تبلیغات
اتاق فکر - مطالب ابر اتاق فکرف اتاق فکر در 10 گام

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




روباه و کلاغ - اموزش تفکر

اولین درسی که در اموزش اتاق فکر داده می شود  اموزش تفکر است  یکی از روشهای اموش تفکر که من در حال دنبال کردن هستم اموزش تفکر از طریق داستان هست  البته در کتاب قوز فکری این داستان اورده شده است و در جلسه دانشگاه علوم پزشکی برای اولین بار به طرح موضوع  پرداختم داستان زیر تا انتها بازی با نگرش است  در هر جای داستان به تغییر نگرش شما میپردازد همان چیزی که من می خواهم به عنوان مربی  به ان بپردازم.



کلاغ پیری تکه پنیری دزدید و روی شاخه درختی نشست

روباه گرسنه ای که از زیر درخت می گذشت، بوی پنیر شنید، به طمع افتاد و رو به کلاغ گفت:

ای وای تو اونجایی!
می دانم صدای معرکه ای داری!
چه شانسی آوردم!
اگر وقتش را داری کمی برای من بخوان

کلاغ پنیر را کنار خودش روی شاخه گذاشت و گفت:

این حرفهای مسخره را رها کن!
اما چون گرسنه نیستم حاضرم مقداری از پنیرم را به تو بدهم.

روباه گفت:

ممنونت می شوم ، بخصوص که خیلی گرسنه ام ، اما من واقعاً عاشق صدایت هم هستم.

کلاغ گفت:

باز که شروع کردی!
اگر گرسنه ای جای این حرفها دهانت را باز کن، از همین جا یک تکه می اندازم که صاف در دهانت بیفتند.

روباه دهانش را باز باز کرد.

کلاغ گفت :

بهتر است چشم ببندی که نفهمی تکه بزرگی می خواهم برایت بیندازم یا تکه کوچکی.

روباه گفت :

بازیه ؟! خیلی خوبه ! بهش میگن بسکتبال .

خلاصه … بعد روباه چشمهایش را بست و دهان را بازتر از پیش کرد و کلاغ فوری پشتش را کرد و فضله ای کرد که صاف در عمق حلق روباه افتاد.

روباه عصبی بالا و پایین پرید و تف کرد :

بی شعور ، این چی بود !

کلاغ گفت :

کسی که تفاوت صدای خوب و بد را نمی داند، تفاوت پنیر و فضله را هم نباید بفهمد
 این داستان همان داستان زاغ و کلاغی است که قبلا د ر درسها ی ما وجود داشت  در جای جا ی این داستان جهت حرکت فکر شما تغییر  می کند.