تبلیغات
اتاق فکر - مطالب ابر مهندس راهداری

با فکر مناسب به موفقیت برسید

صفحات سایت

ابر برچسبها

آمار سایت




کتاب سلاخی نخبگان

شاید بسیاری  مواقع از خودم می پرسیدم که  چرا جامعه ایران  رشد نمی کند؟ مشکل  کجاست؟ شاید بازیگرانی  به عنوان نخبه در ایران به عنوان موتور حرکت پیشرفت دیده نشده اند.
  کتاب سلاخی نخبگان علل عقب ماندگی  ایرانیان را  کالبد شکافی می کند و مفصلا  توضیح می دهد  که علل  عقب ماندگی ایرانیان  چیست ؟ این کتاب یک کتاب  تحلیلی بوده و  ذهن محاطب را به مسائل  اجتماعی  باز میکند.  اگر شما  می خواهید قوه تفکر شما رشد  کند بایستی  این کتاب را  بخوانید.




کتاب قوز فکری

این کتاب  در شرکت هواپیمایی هما رو نمایی شد . قیمت آن 25 هزارتومان و 690 صفحه است. کتابی برای تفکر کاربردی است.


این کتاب به شما کمک می کند در زندگی خود تفکر کاربردی را  بکار بگیرید. تکنیکهای فراوان  و بیان تجربه های فکری از  مزایای این کتا ب و استقبال گسترده از آن است.


با  واریز مبلغ 35 هزار تومان به شماره حساب زیر و ارسال  شماره ی پیگیری به شماره  تلفن همراه  09122167104 یا به شماره 100030900پیامک بزنید محصول خود را در هرجای ایران  رایگان دریافت کنید .

1- شماره حساب صادرات:  0102314268008

2- شماره کارت صادرات: 6037691727451890   خانم نعمتی





تکنیک توهم خلاق

تکنیک توهم خلاق به این موضوع اشاره دارد این چیزی که شما در حال دیدین هستید چه میزان واقعیت  حقیق و چه میزان اشتباه است و ب رهم منطبق هستند. یکی از پرکابردترن مسائل در حوزه تفکر این است که شما  بتوانید  واقعیت اصلی را تشخیص دهید.اکثر مواقع خلاقیت، نتیجه تشخیص خطاها از واقعیتها است. وتفکر خلا ق نوعی از تفکر است. یکی از بزرگترین مشکلات انسانها این است که تفسیر اشتباه از تجارب خود دارند و این موضوع را نمی توانند تشخیص دهند.



چیزهایی که چشم شما می بینید و طوری که مغز شما آنرا ترجمه و تفسیر می کند، باعث این خطا یا توهم می گردد. مغز شما آنچه را که چشمتان دیده است به تکانه های الکترونیکی تبدیل و آنرا منتقل می کند. وظیفه ذهن، هوش یا آگاهی مرتب کردن و دسته بندی این نشانه های الکترونیکی و قابل فهم نمودن آنهاست. بنابرین تصاویری که در ذهن شماست، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ایست که از طریق شبکه عصبی به مغز شما ارسال شده است. بدین ترتیب هیچ رنگ، بو، صدا یا مزه ای در بافتهای عصبی شما وجود ندارد که به مغز منتقل شود، بلکه تنها تکانه های کدبندی شده ای هستند که به مغز ارسال می شوند. 

از آنجایی که سیم پیچی مغز انسانها با یکدیگر تفاوت دارد و از آنجایی که بعضی از افراد در انتقال اطلاعات در شبکه عصبی خود (انتقال از قسمت چپ به قسمت راست مغز) دارای مشکلاتی هستند و همچنین از آنجا که عده ای سیستم اعصابشان از نظر فیزیکی طوری است که کد گذاریها غلط انجام می شود (مانند افرادی که بیماری کور رنگی دارند) لذا همه افراد در همه مواقع درک یکسانی از یک موضوع ندارند و ارتباط ادراکی چشم و مغز همیشه منجر به درکی منسجم از واقعیت نمی شود.بلکه بعضی از اوقات با یکدیگر تضاد پیدا می کنند. حال فرض کنید چشم و مغز نتواند درک منسجم و درستی از واقعیت آنچه که دیده اید، ارایه دهد و تمایلات و انتظارات ما نیز در موضوع اثر گذاشته باشد. حال با اطلاعات رسیده چه کار باید کرد؟ چقدر می توان به آن اتکا کرد. آیا آنچه را که دیده ایم همان واقعیت است؟
در پاسخ باید گفت شاید تنها راهی که بوسیله آن بتوان واقعیت را مورد شناسایی و بررسی قرار داد، حذف پیش فرضها و تمایلات یا عینکها و فیلترهای پنهانی است که بر موضوع اثر گذاشته، برای این منظور اولین قدم این است که متوجه شویم حواس پنجگانه نشان دهنده دقیقی از واقعیت بیرونی نیستند و این خود از ضرورتهای یک فکر خلاق است. شما برای ارزیابی صحیح دنیای اطراف خود و تعریف درست مسایل بایستی در جایگاهی فراتر از اطلاعات رسیده از حواستان قرار گیرید.
منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم و خیلی از اوقات با خطاهای عمدی خود طور دیگری به مسایل نگاه کرده تا بدینوسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. در واقع بدینوسیله سعی می کنید مجازا سیم پیچی مغز خود را تغییر، اصلاح یا توسعه دهید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکافهای موجود در بافتهای عصبی، آزاد شده و بوسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته می شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد و نهایتا این فعل و انفعالات موجب الهام یا بصیرت و کشف ناگهانی و غیر منتظره ای شود.
بنابراین برای اینکه بتوانیم خلاقانه با موضوعات برخورد کنیم یا راه حلهای جدیدی برای مسایلمان پیدا کنیم، گاهی احتیاج است بوسیله قدرت خیال و توهم موضوع را از زوایای دیگری ببینیم، هر چند که دیدن از آن زاویه اشتباه به نظر آید ( وقتی چیزی را اشتباه حس میکنیم که مفهوم درک شده از آن با مفهوم مورد انتظار ما مغایر باشد و چه بسا خیلی از مفاهیم مورد انتظار ما ممکن است غلط باشد لذا رفتن راه اشتباه باعث شناسایی و اصلاح فکرها و مفروضات غلط ما می شود). به همین دلیل بسیاری از افراد خلاق کارهایی می کنند که در ابتدا احمقانه به نظر می رسد.




