با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




اتاق فکر

سایت تخصصی اتاق فکر

برای دریافت صوتهای آموزشی به شبکه تلگرام به آدرس زیر بپیوندید.

fekrema@

یا به این شماره پیامک بزنید: 09129400135

تلفن دفتر:88707284

برای خرید  از دکمه فروشگاه بالای  صفحه استفاده کنید.


 علاوه بر این سایت، سایت  ابرموفق حاوی مطالب  کاربردی استاد  راهداری به آدرس 

 زیر است در سایت  به بخش  نقشه آموزشی سایت بروید.

http://abarmovafagh.com



جلد کتاب اتاق فکر در 10 گام


کتاب  قوز فکری اثر دیگری از  مهندس راهداری مولف کتاب  اتاق فکر در 10 گام  در ابان ماه سال 1393 منتشر شد این کتاب  در حوزه تفکر فردی بوده و دارای تکنیکهای فراوان برای  ایجاد موفقیت فردی از طریق تفکر است.

کتاب قوز فکری به چاب چهارم رسید.




کتاب قوز مالی ازپول کودن تا پول هوشمند منتشر شد

کتابی متفاوت  درباره  پول





کتاب  سلاخی نخبگان

 دردوره قاجار و پهلوی 

از دستگیری ممدریش تا دستگیری باربی

به قلم استاد راهداری منتشرشد.






«شما در این سایت می­توانید از آخرین اطلاعات و آموزش­ها

 درحوزه اتاق فکر  مطلع شوید» 

   


در این سایت هر هفته مطالب جدیدی در باره اتاق فکر گذاشته می شود.

 محصولات  جدید:

                                     


دانلودها 

   دانلود  پاورپوینت  کلاس  آموزش تفکر فرمت pptx

  2- کلیک کنید برا ی دریافت  پاورپونت فرمت pdf

     3- کلیک کنید برا ی دریافت  فهرست دورههای طراحی شده مهارت اندیشه واتاق فکر. فرمت pdf جدید

  4- برنامه آموزش مهارت تفکر شامل: انضباط فکری و ابرهوش و...  در نیمه دوم سال 1393

  5  -برای دانلود رایگان فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری  کلیک کنید.*************جدید****************

6-  فهرست محصولات  جدید 95

تعداد صفحه

نام  کتاب

قیمت

چاپ

سایت

پیامک

655

اتاق فکر

چهل و پنج هزار تومان 

هفتم 

09129400135

02188707284

www.Fekrema.ir

100030900




  نام  کتاب
 قیمت
  توضیحات
 تعداد صفحات
 قوز فکری دو جلد / چاپ دوم
 35 هزارتومان
 تفکر کاربردی
 684




                      








آیا دانشگاه کسی را متفکر میکند؟

دانشگاه  دنبال این هست که به شما مدرکی بدهد تا از ان طریق کسب درامد کنید. دانشگاه دنبال  متفکر کردن کسی نیست و همین فکر اشتباه باعث جهت گیری اشتباه انسان در زندگی می شود.
خواندن دروس دانشگاهی شاید باعث رشد فکر در حاشیه و انهم به میزان کم شود. شمابایستی اموزش صریح در باره تفکر ببینید تا بتوانید رشد کنید. اتاق فکر جایی است که می تواند این کار را برای شما  انجام دهد.کتاب اتاق فکر  در فصل اول و چرایی مفصل به این موضوع پرداخته است.




آموزش تفکر از طریق طنز- اتفاق


تو یه پاساژ راه می رفتم که یهو خوردم به یه نفر…
اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم :
واقعا عذرخواهی میکنم!

تا این جا داستان ذهن شما در یک مسیر به حرکت د رامده است و پیش خودش می گوید چه ادم محترمی چون مغز داخل قالب فکر می کند 

وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنیه که جلوی مغازه ها میذارن!

خوب مغز شما یکاره جهتش را تغییر میده و میفهمه مسیری که امده  سرکار بوده است سریع خودش را اصلاح میکند
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخرآمیز هم رو لباشه!
مغز شما در مسیری جدید حرکت می کندو فکر می کند این مسیر درست  است  پیش خودش میگوید  جواب این یارو بایستی داد
بهش گفتم: خنده داره؟؟؟؟ خب من فکر کردم آدمه!

تا اینجا حرکت مغز شمادر جهت دیگری از منطق به حرکت درامده است و این کار را تایید میکند.
یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم اونم یه مانکنه …!

جمله اخر یکباره مغز را  از مسیری که بوده است بدون هیچ تاملی وارد مسیری میکند که اصلا انتظارش را نداشته است. وبه این  دلیل شما می خندید و مغز شما متوجه می شود که از اول سر کار بوده است. کا رمن به عنوان مربی تفکر این هست که بتوانم ذهن شما را در مسیرهایی که فکرش را نمی کنیدبه حرکت در آورم . کسانی که قوز فکری دارند یکی از خصوصیات انها این است که معنای جهت فکر را درک نمی کنند.




آموزش تفکر از طریق طنز-زن و شو هر


آموزش تفکر دو بعد مهم دارد  میزات تفکر و جهت تفکر. افراد قوز دار تفاوتی میان جهت فکر ومیزان فکرکردن قائل نیستند. در طنز  زیر جهت حرکت مغز خود رادنبال کنید منظور از فکرکردن کنترل چنین فرایندی است  .

مکالمه بین زن ومرد :
مرد : ماشاءالله عزیزم خونه تمیز و مرتبه انشاءالله وایبر قطع شده؟


مغز شما منتظر پاسخ است  نمی داند در چه جهتی حرکت کند تا  جمله بعدی را بشنود

زن : نه والا شارژر گوشی رو گم کردم ،

 بازهم مغز شما منتظر  است و نمی تواند  در جهتی حرکت کند

مجبور شدم خونه رو تمیز کنم تا پیداش کنم!



آموزش تفکر از طریق طنز/ غضنفر

در انتهای این طنز یکباره مغز شما نگرش اولیه خود را درباره درخت وارسی میکند و این یک تفکر است همین که شما وارسی میکنید  متوجه می شوید ازابتدا در یک نگرش اشتباه حرکت کرده اید می خندید و تعجب می کنید در حقیقت در حرکت معمولی مغز شما اخلال ایجاد  میکند بسیاری  از نتایج اشتباه که در زندگی ما هویدا می شود از این موضوع ریشه می گیرد.



به غضنفر میگن با ارّه برقی 100 تا درخت قطع کن ، 96 تا قطع میکنه خسته میشه. بهش میگن پاشو روشنش کن 4 تا دیگه بیشتر نمونده ،



میگه مگه روشنم میشه!؟





اموزش تفکر از طریق طنز

 

 جمله زیر نگرش شما را  به بازی می گیرد

مرگ دست خداست،

 

 مغز شما  منتظر است  که در این نگرش حرکت کند اما یکباره نگرش شما  عوض می شود

 

شیر و پنیر و روغن و پراید و هواپیما و ….. فقط وسیله اند

فکر شما با طنز به راحتی  عوض می شود  در حالی که در حالت عادی مقاومت زیادی در این حوزه  دارد .





تغییر نگرش از طریق داستان / سگ با هوش

قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد  حرکتی کرد  که دورش کند اما کاغذی را  در دهان سگ  دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود  سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت  .سگ هم  کیسه راگرفت و رفت .  

قصاب که کنجکاو شده بود و از  طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .

سگ  در خیابان  حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و  بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو  حرکت اتوبوس ها کرد وایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .

اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد   دوباره شماره انرا چک کرد   اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.

 اتوبوس در حال حرکت به سمت  حومه شهر  بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه بلند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.

سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و   کمی عقب رفت و خودش را به در  کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیداری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.

مردی در را باز کرد و شروع  به فحش دادن  و تنبیه  سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است.این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.

مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

نتیجه اخلاقی :

اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود. 

و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .

سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.

پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم .





صبحانه/ آموزس تفکر از طریق داستان


زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز….

وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی … حالا برش گردون … زود باش باید بیشتر کره بریزی … وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش ، گفتم مواظب باش ! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی … هیچ وقت!! برشون گردون ! زود باش ! دیوونه شدی ؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی ؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی … نمک بزن … نمک …

زن به او زل زده و ناگهان گفت : خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده ؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت : فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری!

درک یکدیگر فقط زمانی میسر است که  به یک موضوع با یک نگرش نگاه کنیم.این داستان  با ایجاد نگرش در مورد یک موضوع باعث درک بهتر موضوع  توسط  زتن ان فردشد اگر به سادگی می گفت در زمان رانندگی چه بلایی  سر من میاری وقعا متوجه نمی شد.




شادی/داستان کوتاه

در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید.همه اینکارو انحام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد.اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف 5 دقیقه پیدا کند.همه به سمت اتاق مذکور رفتند و با شتاب و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتند ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.

دوباره اعلام شد که این بار هر کس بادکنکی که برمیدارد به صاحبش دهد.طولی نکشید که همه بادکنک خود را یافتند.دوباره بلندگو به صدا درآمد که این کار دقیقاً زندگی ماست.وقتی تنها به دنبال شادی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسید .

در حالی که شادی ما در شادی دیگران است، شما شادی را به دیگران هدیه دهید و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید.

  تغییر نگرش ما در شاد کردن دیگران  به جای خودمان بخشی از اموزش تفکر هست در عصری که همه دنبال شاد کردن خودشان هستند  و د راین را ه سخت می کوشند نگرش جدیدی مطرح  می شود  و ان هم شاد کردن  دیگران به جای خود است.




آموزش تفکر از طریق داستان / دیوانه


در شهر ما دیوانه ای زندگی می کند که همه او را دست می اندازند و در کوچه پس کوچه های شهر بازیچه بچه ها قرار میگیرد.روزی او را در کوچه ای دیدم که با کودکانی که او را ملعبه خود قرار داده بودند با خنده و شادی بازی میکرد.او را به خانه بردم و پرسیدم: چرا کودکانی که تو را مسخره میکنند و به تو و حرفها و کارهایت میخندند را از خود نمیرانی؟؟  با خنده گفت:"مگر دیوانه شده ام که بندگان خدا را از خود برانم در حالیکه میتوانم لبخند را به آنها هدیه دهم؟" جوابش مرا مدتی در فکر فرو برد....دوباره از او پرسیدم:قشنگترین و زشت ترین چیزی را که تا به حال دیده ای را برایم تعریف کن.!لیوان آبی که در اتاق بود را برداشت و سر کشید.با آستین لباسش آبی که از دهانش شر کرده بود را پاک کرد و گفت:"قشنگترین چیزی را که در تمام عمرم دیده ام لبخندی است که پدرم هنگام مرگ بر لب داشت.و زشت ترین چیزی که دیده ام مراسم خاکسپاری پدرم بود که همه گریه کنان جسد را دفن میکردند.پرسیدم:چرا به نظر تو زشت بود؟مگر مراسم خاک سپاری بدون گریه هم میشود؟جواب داد:"مگر برای کسی که به مرگ لبخند زده است باید گریه کرد؟؟"

 و من از آن روز در این فکر هستم که آیا این مرد دیوانه است یا مردم شهر ما دیوانه اند، که او را دیوانه می پندارند؟

ایجاد ابهام یکی از اموزشهای تفکر است. این داستان باایجاد شک  در ذهن شما  فکر شما رالحظاتی مشو ش می کند . مغز  بعد از خواندن این داستان لحظه ای در  وسط مسیر حرکت می ماند.




آموزش تفکر از طریق داستان / اسکناس مچاله

مدیریت نگرش و تفکر اولین درس تفکر است این داستان با نگرش و تفکر حضار بازی  میکند ودرس خوبی د رانتها به انها می دهد.

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید. و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.






داستان- تفکر واگرا -آموزش تفکر از طریق داستان




مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا بروی
م"
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن
ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت ، راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار !


زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیرطبیعی است اما بخاطر این که نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد
هفته بعد مرد به خانه آمد ، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود
همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید که آیا او ماهی گرفته است یا نه ؟
مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی که گفته بودم برایم نگذاشتی ؟"
جواب زن خیلی جالب بود
زن جواب داد : لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم  




تفکر خطی و تفکر موازی

فردی که تکنیکهای فردی را بلد نیست خطی فکر می کند ولی فردی که مهارتهای فکری پیدا می کند می تواند موازی فکر کند. یکی از مشکلات فرهنگی در بین سیاستمدارن و کلا جامعه  ایران تک خطی فکر کردن است مدیریت ما با تفکر موازی بیگانه است.من در کلاسهیا اموزشی خود سعی در جا انداختن مفهوم تفکر موازی دارم تفکر است که باعث مدیریت بهتر مغز خواهد شد و بکارگیری ان در زندگی  شما را به موفقیتهای بزرگی خواهد رساند.




تفکر خوب و تفکر کامل

یکی از مشکلات جامعه ما این است که فکر خوب زیاد است اما فکر کامل نداریم . «فکر کامل» فکر خوبی است که خوب بودنش مقطعی نیست و به تمام جوانب کار فکر کرده است ماامروز نیاز به فکر کامل داریم نه فکر خوب. ما امروز به فرد ی نیاز داریم که برای توسعه ایران به ما فکر خوب ندهد بلکه به ما فکر کامل بدهد. اگر اتاق فکری درست شکل گرفته باشد به ما فکر کامل خواهد  داد. همین تفاوت ریز می تواند زندگی شما را  با بحران مواجه سازد من به شما فکر خوبی می دهم  امااین فکر کامل نیست  مثلا در ازدواج به شما چند تا  فکر خوب میدهم اما چون این فکرها کامل نیست شما با مشکل مواجه خواهید شد.




فکر ارادی و فکر غیر ارادی

ما اگر بخواهیم فکر را  دسته بندی کنیم یک فکر ی است که غیر ارادی است مثل رویا و خیال  اما نوعی دیگری از فکر وجود دارد که ارادی است.  افرادی که  متفکر هستند سعی می کنند هر دو بخش را مدیریت کنند. یک متفکر یاد می گیرد بخش ارادی تفکر خود را  به درستی مدیریت کند و قدرت خود را در این حوزه افرایش دهند.




جلسه آموزش در قزوین / شانزدهم مهرماه

روز شانزدهم مهر جلسه اموزشی تفکر در  قزوین برگزار  شد.

یکی از حضار وقتی از انها سوالی را پرسیدم گفت: ما این ها را  انجام میدهیم اما اسم انها را  نمی دانیم  گفتم همین دانستن اسم خودش   دانش است همه ما صبح تا شب از طریق چشم خود می بنیم ولی فقط یک چشم پزشک است  که می تواند توضیح دهد هر بخش چشم چه ایراد یا توانمندی را دارد . در کتاب قوز فکری  درباره تکنیک بکارگیری عبارتهای  جدید در  گفتگو صحبت کردم که  چه  قدرتی به افراد  می دهد  مثلا بیست درصد مشکل را  توضیح بده و هشتا درصد راه حل بده .
خاطهر بعدی  یکی از مدیران جلسه گفت تنها کلاسی بوده است که بچه ها از صبح تا ساعت 14 سر کلاس نشستند معمولا ساعت آخر کسی نمی اید معلومه که بحث جذاب بوده است.







شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات