تبلیغات
اتاق فکر

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




اتاق فکر

سایت تخصصی اتاق فکر

برای دریافت صوتهای آموزشی به شبکه تلگرام به آدرس زیر بپیوندید.

fekrema@

یا به این شماره پیامک بزنید: 09129400135

تلفن دفتر:88707284

برای خرید  از دکمه فروشگاه بالای  صفحه استفاده کنید.


 علاوه بر این سایت، سایت  ابرموفق حاوی مطالب  کاربردی استاد  راهداری به آدرس 

 زیر است در سایت  به بخش  نقشه آموزشی سایت بروید.

http://abarmovafagh.com



جلد کتاب اتاق فکر در 10 گام


کتاب  قوز فکری اثر دیگری از  مهندس راهداری مولف کتاب  اتاق فکر در 10 گام  در ابان ماه سال 1393 منتشر شد این کتاب  در حوزه تفکر فردی بوده و دارای تکنیکهای فراوان برای  ایجاد موفقیت فردی از طریق تفکر است.

کتاب قوز فکری به چاب چهارم رسید.




کتاب قوز مالی ازپول کودن تا پول هوشمند منتشر شد

کتابی متفاوت  درباره  پول





کتاب  سلاخی نخبگان

 دردوره قاجار و پهلوی 

از دستگیری ممدریش تا دستگیری باربی

به قلم استاد راهداری منتشرشد.






«شما در این سایت می­توانید از آخرین اطلاعات و آموزش­ها

 درحوزه اتاق فکر  مطلع شوید» 

   


در این سایت هر هفته مطالب جدیدی در باره اتاق فکر گذاشته می شود.

 محصولات  جدید:

                                     


دانلودها 

   دانلود  پاورپوینت  کلاس  آموزش تفکر فرمت pptx

  2- کلیک کنید برا ی دریافت  پاورپونت فرمت pdf

     3- کلیک کنید برا ی دریافت  فهرست دورههای طراحی شده مهارت اندیشه واتاق فکر. فرمت pdf جدید

  4- برنامه آموزش مهارت تفکر شامل: انضباط فکری و ابرهوش و...  در نیمه دوم سال 1393

  5  -برای دانلود رایگان فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری  کلیک کنید.*************جدید****************

6-  فهرست محصولات  جدید 95

تعداد صفحه

نام  کتاب

قیمت

چاپ

سایت

پیامک

655

اتاق فکر

چهل و پنج هزار تومان 

هفتم 

09129400135

02188707284

www.Fekrema.ir

100030900




  نام  کتاب
 قیمت
  توضیحات
 تعداد صفحات
 قوز فکری دو جلد / چاپ دوم
 35 هزارتومان
 تفکر کاربردی
 684




                      








سی دی تکنیک احیای تجارب و تفکر موازی و تجارب مرجع منتشر شدند.

سه سیدی   تفکرموازی   احیای تجارب و تجارب مرجع  منتشر شدند. علاقه مندان می توانند با  شماره تلفن 88979627 تماس حاصل نمایند.



6 راه سریع برای دستیابی به اعتماد به نفس فوق العاده

ما دو انتخاب دارید : طرز فکرتان را عوض کنید , یا وانمود کنید تا وقتیکه طرزفکرتان عوض شود.

اگر سخنرانیی در پیش دارید, با کسی باید وارد مذاکره شوید, میخواهید با کسی ارتباط برقرار کنید یا فقط میخواهید زندگیتان را پیش ببرید، اعتماد به نفس بهترین دوستتان است. اگر احساس میکنید بعضی وقت ها اعتماد به نفس شما زیاد است بعضی وقت ها که واقعا نیاز دارید افت میکند این مطلب به شما کمک میکند چطوری اعتماد به نفس را به سرعت بدست آورید یا حداقل وانمود کنید که بدست آورده اید و کارتان را پیش ببرید.

6 راه سریع برای دستیابی به اعتماد به نفس فوق العاده

قوز نکنید
علارغم نشان از بی اعتماد به نفسی ! قوز کردن نشان میدهد شما هیچ اعتقادی به خودتان هم ندارید.

امتحان کنید : یک کاغذ برچسبی برای یادآوری بر بالای صفحه مانیتور کامپیوترتان بچسبانید و با خودکار قرمز فلش ای به سمت بالا بکشید و زیرش بنویسید “قوز کردی ؟؟؟؟؟“.
برای تصحیح خودتون این کار را انجام دهید :

شانه هایتان را به سمت عقب ببرید و تصور کنید شخصی رشته نخی به سر شما بسته و از بالا میکشد؛ ستون فقراتتان کش می آید و چانه تان بالا می آید.

بدانید که اکثر مردم راجع به شما اصلا فکر نمیکنند
افراد کمرو بیش از حد راجع به اینکه دیگران درباره شان چه فکری خواهند کرد نگران میشوند. اما قضیه این است که در واقع مردم اصلا راجع بهشون اصلا فکر نمی کنند-اصلا-.

تصور کنید قدرت جادویی خواند افکار دیگران را داشتید, فکر میکنید تو سر اطرافیانتون چه جملاتی میشنیدید؟ این ها رو :

“ای وای ! ایستگاه رو رد کردم / وای پول یادم رفت / فردا چی بگم به مجید / امروز یادم باشه زود برگردم به کارهام برسم / عجب ترافیکی ,امروزم دیر میرسم سر کار…”

دقت کنید چقدر ضمیر متصل اول شخص میبینید تو جمله ها کردم , یادم رفت , بگم , برگردم … انسان به صورت طبیعی در خود فرو رفته است ! آنقدر مردم برای خودشان افکاری دارند که فکر کنند که دیگر وقت ندارند راجع به شما فکر کنند.

گفتگوی منفی با خود : اکیدا ممنوع
اگر خودتان را “متفاوت” توصیف میکنید, به احتمال قوی از آن دسته از افرادی هستید که گفتگوهای منفی زیادی با خودشون دارند.

دقت کنید, چه چیزهایی به خودتون در طی روز میگید. هروقت درباره چیزی مانند “نمیتوانم انجامش دهم” فکر میکنید به سرعت با “نهایت سعی ام رو میکنم” عوض کنید. کلید حل این مساله در این است که از خودتان بیرون بیایید و به عنوان یک شخص سوم به صحبت های خودتون با خودتون گوش دهید. چه احساسی به شما دست میدهد اگر بشنوید کسی که در کنار شما نشسته به خودش میگویید “خیلی چاقی/ خنگی/بی دست و پایی/ بی خاصیتی …” خیلی زننده,درست است؟

خودتان را در افکارتان طوری تربیت و اصلاح کنید که در دنیای خارج میتوانید دیگران را تربیت یا اصلاح کنید.6 2راه سریع برای دستیابی به اعتماد بنفس فوق العاده

آسون بگیر
بعضی افراد به صورت طبیعی نسیت به افراد دیگر جدی هستند .اگر شما هم همینطور هستید, یاد بگیرید لبخند بزنید و بخندید. حتی بک نیشخند کوچک میتواند دیگران را بر انگیزاند تا بخواهند با شما ارتباط برقرار کنند.

برای تبدیل کردن خندید به یک عادت, زمانی را مشخص کنید در طی روز تا آنرا تمرین کنید حتی برای چند دقیقه حتی در ماشینتان به سمت محل کارتان یا حتی شب قبل از خواب. شاید عجیب باشد, اما بعد از مدتی خندیدن میتواند به صورت عادت درآید برایتان. تحقیقات نشان داده مجبور کردن خودتان به خندیدن برای سلامتی تان بسیار مفید است.

اشتباهات تان را با مرحمت حل کنید
چطوری کنار آمدن با سرخوردن در روزهای برفی نیز مهم است. افراد با اعتماد به نفس میدانند هیچکس کامل نیست و اگر هم در کسب و کارتان با سر به زمین بخورید و همه چیزتان را از دست دهید, آخر دنیا که نیست.

از خودتان بپرسید: بعد از سه ماه این اشتباهم چقدر مهم خواهد بود؟

هر اشتباهی که کرده باشید هیچ راه دیگری به جز بررسی آن و قول دادن به خودتان که دیگر تکرارش نکنید ندارد. به قول نویسنده بزرگ دِل کارنگی : “برای شیر ریخته شده شیون نکن.” , حالا اگر اشتباهایتان چیزی مانند سر خوردن, خوردن دستتان به جعبه های مغازه و به هم ریختن تمام آنها یا ازین دست اتفاقات باشد بهترین درمان خندیدن به خودتان است؛ این بهترین راه برای کنار آمدن با اشتباهتان است.

بازخورد بگیرید
از اطرافیانتان راجع به اعتماد به نفس تان سوال کنید, هر بار که تمرین میکنید دوباره سوال کنید. هرکجا احساس میکنید ضعف دارید برطرف سازید.





میلیاردری که با دست خالی به این ثروت عظیم رسیدند





جمعه این هفته دوره پیشرفته تفکر/ تکنیک تجارب مرجع

 روز جمعه این هفته از ساعت 9 صبح تا  ساعت  17 دوره پیشرفته تفکر  در  تهران به صورت کارگاهی به تعداد 15  نفر تشکیل می گردد.برای شرکت  با شماره 88979627  تماس حاصل نمایید.




سی دی تکنیک م . م. ج منتشر شد.

سی دی تکنیک  تفکر مثبت منفی جالب  منتشر شد.برای  دریافت ان به  با شماره 88979627 تماس  حاصل فرمایید.




هفت عادت کوچک که زندگی را تغییر می دهد

اگر بعضی از عادت ها را کنار بگذاریم زندگی رنگ بهتری به خود خواهد گرفت. البته در اینجا قصد نداریم کارهای خارق العاده ای را انجام دهیم و تنها پنج دقیقه برای این کارها کافی است.

اگر بعضی از عادت ها را کنار بگذاریم زندگی رنگ بهتری به خود خواهد گرفت. البته در اینجا قصد نداریم کارهای خارق العاده ای را انجام دهیم و تنها پنج دقیقه برای این کارها کافی است.

به نقل از هافینگتون پست، شاید این عادت ها را در طول سال ها انجام داده باشید، ولی حالا زمان آن رسیده که این عادت ها را ترک کنید. هفت عادت بسیار کوچکی که به شما آرامش می بخشد.

۱. زمانی که از خواب بیدار می شوید، تختخوابتان را مرتب کنید.

باید این کار را درست و مرتب انجام دهید. این کار دو مزیت اصلی برای شما دارد. اول اینکه بلافاصله پس از بیدار شدن یک کار را درست انجام داده اید و در طول روز نیز تاثیر آن کار را خواهید دید. دومین مزیت آن این است که پس از سپری کردن یک روز پرتلاطم و بازگشت به منزل، تختخواب تمیز و مرتب به شما حس خوبی می دهد. ظاهر مرتب آن شما را یاد موفقیت صبح خواهد انداخت.

۲. هر چیز را سر جای خودش بگذارید

مهم نیست در طول روز از چه چیزهایی استفاده می کنید، مهم این است که همه چیز را سر جای خودش بگذارید. آیا واکس زدن کفش هایتان تمام شده است؟ پس همین حالا واکس و فرچه را سر جای خود بگذارید. ظرف های آشپزخانه را در کابینت مخصوص خود قرار دهید. کتاب ها را نیز سر جای خودشان در قفسه یا کتابخانه قرار دهید. شک نکنید به محض اینکه به این کار عادت کنید، تاثیرات آن را در زندگی عادی خود خواهید دید.

امورات زندگی تان می توانید به راحتی سامان دهی کنید و از طرف دیگر، هر وقت به چیزی احتیاج داشتید دم دست است.

۳. آشغال ها را قبل از خواب جمع کنید

آیا می دانستید که کیسه پلاستیک زباله در سال ۱۹۵۷ ساخته شد؟ آیا می دانستید باید از آن برای جمع کردن زباله ها استفاده کنید؟! این کار ۵ دقیقه هم طول نمی کشد. اغلب ما شب ها خسته ایم و توان انجام کاری را نداریم. ظرف ها در ظرف شویی ریخته شده و لباس ها نیز در کف زمین افتاده است. احتمالا مجله و روزنامه ای که خوانده اید نیز بر روی میز افتاده است. یکی از اتفاقات رایج زندگی اکثر ما همین صحنه است که اغلب آن را به روز بعد موکول می کنیم.

روز بعد هم می آید. صبح زود به جای اینکه برنامه آتی را مرور کنیم، باید ذهن خود را معطوف به انجام کارهای روز قبل کنیم. شاید به همین دلیل همیشه زمان کم می آوریم!

۴. برنامه روزانه خود را یادداشت کنید

برخی افراد فهرست های طولانی از برنامه های آینده خود تهیه می کنند و جوابی هم نمی گیرند. بهتر است فقط برنامه روزانه خود را یادداشت کنید. به یاد داشته باشید که نیازی نیست کارهای جزئی را بر روی آن بنویسید. مسائل مهم تنها بر روی آن نوشته می شوند. حواستان باشد که بیش از سه برنامه را بر روی آن ننویسید، زیرا در این صورت تنها سه کار را باید هر روز انجام دهید.

۵. خوش بین باشید

بسیاری از افراد همیشه اخمی بر روی چهره و چروک هایی بر روی پیشانی خود دارند. آن ها به همه چیز شک دارند، از جمله به شغل جدید، مسئولیت جدید یا چیز جدیدی که همسرشان به آن ها بگوید.

۶. با غریبه ها هم مانند دوستان خود رفتار کنید

نیازی نیست برای کسانی را که خیلی نمی شناسید مدام اخم کنید و با آن ها محتاطانه رفتار کنید. اگر با لبخند و بدون غرض یا دیگران صحبت کنید خواهید دید که آن ها جذب شخصیت شما خواهند شد و تصمیم می گیرند که به شما کمک کنند. قرار نیست این کار را با هدف خاصی انجام دهید. چون هم شما و هم دیگران در مسیر سختی به نام زندگی حرکت می کنید و اگر دوستانی را زندگی خود داشته باشید، این مسیر هموارتر خواهد شد.

۷. کمی بهتر لباس بپوشید!

وقتی که می خواهید با دوستانتان به تماشای یک مسابقه بیرون بروید، نیازی نیست شلوار معمولی و تی شرت بپوشید. به عبارت دیگر، از حالت عادی هر چیز، کمی شیک تر لباس بپوشید. این کار باعث می شود خودتان احساس خوبی داشته باشید.

این هفت کار باعث می شود تا شکل و شمایل کلی زندگی تان به طور کلی تغییر کند، زیرا هر تغییر تاثیر فراوانی بر زندگی خواهد گذاشت.





این ۱۲ مورد را در زندگی تان تحمل نکنید


این ۱۲ مورد را در زندگی تان تحمل نکنید

تحمل کردن های غیرضروری همه انرژی تان را گرفته و کارایی شما را در زندگی پایین می آورد. اگر همه انرژی تان را صرف تحمل کردن چیزهای مختلف کنید، مطمئناً نمی توانید زندگی شاد و بی دغدغه ای را تجربه نمایید. در زیر به مسائلی اشاره می کنیم که باید دست از تحمل کردن آنها بردارید:



۱ تصمیم به سکون برای متوسط ماندن

همیشه موضوع این نیست که چیزی شکسته است و می خواهید درستش کنید. گاهی اوقات موضوع شروع دوباره و ایجاد چیزهای بهتر است. گاهی اوقات برای اینکه بتوانید دید خوبی پیدا کنید، مجبورید کمی دورتر بایستید. گاهی اوقات رشد کردن به معنی کنار گذاشتن عادت ها، روابط و موقعیت های گذشته و پیدا کردن چیز جدیدی است که شما را به حرکت بیندازد، چیزی که به هیجانتان بیاورد. این معنی زندگی است: یکجا ساکن نمانید.

۲ منفی گرایی خودتان

ذهن شما محیطی مقدس برای شماست. می توانید پنجره های آن را بسته و همه جا را تاریک کنید یا اینکه پنجره ها را باز کرده و بگذارید نور داخل شود. انتخاب با خودتان است. خورشید همیشه به قسمتی از زندگی تان در حال تابیدن است. شما چه فکری درمورد آن می کنید؟ چقدر راه آمده اید یا چقدر دیگر باید بروید؟ نقاط قوت و ضعفتان چیست؟ بهترین و بدترین اتفاقی که می تواند برایتان بیفتد چیست؟ به حرف هایی که در ذهنتان می زنید توجه داشته باشید. چون شاید فقط شاید، تنها چیزی که باید تغییر کند تا بتوانید شادی، عشق یا موفقیت بیشتری را تجربه کنید طرز فکرتان است.

۳ منفی گرایی دیگران

اگر برای خودتان ارزش نگذارید و مراقب خودتان نباشید، یعنی از خودتان سوءاستفاده می کنید. شما هیچ کنترلی بر حرف های دیگران یا کارهای آنها ندارید اما می توانید کنترل کنید که با شما چطور رفتار کنند. شما می توانید به تنهایی جلو کلمات تلخ و گزنده آنها را بگیرید و نگذارید که وارد قلب و ذهنتان شوند. یادتان باشد، اگر به محیط مقدس درون خودتان احترام نگذارید، هیچ کس دیگر هم اینکار را نخواهد کرد.

۴ روابط ناسالم

روابطتان را هوشمندانه انتخاب کنید. تنهایی هیچوقت به اندازه یک رابطه نادرست برایتان تنهایی نمی آورد. با کسانی باشید که ارزش شما را می دانند. لازم نیست برای شاد بودن دوستان زیادی در اطراف خود داشته باشید؛ چند دوست واقعی که قدرتان را بدانند برایتان کافی خواهد بود. خیلی وقت ها گذشتن به معنی ضعف نیست. ما به این دلیل از بعضی افراد نمی گذریم که می خواهیم ارزشمان را درک کنند، بلکه به این دلیل است که ارزش خودمان را فهمیده ایم.

۵ بی صداقتی

اگر شب که سرتان را روی بالش می گذارید، خیالتان راحت باشد که از هیچکس سوءاستفاده نکرده اید، آرامش درونی پیدا خواهید کرد. صادقانه زندگی کردن به شما آرامش فکر می دهد و این آرامش واقعاً ارزشمند است. صادق باشید و با کسانی که صداقت ندارند، رفت وآمد نکنید.

۶ تنفر از محیط کار

اگر از کارتان لذت نمی برید، وقتتان را در آن نگذرانید. بگردید، مطمئن باشید بالاخره کاری که راضی تان کند را پیدا خواهید کرد. اگر سخت کار کرده و از هر لحظه آن لذت می برید، دست از آن نکشید. مطمئن باشید که در مسیر پیشرفت هستید، چون سخت کار کردن، در کاری که به آن علاقه دارید، رمز موفقیت در آن است.

