تبلیغات
اتاق فکر

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




اتاق فکر

سایت تخصصی اتاق فکر

برای دریافت صوتهای آموزشی به شبکه تلگرام به آدرس زیر بپیوندید.

fekrema@

یا به این شماره پیامک بزنید: 09129400135

تلفن دفتر:88707284

برای خرید  از دکمه فروشگاه بالای  صفحه استفاده کنید.


 علاوه بر این سایت، سایت  ابرموفق حاوی مطالب  کاربردی استاد  راهداری به آدرس 

 زیر است در سایت  به بخش  نقشه آموزشی سایت بروید.

http://abarmovafagh.com



جلد کتاب اتاق فکر در 10 گام


کتاب  قوز فکری اثر دیگری از  مهندس راهداری مولف کتاب  اتاق فکر در 10 گام  در ابان ماه سال 1393 منتشر شد این کتاب  در حوزه تفکر فردی بوده و دارای تکنیکهای فراوان برای  ایجاد موفقیت فردی از طریق تفکر است.

کتاب قوز فکری به چاب چهارم رسید.




کتاب قوز مالی ازپول کودن تا پول هوشمند منتشر شد

کتابی متفاوت  درباره  پول





کتاب  سلاخی نخبگان

 دردوره قاجار و پهلوی 

از دستگیری ممدریش تا دستگیری باربی

به قلم استاد راهداری منتشرشد.






«شما در این سایت می­توانید از آخرین اطلاعات و آموزش­ها

 درحوزه اتاق فکر  مطلع شوید» 

   


در این سایت هر هفته مطالب جدیدی در باره اتاق فکر گذاشته می شود.

 محصولات  جدید:

                                     


دانلودها 

   دانلود  پاورپوینت  کلاس  آموزش تفکر فرمت pptx

  2- کلیک کنید برا ی دریافت  پاورپونت فرمت pdf

     3- کلیک کنید برا ی دریافت  فهرست دورههای طراحی شده مهارت اندیشه واتاق فکر. فرمت pdf جدید

  4- برنامه آموزش مهارت تفکر شامل: انضباط فکری و ابرهوش و...  در نیمه دوم سال 1393

  5  -برای دانلود رایگان فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری  کلیک کنید.*************جدید****************

6-  فهرست محصولات  جدید 95

تعداد صفحه

نام  کتاب

قیمت

چاپ

سایت

پیامک

655

اتاق فکر

چهل و پنج هزار تومان 

هفتم 

09129400135

02188707284

www.Fekrema.ir

100030900




  نام  کتاب
 قیمت
  توضیحات
 تعداد صفحات
 قوز فکری دو جلد / چاپ دوم
 35 هزارتومان
 تفکر کاربردی
 684




                      








آموزش تفکر از طریق طنز

هیچ وقت امیدتونو از دست ندین

با این جمله مغز شما انتظار یک جمله مثبت دارد ولی یک باره  در مسیری متفاوت ذهن شما به حرکت در می اید. این کاری است که طنز به راحتی انجام میدهد.

کپک هیچ وقت فکر نمیکرد پنی سیلین بشه !





طنز و تفکر

 

تغبیر جهت فکری از طریق طنز به راحتی امکان پذیر است  حرکت مغز خود را در دنبال کردن داستان زیر پی گیری کنید.

دیشب به مامانم میگم یه دختری هست خیلی منو دوست داره چیکار کنم…؟؟؟!
میگه بیخیالش شو…
میگم چرا ؟؟
میگه چون کسی که تو رو دوست داره

تا اینجا مغز شما هیچ حرکتی  نمی تواند انجام دهد و از حالت اتوماتیک نمی تواند خارج شود  و بقیه داستان را حدس بزند به ادامه داستان  توجه کنید.

حتما یه ایرادی داره.. !!! 
خداییش تا حالا تو زندگیم انقدر قانع نشده بودم ..





اراده چیست؟


مطلبی را درباره اراده دیدیم  که به نظرم جالب بود برای شما هم گذاشتم به قدرت درون و نقش ذهن در ان پی خواهید برد.

آیا گاهی احساس می کنی حوصله نداری دست به کاری بزنی؟ آیا گاهی احساس می کنی در برابر کاری که باید انجام دهی، مقاومت به خرج می دهی و بهانه می آوری؟ آیا عادت هایی داری که دلت می خواهد آن را تغییر دهی، ولی اراده قوی و قدرت لازم را نداری؟

یادت باشد قدرت اراده و انضباط می تواند زندگی ات را متحول کرده و قدرت درونی ات ار که برای موفقیت و رشد معنوی مهم است، فعال کند. داشتن یا نداشتن این مهارت ها عامل عمده ای است که تو را به سوی موفقیت یا ناکامی می برد. این قضیه برای تمام امور خواه پیش پاافتاده یا اساسی نیز بسیار مهم است.





کمی در مورد سوالات زیر فکر کن:

•    چندبار قصد پیاده روی داشتی و می دانستی که پیاده روی حالت را بهتر می کند ولی تنبلی به تو اجازه این کار را نداد و به جای آن در خانه ماندی و تلویزیون تماشا کردی؟

•    چندبار سعی کردی عادت غذایی ات را تغییر دهی، سیگار کشیدن را ترک کنی، صبح زودتر از خواب بیدار شوی، اما اراده ای برای انجام این امور نداشتی؟

•    چندبار کاری را با ذوق و شوق شروع کردی، ولی آن را نیمه تمام گذاشتی؟

اگر جواب هایت ناامید کننده است، ناراحت نباش؛ چون می توانی با اراده ای قوی رفتارت را بهتر کنی.

اراده یعنی چه؟

•    اراده نیرویی باطنی است که برای تصمیم گیری، شروع کار، انجام اهداف و وظایف در برابر عقب انداختن کارها و تنبلی، نقش پادزهر را ایفا می کند.

•    اراده توانایی و مهارتی است که می تواند انگیزه ها و هوس های مضر و غیرضروری را کنترل یا رد کند.

•    اراده توانایی تصمیم گیری و پیگیری با عزم راسخ است تا آن هدف و تصمیم با موفقیت به پایان برسد.

•    اراده نیرویی درونی است که تو را مجبور می کند به میل خود و از روی هوس رفتار نکنی.

•    اراده نیرویی درونی است که به تو امکان می دهد، بر تمام موانع و سدهای بیرونی غلبه کنی.

نیز باید توجه کنی انضباط شخصی با قدرت اراده همراه است و به تو قدرت می دهد برای انجام هرکاری سماجت و پافشاری کنی و مهارتی است که رضایت فوری و لذت و خوش ناگهانی را مهار می کند تا به چیزی که برایت بهتر و خوشایندتر است، این دو برسی؛ حتی اگر برای رسیدن به آن، مجبور شوی با مشکلات رو به رو شوی.

