیه سازی عملکرد پیچیده مغز انسان پاسخگو نیستند ولی امیدوارند که بعد از گذشت یک دهه سوپر کامپیوترهایی که امروزه با سرعت مناسب در حال پیشرفت هستند بتوانند برای شبیه سازی اولین پیش نویس این پروژه بزرگ به آن‌ها کمک کنند. از این مسئله که بگذریم مانع دیگر میزان بسیار بالای اطلاعات تولیدی در پروژه است که با گسترش خود نیازمند یک حافظه محاسباتی بسیار عظیم خواهد بود.

پیچیدگی

پروژه HBP از نظر ساختار کلی و به دلیل قرار گرفتن در حوزه علوم اعصاب بسیار شبیه به پروژه ژنوم انسانی است که در آن هزاران دانشمند در سراسر جهان دهه‌ها مشغول به کار بودند و با صرف بودجه ای چند صد میلیون دلاری در نهایت موفق شدند توالی کد ژنتیکی انسان را به دست آورند. اما تفاوت عمده پروژه مذکور با پروژه HBP این است که در پروژه ژنوم انسانی دانشمندان در نهایت با نقشه برداری از هر سه میلیارد جفتِ باز موجود در هر سلول بدن انسان موفق به ترسیم کد ژنتیکی اصلی ما شدند اما در تحقیقات مربوط به HBP شکی وجود ندارد که دانش انسانی فعلاً قادر به نقشه برداری و ترسیم نمایه ای هرچند پیچیده از کل مغز انسان نیست. در یک کلام این پروژه بسیار پیچیده است.

مغز انسان حدود 100 میلیارد نورون یا سلول عصبی و بیش از 100 تریلیون اتصالات سیناپسی دارد. ولی با این وجود پیچیدگی کار سنگ مهمی جلوی راه این پروژه نیست، زیرا هدف اصلی پروژه HBP چیز دیگری است و آن ایجاد چندین نوع شبیه سازی رایانه‌ای از مغز انسان است.

به طور همزمان دانشمندان دانشگاه منچستر در حال ساخت یک مدل هستند که قادر خواهد چیزی حدود 1 درصد از عملکرد کلی مغز انسان را شبیه سازی و تقلید کند. مدیریت این پروژه که به پروژه SpiNNaker معروف است را استیو فربر یکی از پیشگامان صنعت رایانه در جهان که نقش کلیدی در ساخت میکروکامپیوتر بی‌بی‌سی نیز داشته بر عهده دارد.

وی در مصاحبه اخیر خود گفت: «من زندگی حرفه ای خود را صرف ساخت رایانه‌های معمولی کرده‌ام و هر ساله شاهد رشد چشمگیر آن‌ها در تمامی حوزه خصوصا در حوزه عملکرد بودم اما باید اعتراف کرد که رایانه‌ها هنوز هم نمی‌توانند کارهایی را که یک انسان به طور غریزی انجام می‌دهد شبیه‌سازی و تقلید کند. برای مثال شما می‌توانید اطفالی را در نظر بگیرید که به سادگی هرچه تمام قادر به شناسایی مادر خود هستند ولی نوشتن برنامه ای که یک رایانه را قادر به شناخت فردی خاص کند عمل بسیار پیچیده و وقت گیری است.».

رایانه‌های نورومورفیک

دانشمندان بر این باورند که باز کردن قفل این اسرار می‌تواند کمک شایان توجهی به یک جهش بزرگ در حوزه فناوری اطلاعات داشته باشد. با ساخت رایانه‌های به اصطلاح نورومورفیک در آینده، دستگاه‌ها قادر خواهند بود همانند یک مغز مطالب را دریافت کرده و از آنها استفاده کنند.

پروفسور مارکرام در همین زمینه اضافه کرد: «با استفاده از دانش تولیدی در پروژه HBP ما می‌توانیم چیپ‌های رایانه‌ای تولید کنیم که با به همراه داشتن مهارت‌های تخصصی و درک مغز یک انسان قادر خواهند بود مجموعه بسیار بزرگ و پیچیده از داده‌ها را دریافت و به سادگی هرچه تمام‌تر تجزیه و تحلیل کنند.».