جراح و تعمیرکار- اموزش تفکر از طریق داستان

 

چرا برخی بهتر از دیگران فکر میکنند؟ چرا در شرایط مساوی برخی  دادههای بهتری تولید می کنند؟ این سئوال بسیار مهمی است

که مرا واداشت به دنیال آموزش اندیشه بروم.

من علاقه زیادی به اموزش تفکر از طریق داستان دارم و ان را  روش مناسبی برای  اموزش تفکر میدانم  طرح سئوال  و پاسخ پزشک ظرافتهایی خاص از نوع تفکر دارد که می تواند  باعث شود نگرش جدیدی در ذهن شما شکل بگیرد.

جراح و تعمیرکار

 

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد!

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمد سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟!

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت : اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!





داستان /تئوری پنجره شکسته/ داستانی واقعی کنترل جرم درامریکا / بی فکری مسری است.

چندی پیش در همین سایت مطلبی درباره مسری بودن بی فکری گذاشتم  با فکری هم  مسری است یک فکر کوچک وساده می تواند جامعه ای را نجات دهد. داستان زیراثر یک فکر ساده را نشان میدهد که چگونه  یک شهر پرجرم و جنایت توسط آن کنترل شد. آموزش تفکر از طریق داستان  یکی از روشهای تدریس تفکرمن  است. که در کتاب  نیز  مثالهایی آورده شده است. نکته اموزنده این داستان ریز بدون موضوع توجه شده و اثر بزرگ ان است.


تئوری پنجره شکسته 
در دهه هشتاد در نیویورک ​باج گیری در ایستگاهها و در داخل قطارها امری روزمره و عادی بود. فرار از پرداخت پول بلیط رایج بود و سیستم مترو ٢٠٠ میلیون دلار در سال از این بابت ضرر می کرد. مردم از روی نرده ها بداخل ایستگاه می پریدند و یا ماشین ها را از قصد خراب می کردند و یکباره سیل جمعیت بدون پرداخت بلیط به داخل سرازیر می شد. اما آنچه که بیش از همه به چشم می خورد گرفیتی (Graffiti) بود. (گرفیتی نقش ها و عبارات عجیب و غریب و در همی است که بر روی دیوار نقاشی و یا نوشته می شود). هر شش هزار واگنی که در حال کار بودند از سقف تا کف و از داخل و خارج از گرفیتی پوشیده شده بودند. آن نقش و نگارهای نامنظم و بی قاعده چهره ای زشت و عبوس و غریب را در شهر بزرگ زیرزمینی نیویورک پدید آورده بودند. اینگونه بود وضعیت شهر نیویورک در دهه ١٩٨٠ شهری که موجودیتش در چنگال جرم و جنایت و کرک فشرده می شد.

با آغاز دهه ١٩٩٠ به ناگاه وضعیت گوئی به یک نقطه عطف برخورد کرد. سیر نزولی آغاز گردید. قتل و جنایت به میزان ٧٠ درصد و جرائم کوچکتر مانند دزدی و غیره ۵٠ درصد کاهش یافت. در ایستگاههای مترو....  با پایان یافتن دهه ١٩٩٠، ٧۵ درصد از جرائم از میان رفته بود. در سال ١٩٩۶ وقتی گوئتز برای بار دوم بدلیل شکایت کیبی جوانی که فلج شده بود به محاکمه فراخوانده شد روزنامه ها و مردم کمترین اعتنائی دیگر به داستان وی نکردند. زمانی که نیویورک امن ترین شهر بزرگ آمریکا شده بود دیگر حافظه ها علاقه ای به بازگشت به روزهای زشت گذشته را نداشتند.

اتفاقی که در نیویورک افتاد همه حالات مختلف را بخود گرفت مگر یک تغییر تدریجی. کاهش جرائم و خشونت ناگهانی و به سرعت اتفاق افتاد. درست مثل یک اپیدمی. بنابراین باید عامل دیگری در کار می بود. باید توضیح دیگری برای این وضعیت پیدا می شد. این "توضیح دیگر" چیزی نبود مگر تئوری "پنجره شکسته" (Broken Window Theory).

تئوری پنجره شکسته محصول فکری دو جرم شناس آمریکائی (Criminologist) بود به اسامی جمس ویلسون (James Wilson) و جورج کلینگ (George Kelling). این دو استدلال می کردند که جرم نتیجه یک نابسامانی است. اگر پنجره ای شکسته باشد و مرمت نشود آنکس که تمایل به شکستن قانون و هنجارهای اجتماعی را دارد با مشاهده بی تفاوتی جامعه به این امر دست به شکستن شیشه دیگری می زند. دیری نمی پاید که شیشه های بیشتری شکسته می شود و این احساس آنارشی و هرج و مرج از خیابان به خیابان و از محله ای به محله دیگر می رود و با خود سیگنالی را به همراه دارد از این قرار که هر کاری را که بخواهید مجازید انجام دهید بدون آنکه کسی مزاحم شما شود.

