تبلیغات
اتاق فکر

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




اتاق فکر

سایت تخصصی اتاق فکر

برای دریافت صوتهای آموزشی به شبکه تلگرام به آدرس زیر بپیوندید.

fekrema@

یا به این شماره پیامک بزنید: 09129400135

تلفن دفتر:88707284

برای خرید  از دکمه فروشگاه بالای  صفحه استفاده کنید.


 علاوه بر این سایت، سایت  ابرموفق حاوی مطالب  کاربردی استاد  راهداری به آدرس 

 زیر است در سایت  به بخش  نقشه آموزشی سایت بروید.

http://abarmovafagh.com



جلد کتاب اتاق فکر در 10 گام


کتاب  قوز فکری اثر دیگری از  مهندس راهداری مولف کتاب  اتاق فکر در 10 گام  در ابان ماه سال 1393 منتشر شد این کتاب  در حوزه تفکر فردی بوده و دارای تکنیکهای فراوان برای  ایجاد موفقیت فردی از طریق تفکر است.

کتاب قوز فکری به چاب چهارم رسید.




کتاب قوز مالی ازپول کودن تا پول هوشمند منتشر شد

کتابی متفاوت  درباره  پول





کتاب  سلاخی نخبگان

 دردوره قاجار و پهلوی 

از دستگیری ممدریش تا دستگیری باربی

به قلم استاد راهداری منتشرشد.






«شما در این سایت می­توانید از آخرین اطلاعات و آموزش­ها

 درحوزه اتاق فکر  مطلع شوید» 

   


در این سایت هر هفته مطالب جدیدی در باره اتاق فکر گذاشته می شود.

 محصولات  جدید:

                                     


دانلودها 

   دانلود  پاورپوینت  کلاس  آموزش تفکر فرمت pptx

  2- کلیک کنید برا ی دریافت  پاورپونت فرمت pdf

     3- کلیک کنید برا ی دریافت  فهرست دورههای طراحی شده مهارت اندیشه واتاق فکر. فرمت pdf جدید

  4- برنامه آموزش مهارت تفکر شامل: انضباط فکری و ابرهوش و...  در نیمه دوم سال 1393

  5  -برای دانلود رایگان فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری  کلیک کنید.*************جدید****************

6-  فهرست محصولات  جدید 95

تعداد صفحه

نام  کتاب

قیمت

چاپ

سایت

پیامک

655

اتاق فکر

چهل و پنج هزار تومان 

هفتم 

09129400135

02188707284

www.Fekrema.ir

100030900




  نام  کتاب
 قیمت
  توضیحات
 تعداد صفحات
 قوز فکری دو جلد / چاپ دوم
 35 هزارتومان
 تفکر کاربردی
 684




                      








تفکر موازی

خلاقیت  گریختن و  پرهیز  از  موانعی  است  كه  ذهن  را  شكل  داده  است   و آدمی   را  به  روشها  و  رویه هایی  گر فتار  ساخته . در  مانع  شكنی (Blockbusting)  فرد  به شكستن  این  موانع  ترغیب  می  شود  تا  به  نظرات  و  مفاهیم  نو دست  یابد  و  بصیرتهای  تازه  ای  را  حاصل  كند.برای  شكستن  ذهنیت  های  پیشین   و  ورود   به  عرصه  های   نوین  تكنیك  های  چندی   ابداع  گردیده  است  كه  متداول  ترین  آنها  تفكر  موازی (Lateral  thinking ) است. واضع  این  شیوه  ادوارد دو بونو(Edward  de Bono ) روش  معمول  تفكر  را  همانند  حفر  گودالی  توصیف می  كند  كه  با  افزایش   اطلاعات  فرد  همان  گودال  را  عمیق تر  می  سازد  و  از  دیدن  جاهای  دیگر  برای  حفر  كردن  باز  می  ماند در  حالیكه  تفكر  موازی  نگاه  فرد  را  به  نقاط  جدید  معطوف  می  سازد  و  اطلاعات  و  تجربه  های  جدید صرفا  به  اندیشه  های  قبلی  افزوده نمی  شود،بلكه آنها  را  تغییر  داده  و  الگو  و  ساختار  جدیدی  را  ایجاد  می  كند.

یكی از  راههای  تحقق  تفكر  موازی ،ایجاد  یك  اندیشه  واسطه  غیرممكن (Intermediate  impossible ) است  این  اندیشه  موجب طیران  فكر  و  ذهن شده  و  با  تعدیل آن  می  توان  به  اندیشه  نو  و  عملی   دست  یافت.به  عنوان  مثال  افسانه  های  تخیلی  در مورد  سفر به  اعماق  زمین  تا  به  كرات  دیگر  اگرچه  اندیشه  هایی  غیر ممكن  است  ولی  به  عنوان  واسطه  ای می  تواند  موجب  دست  یافتن  به  راههای  جدید سفر  به  آن  مكانها  گردد. یا  فرضا شما  به  عنوان مدیر مراجعانی  دارید  كه  باید  در  مذاكره  با آنها  از  افكار  و  مقاصدشان آگاه  باشید  چه  خوب بود  اگر  مغز  این  افراد  در محفظه ای  شفاف  قرار  داشت و  شما  م ی توانستید  افكار آنها را  بخوانید.این  واسطه ای  غیر  ممكن  است  و  با  تعدیل  آن  شاید  بتوانید  به  روشی  دست  پیداكنید  كه  شما  را  از  اندیشه  های  طرف مقابل  آگاه  سازد.

راه دیگر  در  تفكر  موازی  پیوند تصادفی (Random  Juxtaposition)  است .فرض  كنید دیوان  خواجه حافظ  را  به  قصد  تفال  می  گشایید  و  مطلع  غزلی   را  می  خوانید  و می كوشید   تا  مفاد آن  را  با  موضوع  مورد نظر  پیوند  داده  و  به  نتیجه  ای  برسید.در  این  كار  شما  از  روش  پیوند  تصادفی  استفاده  كرده  اید.در  قسمتهای  قبل راجع  به  ارتباط   اجباری  نكاتی  عنوان گردید  كه  شباهت  بسیار   با  این  روش  دارد،منتهی  تصادفی  بودن  روش  اخیر  وجه  تمایز  این  دو  روش  می  باشد .فرضا  شما  می خواهید  برای  سیستم  توزیع  كالا های  خود  به  شیوه  ای  نو  دست  پیدا كنید  یك  صفحه  از  فرهنگ  لغت   را  بطور  تصادفی   باز  می  كنید   و  چند  لغت آن  صفحه  را  بازنویسی  كرده  سعی  می  كنید   در  مقابل هر  یك  از آنها مضوعی  در  رابطه  با  توزیع بنویسید.به  عبارت  دیگر  سعی می  كنید   تا  بین   واژه های  تصادفی  و  ناآشنا ،با  موضوع  پیوندی  ایجاد  كنید و  در  این  جریان  به  ایده  های  جدید برسید.در  مثال  زیر  لغاتی  از  یك  صفحه  فرهنگ  لغت  بطور  تصادفی  نوشته  و  بین  آنها و  مساله  توزیع  رابطه  ای  برقرار گردیده  است.

                          

لغات  تصادفی    ایده  های  كه  از  لغات راجع  به  موضوع  توزیع  تداعی  شده  اند

سخاوت

 كار  توزیع  را  با  سخاوتمندی  انجام  دهیم .سخاوت  نسبت  به  مشتریان سخاوت  نسبت  به  كاركنان

 سخت

قوانین  و  ضوابط  را  سخت  تر  و  دقیق تر كنیم.بسته  بندی  ها  را  محكم  تر  سازیم

سختانه :سخن  درشت

فعالیت كاركنان  بخش  توزیع  را  به  شدت كنترل  كنیم ،در  امر  توزیع  شدت  عمل  بیشتری  به  خرج  دهیم

سخت یشانی :دلیر

شیوه  متهورانه  و  مخاطره  آمیزی را  در  توزیع پیشه  كنیم

سخت  جان

به روشهای  خود  ادامه  دهیم،از شكست ها  نهراسیم  و  پایداری  كنیم

یكی دیگر  از  طرقی  كه  تفكر  موازی  را  امكان پذیر  می سازد  معكوس  سازی   است .مسائل،مشكلات،ضعف  ها  و  نارسایی ها  همه  می  توانند  به  صورت  امكانات،نقاط  قوت  و  تونایی ها دیده  شده  و  مورد  استفاده  قرار گیرند،تنها  اگر  ما  نحوه  نگرش  و  برخورد  خود  را  عوض  كنیم  و پدیده  های  اطرافمان  را  با  دیدی  دیگر   نگاه كنیم .مثلا  مدیران به  موضوع  مقاومت  كاركنان  در مقابل  تغییر به  عنوان  یك  مساله  نگاه  می  كنند  و  بریا  از  میان  بردن  آن  به  راه  حل  های  مختلف   متوسل  می  گردند  در  حالیكه  اگر از جنبه  مثبت  به  آن  بنگریم  می  توانیم راه  حل  های  مناسب بیابیم  .مثال  دیگر  عمارت  قدیمی  یك  شركت  است  كه  به  علت  قدمت  و  كهنه  شدن   ممكن  است  مساله  ای  برای  مدیریت  باشد  در حالیكه  می  توان  از  همین  مساله  به  عنوان  یك  نكته  مثبت  بهره  گرفت   و  شركت  را  در  این  محیط  با  تزئینات  خاصی  سازمان  داد  كه  نشان  دهنده  تجارب  فراوان  بوده  و  جذابیت  بیشتری  را  ایجاد  كند.

 





مدیریت زمان و تفکر



مدیریت زمان: چرا زمان کم دارم؟

مدیریت زمان و تکنیک‌های آن

مدیریت زمان یا Time Management،‌ یکی از دغدغه های مهم بسیاری از ماست. دوست روانشناسی می‌گفت: وقتی به حرف‌های مراجعین خودم فکر می‌کنم، احساس می‌کنم عمده‌ی مردم، صرفاً دو مشکل جدی را در حوزه‌های ذهنی و رفتاری به رسمیت می‌شناسند: «افسردگی» و «بیش فعالی». هر کسی در توصیف خودش یا دیگران، به سادگی اعلام می‌کند که: «من هیچ مشکل خاصی ندارم. فقط این افسردگی زندگی من را خراب کرده». یا اینکه «دوست من، یا همسر یا همکار من،‌ بیش فعال است و …». ماجرای مدیریت زمان هم چیزی شبیه همین ماجرا شده. بسیاری از ما راهکار انواع مشکلاتمان را در مدیریت زمان می‌جوییم.

چرا دچار کمبود زمان می‌شویم؟

همه ما به یک دلیل واحد دچار کمبود زمان نمی‌شویم. قبل از اینکه به فکر مدیریت زمان و حل کردن مشکل کمبود زمان خود باشیم، باید ببینیم که چرا دچار کمبود زمان شده‌ایم. برخی از رایج‌ترین دلایل کمبود زمان را در اینجا با هم مرور می‌کنیم:

 برخی از ما به دلیل رویاهای بزرگی که در سر داریم، احساس می‌کنیم به کمبود زمان گرفتار شده‌ایم 

وقتی که تصمیم می‌گیریم به یک انسان بزرگ تبدیل شویم. وقتی به غول‌های صنعت و اقتصاد ایران و جهان فکر می کنیم. وقتی می‌خواهیم تاثیری ماندگار از خودمان در حوزه علم و دانش و فرهنگ و هنر به جا بگذاریم. یکی از اولین چیزهایی که به خاطر می‌آوریم محدودیت زمان است. خصوصاً اگر به سن خودمان فکر کنیم و احساس کنیم، تا این نقطه که هم اکنون آمده‌ایم، به اندازه‌ی کافی از عمر و وقت خودمان استفاده نکرده ایم.

مدیریت زمان و مسئله اولویت بندی در کارها کمبود زمان ممکن است به دلیل مشکل در اولویت بندی کارها و فعالیت‌ها باشد 

گاهی اوقات، ممکن است احساس کنیم که حجم فعالیت‌ها زیاد است  و نمی‌دانیم که بهتر است کدام را به نفع کدام کنار بگذاریم. یا کدام را در اولویت قرار دهیم. من می‌خواهم درس بخوانم و بهترین معدل را در پایان دوره کارشناسی بگیرم. دغدغه‌ی کنکور ارشد را هم دارم و می‌بینم فرصت کافی برای آن ندارم. شنیده‌ام که پس از دوران دانشجویی فرصت مطالعه خیلی کمتر است و دلم می‌خواهد از همین دوران برای یادگیری و توسعه دانش خودم هم استفاده کنم. از طرفی برای تامین هزینه‌ی تحصیل و همینطور کسب تجربه، کار هم می‌کنم یا می‌خواهم بکنم. احساس می‌کنم همه اینها هم در یک اولویت هستند و مهم هستند یا اگر اولویت‌های آنها با هم فرق دارد، دانش یا شجاعت این اولویت بندی را ندارم. امیدوارم از طریق مدیریت زمان، فضایی ایجاد کنم که به همه‌ی خواسته‌های خودم برسم.