از فواید دیگر این مغزهای دیجیتال می‌توان به امکان مقایسه مغز سالم و بیمار در مدل‌های کامپیوتری اشاره کرد.

مغز در برابر رایانه

رایانه‌ها در انجام کارهای ساده عملکرد فوق‌العاده ای دارند و می‌توانند حتی محسابات ریاضی را بسیار سریع‌تر از مغز یک انسان انجام دهند ولی مغز یک انسان بالغ در زمینه انجام اعمال مرتبط با ادراک و یادگیری تا حدی خیلی زیادی بر یک رایانه برتری دارد. سوپرکامپیوترها هر ساله سریع‌تر از قبل در حال رشد اند. بزرگ‌ترین سوپرکامپیوتر موجود سرعت پردازشی دارد که با مقیاس پتافلاپ سنجیده می‌شود (یک فلاپ برابر با هزار تریلیون عملیات اعشاری در هرثانیه است).

سوپرکامیپوتر چینی «تیانهه 2» که بزرگ‌ترین سوپرکامپیوتر موجود در جهان نیز نام دارد سرعت پردازشی معادل 34 پتافلاپ در هر ثانیه دارد که در شرایط خاص تا 100 پتافلاپ در ثانیه نیز قابل افزایش است. اما تنها برای شروع به کار پروژه HBP و ساخت یک مدل بسیار ساده از عملکرد واقعی مغز دانشمندان نیاز به رایانه‌ای با قدرتی 10 برابر بیشتر از تیانهه 2 دارند، رایانه‌ای که اگر ساخته شود مقیاس اگزافلاپ را به خود اختصاص خواهد داد.

تصور می‌شود اولین رایانه اگزافلاپ دنیا تا چند سال آینده با قابلیت پردازش میلیاردها میلیارد اطلاعات در طول یک ثانیه تا چند سال دیگر ساخته خواهد شد. اما استفاده از چنین رایانه ای برای انجام محسابات به انرژی خروجی از یک ایستگاه برق قدرت نیاز دارد، برعکس مغز انسان که همان اعمال را تنها با 30 وات انرژی انجام می‌دهد.

بیماری‌های مغز

یکی از اهداف کلیدی پروژه ای که تا به این جا درباره آن با شما صحبت کردیم رسیدن به یک درک علمی بالاتر از بیماری‌های مغز انسان است. دانشمندان در حین انجام تحقیقات خود در تلاشند تا یک نقشه راهبردی از اختلالات عصبی انسان و نحوه ارتباط آن‌ها با یکدیگر را بنا کنند. تیم پروژه HBP معتقد است که یافته های آینده آن‌ها می‌تواند راهگشای مناسبی برای شناخت بهتر بیماری‌های مغز و درمان آن‌ها باشد.

هزینه های عظیم سالانه HBP در همین شروع کار سیلی از انتقادات را متوجه اتحادیه اروپا کرده است که به خودی خود شبهاتی را نیز در نیل به اهداف این پروژه به وجود می‌آورد. منتقدین از این هراسان اند که مبادا با خرج چنین سرمایه عظیمی دانشمندان تیم HBP نتوانند نهایتاً به اهداف ترسیم شده خود در طول یک دهه دست یابند.

اما پروفسور استیو فربر بر این باور است که همین حالا بهترین زمان برای آغاز یک تلاش است. وی در همین زمینه گفت: «دلایل بسیاری برای ایجاد شک و تردید از این که آیا پروژه می‌تواند عملکرد کلی مغز انسان را ترسیم کند یا خیر، وجود دارد. ولی ما به کار خود ادامه می‌دهیم چرا که حتی اگر نتوانیم نهایتا در طول بازه زمانی درخواستی به اهداف اصلی خود برسیم، مطمئناً در طول همین زمان پیشرفت‌های خوبی را در زمینه های پزشکی، محاسباتی و اجتماعی صورت خواهیم داد.».





10 روش برای فریب دادن و وادار کردن مغز خود برای انجام کارهای مورد نظر!