۷ عدم آمادگی و سازماندهی

۳۰ دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید تا مجبور نشوید برای انجام کارها در عجله باشید و اینطرف و آنطرف بدوید. این ۳۰ دقیقه کمکتان می کند از سردردهایی که بخاطر دیر رسیدن ها متحمل می شوید خلاص شوید. کمی وسایلتان را سازماندهی کنید و چیزهای غیرلازم را از اطرافتان پاک کنید.

۸ تنبلی :

به دست آوردن علم و دانش به معنی رشد کردن شما نیست؛ رشد زمانی اتفاق می افتد که چیزهایی که می دانید بتواند بر نحوه زندگی شما اثر بگذارد. نمی توانید با نشستن و فکر کردن پیشرفت کنید. اگر مداوم همان کارهای گذشته تان را انجام دهید، چیز جدیدی به دست نخواهید آورد. بهترین زمان برای شروع همین الان است.

۹ کش دادن کارهای ناتمام

هیچ چیز استرس زاتر از کش دادن کارهای ناتمام نیست. دست از وقت تلف کردن بردارید. برای تمام کردن کارهای ناتمام گذشته وارد عمل شوید. کش دادن بیش از حد این کارها انجام آنها را سخت تر می کند.

۱۰ فکر کردن بیش ازحد به اشتباهات گذشته

اگر تصور می کنید که کشتی تان رو به غرق شدن است، شاید وقت خوبی باشد که چیزهایی که باعث سنگین شدن آن می شود را دور بیندازید. دفعه بعد که تصمیم گرفتید کمی زندگی تان را خلوت کنید، با چیزهایی که واقعاً به هیچ دردی نمی خورند شروع کنید، مثل پشیمانی های گذشته، خجالت ها و عصبانیت ها. همه آنها را دور بریزید. نمی توانید فصل بعدی زندگی تان را با خواندن دوباره متن های قبلی شروع کنید.

۱۱ بدهی های شخصی

بدهی های مالی موجب استرس و قلب درد است. شما می خواهید یک زندگی راحت داشته باشید اما نه با ولخرجی. چیزهایی که لازم ندارید را نخرید. برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران خرج اضافه نکنید. خودتان را گول نزنید که ثروت آدمها با دارایی های مادی آنها سنجیده می شود. برای پولتان عاقلانه برنامه ریزی کنید.

۱۲ عدم تمایل به گفتن حرف هایی که لازم است بزنید

همه آدمها یک نگهبان درون سرشان دارند که همه کارهای آنها را نظاره می کند. او از همان ابتدای تولد درون سر شما بوده و توسط خانواده، دوستان، همکاران و جامعه شما پرورش پیدا کرده است. هدف اصلی او نظارت بر کارهایتان و اطمینان از این است که از خط خارج نشوید. و وقتی به حضور این نگهبان عادت کردید، کم کم متوجه می شوید که نظر او درمورد قابل قبول یا غیرقابل قبول بودن کارها کاملاً درست است. اما اینطور نیست! نظر او دقیقاً نظر دیگران است! یادتان باشد، این نگهبان فقط یک نگهبان است و فقط نگاه می کند. او هیچ کنترلی روی شما ندارد. اگر بخواهید خلاف نظر او کاری انجام دهید هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. البته نباید مثل دیوانه ها رفتار کنید اما باید هر چیزی که لازم است به زبان بیاورید را بگویید. نباید خودتان را سانسور کنید. همیشه حقیقت را بگویید.





افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند


افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند

همه ما با خواندن و شنیدن داستان های افراد موفق و مشهور گاهی دنبال پاسخ این سوال هستیم که آیا این افراد در ابتدا و میانـه شـروع فعالیتشان مسیری هموار را در مقابل خود داشته اند یا همانند دیگر افراد زندگی پرچالشی را تجربه کرده اند. در این مقاله شرح کوتاهی از زندگی افراد موفق را می خوانید که نشان می دهد زندگی این افراد نیز خالی از موانع و چالش نبوده   است.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : توماس ادیسون

معلم دوران تحصیل توماس ادیسون در مورد او گفته بود که ادیسون در دوران تحصیل آنقدر احمق و کودن بوده که به سختی چیزی را یاد می گرفته و این درحالی است که ادیسون مخترع وسایلی شد که در جهان تغییری بس بزرگ ایجاد کرده است.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : والت دیزنی

سردبیر یک روزنامه محلی، والت دیزنی را به دلیل نداشتن قوه تخیل مورد انتقاد قرار داد. علاوه بر این، قبل از اینکه انیمیشن «سفیدبرفی» به دنیای انیمیشن وارد شود شرکت او بارها شکست خورده بود. با این حال اراده والت دیزنی باعث موفقیت او در دنیای انیمیشن شد.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : استیون اسپیلبرگ

این کارگردان مشهور بارها در دانشکده سینمایی کالیفرنیا مشروط شده بود با این حال بعد از سال ها شکست توانست ۳ بار موفق به دریافت جایزه آکادمی اسکار شود.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : کلنل ساندرس

قبل از اینکه مرغ کنتاکی ساندرس (KFC) محبوبیت جهانی پیدا کند او مدت ها برای به دست آوردن یک شغل با چالش های بزرگی روبرو بود اما کلنل بازنشسته ناامید نشد و توانست رستوران خود را با روش ابداعی پخت مرغ تاسیس کند.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : اسحاق نیوتن

مادر نیوتن مانع ادامه تحصیل او در مدرسه شد و او را برای کار به مزرعه آورد اما بعد از اینکه از توانایی اش در کار کشاورزی ناامید شد به نیوتن کوچک اجازه داد به ادامه تحصیل بپردازد. نیوتن بعد از مدت ها فراغت از تحصیل توانست بار دیگر بدرخشد و به این ترتیب به یکی از بزرگ ترین دانشمندان عصر خود تبدیل شد.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : آلبرت انیشتین

انیشتین در زمان کودکی در مهارت های ارتباطی مشکل داشت اما این مشکل مانع از موفقیت او نشد. او با کسب جایزه نوبل فیزیک نشان داد که باوجود عدم مهارت های ارتباطی و کلامی، هوشی فوق العاده دارد.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : جی. کی .رولینگ

اولین نویسنده بیلیونر در سال ۲۰۰۴ موفقیت خود را یک شبه به دست نیاورده است. وقتی او مشغول نوشتن اولین جلد از سری رمان های هری پاتر بود، در وضعیت اقتصادی بدی زندگی می کرده و درحال جدایی از همسر خود بود اما نوشتن رمان هری پاتر زندگی او را دگرگون کرد.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : بیل گیتس

امپراتوری بزرگ مایکروسافت به دست یک اخراجی از دانشگاه هاروارد پایه ریزی شد. اخراج از دانشگاه باعث عقب نشینی بیل گیتس نشد. هم اکنون نام بیل گیتس کمتر کسی را به یاد یک اخراجی از دانشگاه می اندازد. این طور نیست؟

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : چارلی چاپلین

کمتر کسی است که این شخصیت مشهور و کمدین معروف را نشناسد اما این اسطوره کمدی دنیا ابتدای کار چندان موفق نبود. اولین بازی او مورد قبول هالیوود قرار نگرفت و آن را یک نمایش بی معنی لقب دادند اما این شکست سرآغاز موفقیت چارلی چاپلین شد.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : هنری فورد

اولین شرکت اتومبیل سازی فورد به دلیل کیفیت پایین و قیمت بالای محصولات باعث ورشکستگی او شد. بعد از آن او چند بار دیگر با چالش هایی از همین نوع روبرو بود اما با عبور از موانع توانست به یکی از ثروتمندترین افراد تاریخ تبدیل شود.

افراد موفقی که زندگی پر چالشی داشتند : مایکل جردن

شاید تصورش سخت باشد اما مایکل جردن زمان شروع فعالیت خود در زمینه بسکتبال، از تیم مدرسه اخراج شد اما این شکست باعث انگیزه بیشتر او برای تلاش شد. این یکی از جملات مشهور مایکل جردن است: «با اینکه در طول فعالیت حرفه ای ورزشی ام در ۳۰۰ بازی مقام برد را از آن خود نکردم و ۹ هزار شوت را به گل ننشاندم، اما باز هم مانع موفقیت من نشد. من بارها و بارها شکست خوردم و هربار قدرتمندتر بلند شدم، شاید به همین دلیل به موفقیت رسیدم.»