شبیه همین ماجرا هم برای مدیری پیش می‌آید که هم می‌خواهد جلسات برون‌سازمانی را با دقت و کیفیت خوب برگزار کند. هم اصرار دارد که بازدیدهای منظم و دوره‌ای در داخل شرکت داشته باشد. هم علاقمند است برای همسر و فرزندانش وقت بگذارد و از سوی دیگر، از دانش و تکنولوژی روز هم عقب نماند.

اولویت‌بندی، مهارتی ضروری اما بسیار دشوار و چالش برانگیز است که در بسیاری از مواقع، ما را ترغیب می‌کند که با استفاده از مدیریت زمان و مهارت‌های مشابه، ظرفیت و توانمندی خود را افزایش داده و صورت مسئله را پاک کنیم. درست مانند کسی که می‌خواهد با صد هزار تومان بودجه، یکی از دو اسباب بازی شصت هزار تومانی و پنجاه هزار تومانی را انتخاب کند و چنان در انتخاب دچار تردید می‌شود که تصمیم می‌گیرد ده هزار تومان قرض بگیرد و هر دو گزینه را انتخاب کند!

مدیریت زمان و مشکل ما در واگذاری کارها و تفویض اختیار کمبود زمان ممکن است ناشی از واگذار نکردن کارها به دیگران باشد 

ما خیلی وقت‌ها در واگذار کردن کارها به دیگران، ضعیف عمل می‌کنیم. یا کارها را به شکل نامطلوبی به دیگران واگذار می‌کنیم که در نهایت زحمت خودمان دوچندان می‌شود. آیا تا به حال شده از کسی بخواهید که برای صرفه جویی در وقت، به جای شما یک پیراهن را برایتان بخرد و جدای از زحمت و منتی که برای شما ایجاد شده، وادار شوید بعداً برای تعویض مراجعه کنید و وقت زیادی را صرف چانه زنی و متقاعد کردن فروشنده به تعویض لباس کنید؟

یا آیا شده است که نامه‌ای را برای تایپ به همکار خود بدهید و ببینید که مدت زمانی که صرف ویرایش و غلط گیری نامه می‌شود بیشتر از زمانی است که خودتان برای تایپ نامه صرف می‌کنید؟

واگذاری نادرست و غیرحرفه‌ای کارها به دیگران، باعث می‌شود که در نهایت بسیاری از ما به این نتیجه برسیم که بهترین روش صرفه جویی در زمان، این است که کارها را خودمان انجام دهیم و از آنجا که به هر حال ، ظرفیت ما در انجام کارها محدود است، نهایتاً احساس می‌کنیم مدیریت زمان، آن کلید طلایی است که می‌تواند چنین مشکلی را برای ما حل کند.

 کمال طلب بودن می‌تواند یکی دیگر از دلایلی باشد که ما را نهایتاً به سمت مدیریت زمان سوق داده است 

کمال گرایی و بحث مدیریت زمان

کمال طلب‌ها یا Perfectionist ها، کسانی هستند که برای هیچ کاری،‌ استاندارد ۹۰ یا ۹۵ از صد را نمی‌پذیرند. آنها استاندارد ۱۰۰ از ۱۰۰ را می‌خواهند. به همین دلیل هر کاری توسط آنها، بیش از زمان معمول طول می‌کشد. نامه‌ای که می‌تواند در پنج دقیقه نوشته شود، پنج بار مرور و ویرایش می‌شود و پس از سی دقیقه، با نارضایتی ارسال می‌شود.

اگر ماشین خود را به کارواش ببرند، دو برابر کارگری که ماشین را شسته، وقت می‌گذارند و دور ماشین می‌گردند تا از نبودن لکه در اطراف ماشین مطمئن شوند.

یک مهمانی کوچک یا سمینار مختصر داخل سازمان، به اندازه‌ی یک عروسی از آنها وقت می‌گیرد و باید تمام جزییات بررسی شود و به دقت مورد توجه قرار گیرد.

طبیعی است که در این شرایط، ممکن است من و شما احساس کنیم که مشکل اصلی ما در مدیریت زمان است و اگر در مهارت مدیریت زمان توانمند شویم می‌توانیم بدون کمبود وقت، کارها را با همان سطحی از استاندارد که مد نظرمان است انجام دهیم.

 حل موردی مشکلات و نداشتن نگاه فرایندی، می‌تواند دلیل دیگر کمبود زمان باشد 

گاهی اوقات، مسیر کار در تیم ما یا در سازمان ما نادرست است. به جای اینکه مسیر کار را درست کنیم، به صورت موردی مشکلات را حل می‌کنیم.

مشکل در مدیریت زمان به دلیل حل موردی مسائل

بستری که در سازمان ایجاد کرده‌ایم،‌ بستری برای فساد اقتصادی است. یا اینکه فرایندها و نظام پاداش و پرداخت، به شکلی است که کارمندان تشویق می‌شوند از زیر کار فرار کنند.

به جای اینکه یک بار ببینیم ریشه مسئله چیست، هر روز وقت ما صرف جستجوی کارمند خاطی و مجازات کردن او می‌شود.

دوستان و همراهانی انتخاب کرده‌ایم که هر لحظه بودن کنار آنها، ما را به اتلاف وقت و فراموش کردن اولویت‌ها سوق می‌دهد. اما به جای اینکه این مسئله را حل کنیم، سعی می‌کنیم با ابزارها و تکنیک های مختلف، از وقت جزیی باقیمانده استفاده بهتری بکنیم.

 شاید هم مشکل اصلی ما انگیزه نداشتن است 

وقتی برای کاری که انجام می‌دهیم انگیزه نداریم، آن را کندتر از همیشه انجام می‌دهیم. خیلی وقت‌ها هم، ترجیح می‌دهیم آن کار را در آخرین مهلت مقرر انجام دهیم. در چنین شرایطی، گاهی اوقات مسئله‌ی ریشه‌ای کمبود انگیزه، دیده نمی‌شود و عارضه‌ی سطحی آن، یعنی کمبود وقت، مورد توجه و نظر ما قرار می‌گیرد.

احساس می‌کنیم با بهبود مهارت مدیریت زمان، می‌توانیم انواع مشکلاتی را که در کار و زندگی روزمره خود با آن مواجه هستیم، مدیریت کرده و کاهش دهیم.

 اهمال کاری و به تعویق انداختن هم میتواند ریشه دیگر کمبود زمان باشد 

گاهی اوقات، مشکل ما واقعاً کمبود زمان و مدیریت زمان نیست. بلکه عقب انداختن کارها به زمان دیگر است. میتوانم امروز پروژه درسی ام را انجام دهم، اما ترجیح میدهم تا حد امکان آن را عقب بیندازم. به هر حال باید مانتوی خودم را به خشکشویی بدهم، اما اگر میشود عصر این کار را انجام داد، چرا حالا؟ چند روز است که میبینم باک ماشین تقریباً خالی شده، اما تا ماشین به گریه و التماس نیفتد و خاموش نشود، ایستادن در صف پمپ بنزین را به زمان دیگری موکول میکنم. در صورتی که مشکل شما اهمال کاری است، شاید قبل از فکر کردن به تکنیکهای مدیریت زمان، بهتر باشد مطلب مرتبط با اهمال کاری را در متمم بخوانید.

 دلیل دیگری که بسیاری از ما دچار کمبود زمان می‌شویم، ضعف ما در هنر نه گفتن است 

شاید شما هم از جمله کسانی باشید که نمی‌توانند به سادگی به دیگران «نه» بگویند. به همین دلیل، قسمت عمده‌ای از وقت خود را صرف انجام کارهایی می‌کنند که به دلیل خجالت یا رودربایستی یا دلایل مشابه، پذیرفته‌اند. در چنین شرایطی، تلاش برای بهبود مهارت مدیریت زمان، به معنای بهبود توانایی‌های ما نیست. بلکه گویی می‌خواهیم ظرفیت بارکشی خودمان را افزایش دهیم تا دیگران بتوانند با دردسر کمتری بار بیشتری را بر شانه‌های ما تحمیل کنند.

اگر شما هم خودتان را قربانی این نوع رفتار می‌دانید، شاید مطالعه یکی از درس‌های دوره مذاکره متمم، تحت عنوان هنر نه گفتن، بتواند کمی اثربخش باشد.

متداول‌ترین و تاثیرگذارترین کتاب‌هایی که در حوزه مدیریت زمان و نظم شخصی در دنیا منتشر شده کدام کتابها هستند؟

یکی از کتابهای تاثیرگذار در این حوزه، کتابی است که توسط David Allen تحت عنوان How to get things done نوشته شده است. دیوید آلن می‌کوشد بحث مدیریت زمان را به عنوان بخشی از یک مهارت بزرگ‌تر تحت عنوان «نظم شخصی» و «ابزارهای به پایان رساندن کارها» معرفی کند. به عبارتی خلاصه کتاب او در یک جمله این است که:

مدیریت زمان به خودی خود، هدف نیست. بلکه یک وسیله است. هدف اصلی این است که کاری را که آغاز می‌کنیم بتوانیم با صرف کمترین انرژی و در مناسب‌ترین زمان به پایان برسانیم.

Neil Fiore هم کتابی دارد به نام The now habit. شاید در نگاه اول، کتاب «عادت اکنون» را در گروه کتابهای بازاری طبقه بندی کنیم و به نظرمان برسد که به مدیریت زمان بی ارتباط است. اما کارهای فیوره، یک دستاورد ارزشمند داشت و آن اینکه، بحث «به تعویق انداختن و اهمال کاری» را به عنوان یکی از چالش‌های اصلی در حوزه مدیریت زمان مطرح کرد. تمام کتابها و نوشته‌های فیوره، حول این محور شکل گرفته‌اند که:

کسانی که معتقدند مشکل مدیریت زمان دارند، عموماً مشکلشان در مدیریت زمان نیست، بلکه در اهمال کار بودن است و اینکه نمی‌توانند در لحظه‌ی مناسب خودشان را برای انجام کار،‌ برانگیزانند و آن را به عقب می‌اندازند. در طول زمان، این مشکل به تعویق انداختن، خود را با نامی دیگر، یعنی «نیاز به مهارت مدیریت زمان» نشان می‌دهد.

در میان کسانی که بیشتر روی حوزه‌ی مدیریت زمان در کسب و کار متمرکز شدند، شاید یکی از بهترین کتابها، کتاب Luara Stack باشد که برای آن نام Leave the office earlier را انتخاب کرده است. او در این کتاب، علاوه بر معرفی تکنیک‌ها و روش‌های مختلف، یک نکته کلیدی جالب دارد که شاید یادآوری آن برای همه ما ضروری باشد:

زیاد کار کردن و شلوغ بودن و زود به دفتر کار آمدن و دیر از محل کار رفتن،‌ برای بسیاری از ما به یک ارزش تبدیل شده است. یک جور فخرفروشی مدیریتی. مدیران هم با همین نگاه، کارمندی را کارمند خوب می‌دانند که زود بیاید و دیر برود. در حالی که کارمند و مدیر خوب، باید بتوانند در حالی که دیر می‌آیند و زود می‌روند، خروجی خود را افزایش دهند. ساعت کار، الزاماً پیش‌بینی کننده ی خوبی برای خروجی یک فرد نیست.

همچنین در حوزه‌ی استفاده از ابزارهای تکنولوژیک برای مدیریت زمان هم، کتابهای خوب و جریان سازی منتشر شده که از جمله آنها می‌توان به کتاب مایکل لینن برگر تحت عنوان Total Workday Control  اشاره کرد که کتاب او، آغازگر مجموعه جدیدی از کتابهای مربوط به استفاده از تکنولوژی برای مدیریت زمان بوده است.





مدیریت زمان و تفکر

5 تکنیک با ارزش مدیریت زمان

یکی از باارزش ترین دارایی های یک کارآفرین زمان است. وقتی که هر ثانیه اش برابر مقداری پول در آینده است اگر شیوه استفاده از آن را بداند. اما در دنیای امروزی مشغله کاری به شدت افزایش پیدا کرده و همین امر باعث شده اکثر متخصصان و کارآفرینان با مشکل کمبود وقت مواجه شوند, اما آیا واقعا چنین پدیده ای وجود دارد؟ خیر

در دنیا ,اصطلاح کمبود وقت وجود دارد اما مشکل کمبود وقت وجود خارجی ندارد, تماما از درون انسان نشات میگرد؛ اگر شما شیوه صحیح مدیریت زمان را بدانید دیگر مشکل کمبود وقت نخواهید داشت بلکه زمانی را هم اضافه خواهید آورد.