به احتمال قریب به یقین برای شما اتفاق افتاده که بایستی کاری را انجام بدهید ولی مغز شما به شما پیشنهاد انجام یک کار دیگر را بدهد و یا اصولاً مغز شما آن حس و حال انجام کار را به شما ندهد! در اینجا باهم 10 روشی را که می‌شود مغز انسان را فریفته و به کار مورد نظر وادار کرد با یکدیگر مرور می‌کنیم.


فارنت: به احتمال قریب به یقین برای شما اتفاق افتاده که بایستی کاری را انجام بدهید ولی مغز شما به شما پیشنهاد انجام یک کار دیگر را بدهد و یا اصولاً مغز شما آن حس و حال انجام کار را به شما ندهد! مغز انسان اتاق فرمان تمام بدن انسان است و در اینجاست که تمام دستورات اجرایی صادرشده و به بقیه اجزای بدن مخابره می‌شود.

Trick-Brain

البته در پیچیده بودن مغز انسان شکی نیست ولی با این وجود در اینجا باهم 10 روشی که می‌شود مغز انسان را فریفته و به کار مورد نظر وادار کرد و یا اگر دقیق‌تر بگوییم 10 روشی  که می‌شود با آن جلوی مغز خود قد علم کرد را با یکدیگر مرور می‌کنیم.


10- به برنامه‌های سالم و غیر مضر بچسبید تا دچار هوس‌های نهان در ضمیر ناخودآگاه خود نشوید

Staying-healthy

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد مغز انسان‌ها توانایی ذخیره فوق‌العاده اطلاعات ورودی به مغز از طرق حواس پنج‌گانه است و نکته جالب درباره این توانایی در قدرت ذخیره بالای اطلاعات نیست بلکه در ذخیره کردن این اطلاعات در قسمت ناخودآگاه مغز انسان است؛ به گونه‌ای که در اکثر مواقع شاهد آن هستیم که بدون اینکه انسان از تجربه‌ گذشته‌اش چیزی به خاطر داشته باشد بدن او به صورت خودکار به آن خاطره که می‌تواند موارد زیادی را شامل شود (از مزه یک غذا گرفته تا ترس از ارتفاعی که همگی می‌تواند ریشه در کودکی فرد داشته باشد ولی فرد آن خاطرات را به یاد نداشته باشد) واکنش نشان می‌دهد؛ به این فرایند بازخوانی اطلاعات، شرطی‌سازی گفته می‌شود.

حال برای استفاده از این ویژگی علیه مغز چه باید کرد؟ در اینجا بایستی از این روش برای شرطی‌سازی خود در راستای دلخواه استفاده کرد؛ مثلاً می‌شود هر وقت که کار دلخواه و دل‌چسبی را انجام دادیم بلافاصله یک لیوان شیر بخوریم که این عمل باعث شرطی شدن ما نسبت به شیر در راستای دلخواه می‌شود. در کل قاعده بازی به این صورت است که هرچه بیشتر به مغز خود به خاطر کارهای خوب پاداش دهی کمتر مغزت به خاطر پاداش تن به کارهای بد می‌دهد.


9- به زندگی با دیدی جدید نگاه کنید

Declutter-life

همه ما در زندگی این موضوع را مرتب پیش خود تکرار می‌کنیم که هر چیزی روزی به درد ما می‌خورد که نتیجه این دیدگاه درخواست غیرارادی مغز انسان برای حفظ عادات و اطلاعات غیرضروری و بعضاً مضر است، حال اگر ما این دیدگاه خود را تغییر داده و مرتب پیش خود این جمله طلایی را تکرار کنیم که “جدید همیشه بهتر است” می‌توانیم شاهد تغییرات شگفت‌انگیزی درون خود باشیم زیرا با این طرز فکر عملاً به مغز خود القا می‌کنیم که بایستی عادات و افکار قدیمی را رها کرد و به سمت دنیای مرموز و پر رمز و راز خارج حرکت نمود. یک راهکار مناسب این است که با خود بیاندیشیم اگر همه چیز را یکباره از دست دهیم چه اتفاقی می‌افتد؟ چه چیزهایی را دوباره می‌خرید و از چه چیزهایی می‌گذرید؟ به این ترتیب می‌توانید از شر افکار و اشیای اضافه خلاص شوید.


