با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




اتاق فکر

سایت تخصصی اتاق فکر

برای دریافت صوتهای آموزشی به شبکه تلگرام به آدرس زیر بپیوندید.

fekrema@

یا به این شماره پیامک بزنید: 09129400135

تلفن دفتر:88707284

برای خرید  از دکمه فروشگاه بالای  صفحه استفاده کنید.


 علاوه بر این سایت، سایت  ابرموفق حاوی مطالب  کاربردی استاد  راهداری به آدرس 

 زیر است در سایت  به بخش  نقشه آموزشی سایت بروید.

http://abarmovafagh.com



جلد کتاب اتاق فکر در 10 گام


کتاب  قوز فکری اثر دیگری از  مهندس راهداری مولف کتاب  اتاق فکر در 10 گام  در ابان ماه سال 1393 منتشر شد این کتاب  در حوزه تفکر فردی بوده و دارای تکنیکهای فراوان برای  ایجاد موفقیت فردی از طریق تفکر است.

کتاب قوز فکری به چاب چهارم رسید.




کتاب قوز مالی ازپول کودن تا پول هوشمند منتشر شد

کتابی متفاوت  درباره  پول





کتاب  سلاخی نخبگان

 دردوره قاجار و پهلوی 

از دستگیری ممدریش تا دستگیری باربی

به قلم استاد راهداری منتشرشد.






«شما در این سایت می­توانید از آخرین اطلاعات و آموزش­ها

 درحوزه اتاق فکر  مطلع شوید» 

   


در این سایت هر هفته مطالب جدیدی در باره اتاق فکر گذاشته می شود.

 محصولات  جدید:

                                     


دانلودها 

   دانلود  پاورپوینت  کلاس  آموزش تفکر فرمت pptx

  2- کلیک کنید برا ی دریافت  پاورپونت فرمت pdf

     3- کلیک کنید برا ی دریافت  فهرست دورههای طراحی شده مهارت اندیشه واتاق فکر. فرمت pdf جدید

  4- برنامه آموزش مهارت تفکر شامل: انضباط فکری و ابرهوش و...  در نیمه دوم سال 1393

  5  -برای دانلود رایگان فهرست و بخشی از کتاب قوز فکری  کلیک کنید.*************جدید****************

6-  فهرست محصولات  جدید 95

تعداد صفحه

نام  کتاب

قیمت

چاپ

سایت

پیامک

655

اتاق فکر

چهل و پنج هزار تومان 

هفتم 

09129400135

02188707284

www.Fekrema.ir

100030900




  نام  کتاب
 قیمت
  توضیحات
 تعداد صفحات
 قوز فکری دو جلد / چاپ دوم
 35 هزارتومان
 تفکر کاربردی
 684




                      








2 اصل اساسی برای رسیدن به موفقیت مالی در سال جدید/ تفکر


2 اصل اساسی برای رسیدن به موفقیت مالی در سال جدید
هر فرد موفق و ثروتمندی در نتیجه نگه داشتن طولانی مدت اندیشه ثروت و موفقیت در ذهن خود، به چنین نتیجه ای دست یافته است.


دو اصل مهم برای دستیابی به موفقیت مالی وجود دارد. 
اولین اصل، همان است كه ما آن را قانون جذب می نامیم. این قانون می گوید كه شما همانند یك آهن ربای دائمی هستید.
بر اساس این اصل، افكار شما، میدان قدرتمندی از انرژی ایجاد می كند كه به اطرافتان تشعشع كرده و رویدادها و افرادی متناسب با خود را به زندگی تان جذب می نماید.
هر فكر آمیخته با احساس شما چه مثبت و چه منفی از شما تابیده شده و مردم، شرایط، افكار و فرصت هایی سازگار با خود را برایتان فراهم می آورد.

چگونه موفقیتی را كه آرزومند و شایسته اش هستید، جذب كنید ?  
بسیاری از مردم، معتقدند كه این، مهمترین اصل همه قوانین ذهنی است.
این اصل بیان می كند كه اگر شما تصوری شفاف از هدف بسیار ارزشمندتان را كه همان ثروتمند شدن است در ذهن داشته باشید و بتوانید این خواسته را به طور پیوسته در روحیه خود حفظ كنید، در نتیجه منابع مورد نیاز برای دستیابی به این هدف را به زندگی تان جلب خواهید كرد.
هر فرد موفق و ثروتمندی در نتیجه نگه داشتن طولانی مدت اندیشه ثروت و موفقیت در ذهن خود، به چنین نتیجه ای دست یافته است.

دنیای شما، آینه افكار شماست : 
دومین اصل، قانون « تناسب و تناظر » است. این قانون ذهنی، بسیار قدرتمند بوده و می گوید: « هر آنچه در درون مان می گذرد، در اطراف مان متجلی می شود. »
بر اساس این اصل، دنیای بیرونی شما، همانند آینه ای، آنچه را كه در دنیای درونتان می گذرد به شما نشان می دهد. هر آنچه در اطرافتان اتفاق می افتد، مشابه احوالات درونی شماست.

وقتی می گوییم دنیای بیرونی شما، دنیای درونی تان را منعكس می كند، منظورمان در هر دو سطح خودآگاه و ناخودآگاه است. اگر باور داشته باشید كه توانایی دستیابی به اهدافتان را دارا هستید و تصوری از اهدافتان را در طولانی مدت و صبورانه در ذهن نگه دارید، سرانجام دنیای اطرافتان مشابه رویای شما خواهد شد.

_ اصل تشابه را در سه موقعیت می توان به طور كامل مشاهده كرد : 
اول از همه، افراد دور و بر شما، دقیقاً طرز برخوردی مشابه رفتار شما دارند. شما همیشه انعكاس روحیه خود را در رفتار و صورت كسانی كه با آنها سر و كار دارید، می بینید. اگر شما حالتی مثبت و خوش بینانه داشته باشید، مردم تقریباً بلافاصله حتی قبل از این كه بتوانید كلامی بگویید با روی خوش و حمایت كننده به شما واكنش نشان خواهند داد.

دومین قلمرویی كه اصل تناظر در آن آشكار است، ارتباطات شماست. ارتباطات شما، همیشه دقیقاً آینه تمام نمای شخصیت شماست. زمانی كه شاد، خوشبین و آرام هستید، روابطتان نیز شادتر، دوست داشتنی تر و هماهنگ تر خواهد بود ولی هنگامی كه به هر دلیلی، اندیشه ای آشفته و منفی دارید چه آگاهانه و چه ناخودآگاه این روحیه و حالات، فوراً و مستقیماً بر روی ارتباطات شما تأثیر می گذارد.

سومین شرایطی كه این اصل كاملاً بر آن مسلط است، ثروت و دارایی شماست. دارایی و ثروت زندگی تان، بازتابی از آمادگی دنیای درونی شما برای چنین دستاوردی است.

تنها بخشی از این معادله كه می توانید بر آن مسلط باشید، هشیاری و افكار آگاهانه شماست و اگر بتوانید هشیاری خود را بر روی آنچه كه مشتاقش هستید یعنی دارندگی و ... قفل كنید، چنین نتیجه ای در دنیای اطرافتان متجلی خواهد شد.





تلاش و ارزو

آیا شما جزء آن دسته از افرادی هستید که آرزوهای دور و دراز دارید اما در رسیدن به آن‌ها مسیری بس طولانی را تصور می‌کنید؟

همۀ ما انسان‌ها برای رسیدن به آرزوهای خود زندگی می‌کنیم. شب با تصور خواسته‌ها و آرزوهای خود به خواب می‌رویم و صبح به امید تحقق آرزوها از جا برمی‌خیزیم.

هیچ انسانی را نمی‌یابید که آرزوهایی را در دل نداشته باشد و برای رسیدن به آن‌ها تلاش نکند.

آ‌ن‌قدر هدف و آرزو در زندگی اهمیت دارد که اگر روزی آدمی را از رسیدن به آن‌ها منع یا ناامید کنند، شاید دیگر زنده نماند. در هیچ برهه‌‌ای از زمان هم، آرزوهای بشر تمامی ندارد. بعضی از ما در زمان‌هایی چنین تصور می‌کنیم که اگر به فلان خواسته‌مان برسیم، رضایت ما از زندگی دو چندان شده و هیچ خواستۀ دیگری نخواهیم داشت. اما بعد از تحقق این آرزو، متوجه عدم سیرابی خود شده و می‌فهمیم که در دل‌مان هزاران آرزوی نهفتۀ دیگری است، که ای‌کاش‌های فراوانی را برای آن‌ها سر داده‌ایم.

در تعریف آرزو می‌توان چنین گفت: خواسته‌ای مبهم که برای رسیدن به آن، هیچ‌گونه تفکر صحیح و سازنده‌ای، درکار نیست.

در تعریف هدف چنین می‌توان گفت: یک نوع خواسته یا آرزوی واقعی که انسان برای نیل به آن، با برنامه‌ریزی اصولی در حرکت است و البته تردیدی نیست که هر انسان هدف‌مندی باید برای رسیدن به هدف از پشتوانۀ محکم و کار آمد به نام تفکر بهره ببرد.

از تعاریف که بگذریم این مسئله قابل درک است که ما همواره سعی می‌کنیم با برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری به آرزوهایی که مدنظرمان است برسیم. دراصل آن‌ها را روزی به هدف تبدیل کنیم و نگذاریم که آرزوهای‌مان تنها درحد یک خواسته و تصور دست نیافتنی بماند. در این مطلب می‌خواهیم شما را در مسیری هدایت کنیم که از تبدیل هدف به آرزو جلوگیری نموده و در حقیقت، آرزو را به هدف مبدل کند. برای این کار در ابتدا باید از خود سؤال کنید که شما با شما با داشتن چه مواردی در زندگی احساس خوشبختی می‌کنید؟ اصلاً خوشبختی برای‌تان چه معنایی دارد؟

"واقعیت آن است که افراد، معمولاً خوشبختی‌های خود را نمی‌شناسند و خوشبختی دیگران همیشه در دیدگان‌شان مجسم است. "(پیردانی نوس)

"خوشبختی در این است که شخص بداند که چه می‌خواهد و آن‌چه آرزو دارد را مشتاقانه بخواهد. "(کلیسین ماریسو)

شخصی که با اشتیاق به سوی هدف و آرزوی خود گام برمی‌دارد، از لذت خاصی بهره می‌برد. ما باید برای خوشبخت زیستن موقعیت‌های مناسب ایجاد کنیم نه این‌که در انتظار آن باشیم. یادتان باشد ما زمان زیادی نداریم و فاصلۀ زندگی ما به اندازۀ یک چشم برهم زدن است. پس بیاید آرزوهای خود را به اهداف‌مان تبدل کنیم تا احساس خوشبختی بیشتری نماییم. برای این کار موارد زیر توصیه می شود:

1- برای تشخیص دقیق و راحت‌تر اهداف و آرزوهای خود، به مدت 4 شبانه روز به لیست خواسته‌های قلبی و آن‌چه از آن احساس خوشبختی می‌کنید، فکر کنید. لیستی از آن‌ها را تهیه کنید و حداکثر 4 مورد مهم آنها را با دید منطقی انتخاب نمایید.

2-چنان‌چه در انتخاب یک هدف نسبت به هدف دیگر مردد بودید، هدفی را انتخاب کنید که نسبت به آن اشتیاق بیشتری داشته و از اولویت زمانی بیشتری برای رسیدن به آن برخوردار است.

3-دلائل اولویت بندی انتخاب خود را در جهت مثبت بیاورید. برای مثال: اگر استقلال مالی پیدا کنم، بسیاری از نیازهایم راحت‌تر بر‌طرف شده و اعتماد به نفسم بالا می‌رود.

4- دلائل خود را با استفاده از ارزش‌ها تنظیم کنید. دراصل دست ارزش‌ها را در دست اهداف بگذارید.

5- تهیه دلایل موجود برای هدف، منطق‌پذیری هدف را افزایش می‌دهد.

6- حال اهداف و دلائل انتخاب آنها را نوشته و تا 40 روز، روزی یک‌بار پس از بیداری آن را بخوانید. پیشنهاد می‌کنیم آن را بر دیوار اتاق در مقابل مکانی که در آن استراحت می‌کنید نصب نمایید.

7- هدف خود را به صورت یک کلید واژه یا کد، در تقویم خود هر 15 روز یک‌بار یادداشت کنید. 

8- برای هدف خود تاریخ و دامنه زمانی مشخص کنید. 

9- در طی زمان هدف گذاری، جملات تأکیدی مثبت و انرژی‌آوری را یادداشت و هر روز با اعتقاد بر زبان آورید.

10- هر شب پیش از به خواب رفتن، عضلات خود را شل کرده و خود را در حال تلاش برای رسیدن به هدف، یا در حالی‌که به هدف رسیده‌اید و یا در زمانی که به هدف رسیده‌اید و از آن بهره می‌برید، تصور و تجسم کنید. فراموش نکنید که هر هدف به تصویر و کلام نیاز دارد.





رازهای موفقیت از زبان الیور کان

رازهای موفقیت در کار و زندگی از زبان الیور کان

 


راز های موفقیت در کار و زندگی از زبان الیور کان

اولیور کان در کتاب خود «تو می توانی! چگونه آنچه را که می خواهی انجام می دهی» توضیح می دهد که آدمی به چه چیزهایی نیاز دارد تا علیرغم همه سختی هایی که به آنها فکر نمی کرده بازنده نشود و به هدف خود برسد.

اولیور کان به طور مطلق دروازه بان شماره یک بوده است. او سه بار به عنوان بهترین دروازه بان جهان و پنج بار به عنوان بهترین دروازه بان بوندس لیگا انتخاب شد. نمایش های او در هر بازی که آنچنان سریع به نظر می رسید، در واقع نتیجه تلاش سخت، پشتکار و انضباط بود.

نکات موفقیت او را بخوانید تا خودتان نیز به اهداف زندگی تان جامه عمل بپوشانید. اولیور کان در کتاب خود «تو می توانی! چگونه آنچه را که می خواهی انجام می دهی» توضیح می دهد که آدمی به چه چیزهایی نیاز دارد تا علیرغم همه سختی هایی که به آنها فکر نمی کرده بازنده نشود و به هدف خود برسد.

اصل اولیور کان: هدفی را مشخص کنید. دوستانی را بیابید که مثل یک تیم فوتبال بتوانید به آنها اعتماد کنید و اما مهمتر از همه، از شکست های خود درس بگیرید! شکست ها همواره متعلق به زندگی هستند اما مهم این است که آدمی با آنها کنار بیاید و به وسیله آنها به هدف هایی که در زندگی دارد برسد. یازده نکته موفقیت الیور کان را بخوانید:

راه های موفقیت از زبان الیور کان

1- هر کسی به همان رویایی دست می یابد که با خودش متناسب است
فکر کنید در زندگی چه می خواهید و باید به کجا برسید. تصویری منحصر به فرد از آینده روشن خود داشته باشید. وقتی بینش شخصی خود را که همانند یک افق است یافتید، می توانید به سمت آن حرکت کنید. در نتیجه ماندن در مسیر درست آسان تر خواهد شد.

2- هدف را مشخص کرده و مرحله مرحله تقسیم بندی کنید
رویای خود را به مراحل مختلف تجزیه کنید تا آسانتر بتوانید بر مسیر مسلط شوید. بدین ترتیب همواره می دانید هدف بعدی که باید آن را نشانه بگیرید کدام است.

نکته: هدف نباید به آسانی قابل دستیابی باشد اما غیرممکن هم نباید باشد، فقط باید تا زمانی که به آن رویای مشخص دست می یابید، انگیزه را بالا نگه دارید.

3- چرا برداشتن گام اول اینقدر اهمیت دارد
اولین قدم اغلب به اندازه بزرگترین پیروزی ارزش دارد اما فقط به این ترتیب است که می توانید به هدفتان دست پیدا کنید. اغلب ترس از خطر یا ناشناخته ها ما را فلج می کند اما هر ترسی، زمانی که به آن دقیق تر نگاه می کنید، چهره وحشتناک خود را از دست می دهد و برداشتن اولین قدم، موجب آزاد شدن انرژی خارق العاده ای می شود.