اگر تمام کتاب های مدیریت زمان را خوانده باشید, تمام سمینار های مدیریت زمان را شرکت کرده باشید قادر خواهید بود تمام مبحث مدیریت زمان را به صورت خلاصه در 5 بند بنویسید. شما در ادامه با 5 تا از کلیدی ترین تکنیک های مدیریت زمان آشنا خواهید شد که یکی از ابزارهای اصلی کارآفرینان است.

5 تکنیک با ارزش مدیریت زمان

تکنیک شماره 1 : لیست ! تهیه و استفاده کنید.
هیچ نظمی را در هیچ سیستمی در هیچ کجای دنیا پیدا نخواهید کرد که بدون تهیه و استفاده از لسیت وجود داشته باشد.شما نمیتوانید تمامش را در ذهنتان نگه دارید؛ شما در کل 4 نوع لیست نیاز دارید :

__برنامه زمانی شخصی :برای تمام سال , روز به روز
__کارهایی که باید انجام شوند :کارهایی که باید به ترتیب ماهانه ,هفتگی, سالانه انجام شوند (ترتیب مهم است)
__تماس هایم :فقط افرادی را که باید باهاشون تماس بگیرید, نه دفترچه تلفن !
__گفتگوها :این یکی برای گفتنی هایی است که شما میخواهید به افرادی که در روز میبینید بگید و باید لیست کنید تا بدانید به هرکسی چه چیزی و کی باید بگید.

این تکنیک تهیه لیست استفاده فوق العاده زیادی برای شما خواهد داشت. افراد موفق جهان بی شک تمامی از لیست ها استفاده میکنند تا زمانشان را مدیریت کنند. از طرفی این گفته را فراموش نکنید, اگر شما لیستی ندارید, بی شک پول زیادی هم بدست نمی آورید.

تکنیک شماره 2 : یادآوری با کاغذهای یادآوری
ایده ساده است.شما یک پوشه 90 پرونده ای دارید؛ قرمز از 1 تا 30, آبی از 1 تا 30 و سفید هم از 1 تا 30 که نشانگر ماه جاری, ماه آینده و یک ماه بعد از ماه آینده.فرض کنیم شما با مشتریی به توافق رسیدید و قرار فروش را برای 10-ام ماه بعد گذاشتید.کاری که باید انجام دهید تمام یادداشت ها,تمام پرونده , تمام مشخصان مشتری را در 10مین پوشه از پرونده آبی قرار میدهید و سپس فراموشش میکنید. در 10م ماه بعد شما به سراغ پوشه که رفتید جزء به جزء اطلاعات یادتان خواهد آمد.

با استفاده صحیح این تکنیک با کاهش آشفتگی در محل کار یا زندگی شخصیتان روبرو خواهید شد.البته نرم افزار های فراوانی هستند هم برای کامپیوتر هم برای گوشی های تلفن همراه که این کار را انجام میدهند , اما کار دستی ماندگاری بیشتری دارد, البته فرقی ندارد با هرکدام راحت هستید کار کنید.

تکنیک شماره 3 : جلسات را به حداقل برسانید.
هیچ کار مفیدی در جلسات انجام نمیشود ! ,اما برای بعضی افراد محلی برای خودنمایی یا احساسی برای مهم بودن است. اما جایی نیست که کاری از پیش ببرد. شما به یک استراتژی نیاز دارید تا ازین جلسات وقت گیر خلاص شوید.اگر شما جلسات را رهبری میکنید, لازم است که به صورت فوق العاده متمرکز و کوتاه پیش ببرید. اما اگر باید به جلساتی که دعوت شدید برید,حتما به فکر یک استراتژی فرار باشید, حتما…

تکنیک شماره 4 : زمانتان را بلوکه کنید.
برنامه زمانی اکثر مردم پر است قرار هایی که با دیگران دارند. اما افراد موفق برنامه زمانی دارند که حاوی قرار های از پیش تعیین شده و غیر قابل تغییری با خودشان و کارشان است. برای هر ماه کارهایی که باید 100% انجام شوندی را تعیین کنید.

برای مثال تمام تماس هایتان را جمع کنید و در یک ” روز تلفن ” تمام آنها را انجام دهید. دیگر هیچ برنامه خارجی در آن روز نگنجانید. اینطور وقتتان فوق العاده آزاد خواهد شد و تمرکزتان هرچه بیشتر بر روی کارهای روزانه تان خواهد بود.

تکنیک شماره 5 :  از “اوقات بیکاری” تان سود ببرید
امروزه همی چیز پرتابل است. شما میتوانید یک سمینار را آنلاین شرکت کنید, یا سی دی و دی وی دی کنسرتی را که میخواهید بروید تهیه کنید. تمام کتاب ها را میتوانید به صورت الکترونیکی مطالعه کنید به راحتی هرچه بیشتر. میتوانید از یو تیوب برای مواردی غیر از تماشای اسکی سگ ها روی یخ استفاده ببرید.همیشه یادتان باشد هرکجا که میروید یک کتاب همراهتان باشد.هیچ بهانه ای برای وقت بیکاریتان نیست وقتی در فرودگاه منتظرید یا در سالن انتظار منتظرید.

اکثر مردن اوقات بیکاریشان را صرف جواب دادن به تماس های از دست رفته شان, اس ام اس یا ایمیل زدن میکنند که به کلی اشتباه است به 3 دلیل : یک)شما اینکار را شتاب زده و بدون آمادگی قبلی انجام میدهید و اگر یکی از آنها مهم باشد, نباید ضعیف انجام شود. دو)کار فوق العاده اشتباهی است اگر با کسی هستید که به شما و کسی که دارید با او مکاتبه میکنید دسترسی داشته باشد و از گفتگوهایتان خبردار شود. سه)وقتی را که میتوانید صرف خواند, شنیدن, فکر کردن و فهمیدن کنید از شما میرباید.

5 ت2کنیک با ارزش مدیریت زمان

انضباطِ استفاده از وقتی که همه آنرا اسراف میکنند میتواند نقطه قوتی برای شما باشد. نویسنده بزرگ سری کتاب های هری پاتر هنگام مسافرت اولین نسخه کتابش را نوشت؛ وقتی دیگران درحال گفتگو برای گذران وقت بودند یا خوابیده بودند. برای بعضی مردم وقت ارزش آنچنانی ندارد بنابرین اسرافش میکنند. شما زمانی که لفظ “10 دقیقه بیشتر نیست.” را بکار بردید… کل هدف را از دست دادید.






اهمال کاری و تفکر

چگونه یک اهمال کار از آب درآمده ایم؟ چرا کارها را به تعویق می اندازیم ؟

چه چیزی منجر به تداوم اهمال کاری در ما شده و باعث گردیده تا همواره کارهایمان را به دقیقه ۹۰ بیاندازیم؟

آیا اهمال کاری قابل درمان است؟

عوامل ایجاد کننده اهمال کاری در افراد کدامند؟

وقتی که سال اول دبیرستان بودم ، زمزمه های رفتنم به آمریکا برای ادامه تحصیل در خانواده به گوش می رسید. مادرم می گفت: سینا! پدرت تصمیم گرفته است تا بعد از آنکه دیپلمت را گرفتی تو را در یکی از دانشگاههای آمریکا ثبت نام کند اما دو شرط گذاشته است: یکی آنکه در کنکور ایران رتبه خوبی بیاوری تا او بداند که تو شایستگی موفقیت در آنجا را داری و دیگر آنکه تا آن زمان، زبان انگلیسی ات را قوی کنی.

تا سال سوم برای فراگیری زبان و برنامه ریزی برای کنکور اهمال کاری می کردم .به خودم می گفتم که هنوز چند سالی وقت دارم. به محض آنکه شرایط فراهم شود به سراغ آنها خواهم رفت. حتماً در تعطیلات تابستان که وقت آزاد بیشتری دارم برای آموزش زبان و برنامه ریزی کنکور فکری خواهم کرد. سال اول دبیرستان و نیمی از تابستان هم با سرعت برق و باد گذشت اما من هنوز هیچ کاری نکرده بودم.

لابد با مطالعه این مطالب باخود می گویید: خیلی عجیب است که کسی درباره توقف اهمال کاری و موفقیت مشاوره داده و کلی سخنرانی و همایش برگزار کند اما خودش هم اهمال کاری کند. در پاسخ به این ابهام باید عرض کنم که از آن روزها ، سالهای زیادی گذشته است و من با کسب علم و تجربه لازم ، مدتهاست که اهمال کاری را در زندگی ام به صفر رسانده ام.

شما نیز ممکن است کارهایی را که در حال حاضر حوصله انجامش را ندارید، کنار بگذارید، اما نمی توانید آن را از ذهن خود خارج کنید. اهمال کاری باعث می شود احساس ناخوشایند، احساس گناه ، نگرانی، احساس کلافگی و تنش کنید. شما می دانید که به محض انجام شدن کارها ، مجبور نیستید ناراحت باشید. اما همین استدلال به ظاهر منطقی نیز باعث نمی شود که دست به کار شوید، زیرا غلبه بر اهمال کاری نیز نیاز به آموختن مهارت های لازم است.

در واقع بیشتر اهمال کاران می دانند که دارند چه کار می کنند و می دانند که برای رهایی از آن باید دست بکار شوند، اما خودشان را ناتوان از تغییر احساس می کنند؟ آنها از خودشان می پرسند؟ ” چرا من این جوری هستم؟” اما هرگز جواب روشنی به آن نمی دهند. آنها فکر می کنند که اگر می دانستند چرا اهمال کاری می کنند، حتماً آنرا متوقف می کردند.

چه عوامی موجب بروز اهمال کاری در افراد می شود؟

برخی از افراد نسبت به توانایی خود برای انجام درست کارها نگران هستند و وقتی با کاری جدید و چالش آمیز مواجه می شوند، اضطراب و خودناباوری آنها باعث می شود کارها را تا آخرین لحظه ممکن به تأخیر بیاندازند. برخی دیگر نیز تکالیفی را به تعویق می اندازند که نمی خواهند انجامشان بدهند. برخی دیگر نیز به اندازه کافی منظم نیستند و نمی دانند از کجا شروع کنند و عده ای نیز اهمال کاری می کنند زیرا نسبت به خود و توانایی شان برای تکمیل یک تکلیف یا پروژه تردید دارند.

 





تعطیلات و زمان فکرکردن به کسب کارهای کوچک


فصل تعطیلات زمان خوبی برای کسب‌وکارهای کوچک است تا عملکرد یک سال خود را ارزیابی و مشخص کنند در طول یک سال گذشته چه چیزی خوب پیش رفته و روش‌هایی برای پیشرفت آینده بیابند. درحالی‌که کارهای آخر سال خود را انجام داده‌ و سر و سامان داده‌اید، نگاهی به سال آینده نیز داشته باشید.