8- روز خود را طولانی‌تر کنید تا نگران این باشید که چه بایستی در روز بکنید

Longer-day

درست است که میزان خلاقیت و مفید بودن در روز برای شما مهم است ولی مغز انسان به دلیل جاه‌طلبی خود هرگز از برنامه روزمره راضی نخواهد بود و تماماً این‌گونه به نظر می‌رسد که گویا زمان برای شخص بسیار کم است و این موضوع باعث ایجاد نوعی عذاب دایم برای شخص خواهد شد.

خوشبختانه برای حل این مشکل دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند که هرچه اطلاعات برای پردازش برای مغز انسان بیشتر باشد تشخیص گذر زمان نیز برای مغز انسان دشوارتر خواهد شد در نتیجه انسان فکر می‌کند که زمان به کندی می‌گذرد و احساس می‌کند که زمان بیشتری در طول روز در اختیار او قرار گرفته است. پس برای طولانی کردن روز خود بایستی تا جایی که می‌توانید به یادگیری و تجربه کردن اتفاقات، افراد، اطلاعات و … جدید بپردازید.


7– کارها را سریعاً انجام دهید و زیاد از حد به عواقب فکر نکنید!

Get-works-done

مغز انسان به گونه‌ای طراحی‌شده که مرتب از چگونگی‌ها سؤال می‌کند و عواقب کار را زیرورو می‌کند، صد البته که این مطلب ناراحت‌کننده نیست ولی اگر به این موضوع دقیق‌تر نگاه کنیم شاهد آن هستیم که مغز انسان به گونه‌ای در این زمینه عمل می‌کند که موجبات فراموشی اصل مطلب و در نتیجه عقب افتادن کار می‌شود لذا توصیه ما این است که این موارد را خیلی مدنظر قرار نداده و بیشتر به اصل مطلب توجه کنیم.


6- هزار دوست اندک و یک دشمن زیاد

Making-friends

بسیاری از اوقات شاهد آن هستیم که در روابط اجتماعی خود دچار یکسری مشکلات قضاوتی می‌شویم بدین صورت که به دلایل نامعلومی از شخصی بدمان می‌آید که ریشه‌یابی این قضیه به مسئله شرطی شدن فرد نسبت به یک شخصیت و یا رفتار خاص و یا حتی گاه یک تکه کلام خاص یا اسم خاص برمی‌گردد.

در نتیجه توصیه می‌شود که با استفاده از اولین تاکتیک گفته‌شده این مشکل را حل کرد. در اینجا توصیه ما به شما این است که تا جایی که می‌شود خود را با آن فرد درگیر کرده و اوقات بیشتری را با او گذرانده زیرا این امر موجبات ظاهر شدن دیگر ویژگی‌های فرد شده که ممکن است در تغییر نگرش شما نسبت به او کارساز باشد. حال اگر دریافتید که قضیه برعکس است و اوست که به اشتباه از شما فراری است می‌توانید با درخواست‌های مکرر از او در ایجاد این رابطه اجباری و در نتیجه بهبود این دیدگاه کمک کنید.


5– بر روی نکات مثبت تمرکز کنید تا بر روی نکات منفی

Focusing-on-positive-things

 آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده است که یک واقعه کوچک تمام روز شما را خراب کند و به اصطلاح عامیانه به شما ضد حال بزند؟ نکته ناخوشایندی که در رابطه با مغز انسان وجود دارد این است که تأثیر اتفاقات بد بر روی آن بیش از اتفاقات خوب و شیرین است. همین امر باعث تمرکز بیشتر مغز بر روی نکات منفی می‌شود؛ در راستای از بین بردن این تمرکز منفی که خودبه‌خود کیفیت زندگی را پایین می‌آورد بایستی سعی شود که به مسایل مثبت اندیشید و کمتر به مسایل منفی نگریست و آن را واکاوی کرد. البته به تجربه شخصاً اعتراف می‌کنم که این امر کار بسی دشوار است ولی با تمرین و تکرار آثار زیبای آن را در زندگی خود شاهد خواهید بود. حال به تجربه می‌توان به شما عزیزان گفت که راه حل این قضیه و یا اگر بهتر بگوییم کلید طلایی این قضیه در این است که اتفاقات بد زندگی را اتفاقات تعیین‌کننده و تمام‌کننده زندگی خود ندانیم و همیشه امیدوار به آینده باشیم زیرا هیچ کس از آینده خود خبر ندارد.