در میان تمامی مصائب اجتماعی که گریبان نیویورک را گرفته بود ویلسون و کلینگ دست روی باج خواهی های کوچک در ایستگاههای مترو، نقاشی های گرفیتی و نیز فرار از پرداخت پول بلیط گذاشتند. آنها استدلال می کردند که این جرائم کوچک، علامت و پیامی را به جامعه می دهد که ارتکاب جرم آزاد است هر چند که فی نفسه خود این جرائم کوچک اند.

این است تئوری اپیدمی جرم که بناگاه نظرات را به خود جلب کرد. حالا وقت آن بود که این تئوری در مرحله عمل به آزمایش گذاشته شود.

دیوید گان (David Gunn) به مدیریت سیستم مترو گمارده شد و پروژه چند میلیارد دلاری تغییر و بهبود سیستم متروی نیویورک آغاز گردید. برنامه ریزان به وی توصیه کردند که خود را درگیر مسائل جزئی مانند گرفیتی نکند و در عوض به تصحیح سیستمی بپردازد که بکلی در حال از هم پاشیدن بود. اما پاسخ گان عجیب بود. گرفیتی است که سمبل از هم پاشیده شدن سیستم است باید جلوی آنرا به هر بهائی گرفت. او معتقد بود بدون برنده شدن در جنگ با گرفیتی تمام تغییرات فیزیکی که شما انجام می دهید محکوم به نابودی است. قطار جدیدی می گذارید اما بیش از یکروز نمی پاید که رنگ و نقاشی و خط های عجیب بر روی آن نمایان می شود و سپس نوبت به صندلی ها و داخل واگن ها می رسد.

گان در قلب محله خطرناک هارلم یک کارگاه بزرگ تعمیر و نقاشی واگن بر پا کرد. واگن هائی که روی آنها گرفیتی کشیده می شد بلافاصله به آنجا منتقل می شدند. به دستور او تعمیرکاران سه روز صبر می کردند تا بر و بچه های محله خوب واگن را کثیف کنند و هر کاری دلشان می خواهد از نقاشی و غیره بکنند بعد دستور می داد شبانه واگن را رنگ بزنند و صبح زود روی خط قرار دهند. باین ترتیب زحمت سه روز رفقا به هدر رفته بود.

در حالیکه گان در بخش ترانزیت نیویورک همه چیز را زیر نظر گرفته ویلیام برتون (William Bratton) به سمت ریاست پلیس متروی نیویورک برگزیده شد. برتون نیز از طرفداران تئوری "پنجره شکسته" بود و به آن ایمانی راسخ داشت. در این زمان ١٧٠٫٠٠٠ نفر در روز به نحوی از پرداخت پول بلیط می گریختند. از روی ماشین های دریافت ژتون می پریدند و یا از لای پره های دروازه های اتوماتیک خود را به زور بداخل می کشانیدند. در حالیکه کلی جرائم و مشکلات دیگر در داخل و اطراف ایستگاههای مترو در جریان بود برتون به مقابله مسئله کوچک و جزئی پرداخت بهاء بلیط و جلوگیری از فرار مردم از این مسئله کم بها پرداخت.

در بدترین ایستگاهها تعداد مامورانش را چند برابر کرد. به محض اینکه تخلفی مشاهده می شد فرد را دستگیر می کردند و به سالن ورودی می آوردند و در همانجا در حالیکه همه آنها را با زنجیر به هم بسته بودند سرپا و در مقابل موج مسافران نگاه می داشتند. هدف برتون ارسال یک پیام به جامعه بود که پلیس در این مبارزه جدی و مصمم است. اداره پلیس را به ایستگاههای مترو منتقل کرد. ماشین های سیار پلیس در ایستگاهها گذاشت. همانجا انگشت نگاری انجام می شد و سوابق شخص بیرون کشیده می شد. از هر ٢٠ نفر یک نفر اسلحه غیر مجاز با خود حمل می کرد که پرونده خود را سنگین تر می کرد. هر بازداشت ممکن بود به کشف چاقو و اسلحه و بعضا قاتلی فراری منجر شود.

مجرمین بزرگ بسرعت دریافتند که با این جرم کوچک ممکن است خود را به دردسر بزرگتری بیاندازند. اسلحه ها در خانه گذاشته شد و افراد شرّ نیز دست و پای خود را در ایستگاههای مترو جمع کردند. کمترین خطائی دردسر بزرگی می توانست در پی داشته باشد.

پس از چندی نوبت جرائم کوچک خیابانی رسید. درخواست پول سر چهارراه ها وقتی که ماشین ها متوقف می شدند، مستی، ادرار کردن در خیابان و جرائمی از این قبیل که بسیار پیش پا افتاده به نظر می رسیدند موجب دردسر فرد می شد. تز جولیانی و برتون با استفاده از "پنجره شکسته" این بود که بی توجهی به جرائم کوچک پیامی است به جنایتکاران و مجرمین بزرگتری که جامعه از هم گسیخته است و بالعکس مقابله با این جرائم کوچک به این معنی بود که اگر پلیس تحمل این حرکات را نداشته باشد پس طبیعتا با جرائم بزرگتر برخورد شدیدتر و جدی تری خواهد داشت.