چگونه می‌توانید تجربیاتی را که در سال 2014 فراگرفته‌اید تا سال را به خوبی به پایان برسانید و کسب‌وکارتان را رونق دهید، در سال جدید به‌کار بگیرید؟ نکاتی که برای افزایش سود، اصلاح بودجه و ساده‌سازی شرکت در سال جدید به شما کمک می‌کنند در اینجا آورده شده است:
1) از افراد تاثیرگذار قدردانی کنید
هر موفقیتی که در 12 ماه گذشته پیش آمده می‌تواند بهانه‌ای باشد برای تشکر و قدردانی از مشتریان، تامین‌کنندگان، کارمندان یا دیگر ذی‌نفعان شرکت که این امر به نوبه خود به افزایش فروش و رشد در سال جدید منجر می‌شود. آیا شرکت شما یک معیار مشخص مثل عبور از هزارمین محصولی که به فروش رفته یا استخدام پنجاهمین کارمند شرکت تعیین کرده است؟ آیا برای تولید یک محصول جدید با کسب‌وکار دیگری شریک شده‌اید؟ آیا در اقتصاد محلی به شیوه‌ای جذاب مثل شرکت در بازارهای کشاورزی شرکت‌ کرده‌اید؟ شاید کارمندان شما یک فعالیت اجتماعی انجام داده‌اند که باعث افتخار شما شده است؟ در سال جدید این دستاوردها را برای مشتریان و شرکای خود یادآوری کنید و از طریق برگزاری مراسمی که به مناسبت یا رویداد خاص یا ارتقای یک کارمند برگزار می‌شود، جشن بگیرید. می‌توانید برای مشتریان ارزشی خود یک تخفیف ویژه در نظر بگیرید یا یادداشت‌های تشکر شخصی به همه افرادی که در رشد شرکت نقش داشته‌اند، ارسال کنید. 
2) در مورد مشتریان بیشتر بدانید
بسیاری از کسب‌وکارها در پایان سال خلاصه‌ای از معاملات سالانه خود را به مشتریان می‌فرستند و تتمه حساب‌های معوق را به آنها یادآوری می‌کنند. این برهه از سال، زمان خوبی برای بخش‌بندی مشتریان است که گروه‌بندی مشتریان بر اساس عادات خرید، رفتار پرداخت یا دیگر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی را برای یافتن روش‌های خدمات‌دهی بهتر به مشتریان دربرمی‌گیرد. شاید روی مشتریانی که بازدهی زیادی ندارند، بیش از حد سرمایه‌گذاری کرده‌اید؛ یا شاید بر مشتریانی که درآمدزایی خوب دارند، به اندازه کافی متمرکز نشده‌اید. بخش‌بندی مشتریان در سه ماه پایانی سال دیدگاه روشن‌تری نسبت به اینکه مشتریان شما چه کسانی هستند و در سال آینده چگونه باید آنها را در امور بازاریابی و فروش اولویت‌بندی کرد، ارائه می‌دهد. 
3) روش‌های خلاقانه برای پاداش‌دهی بیابید
کارمندان قلب هر کسب‌وکار کوچک هستند. برای اینکه حس قدردانی خود را به آنها نشان دهید، چه کارهایی انجام می‌دهید؟ نگاهی به نیروی کار خود داشته باشید و از خودتان بپرسید برای اینکه در سال آینده تعهد و بهره‌وری بیشتری داشته باشند، چه کمکی می‌توانید به آنها بکنید؟ آیا کارمندان خواستار برنامه‌ریزی‌های منعطف‌تر یا فرصت‌های آموزشی بیشتر هستند؟ آیا کارمندان شما از برنامه تیم‌سازی خاصی بهره می‌برند؟ اگر بودجه شما محدود است و افزایش حقوق گزینه مقدوری نیست، دادن امتیازهای کوچک اینچنینی می‌تواند به استعدادهای سازمان حس باارزش بودن در سال جدید را القا کند. 
4) وب‌سایت شرکت را نوسازی کنید
پایان هر سال بهترین زمان برای خانه‌تکانی و ایجاد تغییرات خوب در طراحی وب‌سایت شرکت و شبکه‌های اجتماعی است که در آن عضو هستید. درحالی‌که انسجام کلی وب‌سایت را حفظ می‌کنید، به‌روزرسانی‌های خوبی انجام دهید. همچنین نقص‌ها را برطرف کنید، مثلا مطمئن شوید همه لینک‌هایی که در وب‌سایت شما وجود دارد فعال هستند. هیچ چیز بدتر از آن نیست که مشتری به وب‌سایت شما مراجعه کند و لینکی را باز کند که کار نمی‌کند. 
محصولات و کالاهایی را که دیگر به فروش نمی‌رسانید از وب‌سایت حذف و بخش‌هایی را که قابل استفاده نیستند غیرفعال کنید. همچنین در مشورت با کارشناسان IT امنیت وب‌سایت را در سال جدید افزایش دهید. با انجام این کارها می‌توانید سال جدید را با وب‌سایتی نو و تر و تمیز شروع کنید. 
5) ضرب‌الاجل‌های سالانه را بدانید
در اداره یک کسب‌وکار کاغذبازی‌های زیادی وجود دارد، به‌خصوص وقتی پای مقررات دولتی در میان باشد. در بیشتر کشورها، ارائه گزارش عملکرد یا اظهارنامه‌‌های سالانه امری ضروری است. مهلت ارائه این گزارش‌ها را در نظر داشته باشید. با آگاهی کامل از قوانین دولتی و تجاری حاکم، سعی کنید تا جایی که ممکن است از پرداخت جریمه خودداری کنید. برای به دست آوردن این آگاهی وب‌سایت‌های دولتی را چک کنید یا با حسابداران مشورت کنید. این کار را هر سال انجام دهید، چون ممکن است قوانین هر ساله تغییر کنند. 
مهم نیست سال گذشته را چقدر خوب گذرانده باشید، چون یک موضوع قطعی است: سال آینده شما باید از این هم بهتر باشد. با مرور مواردی که در بالا گفته شد، می‌توانید در اولین روز کاری سال جدید احساس بهتری داشته باشید، آماده‌تر باشید و در مورد سال پیش رو مطمئن‌تر باشید. صاحبان کسب‌وکارهای کوچک، بهتر از این چه هدیه سال نویی می‌توانند به خود بدهند؟ 





چگونه در زمان حال زندگی کنیم؟




زندگی در زمان حال,زندگی شاد , دنبال شادی

ما در خاطرات لذت‌بخشمان و آنچه که مشتاقانه در انتظار هستیم دنبال شادی می‌گردیم غافل از اینکه هدیه‌های کوچک روزمره و ساده زندگی هستند که رضایت و خرسندی ما را تقویت می‌کنند اما آنچه که انتظار داریم برای ما خوشی بلندمدتی به ارمغان آورد، به‌ندرت چنین می‌کند؛ خواه کم کردن 15کیلوگرم وزن باشد یا ارتقای شغلی. با دستیابی به چنین اهدافی البته خوشحال خواهیم شد اما بعد از مدتی دوباره به همان میزانی که قبلا در زندگی شاد بوده‌ایم، برمی‌گردیم.

روان‌شناسان به این باور رسیده‌اند که حال خوب ما و شادی‌مان با تغییر نگرش ما درباره انتظارات، خاطرات و لحظه حال تغییر می‌کند. تمرکز روی زمان حال کمک می‌کند دریابیم چگونه شاد باشیم. از طرف دیگر، هر چه سنمان بالاتر می‌رود، نگرشمان به شاد بودن رشد می‌کند. بالا رفتن سن کمک می‌کند جنبه‌های منفی را نادیده بگیریم و به وجه مثبت قضایا گرایش داشته باشیم. جوانان طبیعتا منفی‌گرا هستند. تحقیقی در دانشگاه استنفورد تاثیر سن را روی اهداف و انتظارات بررسی کرد و نشان داد جوانان سریع‌تر جذب جنبه‌های منفی می‌شوند، اما افراد مسن‌تر روی وجه مثبت تمرکز می‌کنند.

شاید این تغییر نگرش بخشی از فرایند رشد باشد. از سوی دیگر، با گذر زمان فرد روابط بهتر و بیشتری با اعضای خانواده و دوستان نزدیکش برقرار می‌کند و به همین ترتیب نسبت به دوران جوانی‌اش که تمایل داشت به تنهایی خطر عواقب فعالیت‌هایش را بپذیرد، شادتر خواهد بود. تحقیقی روی 184 فرد 18 تا 94 ساله نشان داد افراد مسن‌تر شادی بیشتر و طولانی‌مدت‌تری را تجربه می‌کنند. خاطرات خوش همیشه در یاد آنهاست و غم و عصبانیت یادشان نمی‌آید. همچنین افراد مسن‌تر کمتر نگرانند که دیگران درباره‌شان چه فکر می‌کنند.

محققان فکر می‌کنند این تغییر نگرش به این علت است که با بالا رفتن سن فرد آگاه‌تر می‌شود و بهتر درک می‌کند که زمان با شتاب در حال گذر است. از این رو بیشتر به لذت بردن از لحظه‌های زندگی و شاد بودن حتی با کوچک‌ترین چیزها اهمیت می‌دهد و کمتر نگرانی به خود راه می‌دهد.

در حالی که جوانان درگیر مسائلی مانند کار پیدا کردن، تشکیل خانواده، خرید خانه و... هستند و همیشه درباره آینده نگرانند. فاصله بین آرزوها و دستاوردها اغلب اجازه نمی‌دهد جوانان از موارد کوچک و زیبای زندگی لذت ببرند و شاد شوند. آنها در پی شادی‌های خیلی بزرگ‌اند که اغلب به سادگی محقق نمی‌شود. همچنین جوانان کمتر به سلامت خود اهمیت می‌دهند، اغلب خواب کافی و تغذیه سالمی ندارند. در حالی‌که افراد مسن‌تر بیشتر از خود مراقبت می‌کنند و طبیعتا سلامت خود شادی‌آور است.

 

اگر بخواهیم در یک کلام نسخه‌ای برای شاد بودن بپیچیم باید روی زمان تمرکز کنیم. اگر می‌خواهید شادی همراه همیشگی زندگی‌تان باشد، از لحظه‌ها لذت ببرید. در زمان حال زندگی کنید و قدردان همه اتفاقات کوچک و بزرگ زندگی‌تان باشید. حتی اگر این شادی کوچک به موقع رسیدن به اتوبوس، خواندن یک لطیفه بامزه در روزنامه یا پیدا کردن کمی پول در جیب شلوار قدیمی‌تان باشد!






این ۴۷ روش به شما کمک خواهد کرد زندگی‌تان را دوباره مثل دوران کودکی‌تان ساده کنید:


این ۴۷ روش به شما کمک خواهد کرد زندگی‌تان را دوباره مثل دوران کودکی‌تان ساده کنید:
1- با دیگران حرف بزنید، توقع نداشته باشید بتوانید آنچه در فکر دیگران می‌گذرد را حدس بزنید.
2- با اطرافیانتان دوستانه برخورد کنید. لبخند زدن روزتان را به کلی تغییر خواهد داد.
3- قدر دوستی‌هایتان را بدانید. لازم نیست با همه آدم‌ها دوست باشید.
4- با افراد مثبت نشست و برخاست کنید، کسانیکه می‌توانند سطح انرژی‌تان را بالا ببرند.
5- اگر چیزی هست که از آن مطمئن نیستید، سوال کنید.
6- آنچه قلبتان می‌گوید را دنبال کنید.
7- نقص‌های آدم‌ها و شرایط را بپذیرید.
8- این واقعیت را قبول کنید که خودتان هم کامل نیستید. 
9- همیشه نپرسید «چرا؟»، بپرسید، «چرا که نه؟»
10- فراموش کنید دیگران درمورد شما چه فکری می‌کنند یا از شما چه می‌خواهند.
11- اگر می‌خواهید گریه کنید، گریه کنید. گریه کردن به معنی ضعف شما نیست.
12- بالغ و پخته اما درعین‌حال بازیگوش و سرزنده باشید.
13- با دیگران طوری رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند. 
14- از خودتان توقع نداشته باشید که همه اطرافیانتان را راضی نگه دارید.
15- نگذارید آب‌وهوا بر روحیه شما اثر بگذارد. کنترل آب‌وهوا دست شما نیست، اما کنترل خودتان هست.
16- وقتی خسته هستید، استراحت کنید. بدون دلیل بی‌خوابی نکشید.
17- برای لذت بردن از آرامش صبحگاهی، صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شوید.
18- کنترل بدنتان دست خودتان است؛ تا زمانیکه سالم هستید، به قضاوت دیگران درمورد جسمتان اهمیت ندهید.
19- سالم غذا بخورید. البته نیازی نیست به کلی دست از خوردن تنقلات و شیرینی‌جات بکشید. خوردن این چیزها به زندگیتان لذت می‌دهد.
20- به الکل، موادمخدر و سیگار معتاد نشوید.
21- فقط وقتی مشغول خوردن شوید که گرسنه هستید؛ از روی ناراحتی یا بی‌حوصلگی به خوردن روی نیاورید.
22- مرتب ورزش کنید.
23- به چیزهایی که الان دارید فکر کنید و از آنها احساس رضایت کنید.
24- چیزهایی را بخرید که به آن نیاز دارید، نه همه چیزهایی که دوست دارید داشته باشید. خواسته‌های انسان حدومرز ندارد.
25- چون کسان دیگر چیزی را دارند شما هم نخواهید که آن را داشته باشید.
26- با خودتان صادق باشید و به دیگران دروغ نگویید.
27- از گفتن «دوستت دارم» به کسانی که برایتان مهم هستند نترسید.
28- اشکالی ندارد اگر گاهی از کوره در بروید. فقط به کسی صدمه نزنید.
29- با کسی نجنگید و مشاجره نکنید. منطقی بحث کنید.
30- وقتی کار اشتباهی انجام می‌دهید، عذرخواهی کنید.
31- به دیگران اجازه خطا کردن بدهید و دیگران را ببخشید.
32- به استقبال یاد گرفتن چیزهای جدید بروید.
33- خودتان را پنهان نکنید. باید با دنیا آشنا شوید.
34- برای یادداشت کردن چیزهای مهم، یک دفترچه یادداشت داشته باشید.
35- برای ساده‌تر کردن زندگی روزمره‌تان از تکنولوژی استفاده کنید.
36- برای کار کردن یا انجام کارهایی که دوست دارید به خودتان فضا بدهید.
37- آشپزی کردن یاد بگیرید تا کمتر بیرون غذا بخورید.
38- وقتی خرید می‌کنید، پول نقد بدهید و کمتر از کارت‌های اعتباری استفاده کنید.
39- کاری را پیدا کنید که دوست دارید و از انجام آن لذت می‌برید.
40- برای خودتان یک هدف تعیین کنید.
41- کارهایتان را اولویت‌بندی کنید.
42- کاری را انجام دهید که به شما احساس غرور می‌دهد.
43- از گذشته‌تان درس عبرت بگیرید. اشتباهات و گناهانتان را فراموش کنید و با زندگی پیش روید.
44- بفهمید همین الان چه چیزهایی برایتان مهم‌تر هستند و روی آنها تمرکز کنید.
45- امید بهترین‌ها را داشته باشید؛ برای بدترین‌ها برنامه‌ریزی کنید.
46- به خودتان (و خدا) ایمان داشته باشید.
47- اگر از انجام کاری نفرت دارید، از انجام آن دست بکشید. (بله به همین سادگی!)