4- واقع‌بینانه تصمیم بگیرید نه خوش‌بینانه

optimism.someone-will-come

تحقیقات بسیاری در زمینه پایه‌های تصمیم‌گیری انسان انجام‌شده که نتیجه آن‌ها باعث حیرت شما می‌شود،تحقیقات نشان می‌دهد که مغز انسان همیشه در راستای آینده‌ای خوش حرکت می‌کند در نتیجه تصمیمی که می‌گیرد بر اساس این پیش‌بینی است که آینده به کام انسان خواهد بود. نتیجه تصمیمات گرفته‌شده همگی بر پایه‌های خوش‌بینی هستند؛ مثلاً برای همین است که همه فکر می‌کنند در قرعه‌کشی برنده می‌شوند و یا مثلاً سیگاری‌ها فکر می‌کنند که دیگران بر اثر سیگار کشیدن می‌میرند و برای آن‌ها مشکلی پیش نمی‌آید.

در نتیجه برای غلبه بر این واقعیت ذهنی بایستی همواره واقع‌بینانه تصمیم بگیریم و در همین راستا بایستی توجه داشته باشیم که زمانی که می‌خواهیم تصمیم‌گیری کنیم بایستی مطلب مورد نظر را خوب واکاوی کنیم.  علاوه بر آن بایستی خود را در همه موقعیت‌های احتمالی قرار دهیم تا بتوانیم با پیامدهای احتمالی روبرو شویم و در نتیجه بر اوضاع مسلط گردیم.


3- به جای آتش زدن به مال خود آن را پس انداز کنید

Saving-money

حتماً تا به حال با افرادی سروکار داشته‌اید که می‌گویند نمی‌توانند پول خود را پس انداز کنند و تا آن را به دست میآورند بلافاصله خرجی می‌کنند و جالب است که بدانید بیشتر این افراد پول خود را در راستای اهداف کم ارزش و بعضاً بی‌ارزش خرج می‌کنند، حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا این موضوع ارتباطی با مغز انسان  دارد؟ پاسخ مثبت است، به دلیل توانای پایین مغز انسان در بازخوانی غیرارادی صحیح تمام خاطرات مخصوصاً دوران بی‌پولی و یا دوران سخت به دست آوردن پول انسان‌ها به محض به دست آوردن پول آن را آتش زده و ناگهان شاهد دستان خالی خود هستند! لذا توصیه ما به این افراد این است که تا می‌توانند به خود دوران بی‌پولی و دوران به دست آوردن پول را یادآوری کنند تا از اسراف و نابودی بی‌مورد اموال خود جلوگیری کرده و آن علف خرس (!) را در جای درست و مناسب آن با حداکثر بازدهی مصرف نمایند البته ایجاد حساب پس انداز نیز تا حد زیادی در این راستا می‌تواند کارساز و مشکل‌گشا باشد مشروط بر اینکه نتوان بدون پشتوانه صحیح فکری به آن حساب دست‌درازی کرد.


2- شاد باشید

happy

مغز انسان به گونه‌ای طراحی شده است که می‌تواند آینده را ترسیم کند البته همگان بر ساختگی بودن آن آینده واقف هستید زیرا از آینده واقعی کسی خبر ندارد، حال که مغز ما چنین توانایی دارد بایستی از آن در راستای شاد زیستن نهایت استفاده را برد و نبایستی به گذشته تاریک فکر کرد و مرتب غصه آن را خورد؛ چرا که با ترسیم آینده‌ای هر چند خیالی برای لحظاتی هم که شده می‌توان شاد زیست و از طرفی شاهد هستیم که همین لحظات خیالی هم می‌تواند الهام‌بخش و در نتیجه انگیزه‌بخش به زندگی ما شود که این از برکات ذهن انسان است که باید به صورت بهینه حداکثر بهره را از آن برد.