قلب این نظریه اینجاست که این تغییرات لازم نیست بنیادی و اساسی باشند بلکه تغییراتی کوچک چون از بین بردن گرفیتی و یا جلوگیری از تقلب در خرید بلیط قطار می تواند تحولی سریع و ناگهانی و اپیدمیک را در جامعه بوجود آورده بناگاه جرائم بزرگ را نیز بطور باور نکردنی کاهش دهد. این تفکر در زمان خود پدیده ای رادیکال و غیر واقعی محسوب می شود. اما سیر تحولات، درستی نظریه ویلسون و کلینگ را به اثبات رساند.




هدایت اندیشه تاثیر آن در شاد بودن و موفقیت

ادم ها ی معمولی دنبال  کارهای بزرگ هستند ولی ادمهای بزرگ دنبال کارهای کوچک وموثر. من در  اینجا از تمرکز که یکی از  واژههای رایج در تفکر است  صحبت خواهم کرد .

چطور می توانید به سرعت زندگی تان را بهبود بخشید؟ این مهم با کشف و تکرار سوال هایی امکان پذیر است که پرسش کننده ها آن ها را الگوی خود قرار داده اید و مورد احترام تان هستند. اگر فردی را یافتید که بسیار شادبود، به شما قول می دهم که شادی او فقط یک دلیل دارد: ” این شخص به طور مرتب روی چیزهایی تمرکز دارد، که شادش می کنند و مرتب از خودش می پرسد چه چیز او را شادتر می سازد؟ ”

سئوال به ذهن شما تمر کز می دهد  و باعث هدایت ذهن شما خواهد شد. لذا اگر  می خواهید فکر کنید  با سئوال این مهم بهتر صورت می گرد اساسا افراد متفکر سئوالات زیادی دارند سئوال ب ه ذهن شما نگرشهای جدیدی می دهد و باعث می شود شمادر ان نگرش جدید فکر کنید.

 افرادی که به لحاظ مالی وضع خوبی دارند نسبت به کسانی که وضع مالی آن ها ضعیف تر است، نگرشی متفاوت به سرمایه گذاری دارند و سوالات متفاوتی را هم مطرح می کنند. مثلا  می پرسند چگونه می توان از این بانک وام گرفت و  سود کمتری پرداخت کرد.

فاصله ی شما با هر مرحله ی جدید موفقیت در زندگی فقط به اندازه ی یک سوال است؛  این نکته بسیار مهمی  است . مثلا من چه باید بکنم تا زندگی ام من  یک تغییر جدی کند؟ این سئوال می تواند راههای جدیدی را مقابل شما قرار دهد.

یک سوال جدید  از کسی که الگو  شماست بردارید  که قبلا آرزوی شما را تجربه کرده است. ان سئوال را  به خاطر بسپارید، بپرسید تا بدان برسید.





سه موضوع مهمی که درباره تفکر بایددانست

سه خلط مطلب درباره تفکر وجود  دارد  که عبارتنداز:


1- احساس تفکر: برخی افراد احساس  تفکر دارند. چنین افرادی هم میتوانند فکر کنند و هم نکنند. یعین امکان دارد حس تفکر شما واقعی باشد با حس تفکر شما توهم باشد هر دوم یتواند باعث ایجاد احساس  تفکر شود.

2- تفکر کردن:  این برا یزمانی است که شما واقعا د رحال فکر کدن هستید و به عنوان یک مهارت به تفکر نگاه می کنید.

3-متفکر بودن:  کسی متفکر است که  درهویت او و د ر درون خودش، خود را متفکر خطاب می نماید. کسی که متفکر است دارای هویتی متفکر است.

کارااتاق فکر در  حالت آرمانی رسیدن به متفکر است. و درک سه وضعیت بالاست. این تاثیری است که  اتاق فکر بر فرد خواهد  داشت.




تکنیک جدید/ تکنیک سئوالها را به سوالهای کوچک و بیشتر تبدیل کنید-9/10/92

تکنیک جدیدی که برای  موفقیت در زندگی ایجاد کردم خرد کردن یک سوال به تعدادی سئوال دیگر است اگر شما بتوانید هر سوالی که دارید به تعدادی سئوال کوچک خرد کنید یا قدرت ذهنی داشته باشید که یک سوال را به چند سوال تبدیل کنید  شما موفقیتهای بزرگی  بدست خواهید اورید فرض کنید سوال شمااین سات که چرا حقوقتان کم است اگر بتوانید ان را به این سوالها تبدیل کنید ان وقت رشدی در زندگی شماایجاد خواهد شد 1-ایا برنامه ای برای رشد در امد خود داشته ام ؟ 2- چه کسی می تواند د رافزایش حقوق به من مشاوره بدهد ؟ 3-  افرادی که در موقعیت من هستند و موفق شدند چه کسانی هستند؟4-کدام راه مرا سریعتر به درامد بالاتر خواهد رساند؟ این تکنیک باعث گسترده شدن نگرش ما به مسائل شما می شود. کسی که قدرت پرسیدن  دارد قدرت تفکر بالاتری دارد این تکنیک قدرت زیادی در زندگی به شما خواهد داد. هر سوال یا مشکلی که دارید  به تعدادی سئوال ان را خرد کنید ! موفق باشید اگر تجربه ای د راین حوزه داشتید برای من ایمیل کنید. من خوشحال می شوم که فیدبکی از این تکنیکها در زندگی خود به من بدهید .