4- انگیزه داشته باشد تا به هدف های معین دست پیدا کنید
برای رسیدن به یک هدف، اول انگیزه و بعد توجه کامل به هدف مهم است. انگیزه ای که از درون برمی آید، شور و شوق برای هر چیزی است. انگیزه های بیرونی، ارج نهادن دیگران است به کاری که شما انجام می دهید. هر دو اهمیت دارند و در راه رسیدن به هدف کمک می کنند.

5- گام های اصلاحی بردارید بدون آنکه توقع داشته باشید
در راه رسیدن به هدف، لازم است آنالیز مستمری از توانایی های گذشته و هر آنچه که باید بیاموزید داشته باشید. اگر اولین بار در برخورد با یک مانع شکست خوردید، قطع امید نکنید. در عوض باید از اشتباهات یا مشکلات درس بگیرید تا بهتر و قوی تر شوید.

6- اراده خود را با اندیشه مثبت تقویت کنید
اراده را می توان دقیقا مثل بدن تمرین داد. با تفکر مثبتی که ساختارهای بنیادی را تغییر می دهد، باورهای شما نسبت به دستیابی به هدف رشد می کنند. اراده، اساس اطمینان و اعتماد به نفس است.

7- به دنبال یک فرد یاری رسان باشید
کاملا دست تنها به هدف رسیدن سخت است، حضور افراد یاری رسان از این جهت اهمیت پیدا می کند که در موقعیت های زندگی به شما کمک می کنند و یاری می رسانند. هر انسانی به شبکه ای از دوستان، اعضای خانواده و افراد یاری رسانی نیاز دارد که همراهی آنها مهم است. شما برای هر موقعیتی به افراد یاری رسان مناسبی احتیاج دارید که طرف شما بوده و به عنوان مثال انگیزه دهنده، تسلی دهنده یا منتقد باشند.

8- باید از هر شکستی درس بگیرید
هیچ کس بدون شکست و پسرفت زندگی نمی کند. پس پرهیز از شکست نه تنها قطعی نیست بلکه باید از آن چیزی بیاموزید. بنابراین به خاطر تکالیف آینده خود، حتی برای شکست ها هم انرژی بگذارید.

9- باید موفقیت های خود را جشن بگیرید
اگر به هدفی دست پیدا کرده اید، مهم است که این موفقیت را جشن بگیرید چون خوش می گذرد و انگیزه جدید پیدا می کنید. بهترین حالت این است که در کنار شما کسانی که کمکتان کرده اند جشن بگیرند چون آنها این راه سخت را با شما پیموده اند.

10- چرا باید دانش خود را به دیگران انتقال دهید
هر کس در راه رویای خود تجارب و توانایی های مهمی را جمع آوری می کند. هر کسی این دانش را به دیگران انتقال دهد، نه تنها اعتبار ویژه و بالایی دارد بلکه از این طریق اعتماد به نفس خود را نیز تقویت می کند.

11- حالا به خودتان بستگی دارد!
اکنون باید خودتان دست به کار شوید. دقیقا روی هدفتان تمرکز کنید، رویایی بسازید و پیش بروید! این تازه اولین و مهمترین قدمی است که به سمت هدف شخصی خود برداشته اید.





20 قانون طلایی موفقیت در کار و تجارت


برای كامیابی در کار باید با مشكلات  و فراز و نشیب های زندگی مبارزه نمود ؛ پس هیچگاه بـر اثـر بروز سختی ها و شكست ها نـاامید نشوید: روند زندگی و کار به بازی فوتبال می ماند كه تا آخرین دقیقه مـمـكـن است سرنوشتش تغییر كند.

اگر شما به خودتان ایمان داشته باشید هیچ چیز نمی تواند سـد راهتان شود. حـتی جملات دلسرد كننده نزدیكترین كسانتان نیز نخواهد توانست شما را از حركت باز دارد.

در این جا 20 قانون طلایی كـه شـمـا را در طـی مسیر یاری می رساند، بیان شده است.

1- حتی رئیس هم باید آستین هایش را برای كار كمی بالا بزند.

زیردستان خـود را وادار بـه انـجـام كـاری نـكنید كه خودتان تاكنون انجامش نداده اید یا رغبتی به انجام دادنش ندارید. اگر رئـیس یا سـردسته گروهی هسـتـیـد باید خودتان سرمشق و الگوی دیگران قرار بگیرید ، آنگاه دیگر کسی در انجام كار با شما بحث نخواهد كرد.

2- اندکی شـانـس و اقبال، بهتر از كوهی از دانش و خردمندی است.

شما هر قدر هم که زیرك و باهوش باشید لحظاتی در زنـدگـی وجـود دارند كه باید خودتان را آماده رویـارویـی بـا آنـهـا كـنـیـد. حتـی یـك مـرد خـردمند و دانا نیز پاهایش روی یخ لیز می خورد. هیچگاه اهمیت زمان و مكان مناسب انجام كارهایتان را دست كم نگیرید.

3- در ازای هر سخنی كه می گویید، اجـازه دهید دشمنتان (یا رقیبتان) 10 سخن بگوید.

هر قدر كـه شـما بـا سخنان خود اطلاعاتی را برای رقیب یا دشمنتان آشكار و افشا کنید، وی قدرت بیشتری برای ضربه وارد كردن و صدمه زدن به شما در اختـیـار خواهد داشـت. بگذارید رقیبتان سخن بگوید چون داشتن «اطلاعات» قدرت است و آن كه اطـلاعات دارد می تواند ویرانگر باشد.

4 - پول نقد، پول نقد است حتی اگر از شكم فیل بیرون بیاید.

زمانی كه شما اسكناس در دست دارید هیچ «اما» و «اگر»ی وجود نخواهد داشت : تـنها پول نقد است كه وجود دارد. چك همیشه در معرض بـرگـشـت خـوردن است و كـارت اعتـباری هـم مختص آدم های زودباور؛ اما پول نقد همواره پول نقد است.

5 - هیچگاه 100% هیچ چیز را برای هیچكس برملا نكنید.

اگر خیال دارید میلیونر شوید بهتر است هیچگاه تمام جزئیات برنامه و نقشه خود را به كسی نگویید. همواره چیزی را نزد خودتان نگاه دارید. اگر مجبور به افشای آن شدید تنها 75 تا 90 درصد آن را برملا سازید. همان 10%از شما حفاظت خواهد كرد (و همچنین ضمانت می کند كه آن ایده متعلق به شماست).

6 -هنگام خشم و عصبانیت، تصمیم نگیرید.

آدم های باهوش و محـتـاط نیک می دانند كه برای درست اندیشیدن به آرامش ذهن  نیاز دارند. هنگامی كه عصبانی  هستید، از روی خشم  و غضب ، و نـه از روی مـنطق صحبت خواهید كـرد. احـسـاسـات و هیـجـانات خـود را كنترل كنید . این یكی از مهمترین قوانین است. زمانی كه عصبانی  هستید تهدیدهایی می كنید كه قادر به عملی كردن آنها نیستید یا تصمیماتی اتخـاذ می كنید كه در آیـنده پشیمانی به بار خواهند آورد.

7- مرد است و قولش.

هیچگاه نباید زیر قولتان بزنید. همواره سر قول و حـرفـتان بمانید ( البته بهتر كه هیچگاه قولی به كسی ندهید ولی معلوم است كه بعضی ها نـمـی تـوانـنـد جـلوی خودشان را بگیرند). درست زمانـی كه طرف مقابل دیـگر بـه شـما اعـتـماد  نـداشـته باشد همان لحظه است كه او را از دست داده اید.

8- دهانـتـان را بـسـتـه نـگاه داریـد و اگـر مـجبور به گفتن دروغ هستید، ساده و مختصر بگویید!

اگر حـرف و سـخن خـوشـایـند و جـالبـی بـرای گـفتن ندارید بهتر است كه اصلاً هیچ چیز نگویید. حتـی اگـر حـرفـی بـرای گـفـتـن داریـد آن را بـازگـو نـكنید چرا كه سرانجام سبب افشای موضوعی می گردد كه فردی كه از آن مطلع می گـردد، قادر است از آن برای ضربه وارد كردن به شما استفاده كند. اگر دهانتان بـسته باقی بماند، اشتباهات همان جایی خواهند رفت كه دایناسورها رفتند.

9- بهترین روش برای جاخـالی دادن از تیرهای رقبا آن است كه هیچگاه در تیررس آنان قرار نگیرید.

هرگز خود را در موقعیت های دردسر ساز قرار ندهید. (هیچـگاه با رقیب سرسخت خود در یک محل قرار نگیرید تا او نتواند مستقیماً سر شما را نشانه بگیرد.)

10- حواستان را جمع کنید: گاهی اوقات رقبای شما وقتی می بینند که توان مقابله منصفانه با شما را ندارند ، قوانین بازی را به نفع خود تغییر می دهند یا کلاً آنها را نقض می کنند.

اشخاصی که همواره خواهان پیروزی هستند گاه به جای رعایت قوانین بازی ، از قوانین جانبی و میان بر استفاده می کنند.

11 - هرگز خیانت و خائن را به آسانی نبخشید.

برخی عادت دارند از گناه  و تقصیر گناهكار به راحتی بگذرند و او را مورد بخشش قـرار دهنـد، كه این عمل باعث ترغیب فرد خاطی به تكرار عمل خویش خواهد شد.

12- هـرگـاه مـردد بـودید كـه آیا بهتر است دشمنتـان از شـمـا هراس داشته باشد یا آنـكـه مـورد احـترامش باشید همیشه گزینه ترس را برگزینید

.

محترم بـودن فـوق الـعـاده عالی است امـا عـنـصر ترس بهتر از آن است. ترس  بازدارنده بهتری نسبت به مورد احترام بودن است چون دشـمـن را در مسـیر خـود متوقف می كند.

13- كنار هر مرد موفقی یك زن موفق وجود دارد.

هر مردی برای كسب موفقیت  به پایداری و استقامت یك زن بزرگوار نیاز دارد. یك مرد بدون خانواده، یك مرد كامل نخـواهد بود. در مـقـابـل، یـك هـمـسر بـد و نـامـنـاسب شـما را از شكوفایی استعدادها و قابلیت هایتان باز می دارد.

14- هیچ چیز پایدار و همیشگی نیست.

به خاطر بسپارید : از عشق  گرفته تا ثروت ، مـوفقیت در تجارت ، زیبارویی و حتی موهای پرپشت سرتان ، هیچ یك پایدار نخواهند ماند.

15- هرگاه به نبرد كسی می رویــد، همیشه ضربه اول را شما بزنید ، و چنان محكم و با قدرت هم بزنید كه به ضربه دیگری نیاز نداشته باشید.

هنگامی كه منازعه و درگیری اجنتاب ناپذیر است ، همیشه اولین ضربه را شما وارد كنید. با ایـن عـمل دشـمـن و حـریف را غافلگیر می كنید و اگر ضربه شما به اندازه كافی محكم و كاری باشد، می توانید دشمنتان را كاملاً کله پا كنید.

16- هـرگـاه خـواسـتید اقدام به انجام كاری كنید، همواره مدت زمان مـحـقـق گشـتن آن را بیشتر، و پاداش و ثـمـره آن را كمتر برآورد كنید.

حـتـی بـهترین طرح ها و نقشه ها ممكن است بی ثمر و نافرجام گردد. اغـلـب اوقـات مـا به مـنـظور دسـتـیابـی  بـه خـواسـتـه هایمان ملزم به تلاش و كوشش هستیم و این بدان مفهوم است که همواره باید صبور  و شـكیـبا  باشیم. دست بالا گرفتن كار و دست كم گرفتن پاداش آن سبب می گردد شما هیچگاه مأیوس و ناامید نشوید.

17- دوستانتان را نزدیك خود نگاه دارید، دشمنانتان را نزدیكتر.

مردم همیشه در درك این گفته دچار سوء تفاهم می شوند، یـعنی می پندارند باید رفاقت صمیمانه ای با دشمنانشان داشته باشند. امـا واقعیت آنست كه شما باید منتـهـای تـلاش خـود را بكنید تا اعمال و حركات دشمنانتان را تحت نظر خویش داشته باشید. مثلاً ترتیبی بدهید که از اقدامات وی آگاهی داشته باشید، افكارش را پیش بینی کنید و از نـقـاط ضعفش كمال استفاده را ببرید.

18- برای «پول درآوردن» باید پول خرج كرد.

اگر پولی را خرج می کنید و بعد هزینه آن پول  ، سود بیشـتـری را عایدتان خواهد كرد، پس نگران پول خرج كردن نباشید. اگر ایده ای برای تجارت و كسب و كار دارید ، از بـانك وام بگیرید. بـه كارمندان خود حقوق و دستمزد شایان توجه بدهید، بـرای مـشـاوره با متخصصین و جویا شدن از رهنمودهایشان پول پرداخت كنید. به این ترتیب اگر شـما كـاسـب یـا تـاجـر بـاهـوشـی بـاشـیـد همیشه در اوج خواهید بود.

شما هر قدر هم که زیرك و باهوش باشید لحظاتی در زنـدگـی وجـود دارند كه باید خودتان را آماده رویـارویـی بـا آنـهـا كـنـیـد. حتـی یـك مـرد خـردمند و دانا نیز پاهایش روی یخ لیز می خورد.

19- «متمركز بودن» و «پشتكار» دو عنصر حیاتی موفقیت هستند.

اگر شما به خودتان ایمان داشته باشید هیچ چیز نمی تواند سـد راهتان شود. حـتی جملات دلسرد كننده نزدیكترین كسانتان نیز نخواهد توانست شما را از حركت باز دارد.

20- هیچكس شكست ناپذیر نیست.

ثروت نمی تواند ضامن شكست ناپذیری و وفـاداری باشد. كـافی اسـت كمی مغرور و از خود راضی شوید آنگاه خواهید دید كه نزدیكترین دوستانتان نیز از شما روی برمی گردانند.





پروفسور حسابی/ تجارب مرجع


پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند:
وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد
یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است


بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست

آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.