چگونه خرج کنیم ؟/ فکری برای خرج کردن




پول خرج کردن,کنترل هزینه های ماهیانه

یکی از بزرگترین دغدغه ها در زندگی نحوه پول خرج کردن است، این که درآمد خود را چطور درست مصرف کنیم که بیشترین رضایت، پس انداز و لذت را داشته باشیم؟

بنابراین باید برای خرج کردن برنامه داشته باشید. برای اغلب ما هفته پایانی ماه روزهای سخت بی پولی است خصوصا اگر متاهل بوده و فرزند یا فرزندانی هم داشته باشیم. بدون شک در دوران حاضر زندگی در شهرهای بزرگ از هزینه بالایی برخوردار است، ولی با کمی دقت درخواهیم یافت که در اغلب اوقات پول خود را برای مخارج غیر ضروری صرف می کنیم

باید توجه داشت که میان خواستن و احتیاج داشتن (Wants & Needs) تفاوت بسیار می باشد. احتیاجات زندگی آن دسته از مواردی است که بدون آن ادامه حیاط تقریبا" غیر ممکن و دشوار می شود مانند محلی برای زندگی، غذا، لباس و ... اما موارد دیگری مانند داشتن یک ماشین، پوشیدن لباسهای مد روز، داشتن بهترین وسیله صوتی یا کامپیوتر و ... از مواردی است که لزوما" زندگی شما بدون آن مختل نمی شود، به اینگونه موارد خواسته یا همان wants میگوییم. آرزوها و خواسته های انسان تمامی ندارد اما باید توجه داشت که این آرزو ها باید مطابق با اندازه های ما باشد. بنابراین همواره میان خواسته و نیاز خود تفاوت بگذارید و بیشتر بفکر نیاز باشید تا خواسته.

بر طبق یک الگوی انگلیسی به نام Life's Journey و ایجاد تغییرات کمی در آن می توانید یک مدل شخصی برای کنترل هزینه های ماهیانه خود طراحی کنید.

این الگو چیست؟
هرماه حقوق خود را به ۴ بخش تقسیم کنید و در ۴ حساب مجازی مختلف نگه داری کنید:
حساب ضروریات
حساب پس انداز
تفریح
بخشش


مثلا می توانید از الگوی بالا به شیوه زیر استفاده کنید:


حساب ضروریات :
این حساب ۶۰% از مبلغ دریافتی را تشکیل می دهد. تمام هزینه های خوراک، پوشاک، حمل و نقل، لوازم الکترونیکی و مواردی دیگر که کاربرد روزانه و مصرفی دارند در این بخش قرار می گیرد.

حساب پس انداز :
این حساب ۲۰% از مبلغ دریافتی را تشکیل می دهد. این حساب ساده است! ۲۰% تان را پس انداز کنید.

تفریح :
این حساب ۱۵% از مبلغ مورد نظر را تشکیل می دهد.

بخشش :
ساده! ۵% از مبلغی که در اختیار دارید را ببخشیید.

این الگو می تواند برای شما یک برنامه ریزی ماهیانه ساده تلقی شود.
همچنین با استفاده از راهکارهای زیر می توانید کنترل هزینه های ماهیانه خود را هرچه بهتر در دست داشته باشید:

به سر چشمه بروید
شاید شنیده یا دیده باشید که بعضی​ افراد برای خریدهای خود​ به اصطلاح به سرچشمه می‌روند و از تولیدکنندگان محصول مورد نظر، خریدهای خود را انجام می‌دهند؛ آنها در اصطلاح بازاری خرید عمده می‌کنند. شما نیز به صورت عمده خرید کنید. زیرا بسیاری از تولیدکنندگان و فروشندگان برای خریدهای عمده، ارزش‌گذاری‌های ویژه‌ای همچون تخفیف قائل می‌شوند، بهتر است از این امتیاز استفاده بهینه کنید و از مراکز عمده‌فروشی‌ها یا فروشگاه‌های زنجیره‌ای خریدهای عمده داشته باشید، این کار نه‌تنها باعث می‌شود پول کمتری بابت خرید خود بپردازید، بلکه در هزینه‌های شما صرفه‌جویی نیز می‌شود.

خرید از فروشگاه‌های زنجیره‌ای
به دو دلیل خرید از فروشگاه‌های زنجیره‌ای را به شما توصیه می‌کنیم؛ اول آن که این فروشگاه‌ها​ برای کالاهای خریداری شما تخفیف‌هایی را در نظر می‌گیرند که در سر جمع حسابتان بسیار موثر خواهد بود و از سوی دیگر با خرید از این مراکز، دیگر لازم نیست به فروشگاه‌های متعدد و به صورت مکرر مراجعه کنید و به این ترتیب شما می‌توانید در وقت و هزینه حمل و نقل خود صرفه‌جویی کنید. پس حتی اگر قصد خریدهای جزئی دارید به فروشگاه‌های زنجیره‌ای بروید.

از تعاونی‌ها خرید کنید
یکی دیگر از بهترین مراکز خرید، تعاونی‌های دولتی است. تعاونی‌ها جنس‌شان جور است و اجناس‌شان را با یارانه به دست کارکنان دولتی می‌رسانند، به همین دلیل تخفیف‌های خوبی می‌دهند، اما بسیاری از مردم، با این طرز تفکر که اجناس این مراکز، قدیمی و بی‌کیفیت است، چندان تمایلی به خرید از آنها ندارند، اما ما توصیه می‌کنیم در درجه اول این اندیشه غلط خود را اصلاح کنید و دوم آن که تعاونی‌هایی را که به سازمان‌های پولدار وابسته است برای خرید انتخاب کنید که اجناس بهتری برای کارکنان خود فراهم می‌آورند.

خرید اینترنتی داشته باشید
درست است خرید از فروشگاه‌های اینترنتی در ایران جانیفتاده است و این فروشگاه‌ها تامین‌کننده تمام نیازهای خانواده‌ها نیست، اما خرید از این فروشگاه‌ها همیشه هم خالی از لطف نیست. شما با خرید اینترنتی برخی از اجناس که قیمت روی آنها حک شده است، نه‌تنها پول اضافی نمی‌پردازید بلکه می‌توانید از هزینه‌های حمل و نقل خود نیز بکاهید و از تخفیف‌های قابل توجهی که برخی از این فروشگاه‌های اینترنتی به مشتریان خود می‌دهند نیز بهره‌مند شوید.

به حراجی‌ها هم سری بزنید
شما گاهی مجبورید برای خرید برخی​ اجناس بخصوص پوشاک در فصل مد، قیمت‌های هنگفت و حتی ناعادلانه‌ای ​پرداخت کنید؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا چنین خریدهایی الزامی است؟ یا این که چرا می‌خواهید برای خرید اجناس مورد علاقه‌تان، پول اضافی​ یا مازاد بر ارزش آن بپردازید؟ عقل سلیم حکم می‌کند چنین عمل نکنید و مدبرانه وارد عمل شوید.
بهتر است اندکی صبر کنید و اجازه دهید بازار از تب و تاب خرید و فروش‌های فصلی بیفتد و به روال عادی یا در جهت تهیه تدارک مایحتاج فصل بعدی حرکت کند، آن وقت است که بازار حراجی‌ها داغ می‌شود و قیمت‌ها نزول پیدا می‌کند و واقعی‌تر می‌شود و این زمان، فرصت مغتنمی برای خرید شماست. مثلا، شما می‌توانید بوت خود را ​ انتهای زمستان یا لباس‌های تابستانی خود را اوایل پاییز خریداری کنید.
اگر​چه ممکن است برخی ​ افراد، این پیشنهاد ما را​ به دلیل عقب‌افتادن از مد نپذیرند و قبول نکنند. ما به آنان توصیه می‌کنیم ​ اندکی حس جستجوگرانه خود را فعال​ کنند و دور و برشان را خوب نگاه کنند و به دنبال حراجی‌ها باشند و از فروشگاه‌هایی که در فصل مد هم حراج‌ها​ی خوبی دارند باخبر شده و دیدن کنند.

هزینه‌های غیر ضروری را کاهش دهید
در شرایط سخت اقتصادی، بهتر است سهم هزینه‌های غیرضروری را که بیشتر از گروه خدمات هستند از هزینه‌های اصلی بکاهید. مثلا، کمتر سفارش غذا دهید یا به رستوران بروید، به جای این کار، با اندکی زحمت، مواد لازم برای تهیه یک غذای خانگی مثل ساندویچ خانگی را فراهم کنید و در خانه، غذای خود را آماده کنید یا ماشین‌تان را به جای بردن به کارواش، خودتان تمیز کنید. با حذف هزینه‌های غیرضروری این چنینی نه‌تنها صرفه‌جویی کرده‌اید بلکه پول زیادی را نیز بابت آنها نپرداخته‌اید.

از کالاهای جایگزین استفاده کنید
در گرانی مقطعی برخی از کالا​ها، می‌توان از کالاهای جایگزین آنها، برای رفع برخی از نیازها استفاده کرد، مثلا در گرانی گوجه‌فرنگی، می‌توانید از رب گوجه‌فرنگی استفاده کنید. این روش را می‌توانید در مورد کالاهایی که گرانی مقطعی هم ندارند به کار گیرید مثلا صابون‌ها را به جای مایع‌های گران‌قیمت، مصرف کنید.

پس‌انداز کنید
بی‌گمان در پاسخ به این پیشنهاد، از خرج زیاد می‌نالید و خواهید گفت​ با این خرج و مخارج، چه پولی برای پس انداز باقی می‌ماند؟​حق با شماست، اما پس‌انداز پول، هر چند به میزان اندک هم، می‌تواند در فرصتی طولانی سرمایه خوبی برای روز مبادایی باشد که از آن مفری نیست و این همان نکته مهمی است که در بطن ​ توصیه ما نهفته است. کنار گذاشتن روزی هزار تومان، باعث می‌شود ​ ماهانه 30 هزار تومان و سالانه 365 هزار تومان پس‌انداز ​ داشته باشید که این رقم ناچیز و جزئی، در مواقع ضرورت به کمکتان می‌آید.
به طور کلی این راهکارها و برنامه ریزی برای مخارج ماهیانه کمک شایانی در کنترل هزینه ها خواهد کرد.





اعتماد بنفس/ تفکر




برای اینکه دیگران توانایی‌هایتان را باور کنند قبل از هر چیز باید خودتان به مهارت‌های وجودی‌تان ایمان داشته باشید

برای اینکه همه اطرافیان و آدم‌های اطرافتان روی حرف شما حساب کنند و به عبارت ساده‌تر جدی فرضتان کنند باید مجهز به اعتماد به‌نفس باشید، اما رسیدن به اعتماد به‌نفس هم یک‌شبه ممکن نیست. دکتر رسولیان برایتان از تکنیک‌های باورپذیری و افزایش اعتماد به‌نفس می‌گوید که می‌خوانید.

اول خودتان را جدی بگیرید
برای اینکه دیگران شما را جدی بگیرند ابتدا باید خودتان شخصیت وجودی‌تان را جدی بگیرید و خودتان را باور داشته باشید. برای رسیدن به این هدف از 2 وجه بیرونی و درونی می‌توان این موضوع را تحت بررسی قرارداد که در این مورد وجه درونی آن از اهمیت بیشتری برخوردار است. اگر بخواهیم از بعد درونی به این موضوع نگاه کنیم باید روند افکار و احساساتمان را تغییر دهیم. فردی موفق است که واقع‌بین باشد و مسئولیت رفتارهای خود را بپذیرد. برای مثال اگر در جایی مرتکب اشتباه شد آن را قبول کند و در جهت اصلاح آن برآید. چنین شخصی خود را باور دارد و این دلیل موفقیت او است.

فرار از رنج روانی
فردی که توانایی‌های خود را باور نداشته باشد به دستاوردهایی که آرزویش را دارد نمی‌رسد. چنین شخصی واقع‌بین نیست و به همین دلیل مسئولیت خطاهای خود را نمی‌پذیرد چون فکر می کند اگر اشتباهات را گردن بگیرد باعث بروز نوعی درد و رنج ذهنی و روانی در خود می‌شود. به همین دلیل این گروه از افراد ترجیح می‌دهند برای فرار از واقعیت، دیگران و شرایط بیرونی را تنها دلیل اشتباهاتشان معرفی و با این کار خود را از فشار روانی خلاص کنند.

افزایش اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس,خودباوری

در این شرایط این‌طور برای خودشان توجیه می‌کنند که چون دیگران آنها را باور نکرده‌اند آنها هم به موفقیت دست پیدا نکرده‌اند. اما بهتر است این سوال را بپرسیم: «آیا خود شما توانسته‌اید خودتان و توانایی‌هایتان را باور کنید که انتظار آن را از دیگران دارید؟»

تکنیک‌های باورپذیری
تکنیک‌هایی وجود دارد که از طریق آن می‌توان اعتماد به‌نفس را در افراد تقویت کرد و خودباوری را در آنها افزایش داد. یکی از این تکنیک‌ها این است که افراد کار خود را جدی بگیرند. برای مثال به کوچک‌ترین کاری که انجام می‌دهند اهمیت دهند و آن را جدی در نظر بگیرند. وقتی درون ذهنمان این‌گونه فکر می‌کنیم که کارهایی که انجام می‌دهیم چندان مهم نیست و جزو کارهای ارزشمند به حساب نمی‌آید، تاثیر زیادی در عدم باورپذیری‌مان دارد و در واقع باعث ایجاد حلقه معیوبی می‌شود؛ یعنی در فرد این حس به وجود می‌آید که نه خود ارزشمند است و نه کاری که انجام می‌دهد اهمیت دارد.

در نتیجه این افکار حس باورپذیری‌مان کم می‌شود و سطح خود و توانایی‌هایمان را پایین می‌آوریم. در حالی که اگر هر شخصی وظیفه و مسئولیتی که برعهده می‌گیرد را جدی و مهم تلقی کند، جایگاه اجتماعی‌اش افزایش پیدا می‌کند.

وانمود کنید اعتماد به‌نفس دارید
نحوه صحبت کردن و حرکات بدن یکی دیگر از راه‌هایی است که می‌توان از طریق آن در دیگران تاثیر گذاشت و به اصطلاح کاری کرد که اطرافیان شما را جدی در نظر آورند. تحقیقاتی که در این زمنیه انجام شده نشان داده افرادی که اعتماد به‌نفس بالایی دارند معمولا سرشان را بلند می‌کنند، نگاه چشمی متداوم‌تری با دیگران برقرار و با صدای بلند صحبت می‌کنند. دقیقا حالات این گروه از افراد شبیه ورزشکاری است که گلی را به ثمر رساند.

افزایش اعتماد به نفس,تقویت اعتماد به نفس,خودباوری

حتی نتایج نشان داد با انجام تقلیدی این حرکات هورمون‌های تستوسترون (ترشح این هورمون هنگام قدرت افزایش می‌یابد) و کورتیزول (هنگام استرس افزایش پیدا می‌کند) در بدن انسان با تغییراتی همراه خواهد شد. یعنی تغییرات هورمونی این گروه از افراد که به تقلید یا تظاهر اعتماد به‌نفس می‌پردازند، شبیه کسی بوده که در واقعیت اعتماد به‌نفس بالایی داشته است. بنابراین با به‌کارگیری این تکنیک‌ها یعنی بلند صحبت کردن و با اعتماد به‌نفس رفتار کردن، می‌توانیم حس باورپذیری را در خودمان ایجاد و تقویت کنیم و با این راه‌حل اطرافیان نیز ما را جدی خواهند گرف





تکنیک تجارب مرجع / اپرا وینفری




اپرا وینفری: بزرگ‌ترین کشف در تمام طول تاریخ این است که یک فرد می‌تواند تنها با تغییر نگرش خود تغییر کند. وی در ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی، از مادری نوجوان به دنیا آمد. مادرش ورنیتا لی ۱۸ ساله خدمتکار بود. پدرش ورنن وینفری ۲۰ ساله در ارتش خدمت می‌کرد. تا ۶ سالگی نزد مادربزرگش در روستایی در می‌سی‌سی‌پی زندگی کرد.


با کمک مادربزرگ توانست در کودکی خواندن و نوشتن را بیاموزد او در ۳ سالگی انجیل و سرودهای مذهبی در کلیسا را از حفظ می‌خواند. با وجود زندگی فلاکت باری که داشت توانست دو دوره مدرسه را جهشی طی کند و زمانی که ۱۳ سال داشت کمک هزینه ای گرفت تا در کلاسهای مدارس معتبر سفیدپوستان در حومه شهر شرکت کند. اپرا وینفری امروز تهیه کننده، بازیگر، مجری، خیرخواه و از مشهورترین و مطرح‌ترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان است.او به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم رتبه بندی شده‌است.

تغییر نگرش ,راز موفقیت اپرا وینفری,راز موفق شدن

اپرا فعالیت‌های زیادی در زمینه‌های مختلف انسان دوستانه انجام داده و بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود. او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بوده‌است  و بر اساس برخی ارزیابی‌ها، با نفوذترین زن در جهان محسوب می‌شود. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند.او تا کنون در کارهای فراوانی فعالیت داشته‌است اما مهم‌ترین کار وی برنامه تلویزیونی «اپرا» است. این برنامه بالاترین در نوع خود در تاریخ شناخته شده است که از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ پخش می‌شد.

پس از 4560 شوی تلویزیونی، ملکه شوهای روزانه تلویزیونی، چندی پیش از انبوهی از طرافداران پروپا قرص خود خداحافظی کرد. آخرین حضور وی در تلویزیون به همراه میهمانان غافلگیر کننده‌ای برگزار شده بود، جمعیت کثیری از افراد مشهور، از جمله تام هنکس، جیمی فاکس، ماریا شرایور، و ده‌ها نفر دیگر. درصد بازدیدکنندگان برای آخرین اجرای وی عملاً رکورد شکست، که بیش از 18 میلیون بیننده داشت. شخصیتهای معدودی تا کنون چنین هیاهویی برای خداحافظی‌اشان داشته‌اند که ما را به فکر وا می‌داشتند. چگونه برندی مانند اپرا بسازیم؟
در اینجا چند راهنمایی کلیدی وجود دارد که شما می‌توانید از موفقیتهای بین‌‌المللی اپرا فراگیرید.

1- به سوی طرفدارانتان گام بردارید. همانند هر برند برتر دیگری، اپرا احساس با ارزش بودن را به طرفدارانش انتقال می‌داد.. یک درس خوب در کسب‌وکار این است که یک سورپرایز غیرمنتظره برای مشتریانتان می‌تواند بیشتر مسیر را برای جذب وفاداری آنها هموار سازد.

2- ریسک پذیر باشید و برای جلب توجه تلاش کنید. وینفری در سال 1988 گروهی از نئو نازی‌ها را از کالیفرنیا برای حضور در برنامه‌اش دعوت کرد. اگرچه بعدها وینفری از چنین تصمیم بحث برانگیزی ابراز تأسف کرد، حرکتی که وی را به سمت کانون توجه همگان سوق داد و به ببینندگانش نشان داد که وی از ریسک کردن واهمه‌ای ندارد.

3- داستان شخصی خود را بیان کنید. برخی از شرکتها، خود را در پس پرده ابهام می پوشانند. اما وینفری برندی شفاف با مخاطبان خود بود و از به اشتراك‌گذاشتن بخش‌های لخ زندگی خود با هوادارانش ابایی نداشت. اگرچه همه‌ی کارفرماها نیازی ندارند که داستان زندگی شخصی‌شان را به اشتراک قرار دهند، اما پیام این امر واضح بود: شفافیت بین شما و کسب‌وکارتان نوعی حس اعتماد را به مشتریانتان عرضه می‌کند.

4- افراد مشهور را در کنار خود داشته باشید. در کنار جایزه‌ی اسکار، چند اتفاق، حضور تعدادی از افراد مشهور را در خداحافظی غافلگیر کننده‌ی اپرا رقم زد. بخشی از آن، توانایی اپرا در جذب حمایت افراد مشهور با استفاده از مدل مصاحبه‌های وی در شوهای تلویزیونی‌اش بود. ماریا شرایور در بخش آخر خداحافظی غافلگیر کننده‌ی اپرا گفت: "شما به من عشق، پشتیبانی و حمایت، دانایی و از همه مهمتر صداقت (راستی و درستی) بخشیدید." این جمله شانگر عمق ارادت و علاقه چهره‌های مشهور به اپرا وینفری است.

تغییر نگرش ,راز موفقیت اپرا وینفری,راز موفق شدن

5- تأثیرگذار باشید (به شخص تأثیرگذاری تبدیل شوید.) مجله تایم با کریگ کارسویت، استاد دانشکده مدیریت دانشگاه نورت وسترن، در زمینه‌ی موفقیت اپرا وینفری در بازاریابی مصاحبه‌ای داشت. تأثیرگذاری اپرا تا چه حد بوده است؟  کارسویت پاسخ می‌دهد: "برای مثال، رمان آنا کارنینا 12 هفته قبل از وارد شدن به باشگاه کتابخوانان اپرا به تعداد 11648 عدد به فروش رسیده بود. اما تنها 12 هفته بعد از گنجانده شدن این كتاب در باشگاه اپرا، رمان آنا کارنینا به میزان 643122 عدد به فروش رسید- با افزایش تکان دهنده 5421 درصدی." همین یك آمار نشان‌دهنده میزان اقبال عمومی به برند اپرا وینفری است. اقبالی كه ناشی از قدرت تاثیرگذاری اپرا در میان مخاطبانش است.

7-بدانید که چه زمانی باید کناره گیری کنید. پس از 25 سال اپرا در نهایت چنین نتیجه گرفت که زمان خداحافظی و تمرکز بر روی شبکه‌ی تلویزیونی‌اش OWN فرارسیده است. پیام برای کارفرمایان (کارآفرینان) به اندازه کافی واضح است: از کناره‌گیری در اوج نترسید.






اصلیترین راز موفقیت را بدانید!


در قلب هر پیشرفت و موفقیت دشواری از رسیدن به خط پایان در مسابقه ماراتن تا دستیابی به بالا‌ترین رده شغلی تا رسیدن به تناسب‌اندام و حفظ آن یک فرایند مغزی دخیل است که به آن می‌گویند؛ شهامت.
در قلب هر پیشرفت و موفقیت دشواری از رسیدن به خط پایان در مسابقه ماراتن تا دستیابی به بالا‌ترین رده شغلی تا رسیدن به تناسب‌اندام و حفظ آن یک فرایند مغزی دخیل است که به آن می‌گویند؛ شهامت. ما در اینجا با بررسی تحقیقات مختلف و درج نظر متخصصان به شما می‌گوییم که چطور توانایی خود را برای موفق‌شدن افزایش داده و به هر آنچه در زندگی آرزو دارید، دست یابید. 

یک داستان واقعی

می‌شا بردن ۳۰ ساله، وقتی یک دختر دبیرستانی بود، شناگر خیلی سریعی نبود. هماهنگی دست و پایش هم موقع شناکردن خیلی‌خوب نبود اما او همیشه دلش می‌خواست یک شناگر حرفه‌ای شود. او به‌دلایلی ۲ سال تحصیل در دانشگاه را کنار گذاشت. در همین مدت از لحاظ فیزیکی نیز تناسب‌اندام خود را از دست داده بود. در حال تمرکز تحقیقات روی چیزی است که قبلا به آن توجه زیادی نمی‌شد. در حال حاضر مشخص شده که توان ذهنی تاثیری بسیار مهم روی موفقیت دارد. شهامت آن چیزی است که باعث می‌شود خانمی بعد از به دنیا آوردن ۴ بچه بتواند کمربند مشکی تکواندو بگیرد یا اینکه آقایی ۵۰ ساله با ۴۰ کیلوگرم اضافه وزن بتواند بعد از ۱۵ ماه وزن اضافی را کم کرده و ۲ماه بعد در مسابقات همگانی دوی ماراتن از خط پایان عبور کند البته این به معنی نیست که افراد باهوش لزوما ورزشکاران بهتر و مستعدتری هستند. این افراد توانایی بهتری برای حرکت در این زمینه داشته و می‌توانند برای رسیدن به اهداف بلندمدت، انگیزه بیشتری داشته باشند. 