 





کتاب اتاق فکر- چاپ دوم

کتاب اتاق فکر در 10 گام وارد چاپ دوم بعد از 4 ماه شد قراردداد ان دقیقا د ردتاریخ 28-12- 91 بسته شد. ناشر علت فروش کتاب را پرسید در حالی که هیچ تبلیغی برای کتاب نشده بود  دلیلی که به ناشر کتاب گفتم این است که  کشور راهی جز اندیشه و خردورزی برای بیرون رفتن از مشکلات خود ندارد و اتاق فکر ابزار این کار است در کشور ما ابزاری برای خرد جمعی و بکارگیری تفکر طراحی نشده است اتاق فکر تنها ابزار است که فعلا میتواند  در کشور ما راهی برای خرد ورزی باشد. ببنید ما همه جور تخصصی در کشو رداریم یعنی مشکل مدرک در کشور ما وجود ندارد از ان طرف کلی مسئله داریم که حل نشده باقی مانده است تنها پل ارتباطی  این دو حوزه تفکر است اگر تفکر درست باشد عمل هم حتمااصلاح خواهد شد چون ما افراد عملگرا زیاد داریم . ایکشور و سازمانهای ان راهی جز خردورزی ندارند و این از کوچه  تفکر عبور میکند همچنین  قرار شد  در چاپ سوم مصاحبهه  ها و سئوالات دیگری نیز به کتاب ضمیمه  شود تا خواننده درک بهتری داشته باشد. راهداری - چاپ مجدد کتاب اتاق فکر





اتاق فکر در مدیریت منابع انسانی

وقتی یکی از کتابهای مدیریت منابع انسانی را میخواندم که جزو  کتابهای ترجمه شده جدید است هیچ توضیحی برای رشد تفکر کارکنان نداشت مثل این که  این ادمهای داخل سازمان هیچ فکر ندارند مغز ادمها متولی در مدیریت منابع انسانی  نداشت معلوم نیست که جز طراحی شغل و شرح وظیفه و سایر موارد تکراری چیز دیگری وجود ندارد که ما درسازمان خود بکار بگیریم. اتاق فکر دغدغه مدیریت فکر کارکنان برای ارتقای انها را دارد بدون این دغدغه  فکر سازمان و شرکت رشدی نخواهد کرد ایا با یک طراحی شغل فکر افراد به کار گرفته خواهد شد ؟اتاق فکر عصای مدیریت منابع انسانی در رشد افکار کارکنان سازمان است البته لازم است که گفته شود که اتاق فکر بایستی با استاندارد لازم تشکیل شود که من د رکتا ب خود مفصلادر باره ان صحبت کرده ام.مدیر منابع انسان بایستی برنامه برای رش کارکنان داشته باشد و این برنامه از درون اتاق فکر  محقق خواهد شد./ مهندس راهداری. نویسنده اتاق فکر در 10 گام





اتاق فکر در سازمان / اتاق فکر

اتاق فکر در سازمان نقش بسیار مهمی دارد از جمله انها ا رتباط فکری کارکنان سازمان بایکدیگر است معمولا ارتباط فکر ی در سازمان  به سختی و به ندرت اتفاق می افتد و یکی از دلایل شکست استراتژی ریاست سازمان است .چون برای پیاده سازی استراتزی نیاز به مفاهمه فکری است  و معمولا این مفاهمه فکری اتفاق نمیافتد  عملا  اتاق فکر جایی است که ارتباطات فکری فعال می شود . در هیچ کجای سازمان مفاهمه  فکری اتفاق نمیافت در حقیقت اتاق فکر یک ساختار و یا یک پایگاهی برای مفاهمه است البته واضح است کار به این سادگی نیست  و نیاز به  تمرین و ممارست دارد بعد دیگر اتاق فکر  مربوط به  مدیریت منابع انسانی فکور است . سازمان بایستی برای رشد نیروی انسانی فکرو برنامه اجرایی داشته باشد والا در دراز مدت کارکنان از نظر فکری وضعیت بد پیدا خواهند کرد . راهداری نویسنده  کتاب اتاق فکر در 10 گام



اتاق فکر- اتاق فکر- مصاحبه با ایبنا با مهندس راهداری

http://www.ibna.ir/vdchivnzx23n-6d.tft2.html برگرفته  از سایت ایبنا

علیرضا راهداری/ جلد کتاب
علیرضا راهداری/ جلد کتاب
خبرنگار : سمیرا سرخان زاده

کارشناس و مجری اتاق فکر:

  «اتاق فکر در 10 گام» براساس واقعیت فکری جامعه نوشته شده است

2 اسفند 1391 ساعت 11:10
علیرضا راهداری، نویسنده کتاب «اتاق فکر در 10 گام» می‌گوید: این کتاب را بر اساس تجربه‌ای عملی در یک سازمان بزرگ ایرانی نوشته‌ام و به صورت عملی ناکارآمدی بسیاری از مطالب ترجمه شده یا تئوری‌ها را دیده‌ام. ویژگی بارز کتاب این است که بر اساس واقعیت فکری این جامعه پدید آمده است چرا که بخشی از موفقیت اندیشه به محیط آن باز می‌گردد.-
راهداری، کارشناس ارشد مدیریت تحول در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، با اشاره به این که در کتابش طی 10 گام مفهوم، انواع برنامه‌ریزی و فعالیت در اتاق فکر را توضیح داده است، اظهار کرد: این چارچوب با تعریف، چیستی، چرایی و آموزش تشکیل اتاق فکر آغاز می‌شود و با پاسخ به سوالاتی که درباره اتاق فکر در کارگاه‌ها طرح شده‌اند، پایان می‌یابد. 

وی اندیشه‌ورزی روشمند را لازمه رشد جوامع دانست و گفت: در این راستا اتاق فکر ساختاری برای تفکر روشمند جمعی ارایه می‌کند. چنان‌چه تفکر انسان تغییر کند تمامی مهارت‌ها و زندگی او نیز تغییر خواهد کرد. با تغییر اندیشه انسان‌ها می‌توان رفتار آن‌ها و رفتار جوامع را تغییر داد.