 تفکر واگرا در برابر تفکر همگرا و حل مسئله

اگر چ





ونالد برن میلیاردر ساخت و ساز/ تجارب مرجع



دونالد ال. برن (Donald L. Bren) متولد سال 1932 در آمریکا، رییس شرکت ایروین است. وی با ثروت 12میلیارد دلار بیست و ششمین فرد ثروتمند جهان است


پدر دونالد، میلتون برن، یک تولید‌کننده فیلم در ‌هالیوود و مادرش، ماریون نیوبرت برن بود. پدر و مادر برن در سال 1947 از هم جدا شدند. برن از دانشگاه واشنگتن مدرک مدیریت تجارت گرفت. وی از آنجایی که عضو تیم اسکی «بتا تتا پی» بود برای تحصیل در این دانشگاه بورسیه شده بود. او تلاش کرد در المپیک 1956 عضو تیم اسکی شود، اما به دلیل مصدومیت موفق نشد به تیم بپیوندد. دونالد پس از کالج به عنوان کارمند نیروی دریایی آمریکا مشغول به کار شد.
برن در سال 1958 نخستین خانه خود را در نیوپورت بیچ و با گرفتن وامی به مبلغ 10000 دلار ساخت. وی در سال 1956 به همراه دو شریک دیگر شرکت میشن ویجو (MVC) را راه‌اندازی کرد تا طراحی و توسعه 10000 جریب از شهر میشن ویجو در کالیفرنیا را بر عهده بگیرد. او از سال 1963 تا 1967 رییس این شرکت بود. در سال 1970 یک شرکت کاغذ و لوله‌سازی بین‌المللی MVC را به قیمت 34 میلیون دلار خرید، اما در سال 1972 به دلیل رکود حاکم، شرکت را مجددا به قیمت 22 میلیون دلار به برن فروخت. برن از عایدی این معامله استفاده کرد و در سال 1977 به گروهی از سرمایه‌گذاران برای خرید شرکت 145 ساله «ایروین»، پیوست. برن با در اختیار داشتن 3/34 درصد از سهام این شرکت، بزرگ‌ترین سهامدار این کنسرسیوم بود و به همین دلیل، عنوان نایب‌رییس هیات‌مدیره را از آن خود کرد. وی در سال 1983 مالک عمده بنگاه بود و تا سال 1996 نیز تمام سهام آن را خریداری کرد تا تنها مالک شرکت باشد. برن، توسط مجله فوربز در سال 2008 به عنوان ثروتمندترین مالک یک شرکت توسعه و بازسازی و مبادلات ساختمان و مسکن در آمریکا معرفی شد. 
دونالد برن به مدت بیش از 45 سال است که رییس شرکت ایروین بوده و در صنعت املاک کالیفرنیا نیز به عنوان طراح و سازنده ارشد و سرمایه‌گذار بلند مدت فعالیت داشته است.
آقای برن که یک نوآور و پیشرو در صنعت املاک و شهرسازی است یکی از نخستین کسانی بود که خانه‌های خوش ساخت و با طراحی زیبا را با فضاهای سبز، پارک و فضاهای باز، مدارس عالی، مراکز کاریابی و مراکز خرید ترکیب کرده است. وی به واسطه کارهای ارزشمندش در زمینه شهرسازی به شهرتی ملی به عنوان متخصصی در زمینه امور مربوط به طراحی،‌ برنامه‌ریزی، معماری، ساختمان‌سازی، بازاریابی و مدیریت مالی، دست یافته است.
برن خیرترین فرد ایالت کالیفرنیا نیز می‌باشد. او فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش را روی امور آموزشی و تحقیقات علمی و به کارگیری رویکردهای نوآورانه برای حفظ سلامت محیط‌زیست، فضای سبز و گونه‌های مختلف گیاهان و حیوانات، متمرکز کرده است. مجله بیزینس ویک در سال 2008 برن را به عنوان نهمین فرد خیرخواه و بخشنده در آمریکا اعلام کرد. جمع مبلغی که وی در طول عمرش برای امور خیریه صرف کرده است به 3/1 میلیارد دلار می‌رسد. 
برن همچنین در سال 2004 به واسطه کمک مالی گسترده‌اش به دانشگاه کالیفرنیا، مدال پرزیدنتال این دانشگاه را که بزرگ‌ترین افتخار او محسوب می‌شود، دریافت کرد. روزنامه لس‌آنجلس تایمز نیز در سال 2006 برن را در صدر 100 فرد تاثیرگذار در کالیفرنیای جنوبی قرار داد. او در سال 2007 به عنوان عضو افتخاری در قسمت رهبری کسب‌وکار و فعالیت‌های نوع دوستانه آکادمی علم و هنر آمریکا انتخاب شد. 
شرکت ایروین تحت رهبری برن، با دیدگاه و تخصص منحصربه‌فرد او در شهرسازی، از یک شرکت شهرسازی بین‌المللی به یکی از برترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری در زمینه املاک و شهرسازی تکامل یافته است. آقای برن ماموریت خود را در شرکت ایروین به این شکل توصیف می‌کند: ما به عنوان یک ساختمان ساز و شهرساز ارشد، مهارت‌های معماری و برنامه‌ریزی را به همراه اصول کسب‌وکار و مدیریت مالی ترکیب می‌کنیم تا جوامعی فوق عالی و متعادل خلق کنیم. من بر این اعتقادم که شرکت ایروین برای هر فردی در صنعت املاک و ساختمان‌سازی، چالش و فرصتی اساسی فراهم می‌کند.

پروفسور حسابی





تکنیک تجارب مرجع/ از کارگاه خیاطی تا .....

از کارگاه خیاطی تا دکوراسیون برج العرب

در 2 دسامبر 1946 «جیانی ورساچه» در رجیو کالابریا ایتالیا به دنیا آمد. در زمان کودکی جیانی، مادر او با درآمد کارگاه خیاطی کوچک خود، خانواده اش را اداره می کرد

وی همراه برادر بزرگ‌ترش سانتو و خواهر کوچک‌ترش دوناتلا در کنار پدر و مادر خیاط خود فرانسیسکا، بزرگ شد. جیانی همه چیز در مورد خیاطی و دوختن لباس را خیلی زود از مادر خود آموخت و توانست به وسیله علاقه و ذوق ذاتی خود اولین لباس‌ها را طراحی کند و در مزون مادرش به فروش برساند. بعد از آن ورساچه آموزش‌های تکمیلی حرفه‌ای در زمینه طرح آماده‌سازی و تهیه پارچه دید. او اولین موفقیت خود را زمانی نشان داد که طرح‌هایی برای کلکسیون فیوری فیورنتینا، که یک کمپانی ایتالیایی در سال 1972 بود، فرستاد
ورساچه تا قبل از سن ۲۵ سالگی در زمینه معماری تحصیل می‌کرد و سپس به قصد طراحی لباس به میلان رفت و بدون دیدن آموزش آکادمیک و رسمی، مجموعه‌هایی را برای مارک‌های ایتالیایی دی پاریسی، جنی، کلاگان، آلما و سپس در سال 1974 برای مارک کامپلیس طراحی کرد. وی اولین مجموعه لباس‌های چرمش را در سال 1975 به نمایش گذاشت و در سال 1978 نخستین بوتیک خود را به وسیله دلااسپیک در میلان افتتاح و نخستین مجموعه لباس زنانه را تحت نام خودش ارائه کرد. البته هنوز برای تکمیل مجموعه خود، سایر مارک‌ها را نیز عرضه می‌کرد. به‌تدریج ورساچه توانست مارک اختصاصی خود را به عنوان یک برند مطرح کند. وی همه چیز را در مورد رنگ، جنس، برش و دوخت پارچه‌ها می‌دانست.
او در سال 1982 موفق به دریافت جایزه چشم طلایی به خاطر بهترین طراحی لباس زنانه در پاییز و زمستان شد. 
خیلی زود طرفداران سبک ورساچه زیاد شدند و بوتیک‌های دیگر به این نام در سطح دنیا شروع به کار کردند. در سال 1985 ورساچه مارک Instante را در امپراتوری مد دنیا قرار داد. این مارک مشابه سبک او در خیاطی و طراحی زنانه، سطح بالا بود، اما با هدف طراحی برای جوانترها و افرادی که توانایی مالی کمتری دارند، ایجاد شده بود. 
«پیراهن‌هایی برای اندیشیدن» نام نمایشگاهی بود که به کارهای گذشته ورساچه نگاه می‌کرد و در سال 1989 در میلان برگزار شد. در همان سال ورساچه نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را ارائه کرد. سبک ورساچه به علامت تجاری مخصوص خود او تبدیل شد. ورساچه برای رنگ‌ها، پارچه‌ها و برش‌های گیرا و جذاب خود مشهور بود. ورساچه هنگام طراحی محصولات جدید، تنها یک طرح مبهم از اندیشه و تصورات خود را ارائه می‌کرد، سپس دستیاران او مسوول تبدیل این ایده‌ها به لباس‌های قابل پوشیدن بودند. از زمانی که ورساچه یک خریدار پارچه بود، همیشه از سفر کردن لذت می‌برد. او در طرح‌های جدید خود، تاثیراتی که از مسافرت‌های خود کسب می‌کرد را با یکدیگر می‌آمیخت.
در سال 1986 رییس‌جمهور وقت ایتالیا لقب شوالیه هنر را به جیانی ورساچه اهدا کرد. در سال 1991 کمپانی ورساچه ادکلن ورساچه را وارد بازار کرد. جیانی در سال 1993 جایزه اسکار مد را به خود اختصاص داد و در سال 1995 به نیویورک رفت و اولین شعبه ورساچه در آمریکا را افتتاح کرد. در همین سال عنوان خلاق‌ترین طراح لباس را از منتقدین بلژیک به دست آورد.
در پانزدهم جولای سال 1997 جیانی ورساچه ۵۰ ساله، جلوی کاخ محل سکونت خود در میامی فلوریدا هدف شلیک گلوله اندرو کونانن قرار گرفت که منجر به مرگ وی گردید. کونانن یکی از قاتلان زنجیره‌ای تحت تعقیب پلیس FBI بود كه در مدت سه ماه، پنج نفر را به قتل رسانده بود و جیانی ورساچه آخرین آنها به حساب می‌آمد. هشت روز پس از قتل جیانی، اندرو با شلیك گلوله دست به خودكشی ‌زد.
بسیاری از طراحان اعتقاد دارند که با مرگ ورساچه، نه تنها ایتالیا بلکه تمام دنیا یکی از نوگراترین هنرمندان خود را از دست داد. فرانكو زفیرلی دوست صمیمی جیانی می‌گوید: «ورساچه نجات‌دهنده هالیوود از گودال یکنواختی و روزمرگی بود.» شهرداری میلان در بزرگداشتی که برای او در سال 2007 گرفته بود، اعلام کرد در قدردانی از فعالیت‌های این نابغه مد و طراحی، خیابانی را در مرکز پایتخت صنعتی ایتالیا به نام جیانی ورساچه نامگذاری خواهد کرد.
در سپتامبر 1997 برادر جیانی، سانتو ورساچه مدیریت کمپانی ورساچه را به عهده گرفت. خواهرش، دوناتلا ورساچه هم‌اکنون سرپرستی تیم طراحی این شرکت را بر عهده دارد. او قبلا در موقعیتی مشابه برای مارک ورسوز طراحی می‌کرد. آلگرا، دختر او وارث منحصر به فرد جیانی ورساچه است که بنا بر وصیت جیانی مالک 50 درصد از سهام ورساچه شد. دانیل پسر دوناتلا، وارث مجموعه‌های نقاشی جیانی است. عمارت‌های بزرگ ورساچه در شهر کومو ایتالیا، میامی و نیویورک بخشی از دارایی او است. 
جمله معروف «اعتقاد عمیقی به این حقیقت دارم که خلاقیت زاییده تنش و بحران ایده‌ها است» از دوناتلا ورساچه است. دوناتلا که ده سال از برادر خود جیانی کوچک‌تر بود، همیشه تحت‌تاثیر برادر خود قرار داشت. زمانی که 11 ساله بود، لباس‌هایی را می‌پوشید که جیانی مخصوص او می‌دوخت. زمانی که جیانی در اواسط دهه 70 به فلورانس نقل مکان کرد تا شغلی را در طراحی لباس‌های کشباف آغاز کند، دوناتلا دریافت که او هم مانند برادر خود به دنیای مد اشتیاق دارد. او یک سال پس از مرگ جیانی، نخستین مجموعه طراحی زنانه سطح بالای خود را برای سالن ورساچه در هتل ریزا پاریس به نمایش گذاشت.
گفته می‌شود که دوناتلا نخستین طراحی است که به جای استفاده از مدل‌های ناشناس و غیرمعروف، از افراد مشهور و برجسته استفاده کرد تا لباس‌های او را بر راهروهای نمایش و سایر رسانه‌های عمومی مانند تبلیغات، به دنیا نشان بدهند. دوناتلا اکنون یکی از طراحان ثروتمند و برجسته جهانی و در حال حاضر نایب رییس گروه ورساچه و رییس طراحان شعبه مد ورساچه است. او 20 درصد از سهام کل ورساچه را دارا است.

امپراتوری ورساچه به یک تجارت خانوادگی بدل شده است که یکی از نمادهای آن، بلندترین هتل دنیا، برج العرب در دبی است که به مجموعه وسیعی از مبلمان و تخت‌های ورساچه در اتاق‌های لوکس و گرانقیمت خود مجهز شده است

نقل از روزنامه دنیای اقتصاد





10 جمله کلیدی از بیل گیتس/ تکنیک گفتمان

در اینجا 10 سخن خیلی زیبا از بزرگمرد تاریخ، آقای بیل گیتس نوشتم. مردی که شاید بخاطر ایشون باشه که منو شما الان اینجا تو اینترنت هستیم.


1- صبر، کلید موفقیت است.

2- موفقیت، معلمی بسیار بد است. او مردم باهوش را با فکر اینکه "شکست نخواهند خورد" گمراه میکند.

3- اگه نمی تونی خوب بسازیش، حداقل کاری کن که خوب به نظر برسد.

4- اغلب مشتریان ناراضی و ناراحت شما، منبع یادگیر شما هستند.

5- اگه فکر میکنی که معلمت خیلی سختگیره، صبر کن تا فقط یه رئیس پیدا کنی.

6- زندگی مثل مدرسه به نیمسال تقسیم نمیشود، در زندگی شما تعطیلات تابستانی ندارید، عده ی بسیار کمی در زندگی مایل به کمک به شما هستند. پس خودتو پیدا کن...

7- همانطوری که ما به قرن آینده نگاه کنیم در میابیم که افراد بزرگ کسانی هستند که دیگران را به قدرت میرسانند.

8- ما نیاز به مقدار بسیار زیادی پول داریم تا فقط رفتار و اخلاق را تغییر دهیم.

9- جشن پیروزی گرفتن بسیار خوب است، ولی مهمتر از آن این است که قوانین شکست را نیز مد نظر داشته باشیم.

10- مردمی هستند که کاپیتالیزم را دوست ندارند، عده ی دیگری نیز هستند که از کامپیوتر خوششان نمی آید. ولی هیچ شخصی نیست که کامپیوتر را دوست داشته باشد ولی مایکروسافت را دوست نداشته باشد!!


 





تصاویر جالب از محل کار کارمندان گوگل/ تکنیک تجارب مرجع

تصاویر بسیار تعجب بر انگیز است. اتاق های کنفرانسی که در قایق تشکیل می شود. سلف غذاخوری با شعار "tech stop"، اتاق های بازی، کابین های چوبی، خونه های اسکیموها، کارمندانی که به جای پله با سرسره از طبقات بالایی به پایین می آیند و... .این مجموعه را مقایسه کنید با شرکت های بزرگ داخلی در عصر حاضر هیچ موفقیتی بی دلیل  نیست.

 خلاقانه بودن محیط بیرونی می تواند  باعث رورد خلاقیت به درون ما شود . من در کتاب قوز فکری  و هم اتاق فکر دعوت به  مسافرت به جاهایی که تا کنون  نرفته اید کردم و یکی از دلایل ان همین است.

تقریبا آرزوی هرکسی که در حوزه آی تی کار می کند در مرحله اول تجربه کار کردن در شرکت های بزرگ مانند گوگل، یاهو، مایکروسافت و.. است و در مرحله بعدی تاسیس شرکتی بر مبنی ایده خود تا بتواند تحولی در دنیای آی تی و اطلاعات انجام دهد.

خصلتی که در اکثر کارمندان این شرکت ها وجود دارد وفاداری به شرکت است. وفاداری به معنای حس تعلق و کار کردن هرچه بهتر برای رسیدن به اهداف شرکت. وقتی وبلاگ شخصی کارمندان این شرکت ها را می خوانید با آدمهای پر ایده و سرشار از انرژی مواجه می شوید که هیچ شباهتی با کارمندان خسته و خموده بقیه مراکز و مجموعه ها را ندارند.
 

alborznews.net

شرکت های بزرگ توجه ویژه ای به شرایط کارمندان خود دارند. آنها بر این باورند با فراهم کردن محیطی شاد همراه با آرامش، باعث کیفیت کاری بهتر کارمندان می شود. تصاویر زیر نمایی از دفاتر کاری شرکت گوگل است.

تصاویر بسیار تعجب بر انگیز است. اتاق های کنفرانسی که در قایق تشکیل می شود. سلف غذاخوری با شعار "tech stop"، اتاق های بازی، کابین های چوبی، خونه های اسکیموها، کارمندانی که به جای پله با سرسره از طبقات بالایی به پایین می آیند و... .

این مجموعه را مقایسه کنید با شرکت های بزرگ داخلی. این نوع نگاه به کارمند در کشور ما معنی نمی دهد. البته قبول دارم اگر همچین امکاناتی در یک شرکت ایرانی وجود داشت در چند ماه اول، شرکت ورشکسته میشد چون کارمندان محیط کار را با شهربازی اشتباه می گرفتند. این نگاه نیاز به فرهنگ سازی در تمام سطوح دارد. هم کارمند و هم کارفرما. مخصوصا در حوزه آی تی و برنامه بنویسی که کسل کننده بودن محیط افت کاری شدیدی را به دنبال دارد.
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
alborznews.net
 
 
alborznews.net





14 روشی که گوگل 15 سال است، با استفاده از آن‌ها همه چیز را درست می‌کند!

