تبلیغات
اتاق فکر - مطالب ابر اتاق فکر اموزش

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




قوز فکری چیست ؟ بخشی از کتاب قوز فکری


کتاب قوز فکری زیر چاپ رفت. این کتاب برای عقلانیت عمومی نوشته شده است یعنی همه افراد می توانند از ان استفاده کنند .

بصورت صریح «قوز فکری» به چه مفهومی اشاره دارد؟

بحث قوز فکری به این مفهوم اشاره دارد که شما از مغز و ذهن خود  استفاده می­کنید ولی این استفاده قاعده مند و روشمند نیست. لذا شما از تمام ظرفیت و توان فکری خود  نمی توانید استفاده کنید. ناتوانی و مهارت نداشتن در استفاده از تمام ظرفیتهای ذهنی و فکری بصورت قاعده­مند و روشمند، قوز فکری نام دارد. شما زمانی می توانید قاعده مند اندیشه کنید که بتوانید فکر و نگرش خودتان را مدیریت و کنترل کنید. امکان دارد فردی استاد دانشگاه باشد ولی نتواند از ظرفیت ذهن خود بصورت قاعده مند استفاده کند و به زبان من این افراد خمیده فکر می کنند مثل افرادی که قوز دارند. نکته ظریفی این جا وجود دارد و آن این است که فردی که قوز فکری دارد، فکر می کند و امکان دارد برخی اوقات موفقیت نیز در زندگی خود داشته باشد امّا این روش استفاده از ذهن و فکر تمام توانایی مغز و ذهن او نیست و به عبارت دیگر قاعده مند و روشمند فکر نمی­کند. من در گذشته فکر می کردم امّا اندیشه من قاعده مند و روشمند نبود به عبارت دیگر من ناتوان از استفاده درست و منطقی از تمام ظرفیت ذهن و فکر خود بودم. از طرفی فکری که مدت مدیدی روشمند و قاعده مند از آن استفاده نشود قوز پیدا می کند. وقتی ذهن و اندیشه شما قاعده­مند شد زندگی شما هم روشمند می شود و این نکته بسیارمهمی است. فردی که  فکرش قوز دارد روش زندگی او نیز قوز پیدا خواهد کرد این یک بیماری در روش زندگی است. شاید این اولین باری باشد که انسانی روش زندگی را  دچار بیماری خطاب می کند. در بر طرف کردن قوز فکری ما به دنبال این هستیم که شما به صورت قاعده مند و روشمند از ذهن و فکر خود استفاده کنید و زندگی جدیدی خلق کنید. بخصوص این کار از طریق خلق و بکارگیری  نگرشهای مختلف تاکید شده است. ما می خواهیم تکنیکها و خصوصیاتی مشترک برای ذهن ها ایجاد کنیم که کار مغز روشمند باشد. قوز فکری فاصله بین «فکر کردن» و «کیفیت فکرکردن» است.

اصلاً این بحث از کجا شروع شد؟

وقتی در دورهایی در کشور آموزش تفکر می دادم یکی از دلایل  نیاز به چنین آموزشی را بی­فکری خطاب می کردم ولی واقعاً همه­اش بی فکری نبود. «بی فکری» و «با فکری» مفهومی صفر و یک را به ذهن نزدیک می­کند. آنها فکر می کردند امّا فکر آنها روشمند و با قاعده نبود. برای همین نتایج ضعیف می­گرفتند. به دنبال این افتادم که چگونه این تفاوت را نشان دهم که مفهوم «قوز فکری» را خلق نمودم. بین «بی­فکری» و «تفکرقاعده مندو روشمند» مفهوم «قوزفکری» متولد می شود. فردی که چهل سال سن داشته  و تحصیلات آکادمیک هم دارد ولی هنوز نمی داند تفاوت نگرش و فکر چیست و نمی داند و نمی­تواند نگرش خود را مدیریت کند و حتی درک کند که مغزش چگونه فعالیت می کند و حتی یک تکنیک تفکر هم بلد نیست آیا می تواند از ذهن خود قاعده مندو روشمند استفاده کند؟ خیر. امّا این فرد دارای فکر است و خیلی از اوقات اندیشه می کند امّا فکر او روشمند نیست. فرض کنیم شما در خانواده­ای متولد شده اید، در جامعه­ای رشد کردید هرکسی هم جای شما باشد همین خواهد شد. امّا مهم این است که فکر خود را مستقل از شرایط و محیطی که  زندگی       می کنید بصورت استاندارد و قاعده مند رشد دهید و از این رشد فکری در زندگی خود تغییرات بوجود آورید. مثلاً افرادی که قوز فکری دارند نمی توانند از تجارب ذهنی سایر افراد استفاده کنند، اصلاً راه و روشی برای این کار بلد نیستند. اگرهم استفاده­ای می شود ناخود آگاه است نه این که روش یا شیوه­ای برای آن کارداشته باشند.