باوم می‌گوید: «می‌شا‌ بردن نمونه زنده این است که اتفاقات بزرگ زمانی برای شما رخ می‌دهد که رویاهای بزرگ داشته باشید و آن‌ها را دنبال کنید. آتشی درون می‌شا روشن بود که باعث می‌شد او بهترین عملکرد را داشته باشد. او هر روز با همین شرایط زندگی می‌کرد. به این می‌گویند شهامت. وقتی شرایط ناگواری پیش بیاید توانایی قهرمانی از بین می‌رود ولی شهامت خیر.» 

هوش کافی نیست

تا همین اواخر موفقیت برمبنای هوش بالا و استعداد ذاتی سنجیده می‌شد. فرمول آن هم وجود دارد و از قرن ۹۱ میلادی به بعد می‌توان QI را سنجید و به آن نمره داد. بر این مبنا اینشتین و موتزارت ۲ نابغه بی‌بدیل هستند اما بوده‌اند افرادی که با همین ضریب هوشی هرگز نتوانستند موفقیت خاصی به‌دست آورند. تحقیقات پردامنه پروفسور دکتر لوییس ترمن روی کودکان با ضریب هوشی بالا‌تر از حد عادی و بعد بررسی آن‌ها در سنین بزرگسالی نشان داد، تنها تفاوت بین موفق‌ترین و ناکام‌ترین آن‌ها در دستیابی به موفقیت پشتکار و استقامت در رسیدن به هدف بوده است. همچنان تحقیقات علمی نشان می‌دهد هوش به تنهایی برای رسیدن به موفقیت کافی نیست. 

در سال ۲۰۰۲ دکتر آنجلا داکورث، استاد دانشگاه پنسیلوانیا و همکارانش با افراد موفق در زمینه‌های گوناگون مصاحبه کرده و دریافتند همه آن‌ها در یک ویژگی مشترک هستند: شهامت. تعریفش می‌شود: «پشتکار پایدار و شور و شوق برای رسیدن به اهداف بلندمدت.» همین شهامت است که باعث می‌شود در یک کمپ تمرینی وقتی همه روی زمین ولو شده‌اند یک نفر با جدیت کماکان شنا می‌رود. دکتر داکورث می‌گوید: «‌شهامت مستلزم کار جدی و مواجهه با چالش‌های گوناگون و حفظ این روند به‌رغم شکست، بدبیاری و نرسیدن به‌موقع به نتیجه است.» درحالی‌که برخی از مردم وقتی با روزمرگی یا ناامیدی مواجه می‌شوند، تسلیم می‌شوند اما افراد با شهامت همچنان به حرکت ادامه می‌دهند. 

در مقاله‌ای که در سال ۷۰۰۲ در ژورنال شخصیت و روان‌شناسی اجتماعی به چاپ رسید، داکورث یافته‌های خود در زمینه ارزیابی مقدار شهامت و استقامت افراد مختلف را ارائه کرد. او ۹۳۱ دانشجوی دانشگاه پنسیلوانیا را براساس میزان شهامت آن‌ها رده‌بندی کرد و متوجه شد‌ افرادی که در رده بالایی در این فهرست قرار گرفتند در‌‌نهایت موفق شدند‌ بورس‌های تحصیلی بهتر و موقعیت شغلی بالاتری به‌دست آورند. در مطالعه دیگری همین نتیجه درباره دانش‌آموزان دبیرستانی به‌دست آمد. نتیجه اینکه شهامت برای دستیابی به موفقیت مولفه‌ای ضروری است. 

شهامت اکتسابی

درحالی‌که تحقیق در زمینه تاثیر شهامت در موفقیت هنوز ابتدای راه است، می‌توان با قاطعیت گفت شهامت در موفقیت ما در تمام جنبه‌های زندگی اثرگذار است. مثلا در تحقیق دیگری دکتر داکورث متوجه شد، افرادی که ازدواج می‌کنند، نسبت به افرادی که ازدواج نمی‌کنند شهامت بیشتری دارند و احتمال موفقیت آن‌ها در زندگی بیشتر است. داستان این است که ازدواج برخلاف مثلا شرکت در مسابقه دو ماراتن، جنبه‌های بسیار زیادتری دارد و مقابله با تلخکامی و فراز و نشیب آن اراده و شهامت بالایی را می‌طلبد. برخی از ما شهامت و پایمردی را به ارث برده‌ایم اما دیگران باید آن را در خود ایجاد کنند. دکتر داکورث می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد شهامت در برخی از افراد ذاتی و نهادینه است اما خوشبختانه می‌توان آن را هم ایجاد کرد.» بنابراین اگر شما ذاتا آدم تنبلی هستید، برای اینکه آدم باشهامت و فعالی باشید هنوز دیر نشده است. دکتر دین کیث، استاد روان‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید‌: «ابتدا باید یک هدف بلندمدت برای خودتان تعریف کنید که می‌دانید برای رسیدن به آن حاضر هستید سخت کار کنید حتی اگر به قیمت جنگیدن برای غلبه بر موانع باشد. هدفتان باید خاص باشد. مثلا اینکه من می‌خواهم امسال یک کتاب بنویسم نه اینکه هدفم صرفا نوشتن باشد. بعد معلوم کنید که دقیقا چطور می‌خواهید به این هدف برسید. رسیدن به هدف به‌واسطه تمرین و تلاش به‌دست می‌آید.» 


تصویر‌سازی‌ موفقیت

تصویر‌سازی‌ موفقیت، راه بسیار رایجی برای تقویت اراده، شور و شوق است. مثلا تصور خودتان درحالی‌که مدرک فارغ‌التحصیلی خود را دریافت کرده‌اید یا در دفتر کار خصوصی خودتان نشسته‌اید یا از خط پایان عبور کرده‌اید، هدف نهایی را برای‌ شما واقعی‌تر، قابل دسترس‌تر و زیبا‌تر می‌سازد و کمک می‌کند تا اراده شما برای ادامه‌دادن و کنارنکشیدن تقویت شود. البته اگر هدف قهرمانی یا موفقیت ورزشی باشد، تحمل فشارهای فیزیکی می‌تواند هر کسی را از ادامه مسیر منصرف کند. باوم پیشنهاد می‌کند دائم با خودتان تکرار کنید، درد موقتی است اما موفقیت دائمی. او می‌گوید: «درد فقط یک حس است مثل گرما یا سرما. هرچه بیشتر خود را تحت فشار بگذارید، بیشتر می‌توانید آن را تحمل کنید. همیشه به‌خودم می‌گویم پاهای من مثل پیستون است و ریه‌هایم مثل دمنده کوره آهنگری؛ این جمله به من امکان تمرکز روی مکانیک حرکت را می‌دهد و حواسم را از درد پرت می‌کند.» 

شور زندگی

دکتر دین کیث می‌گوید: «شما برای اینکه صبح زود از خواب بیدار شده و سرکار بروید، نیاز به شور و شوق دارید که خود عامل مهم برای رسیدن به هدف محسوب می‌شود. یعنی شما کاری را انجام می‌دهید که می‌دانید به‌رغم سخت‌بودن شما را به هدف می‌رساند. به همین دلیل است که برخی از افراد می‌توانند بعد از زمین‌خوردن دوباره از جای خود بلند شوند. این میل برای تداوم در حرکت به‌سوی هدف ضروری است.» اینکه شما بخواهید در مسابقات ۳‌گانه برنده شوید یا اینکه بتوانید در عرض ۶ ماه یک زبان خارجی یاد بگیرید یا هر هدف دیگری، باید واقعا به هدف خود اهمیت دهید تا بتوانید شهامت واقعی را درون خود ایجاد کنید. وقتی درحال دویدن در مسابقه ماراتون هستید و دیگر نمی‌توانید حتی یک قدم بردارید، چیزی که شما را به پیش می‌برد دیگر نیروی عضلانی نیست بلکه فقط و فقط اراده و شور رسیدن به خط پایان است که اندام‌های شما را وادار به حرکت می‌کند. در واقع تصور رسیدن به هدف نهایی‌‌ همان حس موفقیت را در شما ایجاد می‌کند. 

کمال‌گرایی

برای اینکه بتوانید از ابتدا محکم حرکت کنید، باید کمال‌گرا باشید. می‌شا بردن هر روز به‌خودش می‌گفت این مسابقه را می‌برم. دکتر داکورث می‌گوید: «‌شما برای اینکه شهامت داشته باشید، باید کمال‌گرا باشید. باید باور کنید هر چقدر به شما فشار بیاید، هر چقدر در شرایط دشوار قرار بگیرید و هر چقدر که مجبور باشید در شرایط ناخوشایند فعالیت کنید، می‌توانید برنده شوید.» در واقع دکتر داکورث متوجه شد، افراد کمال‌گرا شهامت بیشتری دارند. او می‌گوید: «شهامت یعنی؛‌‌ رها نکردن هدف و بسیاری از مردم در بسیاری مواقع درست و حسابی به هدف خود نمی‌چسبند چون توضیحاتی بدبینانه‌ای برای اتفاقات منفی دارند.» به عبارت دیگر یک فرد کمال‌گرا اگر در باشگاه نتواند برنامه تمرینی‌اش را به‌طور کامل اجرا کند می‌گوید: «چون شب خوب نخوابیدم الان نمی‌توانم درست ورزش کنم. فردا حتما بهتر خواهد شد.» ولی یک فرد بدبین می‌گوید: «حالم از این وضعیت بهم می‌خورد، دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم. دیگر نمی‌خواهم ریخت باشگاه را ببینم.» دکتر دین کیث می‌گوید: «می‌توانید خود را طوری تعلیم دهید که اتفاق‌ها را به‌صورتی مثبت‌تر ببینید. این چالشی در باورهای شماست. به‌جای اینکه فکر کنید همیشه همه‌چیز خراب می‌شود، یاد زمانی بیفتید که کار‌ها خوب پیش رفت و فکر کنید شما چه‌کار کردید که این اتفاق افتاد.» ثبت موفقیت‌ها به‌صورت منظم به شما کمک می‌کند تا مثبت فکر کنید. داکورث می‌گوید: «وقتی پسرفت می‌کنید، آن‌وقت می‌توانید با رجوع به همین اطلاعات به‌خودتان یادآوری کنید که توانایی پشت‌سر گذاشتن این مرحله سخت را دارید.» این کار شما را از زیر سوال بردن هدفتان منع می‌کند. داکورث می‌گوید: «اگر من زمانی که مقاله‌هایم رد می‌شد می‌نشستم و فکر می‌کردم، آیا اصلا من باید استاد دانشگاه بشوم؟ احساسات من هدف مرا زیر سوال می‌بردند.» البته منظور این نیست که نباید هدف خود را مورد ارزیابی مجدد قرار دهید بلکه بررسی هدف با این مبنا که آیا بهتر است آن را کنار بگذارم؟ نباید در دستور کارتان باشد. یک راه‌حل خوب می‌تواند این باشد: هر ۳ ماه یک‌بار در یک روز خاص ۱۰ دقیقه بنشینید و مسیری را که در ۳ ماه گذشته طی کرده‌اید، نقد کنید اما یادتان باشد روزهای دیگر نباید خودتان را مورد سوال قرار دهید.




10 راه برای تغییر طرز تفکر و دگرگون کردن زندگی

نگرش ما به زندگی یعنی همه چیز! چند روز پیش تبلیغی درمورد افسردگی در تلویزیون دیدم که افراد را به "تغییر طرز تفکر" تشویق می کرد. واقعاً آفرین به همچنین تبلیغاتی که هوشیاری ایجاد میکند. برای دست یافتن به قانون جاذبه در زندگی—یعنی جذب کردن بیشتر چیزهایی که در زندگی می خواهیم به سمت خود، و تبدیل منفی ها به مثبت—باید طرز تفکرمان را تغییر دهید و یک نگرش جدید به زندگی پیدا کنیم.

سالها پیش مربی اخلاقم درمورد تغییر دیدگاه به روشی بسیار ساده صحبت می کرد. از طریق تصاویر و احساسات. او به من نشان داد که چطور حرکت دادن یک پا به سمت راست یا چپ یا جلو و عقب، دیدگاه شما را نسبت به صحنه ای که مقابلتان قرار دارد تغییر می دهد. وقتی از زاویه ای متفاوت به دنیا و آدم ها درون آن نگاه می کنید، آن را متفاوت خواهید دید و متفاوت درمورد آن فکر خواهید کرد. تغییر دیدگاه، تغییر زاویه دیدی که با آن به خودتان و دنیایتان نگاه می کنید، در چیزهایی که می بینید و واکنشی که به آنها می دهید، تاثیر می گذارد.

من  خیلی از مراجعینم را در این چند سال به تغییر طرز تفکر و دیدگاهشان تشویق کرده ام و خیلی از آنها موفق شدند با این روش به چیزهایی که در زندگی می خواستند—پول بیشتر، خرید یک ماشین نو، عشق و ...—برسند. به همین خاطر تصمیم گرفتم این 10 نکته برای تغییر رویکرد به زندگی را به چاپ برسانم. 

1. یک مسیر جدید انتخاب کنید. به دنبال یک راه جدید برای رسیدن به مقصدتان باشید. برای رفتن سر کار چه پیاده از پارک رد می شوید یا با اتوبوس می روید، سعی کنید یک مسیر جدید برای خود انتخاب کنید که به شما ایده ها و بینش تازه ای نسبت به محیطتان بدهد.

2. نقش دیگران را بازی کنید. برای لحظه ای هم که شده افکار و نظرات خود را کنار بگذارید و با چشمان یک نفر دیگر به یک موقعیت یکسان نگاه کنید. سعی کنید همان چیزی که آنها می بینند و حس می کنند را ببینید و حس کنید. مهم نیست که در حال دعوا کردن، نگاه کردن به یک مشکل یا سوال باشید، از دیدگاه یک فرد دیگر مطمئناً به درک بیشتری دست خواهید یافت.

3. افکار و قضاوت های غیردوستانه و باورهای محدود کننده خود را بشناسید—"من خیلی چاقم"، "من نمی تونم..."، "اون خیلی خوشگله و من اصلاً به نظرش نمیام"، "اون دمدمی مزاجه"، و ...—این الگوهای فکری منفی را تغییر داده و به مثبت تبدیل کنید: "من هر روز و هر روز خوشگلتر میشم."، "من می تونم...خواستن توانستن است"، "اون خیلی دوست داشتنی است، دلم می خواد باهاش آشنا بشم"، "آدم جالبی به نظر می رسه" و ... شگفت انگیز است که چطور تغییر افکار منفی به مثبت باعث می شود مثبت های بیشتری را در زندگی به سمت خود جذب کنید. 

4. چیزهای کهنه را از بین ببرید. با یک خانه تکانی درست و حسابی منزل، جا برای انرژی و ایده های جدید باز کنید. خانه تکانی فضاهای فیزیکی به ما کمک می کند خانه تکانی فکر و دلمان را هم شروع کنیم. درست همانطور که گاهی خودمان را زیر اشیاء کهنه و قدیمی که دیگر هیچ نیازی به آنها نداریم دفن می کنیم، ممکن است روحمان را هم زیر افکار و احساسات کهنه و به درد نخور دفن کنیم. 

5. برنامه روزانه زندگیتان را تغییر دهید. اولویت هایتان را ارزیابی کنید، ببینید چه چیزهای بیشترین اهمیت را در زندگیتان دارند، و بعد برنامه روزانه تان را برای تمرکز بیشتر روی اولویت هایتان تغییر دهید. مثلاً یکی از مراجعین من که خانمی مطلقه و صاحب سه فرزند است که برای  نگهداری از آنها مجبور است سخت کار کند. او مادری بسیار دوست داشتنی با مهارت ها عالی و یک شغل بسیار خوب است که می تواند آنرا به راحتی در منزل انجام دهد. اما بعضی وقت ها من متعجب میشوم که چطور خود را درگیر کارهایی می کند که نه به پول در آوردن کمک میکند و نه هیچ ارتباطی به مراقبت او ازفرزندانش دارد. این زن اگر اولویت های زندگی خود را ارزیابی کند و برنامه روزانهاش را برطبق مسائل مهم زندگی اش—خانواده و درآمد کاری—قرار دهد، مطمئناً خیلی بیشتر می تواند در جهت اهدافش پیش رود. دانستن اولویت های زندگیتان به شما کمک می کند طرز تفکرتان نسبت به استفاده از منابعتان، مثل زمان، تغییر کند.

6. به زبانتان دقت کنید. کلماتی که استفاده می کنید، نحوه بیان افکار و احساساتتان را تغییر دهید و آنوقت خواهید دید که انرژی پیرامونتان تغییر می کند. اگر من از یک جمله منفی مثل "تو نمیتونی اینکار را انجام بدی چو خطر داره" استفاده کنم، این احتمال وجود دارد که فرد با من لج کرده و برای ثابت کردن بی خطر بودن آن کار به من، به انجام آن مبادرت ورزد. اما اگر به جای آن جمله از جمله "چطوری می خواهی خطرات اینکار را از بین ببری چون یک کم خطرناک به نظر میاد"  استفاده کنم، فرد خیلی بیشتر در مورد آن فکر خواهد کرد و بیفکرانه آن را انجام نمی دهد. زبان ابزار بسیار نیرومندی در تغییر نحوه فکر کردن ما و همچنین واکنش دیگران به ماست.

7. انتخاب کنید که شاد باشید. خودتان منبع شادی خودتان باشید و از دیگرن انتظار نداشته باشید که خوشحالتان کنند. افراد شاد و خوشبخت افراد شاد و موقعیت های شاد بیشتری را به سمت خود جذب می کنند. برای اینکه هر لحظه در زندگی شاد باشید باید به چیزهای مثبت و خوب زندگی و کارتان تمرکز کنید و منفی های آن را کنار بگذارید. برای بو کردن گلها وقت بگذارید و اجازه ندهید که ناامیدیها در شما رخنه کند و انرژی شما را از بین ببرد.

8. مرتب دعا و مناجات کنید. با عبادت و مناجات از خدای خود تشکر و قدردانی کنید و خواسته های خود را از او طلب کنید. با تعمق به افکار و ایده های جدید دست پیدا کنید. عبادت و اندیشه کردن از مهمترین مسائل زندگی هستند چون ما را به خدا و به روحمان پیوند می دهند. و از طریق این ارتباطات می توانید به افکار بازتر و تازه تر دست پیدا کنیم.

9. ساده کنید. به دنبال واضح و ساده کردن همه چیز باشید. یکی از مراجعین خیلی باهوش من مرتب در حالت آشفته به من زنگ می زند و میگوید که نمی داند برای فلان مسئله سخت و پیچیده ای که در زندگی اش افتاده چطور تصمیم بگیرد و چه بکند. اولین کاری که از او می خواهم بکند این است که اول ببیند کدامیک از مسائل واقعاً به این قضیه مربوط است، و بعد همه چیز را خیلی "ساده" برای من توضیح دهد. طی چند دقیقه خودش می بیند که خیلی چیزها که به نظرش به این قضیه مربوط بود اصلاً هیچ ارتباطی ندارد و کاملاً بی ربط است و می تواند راحت آنها را حذف کند. آنوقت است که می تواند خیلی راحت تر تصمیم بگیرد. ساده کردن، چه در طریقه زندگی کردنمان باشد چه در نحوه آنالیز کردن یک مشکل، دیدگاه ما را تغییر می دهد و همه چیز را روشن تر می کند.

10. لبخند بزنید. لبخند زدن تاثیر فیزیکی بر مغز دارد و البته بر نحوه فکر کردنمان. یک شب که خیلی از یک مشکل خانودگی که برایم پیش آمده بود نگران و آشفته بودم به روانشناسم زنگ زدم. او چند دقیقه به حرف های من گوش داد و بعد حرفم را قطع کرد و گفت، "لبخند بزن، لبخند بزن و لبند بزن، چه الان حس آن را داشته باشی یا نداشته باشی". بعد درمورد تاثیرات فیزیکی لبخند زدن برایم صحبت کرد و اینکه چطور روحیهر ا تقویت می کند و هورمون های شادی بخش در بدن تولید می کند و همه اینها دیدگاه ما را درمورد مشکلمان تغییر می دهد. من امتحانش کردم. درست مثل دیوانه ها همیشه لبخند می زدم، موقع شستم ظرفها، تایپ کردن پشت کامپیوتر، صحبت کردن با دوستانم، و .... و واقعاً موثر بود. مشکلات خانوادگی خودشان رفته رفته حل شدند. لبخند زدن موقع حرف زدن پشت تلفن به فرد آنطرف خط منتقل می شود، لبخند زدن حین کار باعث میشود لذت بیشتری از انجام آنکار ببرید و همه اینها در دیدگاه شما نسبت بھ خودتان و دنیای اطرافتان تغییر ایجاد میکند. 

برای ایجاد تغیر در نحوه فکر کردنمان، باید به خودمان و دنیای اطرافمان از یک زاویه دیگر نگاه کنیم و دیدگاهمان را تغییر دهیم. به جای اینکه در پاسخ به یک سوال همان مسیر قدیمی را برای رسیدن به نتیجه انتخاب کنید، از یک زاویه جدید به آن سوال نگاه کنید و از یک راه دیگر به نتیجه برسید. اینها راه های خوبی برای کمک به تغییر دیدگاهتان در زندگی بود. هر بار که یک راه تازه را برای رسیدن سر کار انتخاب می کنید، به مغزتان هم آموزش می دهید که یک راه جدید برای حل یک مشکل انتخاب کند. و وقتی فکرتان را تغییر دادید، دنیایتان تغییر خواهد کرد.


ادامه مطلب



تکنیک تفکر/ گفتمان ، کتاب قوز فکری

جملات زیبا و الهام بخش


ادامه مطلب



موفقیت / تکنیک تجارب مرجع

شاید بارها و بارها انسان‌های موفقی را در زندگی خود دیده باشید و از ته دل آرزو داشته‌اید شما هم مثل این انسان‌های موفق زندگی كنید و به آرزوهای خود دست یابید.
در این راه اولین قدم این است كه نتیجه‌ی دلخواه را بدانید یعنی دقیقاً مشخص كنید كه چه می‌خواهید، قدم دوم انجام عمل است وگرنه خواست شما به صورت رؤیای شخصی باقی خواهد ماند و قدم سوم یافتن راهی برای كنترل افكار و بررسی نتایج اقدامات خود و اینكه بدانیم كارمان، ما را به هدف نزدیك یا از آن دور می‌كند و سپس قدم چهارم یعنی ایجاد نرمش برای تغییر رفتار و مقاومت در برابر پاسخ‌های منفی برای رسیدن به هدف می‌باشد. 
هفت خصلتی كه می‌تواند موقعیت هر كس را تضمین كند از این قرار است:
۱) عشق: 
این عشق است كه سبب می‌شود افراد تا دیر وقت بیدار مانده و صبح خیلی زود، برخیزند. عشق، به زندگی نیرو و معنی می‌دهد.
۲) ایمان: 
راهی برای استحكام اعتقادات
۳) برنامه‌‌ریزی: 
راهی برای سازمان دادن منابع
۴) مشخص بودن ارزش‌ها: 
درك ارزش‌ها یكی از حساسترین كلیدهای نیل به ترقی است.
۵) انرژی: 
موقعیت‌های بزرگ را نمی‌توان از انرژی جسمی جدا كرد.
۶) جلب دوستی: 
ایجاد رابطه‌ای بهینه با دیگران
۷) تسلط به فن ارتباط: 
كسانی كه زندگی و فرهنگ ما را شكل می‌دهند به فن ارتباط با دیگران مسلط هستند.
یك بار از «پانكرهانت» میلیار‌د‌ر صاحب نفت تگزاس خواستند تا راز موفقیت را برای مردم باز‌گو كند. او گفت: موفقیت امر ساده‌ای است اول تصمیم‌ بگیرید كه دقیقاً چه می‌خواهید آنگاه تصمیم‌ بگیرید كه در صورت رسیدن به آرزوهای خود بهای آن را بپردازید و سپس آن بها را پرداخت كنید چراكه اگر قدم دوم را بر ندارید، در دراز مدت هرگز به خواسته خود نخواهید رسید. 
دست زدن به عمل راه‌های فراوانی دارد بیشترین راه‌ها تا حدود زیادی بر اساس آزمایش و خطا است كه عیب آن، وقت‌گیری است. پس بهتر است برای سرعت بخشی در امور مدل‌سازی كنیم و این را مطمئن باشیم كه در زندگی چیز با‌مزه‌ای هست اگر چیزهای متوسط را نپذیریم اغلب اوقات بهترین‌ها نصیبمان خواهد شد.


ادامه مطلب






  • تعداد صفحات :26
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...