14 روشی که گوگل 15 سال است، با استفاده از آن‌ها همه چیز را درست می‌کند!

TAIWAN-US-IT-GOOGLE


این پاییز گوگل تولد 15 سالگی خود را جشن گرفت. حالا دیگر همگان اذعان دارند که گوگل سلطان بلامنازع دنیای مجازی ست. اما چگونه شرکت کوچکی را که 2 دانشجوی سال آخر دانشگاه تاسیس کرده بوده اند به یکی از غول های تجاری تمام کره زمین تبدیل شد؟
 
  برای کشف کردن حقیقت د نکست وب، سوال زیر را از چند کارفرمای بسیار موفق شرکت Young Entrepreneur Council پرسیده که اتفاقاً آن ها نیز در زمینه کار آفرینی مشغول به کار هستند.
 
به نظر شما اصلی تریت عامل موفقیت روز افزون گوگل چه بوده است و چگونه شرکت های تازه کار می توانند این اصول را در شرکت خود پیاده کنند؟
 
1. ابتکار
Alexandra Levit 2 14 ways Google gets it right even after 15 yearsهیچ شرکتی بهتر از گوگل نمی تواند تولیدات جدید خود را در کنار فعالیت های روزمره شرکت داشته باشد. گوگل تنها با استفاده از برتری عنصر زمان و ابتکار در صدر لیست جا خوش کند و همچنین با هوش ترین افراد را در تجارت از کار بیکار کند.
 
2. مشتریان و شرکت های راضی 
اکثر تجارت ها در جهان از جمله گوگل نمی توانند تنها از یک راه کاربر را مجاب به شرکت کردن در فعالیت هایشان کنند و موفق شوند. برای مثال، شرکت گوگل کاربران مصرف کننده خود را دارد (همان ها که نتایج خود را در گوگل جستجو می کنند) و مشتریان تجاری خود را (همان ها که تبلیغات می کنند). گوگل بخوبی توانسته است هر دو طیف از کاربران خود را راضی نگاه دارد. گوگل نه تنها بهترین موتور جستجو گر را در دنیا در اختیار دارد بلکه موثور ترین سیستم تبلیغات آنلاین محصولات را نیز در دست دارد.
چگونه می توانید از موفقیت گوگل الگوبرداری کنید؟ حتی اگر تنها یک گروه از کاربران را دارید، همانند گوگل خواسته هایشان را اجابت کنید و آن ها نیز خواسته های شما را اجابت خواهند کرد.
 
3. بازپرسی مداوم
گوگل همواره پیش قراول فناوری های نوین بوده است. گوگل هیچگاه از چیزی که امروز غیر ممکن به نظر می رسد ذست نمی کشد چون او فکر سال های آینده را می کند که آن ها عملی به نظر خواهند رسید.
صفحه Google's Larry گاهی اوقات اهمیت پروژه های سفینه های ماهگرد گوگل را به بحث می گذارد، بعنوان مثال ماشین های خود رونده و غیره. گوگل همواره از خود می پرسد بعد از این چه کنم؟ و این سوا باعث شده تا به این حد از موفقیت در عرصه تکنولوژی برسد. گوگل به این دلیل بهترین است که ییش از آن که اکثر شرکت ها حتی متوجه شوند، می داند چه چیزی برای آینده شرکت بهترین است. گوگل همیشه ایده های دست اول دارد.
با میلی سیری ناپذیر گوگل همیشه در پی ممکن کردن غیر ممکن هاست.
 
4. نو آوری های بی امان و مداوم
گوگل همیشه در خط مقدم تامین بازار بوده است. در حقیقت گوگل فرهنگی را در ابداع کرده است که تغییرات بازار را با انعطاف خاصی در خود می گیرد و بطور مداوم سرویس ها و خدماتی را ارائه می دهد که مردم خواهان آن هستند.
بسیای از شرکت ها از فاصله گرفتن از اصول تجاری خود هراس دارند. در نتیجه این شرکت ها از فرصتی که گوگل استفاده برده است بی نصیب می مانند. برای مثال، سیستم عامل اندروید بصورت رایگان نرم افزارگوگل را در میلیون ها گوشی تلفن همراه هوشمند گنجانده است.
 
5. تمرکز بر سرویس دهی
بنظر من آن چه که گوگل در طول این سال ها انجام داده است این است که آن ها بر روی یک سرویس تمرکز می کنند و آن را به ساده ترین شکل ممکن تبدیل می کنند.
6. تحقیقات و توسعه
یگانگی محصولات گوگل و نبود شرکتی که بتواند در سطح گوگل با این شرکت رقابت کند یکی از مهمترین دلایل موفقیت گوگل است. گوگل هر روز در حال نوآوری است و ترسی ندارد تا بر پروژه هایی سرمایه گذاری کند که از نظر دیگر شرکت ها بی فایده اند. من این رفتار را می پسندم
 
7. قبول شکست
با تمام موفقیت های شرکت گوگل، گاهی نیز پیش آمده که برخی از محصولات آن در بازار زیاد به چشم نیامده اند و رو به فراموشی رفته اند. برای مثال Google Wave و Google Buzz. بخشی از موفقیت گوگل بدلیل وجود تیمی است که هرگز از شکست خوردن نمی هراسد. گروهی که بطور مداوم از شکست های خود درس می گیرد.
 
8. اطلاعات واقعی و ملموس
گوگل در جمع آوری اطلاعات هر محصول بسیار موفق عمل نموده است. از این مهم تر، گوگل دائماً در حال ارزیابی محصولات خود است تا روبروز آن ها را بهتر کند. این روش جمع آوری اطلاعات واقعی و قابل استناد باعث شده تا شرکت 15 سال تمام نوآوری در کارنامه خود داشته باشد.
 
9. توانایی کارکنان شرکت در طراحی و نوآوری
گوگل به کارمندان خود اجازه می دهند تا 1 روز در هفته (20 درصد کل زمان کاری) را به کار کردن روی پروژه های خود صرف کنند، که باعث شده تا بازدهی شرکت 50 درصد بیشتر شود. اختصاص این مقدار زمان برای نوآوری و ابداع در عمل نتیجه خود را نشان داده و باعث موفقیت گوگل شده است.
 
10. تعادل بین کار و زندگی
من یکی از بزرگترین حامیان گوگل هستم. من از تمامی محصولات گوگل استفاده می کنم، و چند تن از دوستانم نیز در گوگل مشغول به کار هستند. من معتقدم یکی از اصلی ترین دلایل موفقیت گوگل محیط کاری شرکتی است که برای کارمندان خود درست کرده است.
هر زمانی که من دوستان خود را ، که در گوگل فعالیت می کنند، در محوطه شرکت، وقت ناهار ملاقات می کنم؛ تمامی گروه های شرکت یکجا نشسته اند و در حال صرف وعده ناهار هستند نه به این دلیل که شرکت می گوید باید اینطور باشند بلکه به ای دلیل که جو شرکت بگونه ای است که ناخودآگاه کارمندان را به این روش از تعامل بین همدیگر ترغیب می کند.
 
11. تبلیغات
تبلیغات یکی از اصلی ترین عانصر شرکت گوگل است. شرکت بازاری بکر و عظیم را انتخاب می کند با موفقیت به ان نفوذ می کند و اینگونه فروش محصولات خود را در سراسر جهان بالا می برد.
 
12. سادگی
گوگل بر ساده کردن فناوری تمرکز نموده است. رابط کاربری محصولات آن کارامد، شهودی و براحتی قابل یادگیری است و از تیم پیشتیبانی قوی برخوردار است.
 
13. حمایت از شرکت های تازه کار
گوگل در طول این سال ها چابکی خود را حفظ کرده است و علیرغم تبدیل شدن به یک غول تجاری بزرگ هنوز هم مانند یک شرکت تازه کار عمل می کند. شرکت گوگل مانند یک آدم سبک وزنی ست که به  یک سنگین وزن تبدیل شده ولی هنوز نیز چابکی خود را حفظ کرده است.
 
14. جستجو
تمام فلسفه گوگل جستجو بوده و امروزه نیز هست.این موثرترین عامل در حفظ کاربران این شرکت در سراسر اینترنت است. همچنین به شرکت اجازه می دهد تا کاربران خود را به محصولات دیگر خود علاقمند کند بطوری که هیچ شرکتی قادر به انجام آن نیست.
.




مصاحبه با خالق اینترنت/ تکنیک تجارب مرجع


علاقه "تیم" و تشویق خانواده سبب شد تا او در سال ۱۹۷۶ اولین کامپیوتر خود را با استفاده از پردازشگر ام ۸۶۰۰ و با چند ابزار ابتدایی مانند جوش و لحیم بسازد. علاقه شدید او به فراگیری کامپیوتر زمان را از یاد او میبرد. از او نقل شده است " اگر هر کس در کاری که انجام میدهد به قدری غرق شود که گذر زمان را فراموش کند مسیر رسیدن به رویاهای خویش را یافته است". 
اولین شغل او ساخت دستگاه رله پیام در شرکت تولیدکننده وسایل مخابراتی Poole بود. تیم برنرزلی پس از دو سال همکاری خود را با شرکت Ferndown که در فکر تهیه پرینتر و سیستم عامل چند منظوره بود شروع کرد. ماجراهای تیم برنرزلی در راه کشف اینترنت از کوههای آلپ شروع شد. او در سال ۱۹۸۰ جهت ادامه تحصیل و طی یک دوره ۶ ماهه در رشته مهندسی نرم‌افزار به سوئیس رفت و در ژنو در CERN لابراتوار اروپایی فیزیک هسته‌ای به تحصیل پرداخت.