1– همواره در نظر داشته باشید که دنیا بر محوریت شما نمی‌چرخد

pointing-at-you

مغز انسان به گونه‌ای عمل می‌کند که تمایل شدید به خود محوریت و خودرأیی دارد و نه تنها در این راستا گه‌گاه دچار مشکل می‌شود بلکه تمام پروسه تصمیم‌گیری را به خطر می‌اندازد و باعث انحراف شما از واقعیات می‌شود. حال آن که دیده می‌شود که فردی تصمیم اشتباهی می‌گیرد و یا مثلاً دچار بن‌بستی در مسیر حرکت خود می‌شود و در کل آن گونه که پیش‌بینی می‌کند نمی‌تواند برنامه‌اش را به جلو ببرد در نتیجه تقصیر این انحرافات و عقب‌ماندگی‌ها را به گردن دیگران و یا متأسفانه بدشانسی می‌اندازد و در کل از واقعیت که محور قرار دادن خود است طفره می‌رود، در زمینه شانس و اقبال باید بگوییم که تماماً ساخته ذهن ناقص بشریت است وگرنه تمام اتفاقات دنیا همگی بسته به دید ما دارد؛ چیزی تحت عنوان بدشانسی و یا خوش‌شانسی وجود ندارد و صرفاً آن‌ها طرز فکر و دیدگاه ما به واقعیات هستند. در کل برای مقابله با این مورد خودمحوری مغز هیچ راه‌ حلی وجود ندارد جز تلاش بر دیدن واقعیات محض و بس.





ده تمرین برای بهبود تمرکز

می توانید عملاً قدرت فوق العاده تمرکز را دریابید؛ وقتی که واقعاً مصمم هستید و خالصانه سعی در پیشرفت درستان یا قبول شدن در امتحانی را دارید یا وقتی که در حال انجام دادن یکی از بازی های مورد علاقه خود هستید، قدرت تمرکز در اختیار شماست.

این نوع تمرکز، در اثر نیاز و یا خواسته ای از شما افزایش می یابد. با افزایش اصولی و سیستماتیک تمرکز، می توانید آن را به تسلط خود درآورده و از توانا بودن در بکارگیری آسان مهارت تمرکز بدون هیچ تقلایی، اطمینان حاصل کنید. تمرکز عالی و واقعی در طی یک پروسه کند و حلزونی از طریق کارهای روزمره و فقط با انجام تمامی تمرینهای آن، پرورش پیدا می کند. برای حصول چنین تمرکزی، باید از روشی منطقی و عملی استفاده کرد.

وقتی شروع به یادگیری تمرکز می کنید، باید مکان مناسبی را بیابید که بتوانید در آنجا تنها باشید و مزاحمتی برایتان ایجاد نشود. اگرمی توانید چهار زانو روی زمین یا روی صندلی بنشینید. طوری بنشینید که ستون فقراتتان صاف باشد. چند نفس عمیق و آرام بکشید و بدن خود را ریلکس و شل کنید. در ذهن خود همه ماهیچه ها و همه بخشهای بدن را مرور کرده و آرام کنید.

تمرینهای زیر در بهبودی مهارت تمرکز، به شما کمک می کند:

تمرین اول:

طرحی را در ذهن خود روشن و واضح کنید و ببینید که چقدر می توانید ذهن خود را بر آن متمرکز نگاه دارید. خوب است که در ابتدای کار ساعتی داشته باشید و زمان را پیگیری کنید.

فرض کنید که می خواهید سلامتی را به عنوان یکی از بهترین نعمتهای این دنیا به تصور در آورید. اجازه ندهید که هیچ طرح دیگری به ذهنتان سرک بشکد. اگر در لحظه ای، طرح دیگری مزاحمت ایجاد کرد، آن را از ذهن خود دور کنید. عادت کنید که بر این طرح به مدت ده دقیقه در روز تمرکز کنید. آنقدر تمرین کنید تا بتوانید در هنگام تمرکز، فکر چیزهای دیگر را از ذهن حذف کنید. ممکن است نیاز داشته باشید که این تمرین را مرتباً در ده روز یا بیشتر اجرا کنید تا بتوانید مهارتهای تمرکزی را کم کم ملکه ذهن خود کنید.

تمرین دوم

کتابی را بر دارید و کلمات هر پاراگراف را بشمارید. برای بار دوم کلمات را بشمارید تا مطمئن شوید که تعداد آن را درست شمرده اید. اول با شمردن کلمات یک پاراگراف شروع کنید و وقتی که آسان تر شد، همه کلمات صفحه را بشمارید. این کار را بطور همزمان بصورت ذهنی و فقط با چشمانتان انجام دهید.

جسم ساده ای مانند قاشق، چنگال و یا لیوانی را بر دارید. به آن تمرکز کنید و شی را از هر طرف بدون بیان توصیفی از آن، نگاه کنید؛ یعنی هیچ کلمه ای در ذهنتان نباشد. فقط به شی بدون فکر کردن به کلمات نگاه کنید.

تمرین سوم

یک نقشه هندسی کوچک بکشید که سایزی حدود سه اینچ (7.6 سانتی متر) داشته باشد و به شکل یک مثلث، مربع یا دایره باشد. آن را با هر رنگی که دوست دارید بکشید و بر آن تمرکز کنید. فقط به نقشه نگاه کنید. هیچ کلمه ای را در ذهن نیاورید، انگار فقط نقشه وجود دارد. نقشه روبروی خود را نگاه کنید و سعی کنید که چشمانتان را خسته نکنید.

تمرین چهارم:

به درون خود تمرکز کنید. دراز بکشید و مصرانه ماهیچه های خود را شل کنید. به ضربان قلب خود تمرکز کنید. به چیز دیگری توجه نکنید. تصور کنید که این عضو فوق العاده بدن شما چگونه خون را به دیگر بخشهای بدنتان پمپاژ می کند. سعی کنید بطور واقعی تجسم کنید که خون چگونه مخزن فوق العاده خود را ترک کرده وبه داخل جریانی که مستقیماً به سوی انگشتهای پای شما پایین می رود، جاری می شود. باز هم جاری شدن خون را از بازوها به نوک انگشتان خود تصور کنید. بعد از کمی تمرین، می توانید واقعاً بوسیله فکر خود، عبور خون را احساس کنید.

تمرین پنجم:

تمرکز خود را مشاهده کنید. بر روی صندلی بنشینید و ساعتی را که ثانیه شمار دارد، بر روی میز قرار دهید. در حین اینکه ثانیه شمار نزدیک می شود، آن را با چشمان خود دنبال کنید. این کار را حدود پنج دقیقه انجام دهید و به هیچ چیز جز ثانیه شمار ساعت فکر نکنید؛ اگر بتوانید هر فکر یا طرح دیگری را که در جریان آگاهی شما قرار می گیرد تابع این تصور کنید، می تواند تمرین بسیار خوبی برای زمانهایی باشد که فقط چند دقیقه برای سپری کردن دارید. انجام این کار خصوصاً با عقربه ثانیه شمار، دشوار است اما با افزایش قدرت خواستن که برای موفقیت در این کار لازم است، به ارزش آن دست می یابید. سعی کنید که تا جایی که می توانید در طی این تمرینها آرام بمانید.

تمرین ششم:

چشمهای خود را ببندید و رقم یک را در جلوی خود تصور کنید و وقتی که توانستید آن را واضحاً ببینید، در ذهن خود بگویید "یک". اجازه دهید که یک ناپدید شود و شروع به تصویرسازی رقم دو کرده و وقتی آن را دیدید، در ذهن خود بلند بگویید "دو". اگر می توانید، این پروسه را تا عدد صد ادامه دهید.

تمرین هفتم:

یک شی مانند یک شیرینی نیمه خورده شده ، سکه یا خودکاری را در روشنی نگه دارید و سعی کنید که هر یک از ماهیچه های بدن خود را شل کرده و بر جسم تمرکز کنید. سعی کنید که به شکل، رنگ و جنس آن فکر کنید و فرم آن را بخاطر بسپارید. سپس چشمان خود را ببندید و سعی کنید که آن را در ذهن خود تصویرسازی کنید. اگر نتوانستید، چشمانتان را دوباره باز کنید و از اول شروع کنید.