وی در تعریف اتاق فکر و مباحث این اثر گفت: داستان اتاق فکر از فکر آغاز می‌شود، این‌که چگونه فکر کنیم، ابزار و مهارت تفکر چیست و چه کسی باید فکر کردن را به ما بیاموزد؟ چرا که برای تفکر به روش، مکانیزم و ساختار ویژه‌ای نیازمندیم به ویژه در مواقعی که بخواهیم به شکل جمعی فکر کنیم، در این شرایط باید ادبیات، ساختار و مدیریت تفکر به صورت جمعی صورت گیرد. اتاق فکر جایی است که تفکر جمعی روشمند رخ می‌دهد. روشمندی در این ساختار بسیار مهم است چرا که تفکر جمعی روش دارد و فعالیتی سلیقه‌ای به شمار نمی‌آید.

راهداری با تاکید بر این که «اتاق فکر» ساختاری برای تفکر روشمند جمعی محسوب می‌شود، بیان کرد: شعار من این است که «تصمیم بگیریم فکر نکنیم». اگر بتوانیم فکر نکنیم یعنی «فکر» را شناخته‌ایم. شناخت ما از فکر بسیار سطحی است و جالب است بدانید فکر تنها نعمتی است که بشر به خاطر آن هیچ شکایتی از پروردگار ندارد، یعنی همه افراد خود را به اندازه کافی فکور می‌دانند. در این اثر تنها برای فکرکردن به نصیحت کردن اکتفا نشده بلکه ساختار، روش، فرایند و آموزش و از همه مهم‌تر ساختار ارتباطی فکر با یک حکومت نیز بیان شده است.

وی در پاسخ به این پرسش که با وجود آن که فکر کردن تا حدی ذاتی است، چگونه می‌توان تفکر را آموزش داد؟ عنوان کرد: تفکر مهارتی مانند سایر مهارت‌هاست که با تمرین می‌توان آن را توسعه داد. چنان‌چه افراد طالب زندگی جدید و بهترند بایستی اندیشه کنند. در این مسیر باید بدانیم اگر تفکر ما تغییر کند، زندگی ما نیز تغییر خواهد کرد. ما مهارتی به نام «مهارت تفکر به تفکر» داریم که یک «اَبَر مهارت» محسوب می‌شود و از مهارت اندیشه نیز بالاتر است. در حقیقت اتاق فکر مکانی برای رشد این ابر مهارت به شمار می‌آید.

کارشناس اتاق فکر افزود: اکنون در کشورهای پیشرفته به کودکان 8 ساله تفکر را آموزش می‌دهند. «رابرت فیشر» از  محققان و نویسندگان این حوزه است.

وی درباره این مطلب که بخشی از مباحث کتاب «اتاق فکر در 10 گام» به سیستم‌های آموزشی اختصاص دارد، چگونه می‌توان تفکر در این سیستم را به چالش کشید یا آن را نقد کرد؟ گفت: متاسفانه یکی از نقاط ضعف سیستم آموزش‌ ما ارایه چند گزینه مشخص یا همان سوالات تستی به دانش‌آموزان است. ما نسلی داریم که به اعتقاد من فقط چهارگزینه‌ای هستند. ما برای تفکر گزینه‌های متعددی ارایه نمی‌کنیم تا ذهن دانش‌آموزان در فضای گسترده‌تری به تفکرات پویا، خلاق، تفکر واگرا یا انتقادی دست یابد. در کشورهای پیشرفته دنیا از ابتدا به آموزش تفکر و انواع آن می‌پردازند و درسی را به این امر یعنی آموزش صریح تفکر اختصاص داد‌ه‌اند. «دوبونو» مخترع تفکر جانبی می‌گوید «من دکترهایی را دیدیم که اندیشه کردن بلد نبودند». با وجود این در می‌یابیم سیستم آموزشی که تنها دنبال ارایه اطلاعات به دانش‌آموز و پرسیدن همان مطالب است، فقط یک رایانه برای ما می‌سازد نه یک اندیشمند!

نویسنده کتاب «اتاق فکر در 10 گام» درباره ضرورت پرداختن به تفکر اظهار کرد: کشورها علاوه بر منابع طبیعی، منابع انسانی هم در اختیار دارند که استفاده و بهره‌برداری از نیروها و ظرفیت‌های آن‌ انسان‌ها نیازمند مدیریتی علمی است و مهم‌ترین ثروت این منابع انسانی، اندیشه آن‌ها به شمار می‌آید. اتاق فکر این بستر را فراهم می‌کند که ثروت این منابع انسانی به‌کار گرفته شود. حکومت هم در مدیریت و هم به‌کارگیری اندیشه مردم به عنوان یک منبع و ثروت ملی سهم دارد. اتاق فکر ساختار و پاسخ حکومت به مدیریت اندیشه افراد جامعه نیز می‌تواند باشد. در این مسیر حکومت‌ها می‌توانند با استفاده از راهکارهایی که اتاق فکر به آن‌ها ارایه می‌کند به شناسایی افراد فکور و استفاده از اندیشه آن‌ها بپردازند. همچنین از این طریق می‌توانند کادرسازی فکری در حکومت داشته باشند.