موفقیت لزوما همراه با شکست نیست

کسانی که برای هدفی خاص تلاش می کنند لزوما در همان مرحله اول به موفقیت نمی رسند و ممکن است در این مسیر گاهی با شکست هایی نیز روبرو شوند اما افراد در این شرایط به ۲ گروه تقسیم می شوند؛ گروه اول در مقابل شکست روحیه خود را از دست می دهند و تحمل پذیرفتن شکست را ندارند. این گروه از افراد رویارویی با موانع و شکست را به عنوان یک اتفاق دائمی می دانند و به نوعی آن را نقص به حساب می آورند، اما در مقابل افراد دیگری نیز هستند که روحیه مقاوم تری دارند و به چالش ها به شکل یک فرصت نگاه می کنند. بر همین اساس این گروه از افراد سعی می کنند از تجریبات خود درس بگیرند و آن را در زندگی به کار بگیرند. افراد گروه دوم تفکر یا همه یا هیچ ندارند یعنی در زندگی با رویارویی یک شکست خود را در انتهای زندگی فرض نمی کنند. موفقیت این گروه از افراد لزوما تنها به دلیل شکست نیست بلکه این طرز تفکر یک فرد است که از او یک فرد موفق یا ناموفق می سازد. اگر در مقابل شکست بتوان منطقی با آن کنار آمد و تجربیات جدید را در گام های بعدی به کار گرفت با این کار درصد ارتکاب به اشتباه کمتر می شود و چه بسا مسیر موفقیت برای این گروه از افراد هموارتر شود.





100 ایده بازاریابی

کسب و کار: 100 نکته بازاریابی را پشت سر هم برای کسب و کارهای خردوهم برای کسب و کارهای کلان. شکی نیست که تا به امروز از برخی از این نکات غافل بوده اید.


ایده های کلی

1- نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شوم.

2- درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالانه بازاریابی تعیین کنید.

3- هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم کنید.

4- یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.

5- هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.

6- یک سنجاق سینه شخصی با آرم شرکت تان طراحی کنید و در جلسات به کت خود بزنید.





بازار هدف


7- نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.

8- مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.

9- آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.

10- از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.

11- از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.

12- بازار جدیدی شناسایی کنید.

13- به یک فهرست پستی مربوطبه حرفه تان بپیوندید.



توسعه محصول


14- یک خدمت، تکنیک یا محصول جدید ارائه دهید.

15- نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول یا خدمت خود پدید آورید.

16- نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول یا خدمت خود ارائه دهید.

17- خدمات خود را به هنگام کنید.





آموزش، منابع و اطلاعات


18- یک تیم مشاوره در زمینه بازاریابی و روابط عمومی مرکب از همکاران و صاحبان کسب و کارهای مشابه را گرد هم آورید و به تبادل اندیشه و مسائل صنفی بپردازید.

19- برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.

20- در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.

21- کتاب های بازاریابی را بخوانید.

22- مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.

23- هر ماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنیدت و ایده های تازه بگیرید.

24- به انجمن یا سازمان های مرتبط با حرفه تان ملحق شوید.

25- یک پوشه را برای یافتن طراح، نویسنده وسایر حرفه ای های بازاریابی کنار بگذارید.

26- یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.

27- «سفری خلاق» به شه ریا کشوری مترقی داشته باشید تا تکنیک های بازاریابی آنجا را یاد بگیرد.



قیمت گذاری و پرداخت



28- ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.

29- به مشتریان امکان دهید با کارت اعتباری پرداخت کنند.

30- به مشتریان ثابت، تخفیف دهید.

31- شگردهای معامله پایاپای را بیاموزید. به اعضای برخی باشگاه ها، گروه های حرفه ای و سازمان ها در مقابل تبلیغ محصولات و خدمات شما در نشریاتشان تخفیف بدهید.

32- برای «پرداخت های سریع» و نقد، تخفیف قائل شوید و از مشتریان ثابت به صورت قسطی پول بگیرید.



ارتباطات بازاریابی


33- برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.

34- بروشوری از محصولات و خدماتتان را چاپ کنید.

35- همراه بروشورهای خودیک برگه نظر سنجی بگنجانید که پول تمبرش را پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.

36- یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.

37- برای هر کدام از بخش های بازار هدفتان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب و کارها و مصرف کنندگان)



38- یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.

39- روی سر برگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.

40- در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.

41- یک فهرست پستی جدید را امتحان کنید. اگر به ثمر ننشست، آن را به فهرست های کنونی پست مستقیم خود بیفزایید یا به فکر کنار گذاشتن فهرستی بیفتید که توقعات شما را برآورده نمی کند.

42- برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید یا نامه هایی را روی کاغذ سفید بدون خط بفرستید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد.



رابطه با رسانه ها

43- از انتشارات نشریات جدید متوجه شوید تا اخبر خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.

44- در روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.

45- مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکارانتان بفرستید.

46- در تنظیم اخبار فعالیت شرکت خود کوشا باشید و آنها را به موقع و چندین بار برای مطبوعات ارسال کنید.

47- یکصدمین، پانصدمین یا هزارمین مشتری خود را در مطبوعات معرفی کنید.

48- یک جایزه سالانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید.مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.

49- در زمینه رسانه و روابط عمومی آموزش ببینید یا مطالبی درباره آن بخوانید.

50- در برنامه های رادیویی و تلویزیونی حضور یابید.

51- در مورد صنعت یا تخصص خود سفارش یک برنامه تلویزیونی بدهید و آن را به شبکه محلی خود بدهید تا به عنوان یک برنامه عادی پخش کند.

52- نامه ای به سردبیر روزنامه یا مجله محلی تان بنویسید و او را به ناهار دعوت کنید.

53- اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات بفرستید.

54- مرتبا روزنامه ها ومجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.

55- برای مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.

56- در صنعت خود تحقیق کنید و پس از کشف یافته ای مهم، آن را در اختیار مطبوعات بگذارید.



خدمات مشتری و رابطه با مشتری



57- از مشتریانتان بخواهید که بازگردند.

58- تماس های تلفنی مشتریان را بدون قوت وقت پاسخ دهید.

59- روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.

60- روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی به یادماندنی یا «نکته روز» را ضبط کنید.

61- برای مشتریانتان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و ... برای شان بفرستید.

62- در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.

63- تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.

64- مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.

65- بخشی از وب سایت خود را به مشتریان اختصاص دهید.

66- گاهی دکور محل ملاقات خود با مشتریان را از نو طراحی کنید.



شبکه رابط ها و تبلیغ دهان به دهان


67- به یک اتاق بازرگانی یا سایر سازمان های مرتبط بپیوندید.

68- بروشور خود را برای اعضای سازمان هایی که عضویتشان را دارید، بفرستید.

69- در ایام تعطیل، میهمانی تجاری بگیرید.

70- پس از شرکت در یک همایش، برای شرکت کنندگان آن نامه بفرستید.





تبلیغات


71- در فصل هایغ اوج= فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.

72- یک شماره تلفن راحت و به یادماندنی بگیرید.

73- برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید کنی
د.
74- از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.

75- در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ کنید.

76- به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.

77- به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پد ماوس یا ماگ بدهید.

78- درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.

79- مقابل پیاده روی دفترتان به کمک لیزر یک پیام تبلیغاتی بتابانید.

80- برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.

81- آگهی های خودرا کد گذاری و نتایجشان را دنبال کنید.

82- تابلو ساختمانتان وتابلوهای راهنمای داخلی و خارجی آن را بهبود ببخشید.

83- اگر فکر می کنید آرم شرکت شما منسوخ شده، آن را از نو رنگ آمیزی کنید.

84- حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.





رویدادهای ویژه


85- در نمایشگاه های مربوط به حرفه تان، حتما یک غرفه بگیرید.

86- همراه سازمان های غیرانتفاعی، مانند موسسات حمایت از کودکان معلول، اسپانسر یک برنامه یا ضیافت شوید.

87- در دبیرستان ها سخنرانی کنید وبه دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.

88- خیابانی در منطقه جغرافیایی تان انتخاب و اعلام کنیدکه نظافت آن را سازمان یا شرکت شما برعهده می گیرد. رهگذران با دیدن نام وآرم شما، متوجه اقدام پسندیده تان خواهند شد.

89- بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات به چاپ برسانید.

90- یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید.

91- کتاب تالیف کنید.



ایده های فروش




92- روزنامه ها ونشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.

93- شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکارغ وکانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.

94- ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.

95- حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.

96- نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.

97- به مشتریان سابق تلفن بزنید یا برای شان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.

98- از طریق اینترنت سفارش بگیرید.

99- به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.

100- از زمان پاسخگویی به سفارش ها بکاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل کنید.