تمرین هشتم:

هر صبح وقتی که تلاش می کنید خواب خود را بخاطر بیاورید، گزارشی از خواب خود بنویسید و در شب، قبل از اینکه بخواب بروید، روزی که بر شما گذاشته را ارزیابی کنید. این تمرین در بخاطر آوردن و وضوح رویاهایتان به شما کمک می کند.

تمرین نهم:

نقطه ای را بر روی دیوار اتخاب کنید و به آن نگاه کنید، البته خیلی روی آن متمرکز نشوید. همه افکار را از ذهنتان پاک کنید و با تمام تلاش خود بر تنفستان تمرکز کنید. تا جایی که می توانید ادامه دهید.

تمرین دهم:

در هنگام مطالعه، کسی فکر نمی کند که بتواند در آن لحظه افکارش را بر موضوع متمرکز کند. هر کسی باید خود را طوری آموزش دهد که بتواند واضحانه تصور کند. یک تمرین استثنایی برای این منظور، این است که موضوعی را در روزنامه خوانده و ببینید که تا چند کلمه می توانید ادامه دهید. خواندن موضوعی در روزنامه به منظور گرفتن مطلب اساسی، نیازمند به تمرکز مرزی است. اگر توانایی نوشتن آنچه را که خوانده اید ندارید، می توانید بفهمید که تمرکزتان ضعیف است. اگر مایل باشید می توانید بجای اینکه آن را بنویسید، سعی کنید آن را بصورت ذهنی حفظ کنید. به اتاق بروید و اگر در حال صحبت با کسی بوده اید، صحبت خود را قطع کنید. شما خود خواهید توانست که از تمرینهای با ارزشی مانند این تمرینها، در توسعه تمرکز و پرورش قدرت تصور استفاده کنید.

نتایج پرورش تمرکز:

تسلط بر افکار

آرامش فکر

اعتماد به نفس

قدرت درونی

قدرت خواستن

مهارت متمرکز کردن فکر

حافظه بهتر

مهارت انتخاب تصمیمات و ادامه دادن آنها

عملکرد بهتر در زندگی روزانه، چه در خانه و چه در کار

مهارت در مطالعه کردن و درک بی درنگ

جلوگیری از متوقف شدن با افکار وطرحهای گذرا از ذهن

رهایی از افکار غیرضروری و آزاردهنده

توانایی اینکه هر وقت مایلید بتوانید چیزی را که می خواهید تصور کنید

شادی درونی

کمک به پیشرفت توانایی های ذهنی

تصویرسازی و تخیل هدایت یافته ی خلاقانه تر، موثرتر و قدرتمندتر

تعمق صحیح

روشن بینی معنوی

تمام تلاش خود را بر تمرینها بگذارید. چیز دیگری را در نظر نگیرید. سعی کنید که به خواب نروید یا موضوعهای دیگری را تصور نکنید و در ذهن به تصویر نکشید. در لحظه ای که می بینید که عملاً به اندیشیدن درباره چیز دیگری مشغول شده اید، تمرین را متوقف کرده و از اول شروع کنید. وقتی در انجام آن ماهر شدید، زمان را بیشتر کنید و در صورت امکان، بخش دیگری را در روز به آن اختصاص دهید. در ابتدای کار خیلی تلاش نکنید. ممکن است که فکر کنید تمرینها خیلی آسان و ساده است و سعی کنید که همه آنها را یک باره انجام دهید. اما بهتر است که با سرعت حلزونی شروع به کار کنید، از مغزتان زیاد کار نکشید و به آن فشار نیاورید. سعی کنید که قبل از شروع تمرین بعدی، تمرین قبلی را کامل اجرا کنید.

اگر این تمرینها به نظرتان خیلی سخت می رسد، یا افکار برای شما مزاحمت ایجاد می کند و باعث می شود که به چیزهای دیگری فکر کنید نگران نشوید. هر کسی در طی راه با سختی ها مواجه می شود. کسانی موفق می شوند که ادامه می دهند و هرگز تسلیم نمی شوند. اگر علیرغم سختی ها و پریشانی ها سماجت بخرج دهید، تاج موفقیت بر سر تلاشهای شما قرار خواهد گرفت.








  • تعداد صفحات :26
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...