کارشناس مدیریت تحول یکی دیگر از آسیب‌های نحوه تفکر در سیستم آموزشی ما را نیاموختن طریقه تفکر در دانشگاه‌ها دانست و گفت: متاسفانه در دانشگاه‌ها مجموعه‌ای از اطلاعات و داده‌های گوناگون در ذهن افراد جایگزین می‌شود و ما با استفاده از همین داده‌های محدود انتظار حل مسایل گوناگون و ارایه راه‌حل‌های متفاوت را داریم. در حالی که دانش بدون اندیشه و تفکر کاربردی ندارد. متاسفانه ما نتوانستیم آن گونه که باید بحث اندیشه را در جامعه خود فرهنگسازی و پیاده‌سازی کنیم. چنان‌چه نتوانیم اندیشه را مدیریت و فعال سازیم، چگونه می‌توانیم تولید علم داشته باشیم؟ تولید علم از کوچه اندیشه می‌گذرد.

وی در پاسخ به این سوال که اتاق فکر چگونه می‌تواند این جریان را تصحیح و در مسیر اصلی خود هدایت کند؟ گفت: اتاق فکر ـ در مراتب بالای خود ـ در حقیقت یک برنامه حکومتی است تا حکومت بتواند فکرهای خوب را به سطح بالاتر جامعه بکشاند و از آن‌ها استفاده کند. متاسفانه مدارک دانشگاهی ما تا حد زیادی افزایش یافته‌اند و افراد تحصیل کرده فراوانی در جامعه داریم اما بسیاری از مسایل جامعه ما همچنان حل نشده باقی مانده‌اند. جامعه زمانی رشد می‌کند که بتواند فکرکردن را به اعضای خود بیاموزد برای این کار نیازمند ساختاری برای اندیشه‌ورزی جمعی هستیم چرا که تفکر باید به شکل جمعی رخ دهد. با رشد جوامع بشری دیگر رشد اندیشه فردی کافی نیست و تفکر جمعی امری ضروری محسوب می‌شود. این امر نیازمند ابزاری به نام اتاق فکر است.

راهداری در پاسخ به این سوال که ارتباط تفکر با عادت در چیست و چگونه می‌توان تفکر را به دایره امور روزمره کشاند؟ اظهار کرد: فکر به ما اجازه نوعی خودآگاهی و دوری از عادت‌های متداول را برای انجام کارهای جدید می‌دهد. ما در اتاق فکر عادت به تغییر را می‌آموزیم. در این راستا نیازمند اتاق فکریم تا هر چند وقت یکبار خانه ذهن را با تکنیک‌هایی خانه تکانی کنیم. اتاق فکر مکانی است که به ما تفکر را یادآوری می‌کند. اتاق فکر با اصرار، تمرین و اختصاص وقت سعی دارد اندیشه را برای ما به یک عادت بدل کند.

ششمین فصل کتاب «اتاق فکر در 10 گام» به آسیب‌های اتاق فکر اختصاص دارد. در این‌جا این سوال مطرح می‌شود که آیا تفکر و اندیشه که امری در حال رشد و توسعه‌ است، دچار آسیب و افول خواهد شد؟ راهداری در این‌باره بیان کرد: اگر فکر درست و حقیقی باشد دچار آسیب نخواهد شد اما در واقعیت این گونه نیست. اغلب آسیب‌های فکر همان آسیب اتاق فکر است چرا که اتاق فکر از آجرهای فکر تشکیل شده است. عواملی مانند عوام‌زدگی در اتاق فکر، خودمحوری، ترس از بیان فکر، بایگانی شدن افکار،‌ نداشتن آموزش لازم، ضعف مدیریت، ایستا شدن اتاق، اتاق فکر بی فکر، حضور بدون مطالعه، بیش از حد جدی بودن و جهت‌گیری سیاسی ـ عقیدتی از جمله عواملی‌اند که در شمار آسیب‌های اتاق فکر به شمار می‌آیند و می‌توانند اتاق را از مسیر خود منحرف سازند.

وی در پاسخ به این سوال که در کتابش تا چه حد به حل بحران‌ها و آسیب‌های اتاق فکر پرداخته است؟ گفت:‌ اتصال تمامی اتاق‌های فکر با یکدیگر از عوامل حیات و پویایی تفکر است. مهمترین ویژگی تفکر، سیال بودن آن است و ما نمی‌توانیم فکر را در یک اتاق دفن یا محصور کنیم، یکی از اشکالات مهم اتاق‌های فکر کشورمان منقطع بودن آن‌ها از یکدیگر است. به این دلیل ایده تشکیل «اتاق فکر مادر» را در کتاب مطرح کردم که محلی برای ارتباط اتاق‌های فکر کشور با یکدیگر است.

کارشناس و مجری اتاق فکر در پاسخ به این سوال که ویژگی بارز این اثر در چیست و چه تفاوتی با سایر مکتوبات این حوزه دارد؟ گفت: اغلب این آثار یا به شکل تئوری‌ نوشته شده‌اند یا ترجمه آثار و آرای دیگرانند که البته قسم دوم بیشتر متداول است. کتاب حاضر را بر اساس تجربه‌ای عملی در یک سازمان بزرگ ایرانی نوشته‌ام و به صورت عملی ناکارآمدی بسیاری از مطالب ترجمه شده یا تئوری‌ها را دیده‌ام. اتاق فکری که من از آن صحبت کردم اتاق فکری است که در یک سازمان ایرانی تجربه شده است. ویژگی بارز کتابم این است که بر اساس واقعیت فکری این جامعه پدید آمده است چرا که بخشی از موفقیت اندیشه به محیط آن باز می‌گردد. تفکر منهای محیط کاربردی نخواهد بود.