 





هفت نکته درباره هدف گذاری

 

هفت نکته در باره هدف گذاری و برنامه ریزیتحقیقات درباره صدها شرکت و کسب و کار موفق نشان می دهد همه آن ها در یک ویژگی مشترک بوده اند. نظریه پردازان کارآفرینی با بررسی مشخصات شرکت ویژگی های مدیران و کارکنان آن ها به این نتیجه رسیده اند که وجود هدف مشخص و برنامه ریزی دقیق برای دستیابی به آن بارزترین ویژگی این نوع بنگاه هاست. در محافل مختلف گاه گفته می شود برنامه ریزی و هدفمندی در حوزه هنر یا موسیقی ضد خلاقیت است اما با مطالعه زندگی موسیقیدان های موفق و خلاق می بینیم که آن ها نیز در زندگی شخصی و حرفه ای خود افرادی بسیار دقیق و هدفمند قضا بوده اند. واقعیت این است که وجود هدف انرژی فرد را متمرکز می کند. تمامی کارآفرین های موفق این جمله را تایید کرده اند. «هدف تعیین کنید، برای دستیابی به آن برنامه ریزی کنید و هر روز اقداماتی برای نزدیک شدن به هدف طبق برنامه خود انجام دهید.» استراتژی میلیاردها همان افق بلندمدت و حرکت تدریجی و هر روزه به سوی آن هدف است. هیچ عامل دیگری نمی تواند مانند هدفمندی و برنامه ریزی انرژی و توان شما را برای موفقیت در زندگی شخصی و حرفه ای بسیج کند. در مقاله حاضر به نکاتی در برنامه ریزی و تعیین هدف اشاره می کنیم:
۱) هدفتان را در زندگی و شغل به وضوح مشخص کنید 
هدفی را تعیین کنید که با ارزش های شما و توانایی هایتان سازگار باشد. اگر این نخستین بار است که وارد وادی هدف گذاری می شوید، از کوچک شروع کنید تا به تدریج در این حوزه تبحر پیدا کنید. هدفی را تعیین کنید که می دانید با صرف انرژی در مدتی معقول می توانید به آن دست پیدا کنید. اگر معتقد نباشید که می توانید به آن برسید، هدف تحقق نخواهد یافت بنابراین تصویر ذهنی شما از خودتان در حرکت به سوی هدف عاملی بسیار مهم محسوب می شود. هدفی که تعیین می کنید باید قابل اندازه گیری باشد طوری که بتوانید بگویید چه وقت به طور کامل تحقق یافته است. نکته دیگر این است که هدف باید تا جایی که ممکن است به شکل مفصل و مشخص تعیین شود. برای مثال نباید بگویید قصد دارم اوضاع شرکت را بهبود ببخشم. در این زمینه باید مشخص کنید منظورتان از بهبود دقیقا چیست.
۲) هدف را با جزییات آن روی کاغذ بیاورید 
هر چه جزییاتی که به شکل مکتوب درباره هدف کلی تان می نویسد بیش تر باشد تصویر روشن تری از آن در ذهن پیدا خواهید کرد. برای مثال از خود بپرسید: «هنگامی که هدف تحقق یافت قادر به انجام چه اقداماتی خواهم بود؟ چطور می فهمید هدف تحقق یافته است؟ چگونه باید پیشرفت کار را اندازه گیری کرد؟» هر چه شفافت تر هدف را تعیین کنید (البته مکتوب) احتمال دستیابی به آن بیش تر خواهد بود. اهدافی که در ذهن باقی می مانند صرفا رویا هستند. هر روز جزییات بیش تری درباره هدف روی کاغذ بنویسید. با این روش ذهنتان متمرکز باقی می ماند و با چشم می توانید هدف را ببینید.
۳) برای تحقق هدف مهلت تعیین کنید 
بدون مهلت، اهداف به آرزو شباهت دارند و شما ضرورتی برای گام برداشتن در جهت آن ها احساس نمی کنید. البته در تعیین مهلت اجرای برنامه نیز باید کل زمان را به قطعات کوچک تقسیم کنید و در هر بازه زمانی اقداماتی را که برای آن در نظر گرفته اید انجام دهید. اگر در میان راه فهمیدید نمی توانید از مهلت اولیه به هدف برسید، مهلتی جدید تعیین کنید. البته این به آن معنا نیست که با تنبلی کارها را به تعویق انداخته و هر روز مهلت خود را عوض کنید. تمام مدت باید به هدف فکر کنید اما گاهی اوقات رویدادهایی غیرقابل پیش بینی رخ می دهند که در این موارد باید در برنامه ریزی و زمانبندی فعالیت ها تجدیدنظر کرد. با انجام این روش، در تخمین زمان انجام اقدامات لازم جهت تحقق اهدافتان تبحر پیدا می کنید و از هدر رفتن زمان جلوگیری خواهید کرد.
۴) فهرستی از کارهای مفید برای تحقق اهداف تهیه کنید
هر اقدامی را که می توانید برای نزدیک شدن به هدف انجام دهید در یک فهرست یادداشت کنید. هر هدف بزرگ را به اهداف کوچک تر که در یک مرحله قابل انجام باشند تقسیم کنید. اگر قرار است طی شش ماه با هزار شرکت جدید درباره محصولات و خدماتتان ارتباط برقرار کنید. مشخص کنید هر ماه و هر هفته و هر روز باید با چند شرکت تماس بگیرید. با این روش پیشرفت شما قابل اندازه گیری خواهد شد.
۵) فهرست تهیه شده را به برنامه های عملی تبدیل کنید
اکنون نوبت تنظیم فهرست طبق جدول زمانی و نیز قابلیت انجام هر اقدام فرا رسیده است. از خود بپرسید ترتیب کارها چگونه است یعنی ابتدا باید چه اقدامی انجام شود، بعد از آن چه اقدامی و تا آخر. این فهرست منظم شده سرعت حرکت شما را افزایش خواهد داد. بدون چنین فهرستی باید برای انجام کارها به شانس و تقدیر اتکا کنید. وجود مراحل منظم شده و واضح انجام اقدامات برای تحقق هدف باعث می شود همواره هدف و راه را جلوی چشم داشته باشید.
۶) اقدام را آغاز کنید
با انجام کامل پنج مرحله قبل حالا وقت دست به کار شدن فرا رسیده است. اقدام عامل اصلی وضعیت است. در این مرحله باید با دامی به نام به تعویق انداختن کارها مقابله کنید. به محض تدوین برنامه پرسش های منفی مختلفی در ذهن شما شکل می گیرد که صرفا باعث هدر رفتن زمان و انرژی شما خواهد شد. هرگز به این پرسش ها توجه نکنید. اقدام کلید موفقیت های بزرگ است و تنها از طریق وارد گود شدن می توانید بفهمید کجای کار اشکال دارد. اگر قصد دارید یک کارآفرین یا مدیر باقی بمانید چاره ای جز اقدام وجود ندارد. تحقیقات نشان می دهد انجام مراحل پنج گانه پیشین شانس موفقیت شما را تا ۸۰ درصد بالا می برد. ۲۰ درصد باقی در اختیار هیچ کس نیست یعنی شما با انجام مراحل پیشین از رقبا جلو افتاده اید و حداقل این است که از آن ها عقب نیستید.
۷) هر روز روی برنامه و اقداماتتان تمرکز کنید
عادت بررسی مداوم برنامه و شناسایی نقاط ضعف و قوت آن را در خود پرورش دهید. هرگز هیچ روزی را بدون نگاه به برنامه و هدف به پایان نبرید. تحولات در بازار باعث می شود سازگار کردن اهداف و اقدامات با شرایط جدید به یک ضرورت تبدیل شود. همزمان با بررسی مداوم و مکرر برنامه، نکات بسیار سودمندی می آموزید که به شما در تحقق اهداف بعدیتان کمک خواهد کرد. یادتان باشد هر روز چیزی جدید بیاموزید یا قدمی هر چند کوچک به سوی هدف بردارید. به پاسخ این پرسش که چگونه می توان یک فیل را خورد؟ توجه کنید: لقمه لقمه. هیچ هدف بزرگی در یک مرحله قابل تحقق نیست.




ترس های واهی

 

فرض كنید تازه به آسانسور وارد شده اید  كه ناگهان قلبتان تند می زند و قفسه ی سینه تان درد می گیرد، خیس عرق سرد می شوید و حس می كنید كه گویی آسانسور در حال  سقوط است . یا  فرض كنید از خواربار فروشی در آمده و با ماشینتان حركت می كنید كه ناگهان  متوجه می شوید اختیار چیزی را در كف ندارید، احساس برافروختگی می كنید، آنچه كه در پیرامونتان هست ، تار و نامشخص دیده می شود. نمی توانید بگویید در كجا هستید و حس می كنید كه در حال مرگ هستید.

به آنچه كه پیش می آید،حمله هراس می گویند كه عبارت است از واكنش مهارنشدنی در برابر موقعیتهای معمولی و بی خطر. این گونه حمله ها اغلب نشانگرآنند كه فرد به نابسامانی هراس گرفتار شده است.

اختلال هراس چیست؟

به كسی كه در عرض چهار هفته یا بیشتر دستخوش حمله های هراس شده باشد، گفته می شود كه دچار اختلال هراس گشته است. در ضمن ، این اختلال احتمالاً موقعی تشخیص داده می شود كه شخصی با كمتر از چهار رخداد هراس انگیز رو به رو گردد، ولی پیاپی در این بیم به سر برد كه مبادا حمله دیگری به سراغش آید.

اختلال مزبور زمانی پدید می آید كه فردی در خلال حمله هراس، دست كم دارای این نشانه ها باشد: عرق ریزی، برافروختگی ، احساسات سركوب شده و پنهان ، ضربان شدید قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سینه ، غش ، بی حسی و كرختی ، تهوع ، احساس مرگ و مجنون شدن . لازم به ذكر است بروز حمله های هراس برای تمام گروه های سنی  وجود دارد .

ترس بیمار گون ( هراس زدگی ) چیست؟

هراس زدگی به ترس های نامعقول، غیر ارادی و بیجا ، با واكنش در قبال موقعیتها و رویدادهای عادی اطلاق می شود. افرادی كه این گونه بیمناك اند، وقتی كه در شرایط خاصی  قرار می گیرند و یا به عوامل وحشت انگیز نزدیك می شوند، ترس سراپایشان را فرا می گیرد. " نابسامانی هراسی" بخشی از مقوله گسترده ی اختلالهای اضطرابی به شمار می رود. هراس هایی از این دست به سه نوع  تقسیم می گردند:

هراس ویژه ( ساده ) :

وحشت نامعقول از اوضاع و احوال یا  مواردی نظیر راه بندان یا وجود مار در جایی .جمع هراسی : ترس بی حد از این كه  در نزد  دیگران ابله ، نادان و ... به نظر آییم كه سبب می گردد آدمی در مراسم عمومی یا جاهای همگانی حاضر نشود.

هراس از مكانهای سرباز ( فراخنا هراسی) :

ترس شدید ناشی از گیر افتادن در محلی ، مخصوصاً در اماكن عمومی یا حمله هراس در محیط ناآشنا . مفهوم واقعی این واژه در زبان یونانی عبارت است از " ترس از بازار".ترس های مرضی معمولاً اختلالات شدید (دیر پا) و رنج آوری  هستند كه مردم را از انجام تلاشهای روزانه و سرزدن به جاهای عادی باز می دارند. این قبیل ترس ها ممكن است به ناراحتی های شدیدی همچون افسرده دلی بینجامند. در واقع ، حداقل نیمی از مبتلایان به ترسهای مرضی و اختلالات هراس هم ، افسرده حال اند . اعتیاد به میگساری ، احساس شرمساری و سرافكندگی و اعتماد به نفس اندك نیز اغلب با این بیماری پدیدارمی گردند. به طوری كه برخی افراد نمی توانند بدون همراهی كسی ، قدم از خانه بیرون گذارند و یا به كاری دست بزنند.

 

مفهوم " ترسیدن از ترس" چیست؟

بسیاری از افراد كه دچار ترس مرضی یا اختلال وحشت زدگی اند، " از ترس می ترسند" ، یعنی قبل از اینكه حمله بعدی برسد، نگران می شوند. بیمناكی از پیدایش حمله های مورد بحث، احتمالاً باعث كوتاهی عمر می شود. كسانی كه دستخوش حمله های وحشت زدگی می گردند، بیشتر اوقات از چیزهایی كه به نظرشان عوامل آشكاری حمله هستند ، دوری می كنند و سپس از انجام اموری كه قبلاً به آنها دست می زدند ، خودداری می ورزند یا دیگر به بازدید از مكانهایی كه سابقاً تماشا می كردند ، نمی پردازند.

عامل بروز اختلال هراس چیست؟

واقعاً كسی نمی داند كه چه چیزی سبب پیدایش چنین اختلالی است، اما چند نظر تحت مطالعه است. گویی اختلال مذكور در خانواده ها رواج داشته و دارو درمانی برای جلوگیری از این حمله ها كاربرد دارد .

برای مبارزه با این اختلال چه كنیم؟

شناخت درمانی– به مردم كمك می كند كه رفتار و پندار مناسبی داشته باشند. بیماران یاد می گیرند كه هنگام رویارویی با موقعیتی ترسناك، دریابند كه چندان خوف و واهمه ای در كار نیست  و به تدریج  با هر چیزی كه برایشان وحشتناك باشد، خو می گیرند . اعضای خانواده و دوستانی كه یار و مدد كار و نوید بخش اند ، دراین فرایند كمك شایان توجهی می كنند.

عادت های زندگی سالم

:زندگی سالم به افراد در غلبه براختلال هراس ، كمك می كند . ورزش ، برنامه غذایی مناسب و متعادل ، و آموختن طریقه كاهش فشار روانی همگی اهمیت دارند.به یاد بسپارید كه خانواده ، دوستان و كسانی كه از بیماری شما باخبرند و یا خود دچار آن هستند ، باعث می شوند كه درمانتان با موفقیت بیشتری قرین باشد. بنابراین باید آنان را در جریان برنامه درمانی خویش قرار دهید و راهكارهایی را كه بدان وسیله می توانند به شما كمك كنند ، به آنها  یاد آور شوید.

چگونه از ترسها پیشگیری كنیم ؟

می توان به كودكان آموخت كه موقعیت های ترس آور احتمالی را پیش بینی كنند و خود را برای روبه رو شدن با آن موقعیت ها آماده نمایند. البته همه موقعیت های ترس آور را نمی توان پیش بینی كرد ، اما برخی از آنها، مانند رعد و برق یا رفتن به بیمارستان را می توان برای كودك به دقت توضیح داد تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشود.

 

 

تصویر منفی از خود را کنار گذاشته و تصویر ذهنی خوبی از خود بسازید

هر چقدر پس انداز خود را انباشته کنید، به همان میزان از حساب ذهنتان برداشت خواهید کرد. همه ما پیش از به اجرا در آوردن برنامه های زندگیمان مدت ها آن را در ذهنمان پرورش می دهیم و حتی چه بسا سال ها تصویر کاری را در ذهنمان نگه می داریم تا شرایط موافق پیش آید و آن را عملی سازیم.

اغلب افراد می پرسند: «بعد از آنکه درباره آرزو و هدف مورد نظرم فکر کردم، دیگر چه کار باید بکنم» پاسخ بسیار ساده است. شما باید تمام کارهایی را که برای تحقق آرمان خود لازم می دانید انجام دهید. این را بدانید اعمال ما پاسخ و واکنش اتوماتیک تحرکات عمیق روح و احساس و اعتقادات باطنی ما می باشد.

 برای دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنید و فکر خود را بر روی مشکلتان  متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و شعف می کنید.

اما برای داشتن یک تصویر ذهنی خوب چندین شرط لازم است که در زیر به آنها اشاره مختصری خواهیم داشت.

 

                تلقین: تمام اعمال و رفتار ما نتیجه افکارمان می باشد، به عبارتی «فکر» پیش از «رفتار» به حرکت در می آید. البته اگر هدف مشخص باشد، راه های رسیدن به آن نیز مشخص خواهد بود. ایمان به هدف و سپردن آن به ذهن باعث می شود که ضمیر ناخودآگاه به راه ها و وسائل نیل به آن هدف توجه بیشتری نشان بدهد. با شناسایی عملکرد روح و ذهن خود به این نتیجه می رسید که خود تنها منجی خویش هستید و سرنوشتتان بستگی به طرز فکر و احساستان دارد و سلامتی، تندرستی را برایتان به ارمغان خواهد آورد. فکر بی نیازی، غنا و ثروت، تلقینات و افکار بد، شادابی و تحرک را از شما می گیرد و با افسردگی  و خمودگی مبادله می کند. یک تلقین منفی (مثلاً فقر) به خودی خود قدرت ندارد، اما قدرت واقعی در فکر و احساس شخص قرار دارد. باید ذهن را از باورهای نادرست، ترس  و  اضطراب ، شک و وسواس  پاک کرد و شادمانی و موفقیت  و امید  و آرامش  را به سر راه داد.

         گذشته را به دست فراموشی بسپارید، همه ما در زندگی شکست هایی داشته ایم و چه بسا سختی ها و ناکامی های زندگی چنان به ما فشار آورده اند که ما را به طور کلی از زندگی ناامید کرده اند. گاهی اوقات صبر بهترین درمان است. به خاطر داشته باشید که بیشتر کارها به زمان احتیاج دارد. گذشت زمان تلخ ترین شکست ها را به یک پیروزی شیرین تبدیل کرده است. اگر به وجود یک عقل کل که تمام کائنات را می گرداند، باور داشته باشیم، این حقیقت بزرگ را از یاد نخواهیم برد که قانون هستی تمام افراد بشر را به نحوی مورد حمایت و پشتیبانی قرار می دهد و بنابراین نباید هیچ هراسی از بابت شکست، ورشکستگی، بیماری و غیره داشته باشیم. ما برای حل مشکلات  و مسائل زندگی خود باید کار خود را به قدرت روحی و عقل خویش بسپاریم. بنابراین هر روزی که به مشکلی برخوردید، این جمله را پیش از خواب با خود تکرار کنید و آن را به ضمیر باطن خویش بسپارید: «من در نهایت آرامش به خواب می روم. من این کار را به عقل و خردم می سپارم و خود او جواب را پیدا خواهد کرد.» پس از آن راحت  بخوابید. هیچگاه با پیدا شدن کوچکترین مشکلی در زندگی ناامید نشوید. فراموش نکنید که خورشید از پس ابرهای تیره سر از افق بر خواهد آورد و همه جا را تابناک خواهد کرد.

 

در ضمیر خود شادی و امید را جای دهید.

همیشه این نکته را به خاطر داشته باشید که بانک ضمیر باطن ما سود کلانی بابت سرمایه گذاری به شما خواهد داد. اما شاد ی، عشق ، آرامش ، مهربانی، راستگویی و صفات پسندیده سرمایه های شما در این بانک هستند. هرگاه خواستید برای مشکلتان راه حلی بیابید، درباره آن خوب فکر کنید و البته سعی کنید افکارتان مثبت باشد نه منفی. بیشتر ترس و هراس ما در زندگی ناشی از برداشت غیر اصولی و ناصحیح ما از مسائل زندگی است.

 گاهی اوقات صبر بهترین درمان است. به خاطر داشته باشید که بیشتر کارها به زمان احتیاج دارد.

بنابراین برای دور کردن ترس و هراس از خود ، حواستان را خوب جمع کنید و فکر خود را بر روی مشکلتان خوب متمرکز نمایید و سعی کنید با شعور روشن خود مشکلتان را حل کنید و چنین تصور کنید که مشکلتان حل شده و از این بابت احساس شادی و شعف می کنید.

ایده های نو و مثبتی در زندگی داشته باشید

ضمیر باطن انسان پر از طرح ها و نقشه هایی است که آماده است تا به درخواست شخص آن را از اعماق ذهن او به سطح شعور بیاورد. در این فرآیند با وجود هرگونه دگرگونی و تغییرات خارجی، ضمیر باطن به فعالیت خود ادامه می دهد. بنابراین اگر در ضمیر باطن خود ایده ثروت  را جای دهید، یقین داشته باشید هرگز محتاج پول نخواهید شد. اگر فکر می کنید که پول ندارید و یا گرفتاری مالی پیدا کرده اید، زمین و زمان را محکوم نکنید و بدانید که تنها خودتان مانع عبور آزادانه افکار و ایده های مثبت در ذهن و ضمیر خود شده اید. باید بدانید که می توانید این موانع ذهنی را از سر راه بردارید و به جنگ مشکلات زندگی بروید





برگزاری دوره پیشرفته کورت

جمعه 94/2/25 در تهران از ساعت 9 تا 17بعد ظهر  دوره  کورت  به تعداد 15 نفر  برگزار خواهد شد.




خطاب تمر کز ذهنی اشتباه / تکنیک همه ارزشها


 در دوره کورت تکنیکی وجود  دارد به نام   همه ارزشها که جزو تکنیکهای تفکر سریع است و به شما کمک میکند  که بتوانید براین خطا غالب شوید  مطلب زیر در این راستاست ولی در دادن تکنیک دچار مشکل است.

فرض کنید که تصمیم گرفته‌اید یک خودرو جدید بخرید. تمام بازار را بررسی می‌کنید و از میان گزینه‌های موجود، یکی را انتخاب می‌کنید. این خودرو در ایران هم حدود بیست هزار دستگاه فروش داشته و به نظر می‌رسد که مشتریان راضی هستند. در قدم بعدی، با دوستان و آشنایان مشورت می کنید. آنها هم نظرات مختلفی در این مورد می‌دهند که برایند آن خیلی مثبت است و به نظر می‌رسد دلیل خاصی برای نخریدن این خودرو وجود ندارد. از چند نفر از دارندگان خودرو هم می‌پرسید. آنها هم رضایت دارند.

حالا باید کمی جستجوی اینترنتی انجام دهید. سایت‌های مختلف را می‌بینید. به تالارهای گفتگو سر می‌زنید. می‌بینید که اوضاع در اینجا هم خوب است. سایت شرکت سازنده را هم با دقت بررسی می‌کنید و می‌بینید که اوضاع خوب است.

به شرکت عرضه کننده‌ی خودرو مراجعه می‌کنید و در لحظه‌ی ورود با یک مشتری عصبانی مواجه می‌شوید. مشتری به شما میگوید: از این مدل ماشین می‌خواهید خرید کنید؟ اصلاً این کار را نکنید. من دو ماه پیش ماشینم را گرفتم. الان یک ماه است که اینجا در نمایندگی مانده. یک بار خاموش شد و دیگر روشن نشد. دلیلش را هنوز نفهمیده‌اند! هر روز می‌گویند صبر کن فلان قطعه خراب است. آن را عوض کنیم. اما نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود!

حالا خودتان را در این شرایط تصور کنید. آیا هنوز هم به تصمیم خود اصرار دارید؟اکثر انسانها در چنین شرایطی در تصمیم خود تردید می‌کنند. کم نیستند کسانی که در چنین شرایطی، حتی تصمیم خود را تغییر می‌دهند.

بیایید کمی دقت کنیم.

همینکه بیست هزار دستگاه از این خودرو فروخته شده، می تواند نشانه این باشد که اوضاع چندان هم بد نیست. اینکه بستگان و دوستان شما از این خودرو بد نشنیده‌اند و حتی تعریف هم می‌کنند خبر خوبی است. اینکه در سایت ها و فضای مجازی که به سادگی همگی می‌توانند اعتراض خود را اعلام کنند، اعتراضی در این زمینه  مشاهده نمی‌شود، خبر مثبت دیگری است. به نظر می‌رسد که شما، طی چند ماه تحقیق، مجموعه‌ای از اطلاعات را در اختیار داشته‌اید، اما این یک نفر، عملاً محاسبات شما را به شدت تغییر داده است.

حالا حالت برعکس را تصور کنید.

اولین روز، قبل از اینکه به خرید این خودرو فکر کنید، همین فرد را می‌بینید. او همین حرف ها را می‌زند. احتمالاً شما  تصمیم می‌گیرید که خودرو مربوطه را از میان گزینه های خود خارج کنید. بعد از مدتی از دوستان و آشنایان، نکات مثبتی می‌شنوید. کمی جستجوی اینترنتی می‌کنید. کم کم به این باور می‌رسید که آنچه نفر اول به شما گفته بود، یک استثناء بوده و نه یک قاعده.

حالا به سراغ خرید همان خودرو می‌روید و …

احتمالاً خرید را انجام می‌دهید.

اگر از لحاظ علمی و آماری نگاه کنیم، ما مجموعه‌ای از اطلاعات را برای تصمیم‌گیری گردآوری می‌کنیم و بعد به آنها ارزش می‌دهیم و آنها را با هم ترکیب می‌کنیم و به نتیجه می‌رسیم.

اگر بحث در مورد موضوعاتی نظیر قیمت سهام در بورس یا قیمت طلا در بازار باشد، احتمالاً قبول دارید که هر چه اطلاعات جدید‌تر باشند، باید وزن و اهمیت بیشتری داشته باشند. اما وقتی به مثال بالا یا ده‌ها مثال مشابه می‌رسیم، اطلاعات امروز از لحاظ ارزش تفاوتی با اطلاعات هفته قبل یا حتی ماه قبل ندارند. اما مغز ما، به اطلاعات جدید‌تر وزن بیشتری می‌دهد.

این خطای شناختی مغز را می‌توان به نام‌های مختلف معرفی کرد و در گروه‌بندی‌های مختلف خطاهای ذهنی جا داد. ما فعلاً در این مرحله، آن را مصداقی از «خطای تمرکز» در نظر می‌گیریم. خطایی که در آن بخشی از اطلاعات ما، به دلیلی، بیشتر از سایر اطلاعات مورد توجه قرار می گیرند.

در مثال فوق، این دلیل، جدیدتر بودن اطلاعات بود. دلایل دیگری هم وجود دارد که به صورت مستقل به آنها می‌پردازیم.

هر چند این خطا، بسیار کلیدی و ریشه دار است و ما همگی، مصداق‌هایی از آن را تجربه کرده‌ایم. اما راهکار مواجهه با آن هم، چندان دشوار نیست.

هر وقت در مقابل چنین تصمیمی قرار گرفتید، همه اطلاعات در دسترس را کنار هم قرار دهید. تلاش کنید امتیاز ثابتی را بر اساس اهمیت میان آنها توزیع کنید (مثلاً صد امتیاز).

حالا یک بار دیگر به اطلاعات و ارزش آنها نگاه کنید و تصمیم بگیرید. اجازه بدهید مثال بالا را با همه اطلاعات در دسترس مرور کنیم:

* تالار گفتگوی … که نظر خیلی مثبت در مورد ماشین … داشت (۳۰ امتیاز)

* آقای … دوست و همکارم که سالهاست علاقمند به خودرو است و اخبار آن را دنبال می‌کند و از این ماشین دفاع میکرد (۱۰ امتیاز)

* آقای .. و خانم … و خانم … و آقای .. و آقای … که این خودرو را حدود یک سال استفاده کرده اند و به شدت توصیه می‌کردند (۴۰ امتیاز)

* خانم … که این خودرو را دو هفته پیش گرفته و نسبتاً راضی بود (۵ امتیاز)

* آقای … که کنار نمایندگی فروش عصابی بود و فریاد میزد (۱۵ امتیاز) الان صد امتیاز بین پنج خبر بالا توزیع شده.

حالا دوباره نگاه کنید. تصمیم شما چه خواهد بود؟

تمرین:

یکی از مواردی را که آخرین اطلاعات در دسترس، باعث شد تصمیم خود را تغییر دهید، اینجا بنویسید.

حالا به اطلاعاتی که در آن زمان در اختیار داشتید فکر کنید و آنها را فهرست کنید و تلاش کنید حدود صد امتیاز را بین آنها توزیع کنید.

نتیجه گیری خاصی لازم نیست. بقیه دوستان شما، با دیدن همان اطلاعات و وزن آنها، می‌توانند قضاوت بهتری در مورد آن تصمیم داشته باشند و از تجربه شما، بیاموزند.





خلاقیتی که نیاز به خلاقیت دارد ؟

وقتی خود خلاقیت هم تبدیل به یک کلیشه می شود ! برخی چیزها به  عنوان  فکر خود ش تابو می شود  و شکستن این تابوها خودش تا بو می شود  مطلب زیر این موضوع را نشان میدهد



خلاقیت یا Creativity اگر چه مفهوم جدیدی نیست و در همیشه تاریخ همراه بشر بوده است، اما هیچگاه به عنوان یک «مد» به اندازه‌ی این روزها، رواج نداشته است.

جالب اینجاست که از زیر مجموعه‌های دانش تصمیم گیری و حل مسئله، هیچ حوزه‌ای هم به اندازه خلاقیت، از نبودن خلاقیت رنج نبرده است. کافی است لغتهایی مانند ایده یا خلاقیت را در اینترنت جستجو کنید تا ببینید که عموماً برای نمایش ایده نو و خلاقیت، هنوز از همان ایده‌ی قدیمی لامپ استفاده می‌شود! کمتر اسلایدی را در حوزه خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی می‌توانید ببینید که در آن، انبوهی از لامپ‌های سالم و شکسته و روشن و خاموش، مورد استفاده قرار نگرفته باشد!

خلاقیت در حل مسئله و تصمیم گیری

حالا می‌توانید چشمهای خود را ببندید و یک کتاب در مورد خلاقیت و حل مسئله، از ویترین یک کتابفروشی، در هر کجای جهان که علاقه دارید بردارید.

خلاقیت در حل مسئله و تصمیم گیریاحتمالاً برای شما توضیح می‌دهند که خلاقیت یعنی خارج از چارچوب فکر کردن و بعد تصویر زیر را به شما نشان می‌دهند و از شما می‌خواهند که بدون برداشتن قلم از روی کاغذ، چند پاره خط متصل رسم کنید که از روی همه‌ی نقاط یک شکل بگذرد.

طراحی سوال (شاید هم مدرس کارگاه خلاقیت شما!) با هیجان پس از مدتی تلاش مخاطب، هیجان زده، تصویر دومی را به من و شما نشان می‌دهد و توضیح می‌دهد که «در چارچوب فکر نکنید و می‌توانید پاره خط‌ها را به نقاط تصویر محدود نکنید». شاید هم با هیجان در اینجا، جمله معروف Think Outside The Box را برای شما تفسیر کند!

خلاقیت در حل مسئله و تصمیم گیری با استفاده از مثالهای غیرخلاقانه قدیمی

 تا زمانی که خلاقیت را به تصاویری مانند لامپ و جملات شعارگونه‌ محدود کنیم، بعید است کارکردی غیر از کارکرد نمایشی برای ما در زندگی شخصی و سازمانی داشته داشته باشد.

شاید بتوان گفت یکی از ریشه‌های ناتوانی ما در تصمیم گیری و حل مسئله، نداشتن ذهن خلاق و دوری از فضای خلاقیت ذهنی است.

thinks-out-of-box

خلاقیت در حل مسئله و تصمیم گیری، قرار نیست چیزی شبیه شعبده بازی باشد. بلکه قرار است به ما کمک کند که فارغ از عادت‌های رفتاری و تحلیلی خود، به مسائل نگاه کنیم و یک مسئله را همیشه با یک ابزار ثابت و به یک شیوه قدیمی، حل نکنیم. همان تعبیر زیبای اینشتین که می‌گوید:

من همیشه از انسانهایی تعجب می‌کنم که یک اشتباه را هزاران بار تکرار می‌کنند و هر بار منتظر دیدن نتیجه متفاوتی هستند.





فوبیا درباره فوبیا تصمیم گیری

یکی از دوستان  درباره فوبیای تصمیم گیری صحبت کرد. من  ترسیدم که فوبیای تصمیم گیری خودش فوبیا شود. مطلب زیر در این راستاست.

از فوبیا‌ (ترس های بی‌دلیل) زیاد شنیده‌ایم. فوبیای سوسک و مارمولک. فوبیای تاریکی و ارتفاع. فوبیای تنهایی و سکوت. اما شاید هیچیک از آنها، به اندازه‌ی ترس از تصمیم گیری بر زندگی ما سایه نیانداخته باشد.

ترس از تصمیم گیری به حدی جدی است که برای آن یک نام اختصاصی هم در نظر گرفته شده است: Decidophobia. همانگونه که مشخص است این عبارت، از ترکیب دو کلمه Decide به معنای تصمیم گیری و Phobia به معنای ترس بی دلیل شکل گرفته است.

این لغت توسط والتر کافمن، ابداع شد. او کتابی به نام «بدون گناه و عدالت» نوشت که نسخه کامل انگلیسی آن را می‌توانید از طریق این لینک مطالعه کنید. او کتاب خود را اینگونه شروع می‌کند:

تصمیم گیری - ترس از تصمیم گیری یا فوبیای تصمیم گیری

ترس از تصمیم گیری یا فوبیای تصمیم گیری، باعث می‌شود ما جرات انتخاب یک گزینه را از میان گزینه‌های موجود نداشته باشیم. این در حالی است که در بسیاری از موارد، گزینه‌ی درست را می‌توانیم به سادگی از میان گزینه‌های پیش رو تشخیص دهیم.

البته اینطور نیست که ما از همه‌ی تصمیم ها بترسیم. تصمیم گیری در برخی موارد ترسناکتر و در برخی موارد ساده تر است. به تعبیر والتر کافمن شاید به همین دلیل است که ما گاهی از تصمیم های ماکروسکوپیک (این رابطه را قطع کنم یا ادامه بدهم؟) به تصمیم های میکروسکوپیک (آیا این رابطه را می‌شود فعلاً برای چند ماه ادامه داد؟) فرار می‌کنیم.

تصمیم گیری و ترس از تصمیم گیری

به همین دلیل، احتمالاً شما این راهکار را زیاد دیده یا به کار برده‌اید:

 حالا یک تغییر کوچک انجام بدهیم:  مدت‌هاست تصمیم به تعویض و ارتقاء ماشینم دارم. اما باید ده‌ها میلیون تومان پول روی قیمت ماشین فعلی بگذارم تا ماشینی که کمی بهتر است خریداری کنم. نه می‌توانم این تصمیم را فراموش کنم و نه جرات دارم که به صورت قطعی تصمیم بگیرم. به سراغ راه‌حل دیگری می‌روم: «فعلاً ضبط ماشین رو عوض می‌کنم تا ببینم چی میشه. شاید بشه با همین ضبط جدید تا مدتی همین ماشین رو تحمل کرد».

شاید اینجا، تشبیهی که پیتر سنگه در کتاب پنجمین فرمان خود، در حوزه تفکر سیستمی مطرح می‌کند قابل استفاده باشد: با تقسیم یک گاو به دو قسمت، دو گوساله نخواهیم داشت. بلکه یک گاو مرده خواهیم داشت. ما با خرد کردن یک تصمیم به تصمیمهای کوچک‌تر، عملاً اصل آن تصمیم را کنار گذاشته و سرگرم انتخابهای دیگری شده ایم.

غیر از مورد فوق، ما راهکارها و مکانیزهای دیگری هم برای فرار از تصمیم گیری و پنهان کردن فوبیای تصمیم گیری آموخته ایم:

 فعلاً اولویت من نیست:  می‌دانیم که دیر یا زود باید راجع به ماندن یا رفتن از کشور تصمیم بگیریم. اما به دلیل ترس از گرفتن این تصمیم، می‌گوییم: «فعلاً مشغول درس خواندن هستم. بگذار لیسانسم رو بگیرم. بعداً به این مسئله فکر می‌کنم. الان اولویت من مهاجرت یا ماندن نیست. اولویت دانشگاه است».

تصمیم گیری و ترس از تصمیم گیری

 باید از یک مشاور کمک بگیرم:  مسئولیت این تصمیم خیلی زیاد است و اگر خودم گزینه‌ای را انتخاب کنم، بعداً همیشه احساس پشیمانی خواهم داشت. به سراغ مشاور می‌روم و آنقدر مشاورم را عوض می‌کنم تا مشاوری پیدا کنم که گزینه‌ی مورد نظر من را پیشنهاد کند. حالا اگر اوضاع خوب شد می‌گویم نظر خودم هم از اول همین بوده و اگر اوضاع بد شد،‌ کسی هست که نفرینش کنم و مسئولیت بدبختی‌ها و بیچارگی‌ها را گردن او بیندازم.

دلیل اینکه بسیاری از ما مشورت می‌گیریم، ندانستن پاسخ نیست. اگر کسی واقعاً گزینه درست را نداند یا اطلاعات کمی داشته باشد، منطقی است که به سراغ مشاور برود. اما اگر من و شما، پاسخ را – تقریباً با قطعیت – می‌دانیم، به احتمال زیاد، مشورت گرفتن یکی از مکانیزمهای ما برای فرار از تصمیم گیری است.

بلکه ترسیدن از پذیرش پاسخی است که در ذهن داریم…

 به اطلاعات بیشتری نیاز دارم:  مدتهاست در یک رابطه هستم. رابطه نه آنقدر خوب است که به زندگی مشترک تبدیل شود و نه آنقدر بی خاصیت که رها شود! زمانی که دیگران یا طرف مقابل من، از من در خصوص آینده‌ی رابطه و نگاه من به این رابطه می‌پرسد می‌گویم: «هنوز به اطلاعات بیشتری نیاز دارم. تو هم همینطور! باید فعلاً دوست باشیم. بیشتر یکدیگر را بشناسیم. با چند سال دوستی که چیزی معلوم نمی‌شود!».

تصمیم گیری و ترس از تصمیم گیری یا فوبیای تصمیم گیری

تمرین:

برای مکانیزم‌های فوق، چه مثال‌های دیگری دارید؟

چه مکانیزم‌های دیگری را می‌شناسید که در کنار موارد فوق، برای فرار از تصمیم‌گیری به کار گرفته می‌شوند؟

در تصمیم‌گیریهای مدیریتی، هزینه‌های غیرقابل بازگشت، یکی از دلایل ایجاد فوبیای تصمیم گیری است.






  • تعداد صفحات :26
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...