در این زمان بود که طرح زبان برنامه نویسی جدیدی که بعدها به عنوان زبان اصلی و رسمی اینترنت پذیرفته شد را به نگارش درآورد. این زبان اچ تی ام ال Hypertext Markup Language نام دارد و شبکه جهانی بر آن استوار است. هدف تیم برنرزلی نگارش برنامه‌ای بود تا نیازهای شخصی او مانند فهرست و حفظ اطلاعات را برطرف کند. او نرم‌افزار خود را Enquire انکوایر نام نهاد. این برنامه هیچگاه به دست مردم نرسید اما شبکه جهانی بر اساس آن پایه ریزی شد. در فاصله سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ در یک شرکت گرافیک با عنوان طراح فنی کار کرد و پس از آن مجدداً به لابراتوار اروپا برگشت و در رشته کنترل سیستم و تجزیه و تحلیل علمی و جمع آوری اطلاعات به تحصیل ادامه داد و سپس در سال ۱۹۸۹ پروژه جهانی نگارش در اینترنت را بر اساس نرم‌افزار انکوایر ارائه کرد. انکوایر برنامه‌ای بود که اجازه میداد چندین نفر همزمان و مشترکاً اطلاعات خود را به همدیگر انتقال دهند. او اولین سرویس دهنده جهانی خود را http و اولین مشترکان خود را WorldWideWeb نامگذاری کرد. شبکه جهانی ابتدا در اکتبر ۱۹۹۰ و سپس در ماه دسامبر همان سال در CERN لابراتوار اروپا مورد بهره برداری واقع شد. فعالیت گسترده اینترنت آنگونه که تیم برنرزلی در نظر داشت به صورت آزمایشی از تابستان ۱۹۹۱ در سطح وسیع توسط مردم استفاده شد. او در سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ به طراحی اینترنت ادامه داد و با استفاده از نظرات کسانی که به اینترنت وصل بودند دو اصل کلی اینترنت HTTP و HTML را بهبود بخشید.
تیم برنرزلی در سال ۱۹۹۴ کنسرسیوم شبکه جهانی www.w۳.org را در آزمایشگاه علوم کامپیوتر انستیتوی تکنولوژی ماساچوست MIT بنیان نهاد و از همان سال تاکنون همچنان هماهنگ کننده اعضای کنسرسیوم باقی مانده است. اعضا و شرکای کنسرسیوم علاوه بر آمریکا شامل INRIA در فرانسه و دانشگاه Keio در ژاپن میشوند. تیم برنرزلی از سال ۱۹۹۹ به مدیریت لابراتوار علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی Computer Science and Artificial Intelligence CSAIL وابسته به MIT انتخاب شد و نشریه تایم او را در لیست ۱۰۰ متفکر و دانشمند بزرگ قرن قرار داد. او علاوه بر دریافت ۸ لیسانس و دکترای افتخاری از دانشگاهها و مراکز علمی گوناگون جهان، در ۱۴ آپریل ۲۰۰۴ جایزه تکنولوژی هزاره به ارزش یک میلیون دلار از طرف بنیاد تکنولوژی فنلاند را از آن خود کرد. از آخرین افتخارات تیم برنرزلی دریافت لقب شوالیه امپراتوری بریتانیا Knighthood of the British Empire KBE از ملکه انگلستان در ۱۶ جولای ۲۰۰۴ به خاطر خدمات ارزنده او در تولید و بهبود و توسعه شبکه جهان و اینترنت است.
تیم برنرزلی نویسنده کتاب بافت شبکه Weaving the Web است و در آن گذشته، حال و آینده اینترنت و شبکه جهانی را بررسی و نظرات خود را اعلام کرده است. 
افتخارات و جوایز :
۱۹۹۵ ــ جایزه مخترعین جوان بنیاد کیلبی و جایزه ACM سیستمهای نرم‌افزاری، برنده مدال طلایی هنر و کامپیوتر نیکا
۱۹۹۶ ــ دکترای افتخاری از دانشگاه ساوتهمپتون، جایزه همکار برجسته و پرداخت هزینه تحصیلی توسط جامعه متخصصان کامپیوتر انگلستان، دریافت لیسانس افتخاری کالج طراحی پارسون نیویورک 
۱۹۹۸ ــ لیسانس افتخاری از دنشگاه اسکس، لیسانس افتخاری از دانشگاه کراس جنوبی، مدال چارلز بابیج شورای ملی الکترونیک، جایزه لرد لوید کیلگران بنیاد علوم و تکنولوژی، همکار افتخاری مک آرتور و جایزه ادوارد رین 
۱۹۹۹ ــ همکار افتخاری جامعه جهانی مخابرات، یکی از صد دانشمند بزرگ قرن به انتخاب نشریه تایمز 
۲۰۰۰ ــ لیسانس افتخاری از دانشگاه آزاد انگلستان، جایزه موزه کامپیوتر آمریکا، جایزه خدمات تلویزیون 
۲۰۰۱ ــ لیسانس افتخاری از دانشگاههای کلمبیا، دانشگاه آکسفورد و دانشگاه پورت الیزابت، مدال فرانک وایت از آکادمی سلطنتی مهندسین، عضویت افتخاری در انجمن علم و هنر آمریکا 
۲۰۰۲ ــ جایزه بنیاد علم و تکنولوژی ژاپن، جایزه بنیاد علمی و تکنیکی شاهزاده اتریش 
۲۰۰۴ ــ جایزه هزاره تکنولوژی بنیاد فنلاند به ارزش یک میلیون دلار، دریافت لقب شوالیه انگلستان از ملکه الیزابت
سایت سی ان ان در سلسله برنامه‌ها و مصاحبه‌های خود تحت عنوان تکامل اینترنت با تعدادی از پیشگامان اینترنت مصاحبه کرده و دیدگاههای آنان را در اینترنت قرار داده است. در گفتگوی ۱۰ اکتبر ۲۰۰۵ تیم برنرزلی با سی ان ان، او نظرات خود را در مورد آینده شبکه جهانی و تأثیرات آن در زندگی مردم ابراز داشته است. ادیتور سی ان در ابتدای مصاحبه در معرفی برنرزلی میگوید ۱۵ سال پیش وب توسط برنرزلی اختراع شد و از آن زمان تا امروز او شاهد تغییر و تحولات گسترده‌ اینترنت در پدیده‌های جدید نحوه ارتباطی، کار و آموزش مردم بوده است. طرح او در سال ۱۹۸۰ به اختراع آنچه که ما امروزه تحت عنوان World Wide Web میشناسیم منتهی شد. در آن زمان Enquire نرم‌افزار شخصی تیم برنرزلی به وی کمک میکرد تا فایل‌های کامپیوتر خود را از طریق تعدادی لینک به هم متصل کرده و آنها را مرتب کند. و به این ترتیب استخوان بندی شبکه اطلاعات به هم پیوسته به وجود آمد. در این شبکه هر کس میتوانست از طریق اینترنت به اطلاعات اشتراکی دسترسی داشته باشد. درحال حاضر برنرزلی مدیر کنسرسیوم W۳C در دانشگاه MIT است که مسئولیت تعیین خط مشی و تدوین استانداردهای شبکه جهانی را بر عهده دارد. نظرخواهی از برنرزلی که اکنون با لقب Sir Berners-Lee خطاب میشود توسط لیلا کینگ انجام شده است.
مصاحبه سی ان ان با تیم برنرزلی
به نظر شما مهمترین تأثیر اینترنت تاکنون چه بوده ‌است؟
ــ پیوند دادن هرکس به هرکس دیگر بر روی شبکه جهانی فاصله‌ها را از بین برده و موانع و مرزهای جغرافیایی را شکسته و دنیا را به مکان کوچک‌تری تبدیل کرده است. هرچند که این نتوانسته موجب شود که هرکسی با هر فرد دیگری بتواند کار کند. به عنوان مثال اینترنت تعداد ساعات روز یا تعداد چیزهایی را که میشود به خاطر سپرد تغییر نمیدهد بنابراین در مقدار زمان و انرژی قبلی او تغییر پیدا نکرده است، اما راههای جدیدی برای صرف زمان و انرژی خود در اختیار مردم گذارده است. من امیدوارم شبکه سبب شود تا مرز میان مردم بشکند و به این ترتیب فرهنگ و روابط جهانی موجود با یکدیگر بیش از پیش پیوند داده شود. 
شما اصولاً از اینترنت برای چه منظوری استفاده میکنید؟
ــ کنسرسیوم W۳C مجموعه‌ای بین‌المللی از افراد مختلف است که با هم اشتراک منافع دارند و به یک کار مشغول هستند. بنابراین ما در شبکه زندگی میکنیم و روی شبکه نیز کار میکنیم. ما برنامه ملاقات‌های خود را از طریق اینترنت برای یکدیگر میفرستیم، مکاتبات هم از طریق ایمیل و چت انجام میشود، نتایج در اینترنت بایگانی میشود و تحقیق و جستجو درباره چگونگی آینده اینترنت به ما در رسیدن به هدفهای کنسرسیوم کمک میکند. وقتی ما در ملاقاتهای حضوری در مورد مسئله‌ای با هم تبادل نظر میکنیم ترجیح میدهیم تا آن موضوع قبلاً در شبکه جهانی قرار گرفته باشد تا همه شرکت‌کنندگان در جلسه به آن دسترسی داشته باشند. انتشار موضوع ملاقات در اینترنت معمولاً از طریق شبکه کامپیوتر و دیگر ابزارهایی که در اختیار داریم انجام میشود. 
تغییرات ۱۰ سال آینده اینترنت را چگونه ارزیابی میکنید؟
ــ ما در انتظار تغییرات عمده و هیجان انگیزی که سبب پیشرفت و بهبود شبکه جهانی خواهد شد هستیم و اکنون با برخی از این گونه تغییرات آشنا هستیم و میدانیم که پیشرفت‌های عمده و مهمی در راه است. این روزها اکثر مردم با استفاده از کامپیوتر خود با اینترنت ارتباط بر قرار میکنند اما به زودی این وضع تغییر خواهد کرد. تنوع و تعداد وسایلی که توانایی اتصال به اینترنت را دارند افزایش خواهد یافت. مردم به تدریج انتظار خواهند داشت که ارتباط با شبکه و خدمات جانبی آن در از راههای دیگر و در مکان و موقعیت‌های بیشتری در دسترس باشد. ابزارهای کوچک و مینیاتوری که در دست حمل خواهند شد، تلفن‌های سلولار و موبایل دسترسی به اینترنت را آسان تر خواهد کرد. این در واقع یکی از هدفهای اصلی کنسرسیوم جهانی اینترنت در برنامه‌ای تحت عنوان اینترنت در حرکت است. خدمات شبکه، سازمانهای دولتی و غیر دولتی را قادرخواهد ساخت تا اطلاعات خود را بهتر و امن‌ تر با مراجعه کنندگان و مشتریان در میان گذارند. همچنین به‌کارگیری ایده و تکنیک اینترنت عملی Semantic Web کامپیوترها را قادر خواهد ساخت تا با استفاده از ساختار موجود در شبکه جهانی کارهای مفید بیشتری را به صورت خودکار انجام دهند.
به نظر من یکی از راههایی که برای شناخت تغییراتی که در آینده صورت خواهد گرفت وجود دارد مقایسه طرز استفاده از موتورهای جستجوی اینترنت در سالهای گذشته و حال و اثرات آن در میزان توانایی تجاری در میان صاحبان کسب ‌و کار است. در یک دهه پیش تصور یافتن پاسخی به سئوالات در کسری از ثانیه غیر قابل تصور بود. هر تغییری که در آینده در شبکه جهانی صورت گیرد نتایج بهتر و متفاوتی در زندگی انسانها خواهد داشت. در میان مجموعه تحولات آتی که در پیش رو داریم ما شاهد پیامدهای متفاوتی خواهیم بود که از شدت تاثیر آنها در زندگی روزمره به هیچ عنوان کم نخواهد شد.
به نظر شما در آینده چه موضوعی در دگرگونی‌های اینترنت ما را شگفت‌زده خواهد کرد؟
ــ قوه ابتکار و خلاقیت فرزندانمان! اگر نگاه کنید متوجه میشوید که مردم پا به پای اینترنت رشد میکنند و اکنون اطلاعات و محتوای اینترنت قدرت را به آسانی در روی نوک انگشتان کودکان و نوجوانان قرارداده است. برنامه نویسانی که شبکه اینترنت را با ابزارهای موجود و ایده‌های خود طراحی کرده‌اند آینده نحوه ارتباط را تغییر شکل خواهند داد. من در انتظار دگرگون شدن اینترنت هستم که توسط نسل آینده به ثمر خواهد رسید، تغییراتی که نسل ما آن را نمیتوانست و نتوانست پیش بینی کند. 
اینترنتی که امروز در اختیار ما است تا چه اندازه با آنچه که شما در ابتدا تصور میکردید تفاوت دارد؟
ــ اینترنت فعلی با آنچه که در سال ۱۹۸۰ یعنی ۹ سال قبل از انتشار اولین یادداشتی که توضیح میداد شبکه جهانی چگونه عمل خواهد کرد کاملاً متفاوت است. من پروژه خود را در یک محیط الکترونیکی بسته دنبال میکردم. نرم‌افزار مورد استفاده من یعنی برنامه Enquire که خودم آن را نوشته بودم به اینترنت متصل نبود و چیزی شبیه اشتراک اطلاعات که امروزه میشناسیم در آن وجود نداشت. همکاران من و پژوهشگران دیگر در آزمایشگاههای مختلفی که با ما کار میکردند نمیتوانستند به آسانی یافته‌های خود را همزمان با یکدیگر در میان گذارند. کامپیوترهای موجود در آن زمان نمیتوانست از عکس استفاده کند و هیچ گرافیکی آن را پشتیبانی نمیکرد و محدود به ۲۴ خط نوشته بود که در مانیتور به نمایش در میامد. با این وجود در سال ۱۹۸۰ من توانستم صفحاتی به ‌وجود بیاورم که به یکدیگر وصل بودند و مانند لینک در صفحات فعلی اینترنت عمل میکردند. لینک صفحات در نرم‌افزار من مقدمه ایجاد آن چه که امروز به نام هایپر لینک شناخته میشود بود. ما ماوس در اختیار نداشتیم تا با کلیک بر آنها به صفحه دیگری هدایت شویم و لینک‌ها شماره بندی بود و از طریق شماره انتخاب میشد.http://nemad.blogsky.com





داستان موفقیت مک دونالد / تکنیک تجارب مرجع فکری


 

داستان مک دونالد
ری کراک ۵۷ ساله با دشواریهای جدی روبه رو بود و در طول زندگی همواره آرزوی ثروتمندشدن را داشت. او به محض بازگشت از جنگ جهانی اول بلافاصله برای ثروتمندشدن دست به کار شد. در سال ۱۹۳۷ او وارد عرصه جدید یعنی مخلوط کن مخصوص شد که شش مواد را با هم مخلوط می کرد. او با مخترع آن وارد معامله شد و سپس خود را به عنوان عرضـه کننده انحصاری مخلوط کن مطرح کرد. ۲۰ سال در این کار سپری کرد ولی ثروتمند نشد.


در سال ۱۹۵۴ کراک از سان برناردینو کالیفرنیا سفارش هشت دستگاه مخلوط‌کن همبرگر را دریافت کرد. این سفارش حالت غیرعادی داشت. لذا او تصمیم گرفت که خود راسـاً به محل برود و کار مخلوط کن را ملاحظه کند.
موقعی که ری کراک به محل رسید خیلی تعجب کرد زیرا صف طولانی برای خرید همبرگر ایجاد شده بود واو میزان بازار همبرگر را ۲۵۰ هزار دلار تخمین زد. علاوه بر آن، او تحت تاثیر سرعت انجام کار و تمیزی محیط کار قرار گرفت. مک دونالد همبرگر معمولی را به قیمت ۱۵ سنت می فروخت. 

چیپس ها همواره ترد و تازه زیر گرمکن برقی قرار داشت. مشتریان زیادی وارد و خارج شده و به هیچ گونه وسایل و ملزومات زیاد نیاز نبود.

ری کراک عجیب به این کار علاقه مند شد و مدت دو روز با برداران مک دونالد کلنجار رفت تا توانست امتیاز عرضه آن را با شرط ۱/۹ درصد فرانشیز، دریافت دارد و در مدت فقط ۲۲ سال، شرکت او به ثروت میلیارددلاری رسید و دوشادوش شرکتهای معظم نظیر زیراکس ۶۳ ساله و یاIBM ، ۴۶ ساله قرار گرفت.

● استراتژی
ری کراک بزرگترین فرصت را در عرضه غذا برای خانواده های مقتصد یافت که دنبال سرویس سریع، محیط تمیز و غذای با کیفیت بودند. او این نیاز و خواست را در جوک ها و شوخی های افراد، صف های مشتریان و نحوه سفارش غذاها به وضوح مشاهده و از رویکرد خود بااین عنوان دفاع کرد که رفت و آمدها و ایستادنهای بیهوده وجهه مک دونالد را تحت کنترل خانواده ها پایین می آورد. از طرف دیگر، ماشین های اتوماتیک عرضه غذای آماده نیز تحت کنترل باندهای جنایی بود و عموم مردم از آنها اکراه داشتند. لذا در چنین شرایطی، عرضه غذای آماده با کیفیت و ارزان برای جوان دوچرخه سوار و یا رانندگان ماشین ها حائز اهمیت بود.

کراک در رستورانهای تمیز و محیط خانوادگی، سرویس خوب و سریع را عرضه کرد. تمیزی محیط منجمله دستشوئیها و صمیمیت کارکنان از مزیتهای رقابتی او محسوب می شد و تلاش زیادی به عمل آمد که این مزیتها به عنوان معیار استاندارد حفظ شود. دانشگاه همبرگر مرکز آموزش ویژه مدیران و کارمندان مک دونالد، تاکید زیادی روی خدمات به مشتری دارد.

در این راستا یک دستورالعمل ۳۵۰ برگی استاندارد برای تهیه غذا و استفاده از تجهیزات و امکانات وجود دارد. مثلاً در این دستورالعمل تاکید شده است که هرروز درب ها دوبار شسته شود. حتی برای پوشیدن لباس کارکنان و نحوه نگهداری موها، استاندارد وجود دارد و کارکنان مرد باید سر خود را همانند سربازان تا حد معین تراشیده و کفشهایشان را واکس بزنند تا براق شود. زنان باید کفش تیره و پاشنه کوتاه، توری سرپوشیده و آرایش مختصر داشته باشند و همگی موظف به استفاده از یونیفورم یکسان هستند.

نحوه پخت غذا کاملاً استاندارد است. یک پوند (حدود ۴۵۴ گرم) گوشت باید کمتر از ۱۹ درصد چربی داشته باشد و عرض همبرگر حدود ۳/۵ اینچ (۲/۵۴ سانتی متر) باشد و در هر همبرگر نباید بیش از یک چهارم اونس (حدود ۳۰ گرم) پیاز مصرف شود. مدت زمان نگهداری غذای پخته شده توسط اداره مرکزی مشخص می شود. مثلاً چیپس هفت دقیقه، همبرگر ۱۰ دقیقه، قهوه ۳۰ دقیقه بعد از انقضای مدت غذا باید دور ریخته شود. بازرسان شرکت دائماً این موارد را دقیقاً بررسی می کنند تا غذاها با کیفیت یکسان عرضه شود.

مک دونالـــد تبلیغ سنتی تلویزیونـی صبح های روز شنبه را ادامه می دهد و معتقد است که به دنبال این تبلیغ یکی از بچه ها، خانواده را وادار می کند که غذا را در بیرون صرف کنند. علاوه بر تبلیغ، مک دونالد گروه دیگری را نیز تشکیل داده است که تحت عناوین مختلف نظیر روز کودک و یا از طریق شهربازیها و یا مسافرتهای تفریحی و استفاده از غذای مک دونالــد برای ناهار نسبت به جاری ساختن ایده های تبلیغی پیچیده فعالیت کنند.

● رشد مک دونالد
مدیریت در گزارش سالانه ۱۹۹۵ واقعاً مباهات داشت زیرا فروش و سود کماکان ادامه داشته و حتی شتاب گرفته است. شرکت ۲۴۰۰ رستوران جدید در سال ۱۹۹۵ و ۱۸۰۰ رستوران جدید در سال قبل از آن در اطراف جهان دایر کرد. 

۱۹۹۷ که دوسوم آنها در خارج از امریکا خواهد بود، دایر کنیم. به عبارت دیگر، ما بیش از شش رستوران در روز در سال ۱۹۹۵ افتتاح کردیم و در نظر داریم در سال آتی هشت رستوران در روز دایر کنیم. امکان رشد ما خیلی زیاد است زیرا هر روز ۹۹ درصد جمعیت جهان، هنوز مک دونالد نمی خورند.

مدیریت شرکت صف طویل را که در روز افتتاح در شعبه های خارج تشکیل می شد، قدرت مک دونالد معنی کرد و اعلام می کند که نگرانی ما مواجه شدن با تقاضای زیاد است. مثلاً ما در چین، ۶۵ رستوران مک دونالد داریم که باید به ۱/۲میلیارد نفر سرویس دهند. شرکت در پایان ۱۹۹۵ تعداد ۷۰۱۲ شعبه در ۸۹ کشور جهان و منجمله ۱۴۸۲ شعبه در ژاپن دارد.

● برگر گوسفند برای هند
گوشت برگرهای رستوران مک دونالد در هند به لحاظ رعایت احترام اکثریت هندو به گاو، از گوشت خالص و ۱۰۰ درصد گوسفند تهیه شده و به احترام اقلیت مسلمان نیز گوشت خوک استفاده نمی شود.
خام خواران نیز می توانند از ساندویچ های نباتی MC NUGGETS استفاده کنند. این حرکتها منطبق با محیط و باورهای عمومی تحت عنوان هندی کردن جمعیت زیاد - از خانواده ها - سیک ها و جوانان غرب زده را سیل وار به رستوران سه طبقه کشاند. انتقادگران مهاجم نیز وجود دارد. 

مانگا گاندی از نزدیکان ایندیرا گاندی نخست وزیر فقید هند، در حمایت از حیوانات گفت: من مخالف مک دونالد هستم زیرا آنها بزرگ ترین قاتل گاو در جهان هستند. ما قاتل گاو را در هند لازم نداریم. اما مشتریها اعتنایی به این حرفها نکرده و هندیهای طرفدار ادویه، فقط از کم بودن گوشت ساندویچ شکایت دارند. دومین رستوران مک دونالد بعد از دهلی، در بمبئی دایر شد و در اولین روز به ۱۲ هزار نفر سرویس داد.