وی افزود: رویکرد دیگر اثرم نگاه حکومتی به فکر است. یعنی در یک فضای مجازی از اتاق فکر صحبت نکرده‌ام بلکه ساختاری برای ارتباط اتاق فکر با حکومت را مطرح کردم به عنوان مثال برای هر مجموعه شغلی اتاق فکری پیشنهاد کرده‌ام مانند اتاق فکر دولت، اتاق فکر روزنامه‌ها، اتاق فکرشهرداری‌ها، اتاق فکر حوزه، اتاق فکر بازرگانی، اتاق فکر نیروهای مسلح. از این رو مهم‌ترین ویژگی اثرم را ارایه دستاورهای تجربی و علمی بیش از چهار سال فعالیت اجرایی در یکی از سازمان‌های دولتی می‌دانم.

راهداری مهمترین ویژگی رویکرد نگارشی خود را ارایه اثری ماندگار و تداوم این مسیر یعنی تعامل مستمر با مخاطبان و انتقال تجارب خود از طریق نوشتن کتاب یاد کرد و گفت: کوشیدم در این مسیر نوآوری داشته باشم و تصمیم ندارم با تالیف یک کتاب برای همیشه دنیای مکتوبات را ترک کنم. من به این فضا وارد شدم تا در آن باقی بمانم و در این مسیر نگاه مشتری‌مدارانه یعنی جلب رضایت مخاطب از طریق پاسخگویی به نیازهای او را مدنظر دارم.

نویسنده کتاب «اتاق فکر در 10 گام» در پاسخ به این سوال که اقشار گوناگون جامعه با مطالعه کتاب‌هایی که با موضوع اتاق فکر تدوین شده‌اند به چه دستاورهایی دست خواهند یافت؟ بیان کرد: آگاهی عموم افراد جامعه نسبت به اندیشه افزایش می‌یابد. در اغلب این آثار آموزش‌هایی برای تفکر و خردورزی وجود دارد که می‌تواند سطح تفکر، تجربه و عملکرد افراد را افزایش دهد و مهم‌تر از همه به آن‌ها تفکر جمعی را یادآور شود که تفکری روشمند به‌شمار می‌آید.

وی در پاسخ به سوال آیا برخی مفاهیم در فصول گوناگون این کتاب به شکل تکراری به کار گرفته نشده‌اند؟ گفت: کتاب «اتاق فکر در 10 گام» از ابعاد مختلف به مخاطبان خود یادآور می‌شود که هر جامعه‌ای در راستای رشد ناچار است برای «تفکر» برنامه، هدفگذاری و بستر داشته باشد. کتاب حاضر این مفهوم را در ارتباط با ساختارهای گوناگون جامعه از دیدگاه‌های مختلف یادآوری می‌کند.

نخستین چاپ کتاب «اتاق فکر در 10 گام» را انتشارات نظری با شمارگان یک‌هزار نسخه در 480 صفحه به بهای 15 هزار تومان روانه بازار نشر کرده است. بسته لوح فشرده این اثر به همراه کتاب، رایگان عرضه می‌شود و بهای این لوح فشرده به تنهایی 20 هزار تومان است.




19-شما در حوزه سایبر نیز فعال هستید آیا کتابی در این حوزه در حال تالیف دارید؟

از علایق دیگر من حوزه سایبر است. در حال حاضر کتابی با عنوان «سایبر تروریسم  در 7 گام» تالیف نموده ام  که در مراحل پایانی است و به نظر می­رسد بعد از فرودین 92 به بازار روانه  شود . البته من در این حوزه نیز به دنبال تالیف کتابهای دیگری با عناوین «سایبر دمکراسی»  «سایبرژورنالیسم»و «سایبر دیپلماسی» نیز هستم  که در آینده­ای نزدیک روانه بازار خواهد شد.





18- کتاب بعدی شما در حوزه اندیشه چه کتابی خواهد بود ؟راهداری نویسنده اتاق فکر در 10 گام

من در حال حاضر کتاب دیگری با عنوان  «سلاخی نخبگان، از دستگیری ممدریش تا دستگیری باربی» را در حال تالیف د ارم که یک کتاب تحلیلی اجتماعی است  فکر کنم این کتاب در فرودین 92 به پایان برسد بعد از این کتاب، تالیف کتاب دیگری با عنوان «قوز فکری» آغاز خواهم کرد که کتابی کاربردی در حوزه اندیشه خواهد بود. بعد از این کتاب کتابی با عنوان «تفکر جانبی» را آغاز خواهم نمود.کسی که مخاطب کتابهای من شود تا پایان عمر همراه من خواهد بود چون من در این حوزه تا زمانی که زنده هستم به تالیف خواهم پرداخت.





17-آیا شما تکنیکی برای تفکر ابداع کرده اید ؟راهداری نویسنده اتاق فکر در 10 گام

من با توجه به نیاز جامعه ایران تکنیکهای تفکری را ابداع کرده ام . به عنوان مثال تکنیک « درباره ایده ات کتاب بنویس» این تکنیک اثرات بسیار زیادی دارد چون شما را وادرا به تفکر میکند مثلا شما ایده فروش یک کالا را  در ذهن دارید از شما میخواهم درباره این ایده خود یک کتاب بنویسید خوب شما می­پرسید چگونه که این  همان تمرین فکرکردن است که قبلا درباره آن با شما صحبت کردم این کار باعث اندیشه کردن شما خواهد شد البته این تکنیک خودش نیاز به آموزش دارد  بدون  تمرین وپیگیری استاد نمی­توان این تکنیک هارا بکار بست. البته این تکنیک در کتاب نیامده است  تصمیم دارم این تکنیکها را در کتابهای بعدی خود  به صورت یکجا بیاورم البته درکتاب اتاق فکر در 10گام فصلی به تکنیکهای تفکر پرداخته شده است.

اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر- اتاق فکر-= اتاق فکر








  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2