این دو مهارت مهم، یعنی اراده و انضباط شخصی، تو را بسیار قدرتمند، توانا و فردی مسئول می کند؛ در نتیجه می توانی به راحتی رفتار و اعمال خود را انتخاب کنی. وقتی اراده تو قوی شود، می توانی در مورد هرکاری که می خواهی انجام دهی، به خوبی فکر کنی. اراده باعث می شود اهداف تو معقول باشند.

وقتی اراده ات قوی باشد می توانی با تلاش و تقلا و استقامت، هر آنچه را بخواهی به دست بیاوری.

روش های تقویت اراده

1-    تعیین هدف: کاری را که دلت می خواهد انجام دهی به طور دقیق مشخص کن، هدف تو باید شفاف، قابل اجرا، مطابق توان و استعداد تو و واقع بینانه باشد. اگر هدف توجنبه بلندپروازی داشته باشد و خارج از توانایی های شخصی ات باشد، با مشکلاتی مواجه می شوی که نتیجه آن، ناامیدی و دلسردی خواهدبود و تو را از ادامه کار باز می دارد؛ چون خود را ناتوان و بی اراده می بینی که همین موارد منفی موجب فشار عصبی در تو می شوند.

2-    شناخت توانایی: در وجودت توانایی و استعداد خاصی نهفته است. باین این ها را کشف کنی و برای رسیدن به اهدافت آن ها را به کار ببری.

3-    برنامه ریزی: باید برایت تمام امور خودت برنامه ای منظم داشته باشی؛ پس هر روز که از خواب بیدار می شوی، برنامه های خودت را طبق اولویت یادداشت کن و خودت را موظف کن که تک تک آن ها را انجام دهی، در صورت تخلف در هر ک دام خودت را تنبیه و در صورت موفقیت در اجرای هرکدام خودت را تشویق کن و به خودت پاداش بده.

4-    تلقین: هر کلامی که از دهانت بیرون می آید، باور تو را می سازد. وقتی می گویی: «من آدم زرنگی نیستم»، در حقیقت حکم محکومیت خود را صادر کرده و به کائنات فرمان داده ای که تمام موارد منفی را به سویت سرازیر کند؛ سعی کن زمانی که گفت و گوی ذهنی با خودت داری، کلام تو از موضع قدرت باشد؛ چون هر آنچه را که به خودت می گویی، چندبرابرش به خودت بر می گردد. اول ذهنت را بررسی کن و ببین بیشتر اوقات خودگویی هایت مثبت است یا منفی؛ چون زیربنای هستی، تفکر است. اگر می خواهی مواردی عالی و مثبت در زندگی برایت پیش بیاید. نگرش و ذهنیت خود را تغییر بده و یادت باشد که نود درصد تغییرات خوب و بد زندگی ات به نوع نگرش تو نسبت به رویدادهای زندگی بستگی دارد و ده درصد آن به وقایع بیرونی وابسته است.

مشکل افراد شکست خورده ای که دست از تلاش برداشتند، این است که خبر نداشتند در یک قدمی موفقیت هستند. راز موفقیت من در این بود که هرگاه برای بازکردن دری تلاش می کردم و باز نمی شد، با اراده ای قوی بارها و بارها تلاش می کردم و با خودم می گفتم: «حتما این کلید اراده، صدمین بار در را به رویم خواهد گشود.» «ادیسون»

تدریجی بودن قدرت اراده

نمی توانی انتظار داشته باشی یک شبه صاحب اراده ای قوی شوی. برای این کار می توانی اول از امور جزئی شروع کنی.

1- مثلا اراده کن که هر روز صبح نیم ساعت زودتر از خواب بیدار شوی یا اگر عادت به ورزش کردن نداری، سعی کن ده دقیقه از صبح خود را به ورزش اختصاص دهی.
2- به خودت قول بده کاری را که برایت سخت است و به خاطر تنبلی مرتب از زیر آن در می روی، انجام دهی.

تمرینات تقویت اراده

تمرین شماره یک: اگر در اتوبوس یا مترو نشسته ای و می بینی فرد مسنی وارد می شود، بلندشو و جای خود را به او بده. این تمرینی است برای غلبه کردن بر مقاومت ذهنی و روحی خودت.

تمرین شماره دو: اگر کلی ظرف کثیف در سینک آشپزخانه است که باید شسته شوند و تو به خاطر تنبلی، شستن آن ها را عقب می اندازی، به سرعت بلند شو و آن ها را بشور و اجازه نده تنبلی تو را کنترل کند. وقتی این گونه عمل کنی، قدرت اراده ات تقویت خواهدشد.

تمرین شماره سه: به خانه می آیی و مستقیم سراغ تلویزیون می روی؛ چون احساس تنبلی می کنی، نمی خواهی دوش بگیری، پس بر این حال و هوا غلبه کن و اول سراغ دوش گرفتن برو.

تمرین شماره چهار: اگر دوست داری همیشه قهوه یا چای را با شکر بنوشی، یک هفته تمرین کن و چای یا قهوه ات را بدون شکر بنوش و اگر عادت به مصرف زیاد چای در روز داری، سعی کن در مدت ده روز آن را به دو فنجان در روز برسانی؛ چون در این صورت می توانی عادت هایت را کنترل کنی یا آن ها را تغییر دهی.

تمرین شماره پنج: اگر برای بالارفتن می توانی از آسانسور یا پله استفاده کنی، پله را انتخاب کن؛ البته اگر تعداد طبقات خیلی زیاد نباشند.

درواقع با تقویت قدرت اراده، قدرت درونی خود را آشکار می کنی که باعث می شود بر عادت های مضر خود غلبه کنی، راحت تر تصمیم بگیری و جرئت پیدا کنی که تمام موانع را از سر راه خود برداری و موفق شوی.





داستان آگهی ترحیم/ آموزش تفکر از طریق



من مدتهاست روی آموزش تفکر از طریق داستان کار می کنم  چون به راحتی جهت ذهن شما را تغییر  می دهد.مثال زیر نمونه ای برای این کار هست .
آگهی‌های ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم: چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت، استاد و حاجی... فوت می‌کنند.

تا این جا مغز شما در یک نگرش  حرکت می کند و منتظر بقیه  داستان است.

 اما وقتی از قیمت چاپ یک آگهی ترحیم در روزنامه مطلع شدم، فهمیدم، فقرا همیشه بی‌صدا می‌میرند.
داستان در انتها  تغییر جهت میدهد و از این طریق شما را دعوت به فکر کردن می کند.





چهارشنبه نهم در دانشگاه شیراز 1394/9/2

 نویسنده  کتاب قوز فکری  چهارشنبه  در  دانشگاه شیراز جلسه ای را  در حوزه  آموزش تفکر برگزار خواهد کرد.



برگزاری کلاس خصوصی مهارت تفکر جمعه 18/2/94

 روز جمعه  18 اردیبهشت ماه کلاس خصوصی در حوزه اندیشه  در تهرا ن میدان فاطمی  به تعداد 10 نفر  تشکیل خواهد شد. هزینه  کلاس 250 هزارتومان  است. تماس با شماره تلفن 88979627




روی پل یا زیر پل


وقتی اینشتین با یکی از استادان همکارش روی پلی قرار ملاقات گذاشت، همکارش گفت: ولی این دور از شان شما است که روی پل منتظر من باشید و باعث شرمندگی من خواهد شد. اینشتین پاسخ داد: چه فرق می‌کند، کاری که من می‌کنم یعنی فکر کردن، در همه جا می توان انجام داد، چه روی پل، چه زیر پل، چه پشت میز!





بابای کند ذهنی

انیشتین در نوجوانی، علاقه چندانی به تحصیل نداشت. پدرش از خواندن گزارش هایی که آموزگاران درباره پسرش می فرستادند، رنج می برد. گزارش ها حاکی از آن بودند که آلبرت شاگردی کند ذهن، غیرمعاشرتی و گوشه گیر است. در مدرسه او را «بابای کند ذهنی» لقب داده بودند!



حفظ نمی‌کنم


اینشتین از کودکی از حفظ کردن درس‌ها و انجام دادن تکلیف‌های دبستانی متنفر بود و بیش‌تر به مطالعه‌ی آزاد علاقه‌ داشت. در امریکا هنگام ملاقات با ادیسون از او سرعت صوت را پرسیدند. فریاد زد جه می‌دانم؟ این چیزها را به آسانی می‌توان در هر کتاب درسی پیدا کرد. چه لزومی دارد آن‌ها را به حافظه تحمیل کنم!





مغز هیجده ساله

مغز هیجده ساله

از اینشتین پرسیدند: آیا فرض این که ساعت در حال حرکت، کند شود یا میله‌ی در حال حرکت، طولش کاهش یابد، عجیب و دور از ذهن سلیم نیست؟ در پاسخ گفت: از کجا معلوم که فرض تغییرناپذیر بودن آن‌ها عجیب نباشد؟ عقل سلیم چیزی نیست جز باورهایی که تا پیش از هیجده سالگی در مغزها جای می‌گیرد!





بیست و یک راه برای مدیریت استرس

۱) اگر در زندگی تان با استرس زیادی مواجه هستید بهتر است با آن کنار بیایید. برای این کار راه حل مشخص و ثابتی وجود ندارد که تضمین کند شما روز بدون استرسی خواهید داشت اما راه هایی وجود دارد که به کمک آنها می توانید استرس را مدیریت کنید....

۲) انرژی منفی تان را تخلیه کنید

اگر عصبانی هستید و به اصطلاح زود جوش می آورید، انجام فعالیت فیزیکی برای شما یک راه حل مناسب است. با این کار می توانید هیجان ها و انرژی های منفی را تخلیه کنید. هر وقت احساس کردید دارید عصبانی می شوید بیرون بروید و بدوید یا در خانه یک کار جسمی انجام دهید. مثلا کف آشپزخانه را تمیز کنید. این طوری هم یک کار مفید انجام داده اید و هم احساس بهتری به شما دست می دهد.

۳) مدیریت زمان را فراموش نکنید

در ابتدای روز و پیش از اینکه کارهای روزانه را آغاز کنیم این احساس که زمان کافی برای انجام کارها نخواهیم داشت، احساس بسیار بدی است. در روزهایی که سرتان شلوغ است و وقت آشپزی ندارید می توانید از بیرون غذا سفارش دهید. اگر حجم کارتان زیاد است، از تقسیم کار استفاده کنید. وقت تان را طوری تنظیم کنید که انجام کارها به شما آسیب نرساند.

۴) با یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید

در میان گذاشتن مشکلات با یک فرد دیگر حتی اگر راه حل فوری جلوی پایتان نگذارد موجب می شود احساس راحتی کنید. اگر فرد قابل اعتمادی سراغ ندارید یا نمی خواهید مشکل تان را با دوستان و آشنایان و اقوام در میان بگذارید، از یک مشاور کمک بگیرید.

۵) برای استراحت برنامه ریزی کنید

در مواقعی مانند انجام پروژه های کاری بزرگ، ماموریت های کاری، اسباب کشی یا حتی ارتقای کاری که استرس تان زیاد می شود، برای استراحت و آمادگی برای انجام ادامه کار برنامه ریزی کنید. شاید لازم باشد انجام کار را کمی به تعویق بیندازید و پس از استراحت کار را با انرژی بیشتری آغاز کنید.

۶) از نوشتن کمک بگیرید

وقتی دچار استرس هستید و احساس می کنید در شرایط بدی قرار دارید، از نوشتن کمک بگیرید و احساس تان را درباره آنچه اتفاق افتاده روی کاغذ بیان کنید. مطالعات نشان داده است که نوشتن درباره تجربه های سخت و دردناک زندگی به کاهش استرس و اضطراب ناشی از پنهان کردن احساس ناخوشایند کمک می کند. نوشتن به فرد کمک می کند موضوع را درک کرده و آن را جزو تجربه های گذشته به حساب بیاورد. هنگام نوشتن می توانید بدون نگرانی درباره واکنش شنونده صادقانه به اتفاقاتی که در زندگی افتاده فکر کنید. بنابراین بهتر است برای سلامتی تان هم که شده دفتر مخصوصی برای این کار در نظر بگیرید و اتفاقات پراسترس زندگی تان را در آن یادداشت کنید. برای نوشتن محل ساکتی را انتخاب کنید. موقع نوشتن راحت باشید و به دستور زبان و جمله بندی مناسب فکر نکنید. دفتر را در جایی خصوصی قرار دهید و با خودتان صادق باشید.

۷) وقتی بیمار هستید وانمود نکنید که حال تان خوب است

هنگام بیماری مرخصی بگیرید و تا بهبودی کامل در خانه استراحت کنید. اگر شغل تان طوری است که بدون همکاری شما کار پیش نمی رود، از همکاران تان بخواهید کار را به خانه بیاورند تا وظایف تان را در خانه انجام دهید.

۸) سرگرمی داشته باشید

حتی اگر احساس می کنید از کارتان راضی هستید و یا آن قدر مشغول کارید که وقت سرگرمی ندارید، حداقل به علایق تان توجه کنید. داشتن سرگرمی و پرداختن به علایق یکی از راه های ساده و مفید کاهش استرس است.

۹) چیزهایی را که نمی توانید تغییر بدهید، بپذیرید

همه مشکلات قابل حل نیستند. بیماری یا مرگ یکی از اعضای خانواده نمونه این مشکلات است. در چنین مواقعی پذیرش مشکل استرس تان را کمتر می کند.

۱۰) خودتان را بشناسید

هیچ کس نمی تواند قول یک زندگی بدون استرس را به شما بدهد. نسخه ای برای آرامش شما بپیچد و یا فرمولی ارایه بدهد که استرس زندگی تان به طور کامل از بین برود. دیگران تنها می توانند توصیه هایی به شما پیشنهاد کنند اما این خود شما هستید که باید دنیای درون تان را بشناسید و از میان توصیه های مختلف آن که با شما سازگارتر است را انتخاب کنید.

۱۱) از خود درمانی بپرهیزید

برخی افراد برای کاهش استرس و برای برطرف کردن دردهای ناشی از آن خودسرانه سراغ داروهای مسکن و آرام بخش می روند، در حالی که این کار راه حل مناسبی نیست و مصرف طولانی مدت این داروها می تواند عوارضی داشته باشد و مشکلاتی به وجود بیاورد.

ورزش کنید و تغذیه خوبی داشته باشید: گاهی وقت ها دور کردن استرس و رسیدن به احساس آرامش کار آسانی نیست. لازم است با تغذیه و رژیم غذایی مناسب و ورزش و فعالیت بدنی منظم سطح استرس تان را مدیریت کنید.

۱۲) استراحت و خواب کافی داشته باشید

گاهی وقت ها افراد آن قدر مشغول می شوند که چیزهایی که برای سلامتی شان لازم است را هم فراموش می کنند. بدن برای ترمیم خودش به خواب کافی نیاز دارد. کم خوابی افراد را تحریک پذیر و آسیب پذیرتر می کند. اگر بیش از یک هفته تا ۱۰ روز دچار بی خوابی شدید، حتما موضوع را با پزشک تان در میان بگذارید.

۱۳) تمدد اعصاب را فراموش نکنید

برخی افراد وقتی احساس می کنند استرس شان زیاد است به خودشان قول می دهند که فردا استراحت کنند یا هفته آینده بیشتر از خودشان مراقبت کنند، در حالی که این کار اشتباه است. شما می توانید در هر روز و هر زمان که بخواهید حتی برای چند دقیقه هم که شده احساس آرامش کنید. به جای موکول کردن زمان آرامش به فردا و هفته بعد می توان از زمان هایی مانند مسیر خانه و محل کار یا فاصله بین ملاقات های کاری برای کسب آرامش و تمدد اعصاب استفاده کرد.

۱۴) زمانی برای بازی در نظر بگیرید

انجام بعضی کارها افراد را عصبی می کند و لازم است زمانی هم برای آرامش و استراحت اختصاص پیدا کند، حتی اگر این استراحت یک چرت کوتاه باشد. اگر فشار کاری تان زیاد است و تعطیلات آخر هفته به گردش و مسافرت کوتاه یک روزه بروید و یا دست کم یکی دو ساعت به خودتان اختصاص دهید. مثلا والیبال بازی کنید. برای خودتان چیزی بخرید یا پیاده روی کنید.

۱۵) از «نه» گفتن نترسید

اگر کار اضافه ای به شما واگذار شد که انجام اش واقعا برایتان مشکل است، نه بگویید. قبول مسوولیت زیاد و خارج از توان شما را تحت استرس زیادی قرار می دهد.

۱۶) برای دیگران کاری بکنید

این کار ممکن است به نظرتان خوش بینانه یا ساده انگارانه بیاید اما انجام دادن کاری برای دیگران و خوشحال کردن آنها موجب می شود احساس بهتری داشته باشید و زندگی تان رنگ و بوی دیگری بگیرد.

۱۷) به احساس خستگی تان احترام بگذارید

هر وقت خسته شدید، به جای اینکه خودتان را به انجام کار مجبور کنید، کار را متوقف کنید، کمی استراحت کنید و دوباره با نیروی بیشتری به کارتان ادامه دهید.

۱۸) در یک زمان فقط یک کار انجام دهید

گاهی وقت ها می خواهیم همه کارها را با هم انجام دهیم و چیزی را از قلم نیندازیم. این طور مواقع بهتر است فهرستی از کارهایی که قرار است انجام شود تهیه کنید و اولویت ها را مشخص کنید و برای هر کار زمان مشخصی در نظر بگیرید. موارد مهم تر و ضروری تر را زودتر انجام دهید. این کار موجب می شود فشار کاری تان کمتر شود و استرس تان کاهش پیدا کند.

۱۹) یاد بگیرید مسوولیت ها را به دیگران واگذار کنید

بعضی وقت ها شما نمی توانید همه کارها را خودتان انجام دهید اما کار حتما باید انجام شود. این طور مواقع بهترین راه کمک گرفتن از دیگران و واگذاری مسوولیت به آنهاست.

۲۰) با دیگران موافق باشید

گاهی وقت ها آن قدر تحریک پذیر می شویم که می خواهیم با همه مخالفت کنیم. اگر احساس کردید زندگی تان طوری شده که با همه سر ناسازگاری دارید کمی صبر کنید، حتی اگر واقعا با دیگران موافق نیستید، بگذارید آنها راه و روش خودشان را داشته باشند. آنها هم ممکن است در مواقع دیگری با شما موافق باشند. همین حس همکاری و هماهنگی در کار گروهی فضای احساسی شما را تغییر داده و استرس تان را کمتر می کند.

۲۱) واقع بین باشید

وقتی حجم کاری که باید انجام شود زیاد است، حساسیت به خرج ندهید و یک کار را برای رسیدن به نتیجه بسیار مطلوب چند بار انجام ندهید. انجام کار در حد قابل قبول کافی است. گاهی وقت ها حساسیت زیاد در نتیجه کار تاثیری ندارد و تنها موجب استرس می شود.






چارلی چاپلین و انیشتین



در دیداری که بین اینشتین و چارلی چاپلین صورت گرفت، اینشتین به چارلی چاپلین گفت: کار شما خیلی مهم است، زیرا مردم جهان از هر کشور و قومی که باشند حرکت‌های شما را می‌فهمند و تحسینتان می‌کنند. چارلی در پاسخ گفت: ولی به نظر من کار شما خیلی مهم‌تر است، زیرا مردم جهان از هر کشور و قومی بدون آن که حرف‌های شما را بفهمند تحسینتان می‌کند!




آدم‌های واقعی، خودشان تصمیم می‌گیرند اما برای آدم‌های پلاستیکی، فال گیر‌ها.

دکتر «اریک برن» از برجسته‌ترین و مشهور‌ترین روان پزشکان و پر فروش‌ترین نویسندگان معاصر است که در سال ۱۹۱۰ در شهر «مونترآل» کانادا متولد شد. او در زمینه‌ی روان‌شناسی روابط بین فردی، نظریه‌ای تحت عنوان «تحلیل رفتار متقابل» ارائه داد که بسیار مورد توجه قرار گرفت و توسط دیگر روان‌شناسان، بسط و گسترش پیدا کرد. 
پدر او یک پزشک عمومی و مادرش نویسنده و ویرایشگری حرفه‌ای بود. در سال ۱۹۳۵ «اریک» که پدرش را به علت بیماری سل از دست داده بود، با تشویق مادرش تصمیم به ادامه‌ی راه پدر گرفت و برای تحصیل در دانشکده‌ی پزشکی، راهی دانشگاه شد. با اتمام تحصیل در روان پزشکی که آن روز‌ها از روش فرویدی پیروی می‌کرد و شروع جنگ جهانی، «اریک» وارد ارتش آمریکا شد تا به عنوان روان پزشک در ارتش این کشور خدمت کند. 
با پایان یافتن جنگ، دکتر «برن» به فضای مطالعاتی بازگشت. او طی این سال‌ها، علاقه‌ی بسیاری به نوآوری در روان‌شناسی فرویدی داشت و تلاش می‌کرد مفاهیم نظریات فروید را به چالش بکشد. سرانجام «اریک برن» عزم خود را برای ارائه‌ی نظریه‌ای جدید، جزم کرد و بعد از انتشار چند مقاله، در سال ۱۹۵۸، مقاله‌ی مشهور و تاثیرگذار خود را به عنوان «تحلیل رفتار متقابل، روشی بدیع و کارا برای گروه درمانی» منتشر نمود. 
این مقاله، مبنایی بود برای نظریه‌ای جدید که کم کم با عنوان «تحلیل رفتار متقابل» یا به اختصار TA شناخته شد. «اریک برن» که طی سالیان دراز به مطالعه‌ی رفتار انسان‌ها پرداخته بود، به سرعت نظریه‌اش را توسعه داد تا جایی که کتاب مشهور «بازی‌ها» که در سال ۱۹۶۴ به چاپ رسید، تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های دهه‌ی ۷۰ گذشت. 
سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۰، سال‌های بسیار پرکاری برای «اریک» بود. او طی همین سال‌ها «انجمن بین المللی تحلیل رفتار متقابل» را پایه گذاری کرد که امروزه مهم‌ترین مرجع برای علاقه مندان این نظریه است. 
سرانجام، دکتر «اریک برن» در سال ۱۹۷۰، دیده از جهان فرو بست. 
نظریه‌ی تحلیل رفتار متقابل: 
از جمله خصوصیات نظریه‌ی «اریک برن» استفاده از کلمات ساده و همه فهم برای بیان مقصود است اما استفاده از همین کلمات ساده باعث شد بسیاری از روان پزشکان، با عنوان «روان‌شناسی عامه» از این نظریه یاد کنند اما با گذشت زمان و تلاش برخی شاگردان «اریک برن»، کم کم نظریه‌ی «تحلیل رفتار متقابل»، از جایگاه خوبی در بین روان‌شناسان برخوردار شد به طوری که امروزه شاهد گرایش روز افزون روان پزشکان به این نظریه هستیم. در واقع از سال ۱۹۷۰ تاکنون، نظریه‌ی «تحلیل رفتار متقابل»، تغییرات بسیاری نموده به طوری که برخی معتقدند اگر «اریک برن» امروز به دنیا بر می‌گشت، باید از ابتدا این نظریه را یاد می‌گرفت! 

دکتر اریک برن پدر تحلیل رفتار متقابل
 «تحلیل رفتار متقابل»، نظریه‌ای در مورد شخصیت و روش منظمی برای روان درمانی به منظور رشد و تغییرات شخصی می‌باشد، از جمله خصوصیات این نظریه، این است که فرآیند درمان، فرآیندی یک سویه نیست بلکه با کمک این نظریه، درمان گر و بیمار هر دو زمان در کار درمان دخیل هستند. در واقع درمان گر، تنها به بیمار کمک می‌کند تا اصول نظریه را درک کند و پس از آن، این خود بیمار است که باید مشکلاتش را کشف و آن‌ها را رفع کند و البته در این راه، درمان گر به بیمار کمک خواهد کرد. 
این نظریه راه کارهایی برای درمان‌های فردی، گروهی، زوجی و خانوادگی ارائه می‌دهد و در عین حال به افراد کمک می‌کند تا در ارتباطات خود با دیگران، آگاهانه از رفتارهای مخرب پرهیز کنند. 

بخش‌های شخصیت انسان: 

طبق نظریه‌ی تحلیل رفتار متقابل «اریک برن»، شخصیت انسان از سه بخش کودک، والد و بالغ تشکیل شده است.
والد: بخش والد، تشکیل شده است از رفتار‌ها و نگرش‌هایی که از پدر و مادر و افراد صاحب قدرت به عاریت گرفته‌ایم. هر وقت که درصدد نصیحت کردن دیگران برآمدیم و همچون یک پدر و مادر مهربان و دلسوز به ارشاد و راهنمایی دیگری اقدام کردیم، والد درون خود را فعال نموده‌ایم. مصادیق بیرونی والد، پدر و مادر، معلمان، پلیس و همه‌ی افرادی هستند که به گونه‌ای خود را صاحب فهم و کمالات و قانون گذار می‌دانند. والد ما همیشه درصدد اندرز دیگری و صدور دستور باید و نباید، تصمیم گیری و بالاخره خدامنشی است. 
کودک: کودک، بخش عاطفی و احساسی درون ما و احساس درباره‌ی مسائل مختلف زندگی است. وقتی که ما با یک کودک به بازی می‌پردازیم و یا در رفتار‌ها و بازی‌های او تامل می‌کنیم، در واقع کودک درون خود را فعال نموده‌ایم. هنگامی که در جشن تولد یا مهمانی شرکت می‌کنیم و یا زمانی که گریه می‌کنیم، دیگران را دست می‌اندازیم و خود را لوس می‌کنیم، کودک درون ما بیدار شده است. 
بالغ: بالغ، جنبه‌ی منطقی و خردمند شخصیت ماست. بالغ همچون یک کامپیو‌تر عمل می‌کند؛ اطلاعات را جمع آوری، پردازش و نتیجه گیری می‌کند. بالغ از احساس و عاطفه، به دور است و فقط طبق واقعیت عمل می‌کند. کار اصلی بالغ، مدیریت بخش‌های دیگر است. بالغ، واسط بین کودک و والد است و در مواقع تصمیم گیری و حسابگری درباره‌ی امور مهم مانند شغل، تحصیلات، ازدواج، سرمایه گذاری و... ظاهر می‌شود. 
بحث اصلی «تحلیل رفتار متقابل» تعامل بین این سه گانه یا سه بخش شخصیت انسان است. هر‌گاه فرد بتواند در مواقع مناسب و ضروری بخش مربوطه را به کار گیرد، در واقع توانسته است نه تنها با بخش‌های درونی خود بلکه با دیگری نیز در موضع تعامل و سازگاری قرار بگیرد. آسیب روانی، زمانی ایجاد می‌شود که یکی از این سه گانه، مستبد شود و بر بخش‌های دیگر مسلط شده و نگذارد آن‌ها نقش خود را ایفا کنند. 

انواع بازی‌ها: 
 «برن» معتقد است همه‌ی انسان‌ها برنامه‌هایی برای آینده‌ی خود دارند و دست به طرح نقشه‌هایی می‌زنند و طبق آن نقشه‌ها به زندگی ادامه می‌دهند. برای نمونه ممکن است فردی در نقش یک قربانی ظاهر شود و بیش از حد فداکار باشد و یا فردی ستمگر و سلطه گر شود و یا تصمیم بگیرد که انسانی سرزنده، با نشاط و موفق باشد. به باور «برن»، تمام رفتار‌ها و برنامه‌های ما هم چون بازی‌های دوران کودکی است با این تفاوت که این قبیل بازی‌ها، کمی پیچیده و سناریوهایی از پیش نوشته شده هستند اما بازی‌های دوران کودکی، خودجوش و بدون طرح قبلی صورت می‌گیرند؛ بازی‌ها، نشان دهنده‌ی موضع ما در برابر دنیای بیرون است. همه‌ی ما بازیگر هستیم و به طور معمول در سه نقش ظاهر می‌شویم: 
۱ ـ من خوبم ـ تو بدی (بازی برد ـ باخت): این قبیل بازی‌ها به طور معمول با خودنمایی و خودبرتربینی و تحقیر دیگران شروع می‌شود و شخص در نقش یک والد همه چیز‌دان و اندرز دهنده ظاهر می‌گردد و یا فردی اقتدارطلب است و یا نسبت به دیگران نفرت دارد و برخوردهای چکشی می‌کند. افرادی که دوران کودکی را در سختی و فشار گذرانده‌اند و پیوسته از جانب اطرافیان و اعضای خانواده، تحت استرس، سلطه و تحقیر بوده‌اند و از خودمختاری و آزادی عمل کمتری برخوردار بوده و نتوانسته‌اند از زیر فشارهای وارده، رهایی یابند، به طور معمول نفرت شدیدی را در وجود خود پرورش داده‌اند و پیوسته در نقش یک بازیگر خشن و صاحب هیجانات بد و مخرب ظاهر می‌شوند، آرامش خود را در تحقیر دیگری می‌جویند و مدام به دنبال مقصر و متهم می‌شوند. 
۲ ـ من بدم ـ تو خوبی (بازی باخت ـ برد): این بازی، درست عکس بازی مذکور است. شخص در یک موضع انفعالی ظاهر می‌شود و خود را کم و ناچیز می‌داند. صفت‌های خود را بیش از حد، بزرگ نمایی می‌کند و یا نسبت به آن‌ها آگاهی افراطی دارد؛ به همین خاطر همیشه از خود ناراضی است، دیگران را بهتر و بر‌تر از خود به شمار می‌آورد، تنها و گوشه گیر است و خود را در رقابت و برابری با دیگران ناتوان می‌بیند. این قبیل افراد، موضعی منفی و بدبینانه در برابر زندگی دارند، سناریوهای خودآزاردهنده اجرا می‌کنند، همیشه در حاشیه هستند و دیگران را وارد متن مسائل می‌کنند. 
۳ ـ من خوبم ـ تو خوبی (بازی برد ـ برد): بازیگران این سناریو، افرادی منطقی و روشن فکر هستند. سعی می‌کنند در مناسبات انسانی، فردی مثبت و متعارف باشند؛ هم خودشان را به نیکی ابراز می‌کنند و هم به دیگری اجازه‌ی ابراز وجود می‌دهند. آنچه را برای خود نمی‌پسندند، برای دیگران نیز لحاظ نمی‌پسندند. 

جملاتی از دکتر اریک برن: 
ـ هر کس در اوایل کودکی‌اش تصمیم می‌گیرد که چه کسی شود و چگونه بمیرد. این نقشه، سناریوی زندگی اوست. 
ـ آدم‌های واقعی، خودشان تصمیم می‌گیرند اما برای آدم‌های پلاستیکی، فال گیر‌ها. 




انیشتین و تفکر

روی پل یا زیر پل

وقتی اینشتین با یکی از استادان همکارش روی پلی قرار ملاقات گذاشت، همکارش گفت: ولی این دور از شان شما است که روی پل منتظر من باشید و باعث شرمندگی من خواهد شد. اینشتین پاسخ داد: چه فرق می‌کند، کاری که من می‌کنم یعنی فکر کردن، در همه جا می توان انجام داد، چه روی پل، چه زیر پل، چه پشت میز!





۱۰ مدیر زن از رازهای موفقیت شان در رهبری می گویند

این خانم مدیرها مسئولیت موفقیت و شکست خود را پذیرفته اند و حالا هم می خواهند یکی دو تا از اسرار موفقیت شان را به ما یاد بدهند. برای رسیدن به نوآوری در هر زمینه ای، به رهبرانی نیاز داریم که از متفاوت فکر کردن و رهبری متمایز نسبت به سایرین نهراسند.

موفق ترین رهبران همگی به خوبی می دانند که اگر قادر نباشند در جهت باور جایگاه، هدف و خواسته شان روی دیگران تاثیر بگذارند، موقعیت های بالای شغلی به خودی خود هیچ هستند. حالا این سوال پیش می آید: راز این اثر گذاری در راس چیست؟

این سوالی است که ما از ۱۰ رهبر زن موفق پرسیدیم. آنها به سوال ما پاسخ داده اند و در مورد مسائلی که فکر می کنند بیشتر مردم از آنها خبر ندارند، صحبت کرده اند.

در ادامه مطلب با دیجیاتو همراه باشید.

راز موفقیت یکم: عمیقا گوش کنید.

کیتی ری مدیر عامل TechStars بوستون و بنیانگذار Project 11

ری، که به عنوان یکی از خلاق ترین های سال ۲۰۱۳ نامیده شده، مجبور بوده که یاد بگیرد چگونه یک شنونده واقعی باشد، چرا که به عنوان یک سرمایه گذار، برد و باخت او به مهارت های شنیداری اش بستگی دارد.

او می گوید: “وقتی تیم کوچکتر است، می توانید تغییرات را به سرعت ایجاد کنید، چون همه در یک اتاق با هم نشسته اید و در حالیکه نگاه تان به یکدیگر است صحبت می کنید… همچنان که تیم ها بزرگتر می شوند، من مجبورم بسیار مراقب مشاوره هایی که می دهم باشم. [وقتی تیم کوچک است] اگر شرکت کنندگان از من نظرم را بخواهند، به آنها نظرم را خواهم گفت ولی هنگامی که تیم ها بزرگتر باشند واقعا بیشتر از هر چیز مجبورم که گوش کنم.”

هرچه بیشتر و عمیق تر گوش کنید، بیشتر میفهمید در اطرافتان چه خبر است و بهتر می توانید تصمیم بگیرید.

ری در مقام یک رهبر به ما می گوید که باید عمیقا گوش کردن را به خودمان بیاموزیم، این بهترین کاری است که می توانید برای درک اتفاقات در حال وقوع انجام دهید، وقتی که شما می دانید اطرافیانتان چه بازخوردی خواهند داشت -چه با تصمیم شما موافق باشند چه مخالف- می توانید با اعتماد به نفس واقعی بیشتری رهبری کنید. با این روش قادر خواهید بود مطیع شان کنید تا با شما همراه شوند، حتی اگر موافق تان نیستند. این روشی است که در ازدواج هم جواب می دهد!


 

راز موفقیت دوم: گاهی لازم است به ندای درونتان عمل کنید.

آن فولن وایدر، سردبیر ارشد Marie Claire

گاهی وقت ها فقط باید ایمان داشته باشید و پیش بروید.

“گاهی وقت ها فقط باید ایمان داشته باشید و پیش بروید. زمانی که من مسئول افزایش رتبه ها بودم، گاهی در جلسه ها فکر می کردم ‘اینجا ما واقعا نیاز به یک تصمیم گیری داریم’ و کمی بعد فهمیدم این من هستم که باید تصمیم بگیرم. رهبری عبارت است از اعتماد به نفس و قاطعیت. البته اینکه تصمیمی بگیرید که از آن مطمئنید بهتر است ولی گاهی هم ممکن است -در حقیقت لازم است- تصمیماتی را بگیرید که ۱۰۰ درصد از آن مطمئن نیستید. هرچه بیشتر این کار را بکنید با ندای درونتان راحت تر خواهید بود. و خیلی زود شروع می کنید به ارائه نصیحت های این مدلی: ‘فقط با دلت راه بیا’.”


 

راز موفقیت سوم: به اشتباهاتی که انجام می دهید توجه کنید.

ریچل اسکلار، بنیانگذار Change The Ratio و Li.st

رهبری اکتسابی است نه غریزی و از طریق تامل و تفکر در تجربیاتتان به دست می آید.

“در مورد اینکه انسان ها رهبر متولد می شوند، رهبری در طبیعت آدم هاست و غیره، بسیار صحبت شده. من فکر می کنم این یک افسانه است. تجربه به من می گوید که اگر شما به کارهای اشتباهی که مرتکب می شوید دقت نکنید، پس در حال تکامل و یادگیری نیستید. باید بگویم که رهبری مهارتی اکتسابی است. می تواند آموخته شود و اتفاقا باید آموخته شود. رهبری چیزی است که شما همیشه در حال یادگیری و تکامل آن هستید، آن هم از طریق تعمق در پیدا کردن راه هایی که می توانستید در آنها بهتر عمل کنید. کار با کسانی که فکر می کنند رهبر زاده شده اند، احتمالا وحشتناک خواهد بود.”


 

راز موفقیت چهارم: اعتبار خودتان باشید.

دانای رینگلمن یکی از بنیانگذاران و مدیر عامل Indiegogo

“از اینکه خودتان و مال خودتان باشید نترسید. فکر نکنید که رهبر بودن شامل یک سری دستورالعمل ها ست. رهبر بودن در واقع به این معنی است که خودتان باشید و از همان جا صحبت کنید، از همان جا بازخورد داشته باشید و عقایدتان را ابراز کنید. این دلیلی است که مردم دنباله رو شما می شوند.”

رهبر بودن دستورالعمل ندارد، سعی کنید خودتان باشید و اعتبار خودتان را داشته باشید.

رینگلمن به ما می گوید که از تغییر نقش های اش در Indiegogo درس گرفته و متوجه شده که قدرت تماما عبارت است از توانایی نفوذ حقیقی در مردم و تاثیر گذاری در زندگی آنها. “و این چیزی است که با مقام یا موقعیت به دست نمی آید… رهبران واقعی کسانی هستند که از صمیم قلب می خواهند خودشان باشند.”


 

راز موفقیت پنجم: سوال بپرسید.

مونیف کلارک، بنیانگذار و مدیر عامل لباسهای سایز بزرگ Monif C

بعد از پشت سر گذاشتن سال پرفروش ۲۰۱۳، کلارک دید که تیم کاری شرکت خیلی با هم صحبت نمی کنند، چون کار آنها ایجاب می کرد که سرشان دائما پایین باشد. وقتی کلارک متوجه این موضوع شد از بچه های تیمش خواست تا اگر فکر می کنند در بخش هایی از شرکت تغییراتی در جهت بهبود لازم است به او بگویند. به این ترتیب شغل شان آسان تر خواهد شد و به رشد شرکت کمک خواهد کرد.

از کارمندان تان بپرسید چه نیاز هایی دارند، آن ها خودشان به شما نمی گویند.

“رهبری پرسیدن سوالات زیاد است. من یاد گرفته ام که بین همه مشتریان، کارمندان و سهامداران ما، اولین کارِ من پرسیدن سوالات زیاد [از تیمم] است، به این ترتیب من می توانم به آنها خدمت کنم. آنها هستند که محصولات ما را می پوشند و با مشتریان مستقیما برخورد دارند و در حالی که من سکان دار کشتی هستم، آن ها موتور و پروانه کشتی هستند. من باید پاسخگوی نیاز آنها باشم و اغلب این افراد آنقدر مشغول و گرفتار کارشان هستند که حتی نمیتوانند نیازهایشان را بیان کنند.”


 

راز موفقیت ششم: رهبری بیشتر یک سفر پنهانی است.

جودی پوروفسکی، بنیانگذار و مدیر عامل Avelist

او می گوید: “بیشترین کارهای رهبری در پشت در های بسته اتفاق می افتد. به همین خاطر زندگی یک رهبر در حقیقت کاملا پنهانی است. باید که اینطور باشد. گفتگو با یک کارمند، تصمیمات سختی که در جلسه هیئت مدیره گرفته می شود، افکاری که نیمه شب در تخت خواب به ذهن می رسد… با اینکه برخلاف تصور ماست، چون ما رهبران را چهره هایی بسیار مردمی می شناسیم.”

رهبری بیشتر یک ماجراجویی پنهانی است.

“من فکر می کنم یکی از بزرگترین جاهایی که من این درس را در آن آموختم از طریق روابط شخصی با رهبران دیگر بوده. به خصوص روابطی که فرای روابط کاری شکل می گیرند و در حقیقت دوستی هایی عمیق بوده اند. جایی که سطح اعتماد و رفاقت بسیار بالا ست.”

“یک بار را به طور خاص به یاد دارم، در اوایل دوستی با رهبر یکی از استارت آپ های محبوب بودم. یک طور هایی به این مدیر عامل اعتقاد داشتم و اخیرا هم مقاله ای در مورد دستاوردهای با شکوهش خوانده بودم. به یاد دارم که درست بعد از خواندن آن مقاله این گفتگو رخ داد. او درباره ی ناراحتی های اداری اش و همچنین کسانی صحبت کرد که لازم است اخراج شوند. من بُعد کامل دیگری از رهبری او را دیدم که چگونه این مشکلات را به عهده می گیرد و پنهانی حل و فصل می کند. من فهمیدم این مسائلی که وقت و انرژی و احساسات زیادی می گیرند -و این چیزی است که ما را رهبر می کند- عموما در خفا اتفاق می افتند.”


 

راز موفقیت هفتم: در شرایط خوب و بد فروتن باشید.

بروک مورلند، مدیر بازاریابی در Gett و از بنیانگذاران Fashism

“من فکر می کنم برای اینکه رهبر خوبی باشید، واقعا لازم است که فروتنی را بیاموزید. فروتن باشید تا هنگامی که همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رود به زیر دستان خود اعتبار بدهید و هنگامی که همه چیز به هم ریخته است مسئولیت آن را شما به عهده بگیرید. سخت است ولی من فکر می کنم خودپسند نبودن چیزی است که مردم به آن احترام می گذارند و تحسین می کنند.”

یک رهبر خوب تقصیر ها را به گردن می گیرد و پیشرفت ها را نتیجه زحمات کارمندانش اعلام می کند.

مورلند می گوید که این درسش را همراه با آغاز به کار شرکتش یاد گرفته، مهم نیست شما چقدر می خواهید در شرایط بد از خودتان سلب مسئولیت کنید و تقصیر را گردن دیگران بیاندازید، نهایتا آنهایی که در راس هستند، مقصرند.


 

راز موفقیت هشتم: گوش کردن مهمترین بخش کار شما است.

جسان کالینز، سردبیر ارشد مجله mental_floss

“رهبری عمدتا در مورد گوش دادن است. اگر شما نتوانید به نیاز های اعضا پاسخ دهید، نمی توانید تیمی به وجود بیاورید که پیشرفت کند. مردم همیشه درباره نیاز های شان مستقیما صحبت نمی کنند. پس شما اگر نتوانید مستقیما بشنوید نمی توانید به تقاضای مخاطب تان پاسخ دهید، و نمی توانید از حرف هایی که در بازار زده می شود هم چیزی بفهمید.”

بیشتر گوش کنید، روابط عمومی خوبی داشته باشید.

کالینز از طریق مدیریت روی خودش و همچنین مشاهده و تامل در رفتار رهبران دریافته که بهترین تیم های کاری آنهایی هستند که روابط عمومی بهتری در توضیح دیدگاه های شان و همچنین پاسخ دهی موثر مبتنی بر خصوصیات فردی هر کدام از افراد تیم دارند.


 

راز موفقیت نهم: شما مجبور نیستید همه ی پاسخ ها را بدانید.

کاترین فینی، بنیانگذار و مدیر عامل (digitalundivided (DID

“بیشتر مردم فکر می کنند رهبران یک جور هایی عقل کل هستند، اما حقیقت این است که ما اغلب جواب ها را نمی دانیم. تفاوت در این است که رهبران به حسشان اعتماد می کنند تا آن ها را به سمت پاسخ درست هدایت کند.”

فینی می گوید هنگامی که شرکتش در سال ۲۰۱۲ اولین کنفرانس خودش را داشت، او از اتفاقاتی که انتظار می رفت هیچ ایده ای نداشت.

“تا آن زمان هیچ کس یک کنفرانس استارت آپ برای مردم سیاه پوست تشکیل نداده بود، و واقعا هیچ مدلی نداشتیم که از آن پیروی کنیم. مردم فکر می کردند من دیوانه شده ام و این را به من هم می گفتند. اما من می دانستم که رابطه ی بین دنیای استارت آپ های تکنولوژی و جامعه من قطع شده. اگر جامعه من در این اقتصاد جدید شرکت می کرد، ما باید راهی برای ورود به آن پیدا می کردیم. و مجبور بودیم به شکل طبیعی نقش خود را ایفا کنیم. بنابراین من به ایمانم اعتماد کردم و برای اولین کنفرانسمان ۳۰۰۰۰ دلار از پول خودم خرج کردم.”


 

راز موفقیت دهم: رهبری واقعی یعنی خدمت رسانی

بینتا نایامبی براون، وکیل و عضو ارشد Mossavar-Rahmani در مدرسه ی Harvard Kennedy

“اکثر مردم درک نمی کنند که رهبری اساسا خدمت رسانی است، کشتن خود و در مقابل عشق به دیگران باید به شکل بالقوه در نهادشان باشد. رهبری یک مسئله شخصی نیست، چیزهایی نیست که می توانیم به دست بیاوریم یا مصرف کنیم، بالاتر بردن خودمان از دیگران نیست، خودخواهی هم نیست. رهبری یعنی پایین آوردن خودمان به شکلی که سازمان ما و تمام کسانی که با ما کار می کنند بتوانند به گونه ای رشد کنند که ارزش های اقتصادی و اجتماعی بیافرینند.”

رهبری یعنی خودت را بگذار و برای منافع همه تلاش کن.

“زمانی که من مشغول خدمت رسانی هستم، نمیتوانم کمک کنم یا دلسوز باشم. وقتی که نیستم، خسته و ناامید می شوم، سنگدل تر می شوم و کمتر می توانم ببخشم و بگذرم. این یکی از بزرگترین تجربیات من است که پس از ترک وکالت بدست آوردم. چگونه رهبرانی که صاحب کسب و کار های ناکارآمد شده اند، مدتی است که خودشان را در جایگاهی که به نفع همه هست نمی گذارند.”








  • تعداد صفحات :26
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...