● عوامل شکست ناپذیری مک دونالد
مک دونالد در سه ماهه سوم ۱۹۹۶ با مباهات توانست ۱۲۶ سه ماهه سودآوری متوالی، را اعلام کند. عوامل این موفقیتها عبارتند از:
▪ منو و غذای ساده با کیفیت یکسان و هماهنگ در هزاران شعبه؛
▪ تعیین معیار و استاندارد برای تمام جنبه های عملیاتی و نظارت مستمر بر ارائه خدمات، تمیزی و پاکیزگی؛
▪ صمیمیت کارکنان علی رغم انبوه مشتریان و استفاده از تجهیزات انتقال غذا؛
▪ تبلیغات سنگین به ویژه برای خانواده ها و بچه ها؛ 
▪ تشخیص محورهای مناسب تبلیغ در بازار یعنی خانواده و بچه ها و جلب رضایت آنها با ارائه غذای باکیفیت به قیمت مناسب در بهترین محلهای شهر؛
▪ در پایان ۱۹۹۶ برخلاف عملیات داخل آمریکا، عملیات خارجی موتور اصلی رشد شرکت محسوب شد و ۴۷ درصد از فروش ۳۰ میلیارد دلاری و ۵۴ درصد سود را به دست آورد.





اصول موفقیت برایان تریسی برای کسب و کار/ تکنیک تجارب مرجع

اصول موفقیت برایان تریسی برای كسب و كار

 تکنیک تجارب مرجع کمک میکند که از الگوی فکری سایر افراد را  از  تجارب مرجع انها بیاموزید. به کتاب قوز فکری برای یاد گرفتن این تکنیک مراجعه کنید.

برایان تریسی  از نویسندگان کتابهای خودیاری است که بسیاری از کارهای خود را به صورت کتاب گویا ارائه داده. موضوع سمینارها و ارائه‌های او شامل رهبری، فروش، مدیریت موثر و استراتژی کسب و کار است.از جمله آثار معروف آن می توان به کتاب قورباغه را قورت بده اشاره کرد .

برای کسب و کارتان یک رسالت روشن ایجاد کنید : برای اینکه شما، کسب­ وکار و افرادتان کارایی بالایی داشته باشید، همه نیاز به یک تصویر ذهنی روشن دارید تا بدانید این کسب و کار به دنبال چیست و به کجا می­ رود. اولین سؤالی که باید در هنگام تعیین رسالت­تان پاسخ بدهید، این است: “اصلاً چرا کسب­ وکار شما وجود دارد؟” تعیین یک رسالت مشخص برای شرکت­تان بر مبنای ارزش­هایی که به آن ها اعتقاد دارید و حاضر نیستند از آنها بگذرید، معادل این است که قبلا از ساخت یک بنا، زیر بنای بتونی عمیقی برایش بسازید. آنچه مایه ­ی دلگرمی است، این است که هر لحظه که بخواهید، می­ توانید برگردید و این زیر بنا را بسازید و آینده­ ی کارتان بر یک پایه­ ی مستحکم بنا کنید. پس ارزش­های سازمانی شما چیست؟ تصویر ذهنی شما برای شرکت­ تان در سال­های آینده چیست؟  شرکت­ تان از ابتدا به چه دلیلی به وجود آمده است؟ سازمان شما متعهد است چه خدمت بزرگی را به دنیا ارائه کند؟ این­ها مهم­ترین سؤال­ها برای ایجاد یک کسب­ وکار پرسود هستند.

دقیقاً تعیین کنید در چه کسب­ وکاری هستید : واقعاً تعجب­ آور است که تعداد زیادی از افراد با اینکه از صبح تا شب مشغول کسب­ وکارشان هستند، ولی دقیقاً نمی­دانند در چه کسب­ وکاری هستند. دقت کنید که همیشه کسب­ وکارتان را از دیدگاه مشتری­تان تعریف کنید. کسب­ وکارتان را از این دیدگاه تعریف کنید که محصول یا خدمات­تان چه کاری برای مشتری­تان انجام می­ دهد. محصول یا خدمات­تان چه تأثیری بر زندگی و کار مشتری­تان دارد؟ مشتریان با استفاده از محصول یا خدمات شما به چه چیز دست می­یابند که از آن لذت می­برند؟

دقیقاً تعیین کنید مشتری­تان چه کسانی است : این سؤال اصلی در همه­ ی فروش­های بازاریابی و سوددهی است. توانایی پاسخ دادن دقیق به این سؤال که “مشتری من کیست؟” تعیین کننده­ ی اصلی موفقیت کسب وکارتان است. مشتری­تان را با دقت و درستی کامل مشخص کنید. به عنوان مثال مشخص کنید که سن مشتری شما چقدر است؟ چه تحصیلاتی دارد؟ درآمدش چقدر است؟ در کسب­ وکار، شرکت یا صنعتش چه جایگاهی دارد؟ چه مبانی ارزشی، چه فلسفه و چه پیشینه­ ای دارد؟ مشتری­تان از لحاظ جغرافیایی دقیقاً در چه مکانی قرار دارد؟ در کدام کسب­ وکارها یا سازمان­های ویژه مشغول به کار است؟ مشتری شما برای چه چیزی حاضر است پول بدهد؟چرا مشتری بالقوه­ تان از شرکت­های رقیب­تان خرید می­ کند؟ چه باید بکنید تا کسانی  که مشتری شما نیستند، به جای محصول یا خدمات رقیب­تان، به سراغ محصول یا خدمات شما بیایند؟ چه مزیت­های خاصی می­توانید به آنها بدهید؟

همیشه درباره مشتری وبازارتان تفکر بر مبنای صفر را به کار ببرید. اگر در حال حاضر با محصولات و خدمات فعلی در خدمت این بازار نبودید، آیا امروز دوباره همین کار را شروع می­کردید؟ فردا، سال بعد و پنج سال بعد احتمال دارد مشتری­تان چه کسانی باشند؟ اگر محصول یا خدماتی را که ارائه می­ کنید را تغییر بدهید، چه کسی ممکن است مشتری شما باشد؟ اگر بخواهید کسب و کارتان در آینده پرسود باشد چه مشتریانی را باید به سمت خود جذب کنید؟ و بلاخره باید در کسب­ وکارتان چه تغییری بدهید تا مشتریان فردایتان را نگه دارید و آنها را جذب کنید؟ احتمالاً این مهم­­ترین سؤالی است که برای ایجاد و حفظ یک کسب­ وکار پرسود، هر روز می­ پرسید و پاسخ می­ دهید.

 یا مزیت رقابتی ایجاد کنید یا اصلاً رقابت نکنید : این مسئله اهمیت زیادی دارد. بقای کسب­ وکارتان به توانایی شما در ایجاد و حفظ یک نوع مزیت رقابتی قابل توجه بستگی دارد. شرکت شما چه کاری را بسیار خوب انجام می­ دهد؟ در کدام بخش کارایی بالایی دارد؟ حوزه­ ی برتری محصول یا خدمات کلیدی­تان کدام است؟ مزیت رقابتی شما آن جنبه از محصول یا خدمات­تان است که به شکلی شما را برتر از رقیب­تان می­ کند. حوزه­ ی مزیت رقابتی­تان همیشه از این لحاظ تعیین می­ شود که مشتری­تان چه چیزی را می­ خواهند و به چه چیزی نیاز دارند و حاضر هستند برای آن پول بدهند. هر شرکتی که دوام می­ آورد و رونق پیدا می­ کند، یک مزیت رقابتی مشخص و باارزش دارد که مشتری تشخیص می­ دهد و برایش ارزش قائل است. هر شرکتی که دچار مشکل می­ شود، یا مزیت رقابتیش را نسبت به رقیبان دربازار از دست داده است یا اینکه هرگز مزیت رقابتی نداشته باشد. توانایی شما در ایجاد، نگهداری و محافظت از مزیت رقابتی­تان، پیش نیاز کاملاً ضروری برای رشد و سوددهی بالای شرکت است.

مزیت­های رقابتی اصلی امروز عبارتند از: سرعت بیشتر، قیمت کمتر، سادگی بیشتر یا هر سه مورد همراه خدمات عالی و به موقع به مشتری. همه شرکت­های موفق و پرسود، محصول و خدمات با کیفیت ارائه می­ کنند و در این کار، سرعت عمل دارند؛ گذشته از آن، خدمات عالی به مشتری می­ دهند که آن را هم دائماً بهتر می­ کنند. به این دلیل است که آنها در صنعت شان در زمره­ی پرسودترین شرکت­ها هستند و بیشترین رشد را دارند. شما هم باید همین طور باشید.

به کسب­ وکارتان نگاهی بلند مدت داشته باشید :  توانایی شما در تفکر صحیح در مورد کسب­ وکارتان در امروز و کسب­ وکارتان در آینده، تأثیر زیادی بر موفقیت و سوددهی فعلی شرکت­تان دارد. همه مدیران برجسته، تفکر بلند مدت دارند. در ذهن­شان پنج سال بعد را طرح­ ریزی می­ کنند و تصور می­ کنند که در آن زمان می­ خواهند کجا باشند و باید چه بکنند تا به هدف­ها برسند.  باید شایستگی­های محوری خاصی را در خودتان ایجاد کنید که احتمالاً امروز آنها را ندارید” کلید تفکر راهبردی بلند مدت این است که شایستگی­های محوری را که نیاز خواهید داشت، شناسایی کنید و بلافاصله شروع کنید به ایجاد یا به دست آوردن آن شایستگی­ های محوری تا در بازار و رقابت آینده، جایگاه محکمی داشته باشید. امروز باید چه قدم­هایی بردارید تا شروع کنید به ایجاد آن دسته از توانایی­ها و مهارت­هایی که فردا لازم شان خواهید داشت؟ وظیفه­ ی شما این است که عقب بایستید، به آینده بیندیشید و بعد شروع کنید به برداشتن گام­های کوتاه مدت تا بتوانید در بلند مدت سوددهی خود را تضمین کنید. توانایی تفکر بلند مدت، هیچ گاه به اندازه امروز مهم و ارزشمند نبوده است. این یک کلید واقعی سوددهی است.

حتماً شنیده­ اید که می­ گویند وقتی رشته­ ی کار از دست می­ رود، اصلاً یادتان نمی­ آید از اول قصد انجام چه کاری را داشته­ اید :  به دلیل تلاطم بازار امروز، کار بیشتر مدیران و رئیسان تا حد امور اجرایی صرف تنزل پیدا کرده­ اند. تقریباً شبیه آتش نشان­ها که هر روز فقط منتظر بحران­هایی هستند، کار می­ کنند. همیشه ذهن­شان درگیر مشکلات کوتاه مدت است و نیازمند رسیدن به نتایج کوتاه مدت اجرایی هستند. تصمیم دارند که وقت بیشتری برای فکر کردن و برنامه­ ریزی برای آینده اختصاص دهند، اما به نظر می­آید هیچ وقت فرصتش را پیدا نمی­کنند. هیچ وقت فرصت ندارند و گرفتارتر از آن هستند که بتوانند بین کارهایشان وقتی را برای این منظور خالی کنند، ولی شما قرار نیست این گونه باشید. شما باید برای خود و هر جزء از کسب­ وکارتان هدف­های مشخصی تعیین کنید. در حقیقت شاید مهم­ترین مسئولیت شما نسبت به افرادتان این باشد که به آنها احساس روشن جهت­ دار بودن بدهید. آنها به این احساس نیاز دارند تا بتوانند بالاترین کارایی­شان را داشته باشند و بدون آن، نمی­توانند بهترین باشند.  به گفته روان­شناسان، بزرگترین چیزی که در دنیای کار، انگیزه را از بین می­ برد، این است که ندانیم چه توقعی از ما وجود دارد یا هدف­ها برای­مان روشن نباشد.

بر حوزه ­های اصلی سودآور تمرکز کنید : یکی از کلیدهای سوددهی بالا در کسب­ وکارتان این است که زمان و انرژی­تان را هر چه بیشتر بر تولید و توزیع محصولات و خدماتی متمرکز کنید که بیشترین سود ممکن را برای سازمان­تان تولید می­ کنند. یکی از دلایل شکست در کسب­ وکار این است که سازمان­ها بیش از اندازه تنوع ایجاد می­ کند، منابع و انرژی­ اش را بین محصولات متعددی پخش می­ کند و سرانجام چیزهای زیادی تولید می­ کند که تنها مقدار ناچیزی به سود نهایی شرکت اضافه می­کند. درست می­فهمید که منظورم چیست. شرکت­های زیادی هستند که محصولات و خدمات زیادی را با قیمت­های متعدد با روش­های متعدد و به بازارهای متعدد عرضه می­کنند. راه حل مناسب برای شما این است که منابع سازمانی­تان را بر آن زمینه­ های خاصی متمرکز کنید که در آن ها بالاترین میزان سوددهی وجود دارد.

هدف­های روشنی برای عملکردتان تعیین کنید : به یاد داشته باشید که “تنها آن کاری به انجام خواهد رسید که قابل اندازه­ گیری باشند” شما به هدف­های روشنی برای عملکردتان نیاز دارید، هدف­هایی که قابل سنجش و اندازه­ گیری باشند. نمی­ توانید به هدفی که نمی­بینید، شلیک کنید.جالب است که افراد زیادی در هر سازمان وجود دارند که هیچ تصوری از چگونگی اندازه­ گیری و سنجش عملکردشان ندارند. این یکی از عوامل تضعیف روحیه، موفقیت­ های اندک و احساس نارضایتی است.در وجود انسان چیزی هست که “میل ناخودآگاه به تکامل” نامیده می­ شود. افراد برای رسیدن به احساس رضایت در هر فعالیتی، نیاز به یک شروع، میانه و پایان دارند. یکی از مهم­ترین وظیفه­ های شما این است که برای هر کار و فعالیتی، معیارهایی برای عملکرد تعیین کنید. برای عملی شدن هرکدام از امور، مسئولیت، برنامه اجرایی و مهلت­ های مشخص تعیین کنید. بعد کار شما این است که مطمئن شوید همه کاری را که قرار بوده انجام شود، طبق معیارهای لازم و در زمان بندی تعیین شده انجام شود.

با سرکشی به قسمت­های مختلف بر امور شرکت مدیریت کنید : بهترین مدیران اجرایی، ۷۵ درصد وقت­شان را به راه رفتن در شرکت و تعامل با کارمندان­شان اختصاص می­ دهند. این کار باعث می­ شود بسیار پیش از آن که گزارش­های ماهیانه به دست­شان برسد، بتوانند بازخوردهای دقیق وبه موقعی از آن چه واقعاً در جریان است کسب کنند.دست کم هفته­ای یک بار با کارکنان جلسه تشکیل دهید. درباره این صحبت کنید که هر کسی چه کاری انجام می ­دهد و امور چگونه پیش می­ رود. به طور منظم با کارمندان، جلسه­ های انفرادی داشته باشید و اگر امکان دارد، این کار را هر روز انجام دهید، حتی اگر به مدت چند دقیقه باشد. در اتاقتان را باز بگذارید و اجازه دهید ارتباطات همیشه جریان داشته باشد. به این ترتیب، از هر مسئله­ ای که اتفاق می­ افتد با خبر خواهید شد و همیشه در جایگاهی هستید که هر وقت مصلحت یا ضروری باشد که واکنش سریعی نشان بدهید، می­ توانید سرعت عمل داشته باشید.

فکر و ذهن­تان را به خدمات مشتریان بدهید : نحوه­ ی برخورد کارمندان با مشتری، ارتباط مستقیمی با طرز تفکر مدیران دارد، به عنوان مثال در سازمان­های ممتاز، اشخاصی که در پست­های کلیدی هستند به مشتریان به چشم افرادی نگاه می­ کنند که از هر نظر خاص و مهم هستند. این طرز فکر در همه­ ی سازمان نفوذ می­ کند و بر رفتار همه کارمندان با مشتریان تأثیر می­ گذارد. امروزه به شکل بی­سابقه­ ای وارد “عرصه مشتری” شده­ ایم. امروزه مشتری­ هایی که سال­ها با ما بوده­ اند اگر فرد دیگری به آنها بهتر، ارزان تر  یا ساده تر  خدمات بدهد، ترک مان می کنند. “مانع” خدمات به مشتریان که باید از روی آن بپریم، هر روز توسط رقبای­مان بالاتر می­ رود و فقط برای اینکه از دیگران عقب نیفیتیم باید همیشه بالاتر و بالاتر بپریم.

بر فروش و بازاریابی تأکید زیادی داشته باشید :  فروش بالا، کلید باارزش بالای سهام و آینده­ ای درخشان برای شما و دیگران است. در مقابل، دلیل اصلی تنش، اضطراب، اخراج­ها، واگذاری شرکت از روی ناچاری و ورشکستگی­ها هم فروش پایین است.در بهترین شرکت­ها، دست اندرکاران فروش و بازاریابی، بیشترین احترام را دارند، حقوق خوبی می­ گیرند و سریع ترقی می­ کنند. تمام افراد شرکت هر روز و تمام وقت در مورد فروش و مشتری صحبت می­ کنند.کلیدهای رسیدن به فروش­های بالا ساده­ اند:

اول اینکه درست استخدام کنید. بهترین شرکت­ها، بهترین فروشنده­ ها را دارند و علت این است که آنها با دقت استخدام کرده­ اند.

دوم اینکه آن­ها را به طور کامل آموزش دهید. بهترین و پرسودترین شرکت­ها، پیشترفته­ ترین برنامه­ های آموزشی فروش را دارند.

سوم اینکه آنها را به طور حرفه­ای مدیریت کنید. یک تیم خوب فروش و بازاریابی مثل یک سازمان نظامی زبده است که افسران برجسته و رهبران عالی دارد.

مدیران کلیدی توانمند و کارآمد منصوب کنید و پشتیبانشان باشید : رهبری در هر سازمانی تغییر اساسی ایجاد می­ کند. سریع­ترین راه برای اینکه در کسب­ وکارتان جزء پیشروها بشوید، این است که کارهایی بیشتر از آنچه که برایش پول می­گیرید، انجام دهید؛ مسئولیت بیشتری بخواهید یا به خودتان جذب کنید و تمرکزتان را بر این بگذارید که نتیجه­ های بیشتر و فراتر از توقع همه کسب کنید.یک شرکت تنها در صورتی می­ تواند سود بالایی داشته باشد که در تمام پست­های کلیدی، مدیران لایقی داشته باشد. نبود تنها یک مدیر کلیدی در یک پست کلیدی، می­تواند کافی باشد تا موجب پایین آمدن کارایی و در بعضی مواقع موجب ورشکسته شدن شرکت بشود.

در همه رده­ ها درست کارمند استخدام کنید : شرکت­های درجه­ ی یک، افراد درجه یک دارند. شرکت­های درجه دو، افراد درجه دو دارند و شرکت­های درجه سه هم در مسیر ورشکستگی قرار دارند. توانایی شما در انتخاب افراد خوب و درست مدیریت کردن آنها، تعیین کننده­ ای حیاتی در موفقیت کسب و کارتان است. همه دارایی یک شرکت، افراد آن شرکت است. ۹۵ درصد مشکلات شما هم به دلیل قرار دادن افراد نامناسب در پست­های نامناسب است. قانون این کار این است: “به آهستگی استخدام کنید و به سرعت اخراج کنید.”

افرادتان را آموزش دهید و آنها را برای کارشان پرورش داده و تربیت کنید : این قانون را به یاد داشته باشید که نمی­توانید از افراد، انتظار کارایی بالایی داشته باشید، مگر اینکه کاملاً برای کارآیی در این سطح آموزش دیده باشند. پرسودترین شرکت­ها در آمریکا، بیشترین هزینه را صرف آموزش می­ کنند. شرکت­هایی که سود پایینی دارند یا در آستانه­ ی ورشکستگی هستند، برای آموزش هزینه­ ی کمی صرف می­کنند یا اصلاً هیچ هزینه­ ای درنظر نمی­گیرند.

در محل کارتان فضای حمایتی ایجاد کنید : افراد علاوه بر اینکه مهم­ترین سرمایه کسب­ وکارتان هستند کاملاً احساساتی هم هستند. عملکرد افرادتان تا حدی است که حس کنند ارشدشان به عنوان یک شخص به آنها توجه دارد. با کارمندانتان به گونه­ ای رفتار کنید که گویا عضوی از اعضای خانواده­ تان هستند، به شکلی برخورد کنید که گویا داوطلبانی هستند که بدون حقوق برای شما کار می­ کنند و هر وقت بخواهند، می­ توانند از کار خودداری کنند

کسب و کارتان را طوری اداره کنید که گویا می­ خواهید آن را از ضرردهی نجات دهید : هرگاه مشکل جدی برای کسب­ وکار به وجود می­ آید، یک تیم متخصص نجات از ضرر می­ آورند. این افراد، کنترل جدی تمام هزینه­ های شرکت را به عهده می­ گیرند و آن را طوری اداره می­ کنند که گویا شرکت در آستانه­ ی سقوط مالی است. شما هم باید همین کار را بکنید. همه چیز را به دقت کنترل کنید. در مورد مخارج و هزینه­ ها به شدت جدی باشید. به هر یک تومانی که به شرکت وارد یا از آن خارج می­ شود، به دقت توجه کنید. پیوسته همه هزینه­ های غیر ضروری را بزنید، کم کنید و حذف کنید.

در تمام سطوح، متحدان استراتژیک ایجاد کنید : داشتن متحدان استراتژیک برای بهبود و کامیابی بلند مدت شرکت­تان ضروری است. امروزه، کسب­ و کار آنقدر پیچیده است که تنها راهی که می­ توانید موفق شوید، این است که خودتان را در تمام سطوح، با شرکت­های مختلف دیگر هم جهت کنید تا همه بتوانید بهترین عملکرد را داشته باشید.با تأمین­ کنندگانتان اتحاد استراتژیک ایجاد کنید و همکاری کنید تا کیفیت، زمان تحویل و میزان موجودی بهتر شود. با مشتریانتان اتحاد استراتژیک تشکیل دهید تا شما و کسب­ وکارتان را به عنوان بخشی ضروری ازکسب وکار خودشان تلقی کنند. هر زمان که ممکن بود با رقیبانتان اتحاد استراتژیک تشکیل بدهید و همین کار را با کسب­ وکارهایی بکنید که به مشتری­های شما محصول و خدمات ارائه می­ کنند، اما به طور مستقیم با شما در رقابت نیستند.

مهم­ترین سرمایه­ ی شما به عنوان یک شرکت، وجهه­ ی شما در بازار است این که برای مشتریانتان چگونه شناخته شده­ اید :  ارزشمندترین سرمایه­ ی شما در شیوه­ ای است که مشتری­ها در پشت سرتان درباره شما چه فکر می­ کنند، چه حرف می­زنند و شما را برای دیگران چگونه توصیف می­کنند. برای رسیدن به سوددهی بالا باید کاملاً فکر کنید و تصمیم بگیرید که می­ خواهید در بازار به شما چگونه نگریسته شود و درباره­  شما چگونه فکر شود، سپس باید تمام اجزای کسب­ وکارتان را سازماندهی و باز سازماندهی کنید تا اثری را ایجاد کنید که بیشتر از همه موجب میزان بالای فروش مجدد و سوددهی بالای مهم­ترین محصول یا خدماتتان می شود. یک قانون عالی برای موفقیت در کسب­وکار این است: «تنها کارهایی را انجام بدهید که بتوانید به شکلی عالی انجامش بدهید.» اگر نمی­ توانید آن را عالی و بهتر از همه­ ی رقیبان­تان انجام بدهید و منابع کافی هم ندارید تا خودتان را به آن سطح برسانید،نباید در این زمینه از کسب­ وکار حضور داشته باشید.

منابع­تان را صرف تحقیق و توسعه کنید: شرکت­های موفق، ده درصد یا بیشتر از درآمد ناخالص شان را صرف فعالیت­های تحقیق و توسعه می­ کنند که هدفش ارائه­ی محصولات و خدمات جدید به بازار است. کاملاً فکر کنید و بعد آماده باشید که برای ایجاد محصولات و خدمات فردا، به طور هوشمندانه ریسک کنید. حداقل هشتاد درصد هر چیزی که امروز مردم استفاده می­ کنند تا پنج سال دیگر از رده خارج خواهد شد؛ یعنی دست کم هشتاد درصد تمام محصولات یا خدماتی که تا پنج سال آینده مورد استفاده خواهد بود، امروز اصلاً به وجود نیامده است.

در سازمان­تان روحیه عالی به وجود بیاورید : کار شما این است که محیطی با روحیه­ ی بالا ایجاد کنید که افراد در آن با اشتیاق سرکار حاضر شوند. وظیفه­ تان این است که یک رئیس مثبت، حمایت­گر و در عین حال نتیجه­ گرا باشید.این­ها اجزای لازم برای ایجاد روحیه­ ی عالی، بهره­ وری بالا، خلاقیت فراوان و کارمندان وفادار است. اجازه دهید این پیام را درچند نکته کلیدی خلاصه کنم. شاید مهم­ترین ایده در این جا این است که کلید واقعی موفقیت درکسب­ وکار، رهبری است. کلید رهبری این است که بدون بهانه تراشی،شکایت کردن و مقصر دانستن دیگران، صد در صد مسئولیت نتیجه­ ها را بپذیرید. مهم­ترین کاری که یک رهبر می­ تواند انجام دهد، این است که با الگو شدن رهبری کند





اصول جک کنفیلد برای موفقیت/ تجارب مرجع


اصول موفقیت فردی جك كنفیلد

 جک کنفیلد  یکی از سخنرانان انگیزشی و از نویسندگان برجسته آمریکا می‏ باشد. او پیش از آغاز نویسندگی و سخنرانی، معلم مدرسه بود . کنفیلد ؛ بیشتر شهرت خود را مدیون مجموعه کتاب‏های «سوپ جو برای روح» است.  به گفته‏ مجله USA Today، مجموعه کتاب‏های «سوپ جو برای روح»، جزء ۱۵۰ کتاب برتر جهان در ۱۵ سال اخیر بوده است

مسئولیت ۱۰۰% زندگی خود را  به عهده بگیرید :  اگر آدم بداند وضعیت فعلی را خودش بوجود آورده پس می تواند همه چیز را آنطور که می خواهد دوباره خلق کند . باید همه عذر و بهانه هایتان را کنار بگذارید . هر نتیجه ای که خلق می کند ناشی از عکس العملی است که به هر رویداد زندگیتان نشان می دهید  شما در زندگی فقط می توانید بر سه چیز کنترل داشته باشید:

افکاری که به ذهنتان خطور میکند .

تصوراتی که دارید .

اعمالی که به آنها اقدام می کنید .

چگونگی به کارگیری این سه مورد تمام تجارب شما را تعیین میکند . اگر در موقعیتی قرار گرفته اید که خوشایند شما نیست یا کاری کنید که آن وضعیت بهتر شود یا آن وضعیت را ترک کنید . همیشه باید در زندگی ” علائم هشدار دهنده ” را جدی بگیرید . این علائم به شما خطری را که در حال وقوع است ، اطلاع می دهند. به شما فرصت می دهند تا از وقوع آن حوادث جلوگیری کنید .

مشخص کنید چرا اینجا هستید : شاید مهمترین کاری که افراد موفق انجام می دهند ، تعیین شناخت و گرامیداشت هدف است . در زندگی بدون هدف به آسانی می شود از راه اصلی منحرف شد . وقتی هدف واقعی داشته باشید ، مردم، منابع و فرصت های مورد نیاز به طور طبیعی به طرف شما جذب شوند . شما با یک سیستم هدایت درونی متولد شده اید که از روی میزان شادی و رضایتی که احساس می کنید ، به شما می گوید هدف دارید یا نه . هر آنچه بیشترین شادی را به شما هدیه می کند در راستای هدف شما قرار دارد . پس هر مسیر و هر هدفی در زندگی بر میگزینید باید هدفی باشد که رسیدن آن بیشترین شادی واقعی را برایتان به ارمغان بیاورد .

تصمیم بگیرید که چه می خواهید :  بعد از مشخص کردن هدفتان در زمینه های مختلف باید تصمیم بگیرید که چگونه می خواهید مسیر رسیدن به هدف را بپیمایید .  چگونه خود را موفق می دانید ؟ موفقیت برای شما چه معنایی دارد ؟ ما با یک سیستم هدفیاب درونی متولد شده ایم . به محض اینکه هدفتان را مشخص کردید این سیستم شروع به کار میکند و تمام امکانات اطراف شما را جذب شما می کند تا به هدفتان برسید . اما هدفهای شما باید آنقدر بزرگ و آنقدر ارزشمند باشند که همواره شما را در مسیر نگاهدارند. اهداف کوچک یا کم ارزش اغلب به مرور زمان رنگ می بازند .  موفقترین افراد آنهایی هستند که اهداف بزرگی در سر می پرورانند.

باور کنید امکان پذیر است :  هر آنچه را ذهن بتواند درک و باور کند ، می تواند آنرا بدست آورد . رویاهای شما هر آنچه که هستند قابل تحققند، اگر واقعاً بخواهید آنها را بدست آورید .

خودتان را باور کنید :  این باور عمیق شماست که توانایی ها ، منابع درونی ، هوش و مهارتهایی را برای خلق نتایج دلخواهتان بکار می گیرد . افراد موفق باهوشتر از دیگران نیستند اما آنها باور کردند که می توانند موفق باشند. شدید تر از دیگران مطالعه و تمرین و کار کردند و بالاخره موفق شدند. نگران اینکه دیگران در مورد شما چه فکر می کنند نباشید .

خوش بین باشید :  افراد بسیار موفق به هر تجربه ای به عنوان فرصت نگاه می کنند . ضمنا ً هر اتفاقی  حتی  بد برای آنها می افتد باعث نا امیدی آنها نمی شود بلکه می گویند حتماً خدا چیزی بهتر از آن برایم در نظر گرفته .

قدرت تعیین هدف را افزایش دهید : سعی کنید همه ی جوانب خود را به طور دقیق مشخص کنید . اهداف مبهم نتایج مبهم به همراه دارند. ضمناً اهداف باید مکتوب شده و دائم مرور شوند . ضمناً اهدافتان را اولویت بندی کرده و مهمترین آنها را همیشه جلوی چشم داشته باشید . اهداف باید شامل زمان رسیدن به آن کمیت و کیفیت هدف و سایر مشخصه ها به طور شفاف و دقیق باشد . عوامل بازدارنده رسیدن به هدف : افکار ، ترس ها  و موانع مهمترین عوامل بازدارنده ی رسیدن به هدف است .

تقسیم اهداف به اهداف کوچکتر راز پیشرفت شروع کردن است :  تقسیم کارهای بزرگ و پیچیده به صورت کارهای کوچک قابل کنترل و بعد شروع کردن ازاولین قسمت است .  در این روش هدف اصلی روی یک دایره در مرکز یک صفحه نوشته شده و بعد این هدف به چند هدف فرعی تقسیم می گردد. که هر یک از این اهداف فرعی روی یک دایره که به دایره مرکزی متصل است نوشته می شود . باید اهداف فرعی را اولویت بندی کرده و آنها را به شکل برنامه های ماهانه ، هفتگی و روزانه در آورید و خود را متعهد سازید تا تاریخ معینی که تعیین میکنید به انجام برسانید . یادتان باشد اول باید کارهای مهم را انجام بدهید.

موفقیت کلید دارد :  امروزه منابع بسیاری جهت رسیدن به موفقیت وجود دارد اما اصل اساسی اینست که باید واقعاً و از عمق وجود خواهان دگرگونی و رسیدن به موفقیت باشیم و حاضر باشیم برای رسیدن به موفقیت هر هزینه ای که لازم است بپردازیم .

طوری رفتار کنید که گویی به هدف خود رسیده اید :  یعنی مثل کسی فکر کنید ، حرف بزنید ، لباس بپوشید و رفتار کنید و احساس کنید که به هدفش رسیده است . قانون جذب در اینجا کار خود را می کند و جهان هم به همین نحو به شما پاسخ می دهد . کم کم به همان کسی تبدیل می شوید که می خواهید باشید .

اقدام کنید :  دنیا به داشته ها و علم شما پاداش نمی دهد . این عمل به دانسته هاست که پاداش به همراه دارد .  افراد موفق برای اقدام کردن بی تابی می کنند . تعلل کردن فرصت ها را از شما می گیرد . سریعترین راه زدن به هدف اینست که شلیک کنید ببینید به کجا خورد و بعد دوباره تنظیم کنید تا عاقبت به هدف بزنید .  از شکست خوردن نباید ترسید . شکست خوردن جزئی از مکانیسم پیشرفت است . مهم اینست که از اشتباهات درس گرفته و دوباره پیش برویم . تجزیه و تحلیل شکست هاست که به ما راه پیشرفت را نشان می دهد .

فقط کمی به سمت هدفتان مایل شوید :  هیچکس نمی تواند تمام موانع بین راه رسیدن به هدف را ببیند . پس معطل نشوید و شروع کنید . اینگونه جنب و جوش پیدا می کنید . فرصت ها درست زمانی که به آنها نیاز دارید به سویتان جذب می شوند . همیشه فکر نکنید باید مستقیم جلو بروید خیلی از مواقع باید موانع را دور بزنید .

ترس را احساس کنید و در هر صورت آنرا از سر بگذرانید :  متاسفانه بیشتر مردم اجازه می دهند ترس بر آنها غلبه کند و متوقف شوند . از طرف دیگر افراد موفق هم ترس را احساس می کنند ولی اجازه نمی دهند آنها را متوقف کند . ترس علامتی است که نشان می دهد باید احتیاط کنید نه اینکه متوقف بشوید .  عمر زیادی کردم و نگران مشکلات و دردسرهای زیادی بوده ام که بیشتر آنها هرگز اتفاق نیفتادند.  فقط باید مثبت باشید و صبر کنید .

خواهان پرداخت بهای آنچه می خواهید باشید :  در پشت هر موفقیت عظیمی ، جریانی از تحصیل ، آموزش ، تمرین ، نظم و فداکاری وجود دارد . باید واقعاً خواهان پرداخت بهای آن باشید . آنچه افراد با هوش را از موفق متمایز می کند ، انجام کارهای سخت ، زیاد و طاقت فرساست .

درخواست کنید : چرا مردم می ترسند چیزی بخواهند ، چون می ترسند محتاج ، احمق و نادان به نظر آیند . ضمناً از جواب “نه ” شنیدن می ترسند . دیگران در ذهن شما نیستند که بدانند چه می خواهید ؟فقط با خواستن است که می توانید آنها را بدست آورید . چگونه درخواست خود را مطرح کنید؟

طوری درخواست کنید که انتظار دارید آنرا حتماً بگیرید

مسلم بدانید که می توانید

از کسی بخواهید که می تواند آنرا به شما بدهد .

خواسته ی خود را روشن و مشخص بیان کنید .

در درخواست خود پافشاری کنید .

جواب رد را نپذیرید :  حقیقت اینست که با درخواست کردن هرگز چیزی را از دست نمی دهید. پشتکار و استقامت از همه چیز مهم تر است . از جواب رد شنیدن نترسید . بدانید که در طول مسیر حرکت شما به سوی رسیدن به اهداف طلایی تان یک عالم عدم پذیرش و نه شنیدن وجود دارد .

از بازخورد به نفع خودتان استفاده کنید :  معمولاً ما علاقه ای به بازخورد منفی نداریم . اما بازخورد منفی حتی از باز خورد مثبت ارزشمند تر است . معمولاً بازخوردهای منفی فرصتهای پیشرفت در لباس مبدل هستند .  اغلب ، در مسیر رسیدن به هدف بیش از آنکه در مسیر باشیم در خارج از مسیر هستیم . اما چنانچه دائماً با تحلیل بازخوردهای منفی جهت خود را اصلاح کنیم نهایتاً به هدف می رسیم . در نظر نگرفتن بازخوردهای منفی ما را به بیراهه می برد .

به ادامه ی کار متعهد شوید و هرگز به پیشرفت خاتمه ندهید :  افراد موفق ، متعهد به پیشرفت دائمی در همه عرصه های زندگی هستند . برای پیشرفت به فکر جهش نباشید . از گامهای کوچک قابل کنترل شروع کنید . اینگونه می توانید به راحتی مسلط شوید . مهارت پیدا کنید و همین باور شما را که میتوانید به راحتی ترقی کنید تقویت می کند .  بزرگ فکر کن ، کوچک عمل کن ، همین الان شروع کن

مقاومت کنید :  مقاومت و پافشاری احتمالاً منحصر به فردترین ویژگی مشترک افراد موفق است .آنها به این راحتی تسلیم نمی شوند .تاریخ نشان داده است که اکثر برندگان و فاتحان مشهور معمولاً با موانعی روبرو شده اند که قبل از پیروز شدن ، قلبشان را شکسته است . آنان پیروز شده اند چون از شکستها دلسرد نشدند .  استقامت و قاطعیت به تنهایی دارای قدرت تام هستند . قانون طبیعت می گوید باید تعادل برقرار شود ، پس اگر دری بسته می شود ، همیشه در دیگری باز می شود .

قانون ۵ تایی را تمرین کنید :  اگر هر روز سراغ درخت تنومندی بروی و با تبر ۵ ضربه به آن بزنی بالاخره هر قدر هم که بزرگ و تنومند باشد به زمین می افتد .  قانون ۵ یعنی هر روز ۵ کار خاصی را که ما را به سمت تکمیل هدفمان حرکت می دهد انجام دهیم  این اصل کوچک اما کاملاً قدرتمند است . مهم مداومت در انجام آن است و قدرت آن در همین مداومت نهفته است .





جاده موفقیت کیم وو چونگ


کیم وو چونگ  پس از جنگ ویرانگر کره از هیچ شروع کرد و به یک کارآفرین و تولید کننده بزرگ در سطح جهان تبدیل شد،چونگ بنیانگذار شرکت دوو و گروهی متشکل از ۲۲ شرکت از صنایع سنگین و الکترونیک در دنیاست . او  در کتاب خود تحت عنوان  سنگفرش هر خیابان از طلاست به ذکر  نکاتی می پردازد و جاده ای  برای موفقیت ترسیم می کند .



تاریخ از آن کسانی است که آمال و هدف دارند ، در میان همه چیزهایی که جوانی به همراه دارد مهمترین آن ها آرزوهاست. مردانی که آرزو و هدف دارند فقر نمی شناسند، زیرا شخص به اندازه هدفهایش ثروتمند است. وقتی یک کار تجاری می خواهد انجام بشود شما با تصمیم گیری های مختلفی روبرو می شوید . بعضی اوقات این تصمیمات خیلی ساده هستند  و بعضی اوقات هم یک تصمیم می تواند تمام آینده شرکت را تحت الشعاع قرار بدهد. مهم نیست که موضوع چه باشد، این وظایف مدیران سطح بالای اجرایی است که تصمیم نهایی را بگیرند.  تصمیم گیری تنها در مسائل تجاری حائز اهمیت نیست، بلکه در تمام مراحل زندگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . زندگی هم شامل یکسری تصمیمات می شود؛  یک تصمیم غلط می تواند زندگی انسان را به نابودی بکشاند. در اثر مطالعه باید قدرت تصمیم گیری خود را تقویت کنید  و این دلیل اصلی تحصیل علم است. تصمیم گیری بین غلط و صحیح، سره از ناسره، حق از باطل، خوب از بد، مفید از مضر و توانایی هایی که بتوان چنین تصمیماتی را به نحو مطلوب اتخاذ کرد فقط از طریق تحصیل علم امکان پذیر است. همیشه عده زیادی راهنما و مشاور داشته باشید تا بتوانند در جریان تصمیم گیری ها به شما کمک کنند.  برای یافتن مشاورین خود نیاز ندارید که راه دوری بروید ؛ راهنماها و مشاورین شما باید همان کسانی باشند که به شما عشق می ورزند و نگران سرنوشت شما هستند. پدر و مادر شما، معلمین، اقوام، دوستان،  اینها همه می توانند مشاورین شما باشند. قدرت وقتی حاصل می شود که شما یک متخصص باشید ؛ شخصیت و مقام وقتی به وجود می آید که شما تنها فردی باشید که بتوانید یک کار مشخص را انجام دهید. استاندارد و محک سنجش امروز تخصص است. اگر تعجب می کنید که چگونه می شود اینکار را کرد، به شما پندی می دهم ، هر کاری را که به دست گرفتید کاملاً خود را در  آن غوطه ور کنید. ایده ، هوش، آگاهی و درک به کسانی داده شده است که با تمام وجود خود را در حرفه و یا هر کار سازنده غرق کنند.نوشته ها از انتها و نوک قلم متولد می شوند و شما باید همواره نوشتن را تمرین کنید تا ایده ای را به دست بیاورید. در دوران جوانی افرادی که با شما نشست و برخاست و معاشرت دارند می توانند تمام آینده اتان را تحت الشعاع قرار دهند. باید افرادی را که مورد احترامتان هستند و در زندگیشان راه صحیحی پیموده اند سرمشق خود قرار بدهید.اشخاص با دوستان همفکرانشان محک زده می شوند و نسبت به آنان قضاوت می شوند. این موضوع نشان دهنده اهمیت انتخاب دوستان خوب می باشد، دوست خوب یک نعمت است و دوست بد نکبت، دوستان قدیم همواره بهترین دوستان شما خواهند بود، یک دوست خوب فردی است که شما بتوانید مهمترین رازهای زندگیتان را برای او بگوئید . زمان همانند تیری که از کمان رها می شود هرگز باز نمی گردد. گذشت زمان باعث تغییر و تحول همه چیز می شود. زمان را نه می توان برای همیشه حفظ کرد و نه دوباره تسخیر نمود. هیچ جنگاوری بالاتر از زمان نیست و تنها اوست که فاتح نهائی است.  اکنون ؛ لحظه ای بیش نیست که با ادای آن، لحظۀ اکنون به گذشته تبدیل می شود و می گذرد.  شما همیشه می توانید کار جدیدی آغاز و یا ثروت تازه ای کسب کنید. موفقیت و شکست هر فرد تماماً بستگی به نحوه استفاده او از وقت دارد. احتمالاً هر شخص می تواند در کاری به طور نسبی موفقیتهائی کسب کند، ولی فردی که با تعمق، از وقت خود استفاده می کند، در چند و چون کار به مراتب موفقتر خواهد بود. اتلاف وقت حتی از هدر دادن پول هم اسفناک تر است زیرا شما همیشه قادر به تحصیل پول خواهید بود. ولی زمان هرگز باز نمی گردد.  یک شبانه روز برای همه به طور یکسان دارای ۲۴ ساعت است. اما تفاوت در این است که شما چگونه از این ۲۴ ساعت استفاده و بهره می برید. اگر شخصی در عرض یک روز سه برابر دیگران کار و مطالعه داشته باشد. او سه روز جلوتر از دیگران خواهد بود. زمان مناسب برای سعی شما وقتی است که همه دست از کوشش خود برداشته و از تلاش بیشتر مأیوس شده اند. در این موقعیت، موفقیت از آن کسی خواهد بود که با جدیت تلاش کند و در عین حال کاملاً از موقعیتهای مثبت و نهفته در بطن سختیها آگاه باشد. باید بدانید چگونه بحرانهای زندگیتان را به موفقیتهای مثبت تبدیل نمایید و از آن بهره مند شوید. بحران امکان دارد در هر جهتی مثبت یا منفی پیش روی کند.هیچ چیز در زندگی انسان رایگان به دست نمی آید و هیچ رویدادی تصادفی نیست . اعتماد به نفس خود را از طریق نیروی اندیشه، مثبت تقویت کنید. به عبارت دیگر شما با قدرت فکر می توانید آینده خود را بسازید. احیاناً اگر در برابر دیگران احساس حقارت می کنید علت آن است که افکارتان منفی است و خود را بسیار معمولی می پندارید، تدریجاً این صفات در درون شما تثبیت شده . تنها کسانی که خود را کاملاً وقف اهدافشان می کنند به سطح عالی می رسند و معجزه ای هم در کار نیست. جهان از آن ماست در قدم اول باید آینده نگرباشید. افرادی هستند که افکارشان منعطف به گذشته هاست و همه گفته هاشان را با این کلمات آغاز می کنند: در گذشته من . . .  این دسته از افراد توسط گذشته هایشان نابینا شده و فاقد هر گونه تصوری از آینده میباشند. همیشه در تخیلات و رؤیای خود بیندیشید که رهبران و قهرمانان فردا خواهید بود، زیرا اگر چنین نکنید در صحنه زندگی به جای بازی نقش اول، تنها سیاهی لشکر خواهید بود. همواره کتابی به همراه داشته باشید زیرا کتاب به معنای تجارب غیر مستقیم زندگی است. به لحاظ این که طول عمر عادی یک انسان برای کسب کلیه تجارب مستقیم کفاف نمی کند، بنابراین ما می توانیم به طور وسیع از تجارب دیگران یعنی کتاب بهره مند شویم.  ثروتمند واقعی کسی است که می داند چگونه از ثروت کم برای منفعت خود و دیگران استفاده کند. به عبارت دیگر فقر و ثروت هر شخص بستگی به نحوه استفاده او از دارائیش دارد. اگر ثروتمندترین شخص هم باشید باز هم نمی توانید مالک همه چیز باشید. زیرا مالکیت و دارائی محدود است فقط پیروزی انسانهاست که جاویدان باقی می ماند. کارفرما و مالک خود باشید و به همین نحو هم ادامه زندگی دهید. با اعتماد به نفس کسب علم کرده و زندگی کنید. امید و آرمانها متعلق به کسانی است که نسبت به کار خود احساس مالکیت دارند. اگر زمانیکه دیگران به پیش می روند، شما فقط درصد ابقای موقعیت کنونی خود باشید، در واقع در جهت معکوس و پس روی گام برمی دارید. شما بایستی مداوم بر رشد و پیشرفت خود نظارت داشته باشید و با تمام قوا سعی کنید فردی باهوشتر و زرنگتر شوید.

به صورت خلاصه  می توان  مهمترین نکات مطرح شده توسط کیم وو چونگ برای موفقیت را  چنین مطرح کرد :

اگر تنها  ۱ درصد شانس موفقیت در یک پروژه وجود داشته باشد ،یک صاحب کسب و کار واقعی آن ۱ درصد را به چشم جرقه ی می بیند تا آتشی با آن روشن کند.

جرقه برای ایده های خلاق از زیاد کار کردن و زیاد فکر کردن سرچشمه می گیرد.

یک اشتباه ،معلم بزرگی است؛  از دو اشتباه یکی اش اضافه است.

از سندرم قابل قبول بودن بر حذر باشید ، چرا که قابل قبول بودن به تنهایی هیچگاه راه گشا نیست.

روابط خوب با آدم های برجسته بسیار با ارزش تر از پول است ،چون روابط خوب را با پول نمی توان خرید.

کاری را که انجام می دهید مهم است. ولی چگونگی انجام آن مهمتر ؛ تلاش کنید تا بهترین باشید.

با ارزش ترین چیز در جهان وقت است ؛ زمان مثل تیری است که از چله کمان رها می شود و هرگز بر نمی گردد.

زندگی پر مشغله تر بیشتر مردم را خوشبخت می کند.

اگر می خواهید که در اوج باشید ،باید سخت تر از آنانی کار کنید که پشت سر شما هستند .تمام کاری که آنها باید انجام دهند این است که از شما تقلید کنند تا به شما برسند.

اگر شما در اذهان مردم جا بیاندازید که آنها در معامله با شما زیان نخواهند کرد،کسب و کارتان روز به روز رشد خواهد کرد.

هشت گام پایانی برای یک زندگی کامل:

نیروی بالقوه خود را شکوفا کنید.

آرزوهای بزرگ داشته باشد.

خلاق فکر کنید.

با چالش طلبی و شجاعت پیشرفت کنید.

تاریخ با فداکاری رشد می کند.

از خود گذشته باشید.

با خودتان رو راست باشید.

فروتن باشید.








  • تعداد صفحات :26
  • ...  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات